وقتی کسایی که نزدیکمن باهام سرد رفتار میکنن دلم میخواد بیارمشون خونمون یکساعت فقط رفتار مامان بابام با منو ببینه بفهمه از بچگی چجوری بزرگ شدم تا گوه گنده تر از دهنش نخوره قرمدنگ.
من واقعا چهرهی قابل اعتمادی دارم. بچهها برام دست تکون میدن، دختر خوشگلا بهم لبخند میزنن، سگها و گربهها باهام بازی میکنن. ولی پیرمردا؛ همچنان هیز و دیوثانه نگاه میکنن.
یه نصیحت به پسرا هیچوقت جلوی دختر فلکس نکنید حتی مهم ترین دستاوردهاتون رو مستقیم نگید اونا زرنگن خودشون میفهمن، ولی وقتی خودت شروع کنی از خودت تعریف کردن ترن آف میشن خلاصه دخترا اونی که باید بفهمن رو میفهمن اصلا نیاز نیست دهن باز کنی
امیدوارم قبل از اینکه بمیرم بلخره اینو یاد بگیرم که باید به آدمها همونقدر ارزش و توجه بدم که اونا ظرفیتش رو دارن، نه به اندازه ظرفیت های درونی خودم، چون در نهایت همیشه این خودم خواهم بود که سرخورده میشم و آسیب میبینم نه هیچکس دیگه.
آدم وقتی در ضعیفترین و آسیبپذیرترین حالتشه نیاز داره بدونه تو این دنیا کَسوکار داره و تنها نیست. اوننقطه دقیقا همونجاست که اطرافیانمون میتونن بهمون نشون بدن کجای قصهما هستن. اونجاست که روابط ما با آدمهای دوروبرمون یا اوج میگیره یا کمرنگ میشه.