نخستین زوزهی یک گرگ عظیمالجثه ( Dire Wolf ) پس از ۱۰ هزار سال
گرگهای عظیمالجثه یا Dire Wolfها، گونهای افسانهای و منقرضشده از گرگان بزرگجثه بودند که بیش از ده هزار سال پیش روی زمین پرسه میزدند ( شاید در سریال Game of Thrones این گرگ ها رو دیده باشید ) حالا، برای نخستینبار در تاریخ، صدای زوزهی یکی از آنها دوباره در جهان طنین انداخته است.
با «رومولوس» و «رموس» آشنا شوید؛ نخستین جانوران منقرضشدهای که بهطور رسمی احیا شدهاند. آنها در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۲۴، چشم به جهان گشودند ( البته خبر موفقیت جدیدا منتشر شده )
گرگهای عظیمالجثه هزاران سال پیش از میان رفته بودند، اما شرکت زیستفناوری Colossal با بهرهگیری از فناوری پیشرفتهی ویرایش ژنتیکی (CRISPR) موفق شده ژنوم کامل این گونه را با دقتی بینظیر از DNA باستانی فسیلهایی با قدمت ۱۱٬۵۰۰ تا ۷۲٬۰۰۰ سال استخراج و بازسازی کند و در نهایت، آنها را به زندگی بازگرداند.
شرکت Colossal در بیانیهای رسمی اعلام کرده:
➡️ @ultratimebase
گرگهای عظیمالجثه یا Dire Wolfها، گونهای افسانهای و منقرضشده از گرگان بزرگجثه بودند که بیش از ده هزار سال پیش روی زمین پرسه میزدند ( شاید در سریال Game of Thrones این گرگ ها رو دیده باشید ) حالا، برای نخستینبار در تاریخ، صدای زوزهی یکی از آنها دوباره در جهان طنین انداخته است.
با «رومولوس» و «رموس» آشنا شوید؛ نخستین جانوران منقرضشدهای که بهطور رسمی احیا شدهاند. آنها در تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۲۴، چشم به جهان گشودند ( البته خبر موفقیت جدیدا منتشر شده )
گرگهای عظیمالجثه هزاران سال پیش از میان رفته بودند، اما شرکت زیستفناوری Colossal با بهرهگیری از فناوری پیشرفتهی ویرایش ژنتیکی (CRISPR) موفق شده ژنوم کامل این گونه را با دقتی بینظیر از DNA باستانی فسیلهایی با قدمت ۱۱٬۵۰۰ تا ۷۲٬۰۰۰ سال استخراج و بازسازی کند و در نهایت، آنها را به زندگی بازگرداند.
شرکت Colossal در بیانیهای رسمی اعلام کرده:
«این لحظه، نهفقط نقطهعطفی در تاریخ شرکت ماست، بلکه جهشی بزرگ برای علم، حفظ تنوع زیستی، و حتی برای خودِ بشریت به شمار میرود
از همان آغاز، هدف ما روشن بود: بازنویسی تاریخ و تبدیلشدن به نخستین شرکتی که با استفاده از فناوری CRISPR موفق میشود گونهای منقرضشده را دوباره زنده کند. حالا با تحقق این هدف، ما همچنان به راه خود ادامه میدهیم — در مسیر رسالتی گستردهتر: بازگرداندن زمین به حالتی سالمتر و متعادلتر»
«اما این فقط لحظهی ما نیست ، لحظهای است برای علم، برای سیارهمان، و برای تمام آنچه دوستش داریم. چشمانتان را ببندید و بار دیگر به آن زوزه گوش دهید. بیندیشید که این اتفاق چه معنایی میتواند برای همهی ما داشته باشد»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍25❤11👏5👌3😍2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انقلاب در رباتهای مینیاتوری، رباتی به کوچکی یک بند انگشت، با توانایی پرش و پرواز
محققان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) ربات کوچکی به اندازه یک بند انگشت و با وزنی کمتر از یک گیره کاغذ طراحی کردهاند که میتواند با پرشهای خود از موانع بلند عبور کرده و سطوح شیبدار یا ناهموار را پشت سر بگذارد. این ربات دارای یک پای فنری برای پرش و چهار بال متحرک است که به آن امکان کنترل جهت و تعادل در هوا را میدهد. این طراحی نوآورانه به ربات اجازه میدهد با مصرف انرژی کمتر نسبت به رباتهای پروازی، در عملیاتهایی مانند جستوجو و نجات در محیطهای دشوار و محدود بهکار گرفته شود.
منبع MIT
🆎 @ultratimebase
محققان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) ربات کوچکی به اندازه یک بند انگشت و با وزنی کمتر از یک گیره کاغذ طراحی کردهاند که میتواند با پرشهای خود از موانع بلند عبور کرده و سطوح شیبدار یا ناهموار را پشت سر بگذارد. این ربات دارای یک پای فنری برای پرش و چهار بال متحرک است که به آن امکان کنترل جهت و تعادل در هوا را میدهد. این طراحی نوآورانه به ربات اجازه میدهد با مصرف انرژی کمتر نسبت به رباتهای پروازی، در عملیاتهایی مانند جستوجو و نجات در محیطهای دشوار و محدود بهکار گرفته شود.
منبع MIT
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👏11👍7👌7❤3🔥2😢1
ایسلند فقط جایی برای تماشای طبیعت نیست ، اینجا طبیعت شما را در خودش غرق میکند، طوری که حس میکنید جزئی از آن هستید.
در دل این سرزمین افسانهای، شفقهای قطبی فقط یک پدیدهی علمی نیستند؛ انگار زندهاند و با شما حرف میزنند.
از سپتامبر تا آوریل، آسمان هر شب به صحنهای خیرهکننده تبدیل میشود ، رقص نورهای سبز، بنفش، آبی و صورتی روی پردهای تاریک.
بر فراز یخچالهای یخزده، کوههای ساکت و سواحل سیاهرنگ، طبیعت و آسمان در هماهنگی بینظیری با هم نجوا میکنند.
🌍 @ultratimebase
در دل این سرزمین افسانهای، شفقهای قطبی فقط یک پدیدهی علمی نیستند؛ انگار زندهاند و با شما حرف میزنند.
از سپتامبر تا آوریل، آسمان هر شب به صحنهای خیرهکننده تبدیل میشود ، رقص نورهای سبز، بنفش، آبی و صورتی روی پردهای تاریک.
بر فراز یخچالهای یخزده، کوههای ساکت و سواحل سیاهرنگ، طبیعت و آسمان در هماهنگی بینظیری با هم نجوا میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2😍19❤6👍4🤩4👏3🥰1😭1
ستارهشناسان ادعا میکنند قویترین شواهد از حیات فرازمینی را یافتهاند
اخیراً دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) به شواهدی دست یافتهاند که ممکن است قویترین نشانههای حیات فرازمینی تا به امروز باشد. این نشانهها در سیارهای به نام K2-18 b، واقع در فاصله ۱۲۴ سال نوری از زمین در صورت فلکی شیر، کشف شدهاند.
تجزیه و تحلیلهای انجامشده توسط JWST نشاندهنده حضور مولکولهایی مانند دیمتیلسولفید (DMS) و دیمتیلدیسولفید (DMDS) در جو این سیاره است. در زمین، این ترکیبات عمدتاً توسط موجودات زنده، بهویژه فیتوپلانکتونهای دریایی، تولید میشوند. اگرچه این یافتهها هنوز قطعی نیستند، اما احتمال وجود حیات میکروبی در K2-18 b را افزایش میدهند.
سیاره K2-18 b بهعنوان یک سیاره "هایسیان" طبقهبندی میشود؛ سیارهای با سطح پوشیده از اقیانوس و جوی غنی از هیدروژن. این سیاره تقریباً ۹ برابر جرم زمین را دارد و در منطقه قابل سکونت ستارهاش قرار گرفته است، جایی که دما برای وجود آب مایع مناسب است. این ویژگیها آن را به یکی از بهترین نامزدها برای جستجوی حیات فرازمینی تبدیل کردهاند.
با وجود هیجانانگیز بودن این کشف، دانشمندان تأکید میکنند که باید با احتیاط به آن نگاه کرد. برخی از محققان معتقدند که این ترکیبات ممکن است از فرآیندهای غیرزیستی نیز منشأ گرفته باشند. برای تأیید قطعی وجود حیات، نیاز به مشاهدات و تجزیهوتحلیلهای بیشتری است.
این کشف نشاندهنده پیشرفتی مهم در زمینه اخترزیستشناسی است و امیدها برای یافتن حیات در خارج از منظومه شمسی را افزایش داده است. با ادامه تحقیقات و استفاده از فناوریهای پیشرفتهتر، ممکن است در آیندهای نهچندان دور به پاسخ سؤال دیرینه "آیا ما تنها هستیم؟" نزدیکتر شویم
منبع : Times - newscientist - Reuters
🐱 @ultratimebase
اخیراً دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) به شواهدی دست یافتهاند که ممکن است قویترین نشانههای حیات فرازمینی تا به امروز باشد. این نشانهها در سیارهای به نام K2-18 b، واقع در فاصله ۱۲۴ سال نوری از زمین در صورت فلکی شیر، کشف شدهاند.
تجزیه و تحلیلهای انجامشده توسط JWST نشاندهنده حضور مولکولهایی مانند دیمتیلسولفید (DMS) و دیمتیلدیسولفید (DMDS) در جو این سیاره است. در زمین، این ترکیبات عمدتاً توسط موجودات زنده، بهویژه فیتوپلانکتونهای دریایی، تولید میشوند. اگرچه این یافتهها هنوز قطعی نیستند، اما احتمال وجود حیات میکروبی در K2-18 b را افزایش میدهند.
سیاره K2-18 b بهعنوان یک سیاره "هایسیان" طبقهبندی میشود؛ سیارهای با سطح پوشیده از اقیانوس و جوی غنی از هیدروژن. این سیاره تقریباً ۹ برابر جرم زمین را دارد و در منطقه قابل سکونت ستارهاش قرار گرفته است، جایی که دما برای وجود آب مایع مناسب است. این ویژگیها آن را به یکی از بهترین نامزدها برای جستجوی حیات فرازمینی تبدیل کردهاند.
با وجود هیجانانگیز بودن این کشف، دانشمندان تأکید میکنند که باید با احتیاط به آن نگاه کرد. برخی از محققان معتقدند که این ترکیبات ممکن است از فرآیندهای غیرزیستی نیز منشأ گرفته باشند. برای تأیید قطعی وجود حیات، نیاز به مشاهدات و تجزیهوتحلیلهای بیشتری است.
این کشف نشاندهنده پیشرفتی مهم در زمینه اخترزیستشناسی است و امیدها برای یافتن حیات در خارج از منظومه شمسی را افزایش داده است. با ادامه تحقیقات و استفاده از فناوریهای پیشرفتهتر، ممکن است در آیندهای نهچندان دور به پاسخ سؤال دیرینه "آیا ما تنها هستیم؟" نزدیکتر شویم
منبع : Times - newscientist - Reuters
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍26❤12👌7👏2⚡1🤔1🤩1
پرندگان باهوشتر از آن هستند که فکر میکردیم؛ هوش دوبار در طبیعت تکامل یافته !
ما انسانها اغلب مغزمان را بهعنوان اوج هوش طبیعت میدانیم؛ مغزی که میتواند منطق را به کار بگیرد، ریاضیات را حل کند و در مفاهیم انتزاعی غوطهور شود. اما واقعیت این است که ما تنها گونهی هوشمند روی زمین نیستیم.
تحقیقات جدید نشان میدهد که پرندگان، با مغزهایی بسیار کوچکتر و ساختاری کاملاً متفاوت از مغز پستانداران، رفتارهایی شگفتانگیز از خود نشان میدهند: کلاغها ابزار میسازند، زاغها آیندهنگری میکنند، طوطیها در زبالهدانهای تلهگذاریشده را باز میکنند و چرخریسکها هزاران دانهی پنهانشده را به خاطر میسپارند.
اما نکتهی شگفتانگیز این است: این سطح از هوش در پرندگان، کاملاً مستقل از پستانداران تکامل یافته است.
مغز پرندگان فاقد ساختار قشای مغزی (neocortex) معروف پستانداران است ، بخشی از مغز انسان که تصور میشد کانون قدرت شناختی ماست. در گذشته تصور میشد رفتار پرندگان صرفاً غریزی است، اما مطالعات پیشگامانه در دههی ۱۹۶۰ نشان داد که مغز پرندگان نیز دارای شبکههای عصبی پیچیده مشابه با پستانداران است، حتی اگر ظاهرشان کاملاً متفاوت باشد.
در مطالعات تازهای که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، دانشمندان با بررسی رشد مغز در جنین پرندگان، پستانداران و خزندگان و با استفاده از ابزار پیشرفتهای به نام تعیین توالی RNA در سطح سلول منفرد نشان دادند که اگرچه مدارهای عصبی در مغز پرندگان و پستانداران عملکردی مشابه دارند، اما از مسیرهای تکاملی کاملاً جداگانهای منشأ گرفتهاند.
به بیان دیگر: هوش پیچیده نه یکبار، بلکه دستکم دوبار در تاریخ تکامل مهرهداران پدید آمده است.
این دستاوردها نهتنها نگاه ما به پرندگان را دگرگون میکند، بلکه افق تازهای از درک فرایند پیچیدهی تکامل مغز در جانوران ( از جمله انسان ) پیش رویمان میگذارد. شاید وقت آن باشد که از توهم برتری انسان فاصله بگیریم؛ این تصور که ما پایان مسیر هوش در طبیعت هستیم.
پرندگان، بینیاز از الگوبرداری، راه خود را رفتهاند و به جایی رسیدهاند که روزی آن را مختص خود میدانستیم.
منبع : Quanta Magazine
🆎 @ultratimebase
ما انسانها اغلب مغزمان را بهعنوان اوج هوش طبیعت میدانیم؛ مغزی که میتواند منطق را به کار بگیرد، ریاضیات را حل کند و در مفاهیم انتزاعی غوطهور شود. اما واقعیت این است که ما تنها گونهی هوشمند روی زمین نیستیم.
تحقیقات جدید نشان میدهد که پرندگان، با مغزهایی بسیار کوچکتر و ساختاری کاملاً متفاوت از مغز پستانداران، رفتارهایی شگفتانگیز از خود نشان میدهند: کلاغها ابزار میسازند، زاغها آیندهنگری میکنند، طوطیها در زبالهدانهای تلهگذاریشده را باز میکنند و چرخریسکها هزاران دانهی پنهانشده را به خاطر میسپارند.
اما نکتهی شگفتانگیز این است: این سطح از هوش در پرندگان، کاملاً مستقل از پستانداران تکامل یافته است.
مغز پرندگان فاقد ساختار قشای مغزی (neocortex) معروف پستانداران است ، بخشی از مغز انسان که تصور میشد کانون قدرت شناختی ماست. در گذشته تصور میشد رفتار پرندگان صرفاً غریزی است، اما مطالعات پیشگامانه در دههی ۱۹۶۰ نشان داد که مغز پرندگان نیز دارای شبکههای عصبی پیچیده مشابه با پستانداران است، حتی اگر ظاهرشان کاملاً متفاوت باشد.
در مطالعات تازهای که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، دانشمندان با بررسی رشد مغز در جنین پرندگان، پستانداران و خزندگان و با استفاده از ابزار پیشرفتهای به نام تعیین توالی RNA در سطح سلول منفرد نشان دادند که اگرچه مدارهای عصبی در مغز پرندگان و پستانداران عملکردی مشابه دارند، اما از مسیرهای تکاملی کاملاً جداگانهای منشأ گرفتهاند.
به بیان دیگر: هوش پیچیده نه یکبار، بلکه دستکم دوبار در تاریخ تکامل مهرهداران پدید آمده است.
این دستاوردها نهتنها نگاه ما به پرندگان را دگرگون میکند، بلکه افق تازهای از درک فرایند پیچیدهی تکامل مغز در جانوران ( از جمله انسان ) پیش رویمان میگذارد. شاید وقت آن باشد که از توهم برتری انسان فاصله بگیریم؛ این تصور که ما پایان مسیر هوش در طبیعت هستیم.
پرندگان، بینیاز از الگوبرداری، راه خود را رفتهاند و به جایی رسیدهاند که روزی آن را مختص خود میدانستیم.
منبع : Quanta Magazine
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍20👏9❤4🤯3🤩2👌2🙏1
کشف قوانین پنهان یادگیری در مغز؛ گامی بهسوی هوش مصنوعی شبیه انسان
مطالعهای جدید که با حمایت مؤسسه ملی سلامت ایالات متحده (NIH) انجام شده، موفق به شناسایی اصول تازهای در یادگیری مغز شده است؛ یافتههایی که میتوانند مسیر توسعه نسل بعدی سامانههای هوش مصنوعی مشابه مغز انسان را هموار کنند.
یادگیری در سطح پایه به معنای بازسازی و سازماندهی مجدد مدارهای عصبی در مغز است. این فرایند از طریق تقویت یا تضعیف اتصالات سیناپسی ( نقاط ارتباطی میان نورونها ) انجام میشود. به این پدیده، انعطافپذیری سیناپسی (Synaptic Plasticity) گفته میشود. با وجود پیشرفتهای فراوان، پرسشی بنیادین همچنان بیپاسخ مانده بود: مغز چگونه تصمیم میگیرد که کدام سیناپسها باید طی یادگیری دستخوش تغییر شوند؟
اکنون پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو، با استفاده از تصویربرداری پیشرفته دو-فوتونی از مغز موشها حین یادگیری، موفق شدهاند جزئیات بیسابقهای از این فرایند آشکار کنند. نتایج این پژوهش که در تاریخ ۱۷ آوریل در نشریه Science منتشر شده، نشان میدهد که نورونها از یک قاعده واحد برای یادگیری پیروی نمیکنند، بلکه هر نورون در بخشهای مختلف خود میتواند از چند قاعده متفاوت بهره بگیرد.
این کشف دیدگاه سنتی درباره یکنواختی قوانین انعطافپذیری در مغز را به چالش میکشد و دریچهای تازه به سوی حل مسئلهای کلیدی در علوم اعصاب باز میکند: «مسئله نسبت دادن اعتبار (Credit Assignment Problem)»؛ معمایی که به چگونگی همکاری سیناپسها با وجود دسترسی محدود به اطلاعات محلی برای شکلدهی رفتارهای پیچیده مربوط میشود.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که نورونها میتوانند بهطور همزمان و مستقل، محاسبات متفاوتی را در بخشهای زیرسلولی مختلف خود انجام دهند. این ویژگی میتواند فهم ما از یادگیری را متحول کند و همچنین الهامبخش رویکردهایی باشد که در طراحی سامانههای هوش مصنوعی، به جای یک سازوکار یکپارچه، از ساختارهای تخصصی و چندلایه استفاده میکنند..
از منظر کاربردی، این کشف میتواند به درک بهتر عملکرد طبیعی مغز و در نتیجه درمان مؤثرتر اختلالاتی مانند اعتیاد، PTSD، آلزایمر و اوتیسم منجر شود.
به گفته پژوهشگران، هدف بعدی آنها بررسی دقیقتر چگونگی بهکارگیری همزمان این قوانین توسط نورونها و مزایای عملکردی چنین سازوکاری است.
منبع : scitechdaily
♾ @ultratimebase
مطالعهای جدید که با حمایت مؤسسه ملی سلامت ایالات متحده (NIH) انجام شده، موفق به شناسایی اصول تازهای در یادگیری مغز شده است؛ یافتههایی که میتوانند مسیر توسعه نسل بعدی سامانههای هوش مصنوعی مشابه مغز انسان را هموار کنند.
یادگیری در سطح پایه به معنای بازسازی و سازماندهی مجدد مدارهای عصبی در مغز است. این فرایند از طریق تقویت یا تضعیف اتصالات سیناپسی ( نقاط ارتباطی میان نورونها ) انجام میشود. به این پدیده، انعطافپذیری سیناپسی (Synaptic Plasticity) گفته میشود. با وجود پیشرفتهای فراوان، پرسشی بنیادین همچنان بیپاسخ مانده بود: مغز چگونه تصمیم میگیرد که کدام سیناپسها باید طی یادگیری دستخوش تغییر شوند؟
اکنون پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در سندیگو، با استفاده از تصویربرداری پیشرفته دو-فوتونی از مغز موشها حین یادگیری، موفق شدهاند جزئیات بیسابقهای از این فرایند آشکار کنند. نتایج این پژوهش که در تاریخ ۱۷ آوریل در نشریه Science منتشر شده، نشان میدهد که نورونها از یک قاعده واحد برای یادگیری پیروی نمیکنند، بلکه هر نورون در بخشهای مختلف خود میتواند از چند قاعده متفاوت بهره بگیرد.
این کشف دیدگاه سنتی درباره یکنواختی قوانین انعطافپذیری در مغز را به چالش میکشد و دریچهای تازه به سوی حل مسئلهای کلیدی در علوم اعصاب باز میکند: «مسئله نسبت دادن اعتبار (Credit Assignment Problem)»؛ معمایی که به چگونگی همکاری سیناپسها با وجود دسترسی محدود به اطلاعات محلی برای شکلدهی رفتارهای پیچیده مربوط میشود.
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که نورونها میتوانند بهطور همزمان و مستقل، محاسبات متفاوتی را در بخشهای زیرسلولی مختلف خود انجام دهند. این ویژگی میتواند فهم ما از یادگیری را متحول کند و همچنین الهامبخش رویکردهایی باشد که در طراحی سامانههای هوش مصنوعی، به جای یک سازوکار یکپارچه، از ساختارهای تخصصی و چندلایه استفاده میکنند..
از منظر کاربردی، این کشف میتواند به درک بهتر عملکرد طبیعی مغز و در نتیجه درمان مؤثرتر اختلالاتی مانند اعتیاد، PTSD، آلزایمر و اوتیسم منجر شود.
به گفته پژوهشگران، هدف بعدی آنها بررسی دقیقتر چگونگی بهکارگیری همزمان این قوانین توسط نورونها و مزایای عملکردی چنین سازوکاری است.
منبع : scitechdaily
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1👏13👍8👌5❤4🔥2🤔1😢1
انسانها و اختاپوسها یک جد مشترک دارند که به ۵۱۸ میلیون سال پیش بازمیگردد
شاید عجیب بهنظر برسد، اما مغز ما و مغز اختاپوسها ( این جانوران دریایی هشتپا و شگفتانگیز ) شباهتهایی چشمگیر دارند. اکنون پژوهشگران میگویند این شباهتها اتفاقی نیست. به باور آنها، انسان و اختاپوس ممکن است نیای مشترکی داشته باشند که در اقیانوسهای باستانی زندگی میکرده است؛ چیزی حدود نیم میلیارد سال پیش.
اما چطور ممکن است دو موجود با این همه تفاوت، ساختار مغزی مشابهی داشته باشند؟
پاسخ در مولکولهای کوچکی نهفته است که شاید نامشان را کمتر شنیده باشید: میکروآرانایها (miRNA).
این مولکولهای ریز کارگردانان پشت صحنه عمل میکنند و تعیین میکنند که کدام ژنها فعال شوند و چگونه فعال شوند. آنها همان عواملی هستند که به مغز فرمان میدهند چگونه رشد کند، چه سلولهایی تولید شود و چگونه با دنیای اطراف ارتباط برقرار کند.
پژوهشهای تازه نشان میدهند که مغز پیچیده اختاپوسها حاصل افزایش ناگهانی و چشمگیر تعداد میکروآرانایها در بدن آنهاست؛ جهشی ژنتیکی که به باور دانشمندان، مهمترین نوآوری زیستی در میان سرپایان نرمبدن بوده است ( نوآوریای که باعث ایجاد مغزی با توانایی یادگیری، حل مسئله و حتی بازیگوشی شده است )
انسان و اختاپوس، گرچه مسیرهای متفاوتی را در روند تکامل پیمودهاند، اما هر دو به نقطهای مشابه رسیدهاند: مغزهایی پیچیده و هوشمند. این پدیده را فرگشت همگرا (Convergent Evolution) مینامند؛ زمانی که طبیعت، در دو مسیر مستقل، به پاسخی یکسان برای چالشی مشابه میرسد ( آفرینش هوشمندی )
افزایش شمار میکروآرانایها هم در انسان دیده میشود و هم در اختاپوس و همین شاید نشان دهد که این مولکولها کلید شکلگیری مغزهای پیشرفته در موجودات زندهاند؛ چه روی زمین، و شاید در جایی بسیار دوردستتر...
اختاپوسها سالهاست ذهن دانشمندان را به خود مشغول کردهاند؛ جانورانی با توانایی تقلید، فرارهای زیرکانه، و حتی استفاده از ابزار. اکنون میدانیم که ریشهی هوش آنها ژنتیکی است ( درست مانند ما انسان ها )
این کشف، نگرش ما را نسبت به مفهوم هوش در جهان زنده دگرگون میکند. شاید روزی برسد که دریابیم حیات هوشمند نهتنها به انسان یا پستانداران محدود نیست، بلکه ممکن است در قالبهایی کاملاً متفاوت با ما نیز وجود داشته باشد؛ موجوداتی که هرچند از نظر ظاهر هیچ شباهتی به ما ندارند، اما درست به اندازهی ما ( یا حتی بیشتر ) میفهمند، احساس میکنند و میاندیشند.
منابع : dailygalaxy - dailymail - newscientist
🌍 @ultratimebase
شاید عجیب بهنظر برسد، اما مغز ما و مغز اختاپوسها ( این جانوران دریایی هشتپا و شگفتانگیز ) شباهتهایی چشمگیر دارند. اکنون پژوهشگران میگویند این شباهتها اتفاقی نیست. به باور آنها، انسان و اختاپوس ممکن است نیای مشترکی داشته باشند که در اقیانوسهای باستانی زندگی میکرده است؛ چیزی حدود نیم میلیارد سال پیش.
اما چطور ممکن است دو موجود با این همه تفاوت، ساختار مغزی مشابهی داشته باشند؟
پاسخ در مولکولهای کوچکی نهفته است که شاید نامشان را کمتر شنیده باشید: میکروآرانایها (miRNA).
این مولکولهای ریز کارگردانان پشت صحنه عمل میکنند و تعیین میکنند که کدام ژنها فعال شوند و چگونه فعال شوند. آنها همان عواملی هستند که به مغز فرمان میدهند چگونه رشد کند، چه سلولهایی تولید شود و چگونه با دنیای اطراف ارتباط برقرار کند.
پژوهشهای تازه نشان میدهند که مغز پیچیده اختاپوسها حاصل افزایش ناگهانی و چشمگیر تعداد میکروآرانایها در بدن آنهاست؛ جهشی ژنتیکی که به باور دانشمندان، مهمترین نوآوری زیستی در میان سرپایان نرمبدن بوده است ( نوآوریای که باعث ایجاد مغزی با توانایی یادگیری، حل مسئله و حتی بازیگوشی شده است )
انسان و اختاپوس، گرچه مسیرهای متفاوتی را در روند تکامل پیمودهاند، اما هر دو به نقطهای مشابه رسیدهاند: مغزهایی پیچیده و هوشمند. این پدیده را فرگشت همگرا (Convergent Evolution) مینامند؛ زمانی که طبیعت، در دو مسیر مستقل، به پاسخی یکسان برای چالشی مشابه میرسد ( آفرینش هوشمندی )
افزایش شمار میکروآرانایها هم در انسان دیده میشود و هم در اختاپوس و همین شاید نشان دهد که این مولکولها کلید شکلگیری مغزهای پیشرفته در موجودات زندهاند؛ چه روی زمین، و شاید در جایی بسیار دوردستتر...
اختاپوسها سالهاست ذهن دانشمندان را به خود مشغول کردهاند؛ جانورانی با توانایی تقلید، فرارهای زیرکانه، و حتی استفاده از ابزار. اکنون میدانیم که ریشهی هوش آنها ژنتیکی است ( درست مانند ما انسان ها )
این کشف، نگرش ما را نسبت به مفهوم هوش در جهان زنده دگرگون میکند. شاید روزی برسد که دریابیم حیات هوشمند نهتنها به انسان یا پستانداران محدود نیست، بلکه ممکن است در قالبهایی کاملاً متفاوت با ما نیز وجود داشته باشد؛ موجوداتی که هرچند از نظر ظاهر هیچ شباهتی به ما ندارند، اما درست به اندازهی ما ( یا حتی بیشتر ) میفهمند، احساس میکنند و میاندیشند.
منظور از جد مشترک در این پژوهش، موجودی است که در دوران کامبرین (حدود ۵۱۸ میلیون سال پیش) میزیسته و نخستین جانور دارای تقارن دوطرفه (bilateral symmetry) بوده است. این موجود اولیه، که به آن bilaterian ancestor یا "آخرین نیای مشترک دوسوئیان" میگویند، اجداد مشترک تمام جانورانی است که بدنشان دارای محور تقارن چپ و راست است از جمله انسان، حشرات، کرمها، و سرپایان مانند اختاپوس و ...
منابع : dailygalaxy - dailymail - newscientist
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍21❤10👏4👌4⚡2🤔1😢1