فراتر از زمان 🔱
1.41K subscribers
1.02K photos
419 videos
116 links
ارائهی مطالب تخصصی و کمترپرداخته‌شده در حوزه‌ی علوم، نجوم، جانورشناسی و تاریخ زمین،
با تمرکز بر تحلیل‌های عمیق، ترجمه‌های دقیق و پژوهش‌های منتخب.


لینک گروه فراتر از زمان : https://t.me/beyondTimeGP
Download Telegram
تکوک(ریتون) سیاهگوش و خروس مربوط به دوره اشکانی
این اثر در موزه میهو ژاپن نگهداری میشود.

لینک اثر در موزه میهو ژاپن

🌍 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
214👌6👏4🤩3👍1
گودال پاتومسکی: معمای مرموز اعماق جنگل‌های سیبری

گودال پاتومسکی (Patomskiy Crater) یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های طبیعی است که در منطقه بادویبینسکی (Badoibinsky) در استان ایرکوتسک در جنوب شرقی سیبری واقع شده است. این گودال مرموز در سال ۱۹۴۹ توسط یک تیم زمین‌شناسی روسی به رهبری وادیم کولپاکوف (Vadim Kolpakov) کشف شد. از آن زمان تاکنون، این ساختار عجیب و غریب دانشمندان را به چالش کشیده است، زیرا هیچ توضیح قطعی برای منشأ آن وجود ندارد.

گودال پاتومسکی یک تپه مخروطی شکل به ارتفاع ۴۰ متر و قطر حدود ۱۸۰ متر است که از سنگ‌آهک خردشده خاکستری تشکیل شده است. حجم این مخروط حدود ۲۵۰ هزار متر مکعب تخمین زده می‌شود. مردم محلی این گودال را "آشیانه عقاب آتشین" (Fire Eagle Nest) می‌نامند. این "آشیانه" بر روی شیب یک کوه در میان درختان سوزنی‌برگ قرار دارد.

در قسمت مرکزی گودال، یک فرورفتگی وجود دارد که برخی از دانشمندان معتقدند ممکن است در نتیجه فعالیت‌های آتشفشانی ایجاد شده باشد. در حالی که درختان کاج در اطراف گودال حدود ۲۰۰ سال سن دارند، سن درختی که در مرکز تپه سنگ‌آهکی رشد کرده است، حدود ۷۱ سال تخمین زده می‌شود. سن خود گودال نیز بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ سال برآورد شده است. جالب اینجاست که درختان اطراف گودال به نظر می‌رسد رشد سریعی را تجربه کرده‌اند که برخی نظریه‌ها آن را به تشعشعات رادیواکتیو نسبت می‌دهند.

فرضیه‌های مختلف درباره منشأ گودال

از زمان کشف گودال پاتومسکی، فرضیه‌های مختلفی درباره منشأ آن مطرح شده است. برخی از این فرضیه‌ها عبارتند از:

1. فرضیه آتشفشانی: برخی دانشمندان معتقدند که گودال ممکن است در نتیجه فعالیت‌های آتشفشانی ایجاد شده باشد. این نظریه بر اساس وجود گاز متان و شکل مخروطی گودال مطرح شده است.

2. فرضیه فضایی (سقوط شهاب‌سنگ): برخی دیگر گمان می‌برند که گودال ممکن است در اثر برخورد یک شهاب‌سنگ ایجاد شده باشد. با این حال، هیچ شواهد قطعی از وجود مواد شهاب‌سنگی در منطقه یافت نشده است.

3. فرضیه بیگانه‌ای (سقوط سفینه فضایی): یکی از جذاب‌ترین فرضیه‌ها این است که گودال ممکن است در اثر سقوط یک سفینه فضایی بیگانه ایجاد شده باشد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که در عمق گودال یک شیء عدسی‌شکل با قطر ۸ تا ۱۶ متر وجود دارد که ممکن است بقایای یک سفینه فضایی باشد.

4. فرضیه نظامی (آزمایش تسلیحات هسته‌ای): برخی نیز معتقدند که گودال ممکن است در نتیجه آزمایش تسلیحات هسته‌ای ایجاد شده باشد. با این حال، هیچ شواهدی دال بر انجام چنین آزمایش‌هایی در منطقه وجود ندارد.


با این حال، برخی از ویژگی‌های گودال، مانند وجود یک شیء عدسی‌شکل در عمق آن و تشعشعات الکترومغناطیسی غیرعادی در اطراف گودال، همچنان دانشمندان را به چالش می‌کشند. این ویژگی‌ها باعث شده است که برخی به فرضیه‌های غیرمعمول، مانند سقوط یک سفینه فضایی بیگانه، فکر کنند.

یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های گودال پاتومسکی، وجود یک شیء عدسی‌شکل در عمق آن است. این شیء که قطر آن بین ۸ تا ۱۶ متر تخمین زده می‌شود، باعث شده است که برخی دانشمندان به این فکر کنند که ممکن است بقایای یک سفینه فضایی بیگانه باشد. با این حال، هیچ شواهد قطعی برای اثبات این فرضیه وجود ندارد و این موضوع همچنان یک راز باقی مانده است.

تاکنون هیچ توضیح قطعی برای منشأ گودال پاتومسکی ارائه نشده است و این موضوع همچنان به عنوان یک راز بزرگ در علم زمین‌شناسی و دیرین‌شناسی باقی مانده است. تحقیقات بیشتر و فناوری‌های پیشرفته‌تر ممکن است در آینده به کشف حقایق بیشتری درباره این پدیده مرموز کمک کنند. تا آن زمان، گودال پاتومسکی به عنوان یکی از عجیب‌ترین و جذاب‌ترین اسرار طبیعت باقی خواهد ماند.

🔍 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👏6👌6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدیده عجیب در آسمان پالم‌دال، کالیفرنیا

🔵 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14🔥43👏2🤯1😨1
دانشمندان کشف کرده‌اند که افرادی که به‌صورت مادرزادی نابینا هستند، به‌طور اسرارآمیزی در برابر اسکیزوفرنی محافظت می‌شوند

یک مطالعه در سال ۲۰۱۸ روی نزدیک به نیم میلیون کودک نشان داد که ارتباط قوی‌تری بین نابینایی مادرزادی و کاهش خطر ابتلا به اسکیزوفرنی وجود دارد. این یافته‌ها توسط مشاهده‌ی یک روانپزشک که هیچ موردی از اسکیزوفرنی را در میان بیماران نابینای مادرزادی در مرکز سلامت روان خود ندیده بود، تقویت شد.

برای بیش از ۶۰ سال، دانشمندان در سراسر جهان در حال بررسی این راز بوده‌اند. آن‌ها تحقیقات گذشته را مطالعه کرده‌اند، به بیمارستان‌های روانپزشکی سر زده‌اند و سازمان‌هایی که به افراد نابینا کمک می‌کنند را بررسی کرده‌اند، همه به دنبال یافتن حتی یک مورد.

تام پولاک، روانپزشک و پژوهشگر در کینگز کالج لندن، به یاد می‌آورد که پس از شنیدن این موضوع، مرکز سلامت روان خود را جست‌وجو کرد، اما نتوانست حتی یک بیمار نابینای مادرزادی که مبتلا به اسکیزوفرنی باشد، پیدا کند.

در سال ۲۰۱۸، مطالعه‌ای به رهبری محققی به نام ورا مورگان در دانشگاه استرالیای غربی انجام شد که نزدیک به نیم میلیون کودک متولد شده بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ را بررسی کرد و این ارتباط منفی را تقویت نمود. پولاک، روانپزشک و پژوهشگر در کینگز کالج لندن، پس از آگاهی از این موضوع، مرکز سلامت روانی که در آن کار می‌کند را بررسی کرد و او نیز نتوانست حتی یک بیمار نابینای مادرزادی مبتلا به اسکیزوفرنی پیدا کند.

این یافته‌ها نشان می‌دهند که نابینایی مادرزادی ممکن است فرد را در برابر ابتلا به اسکیزوفرنی محافظت کند. این موضوع شگفت‌انگیز است، زیرا نابینایی مادرزادی اغلب ناشی از عفونت‌ها، آسیب‌های مغزی یا جهش‌های ژنتیکی است که همگی با افزایش خطر اختلالات روان‌پریشی مرتبط هستند.

عجیب‌تر این که از دست دادن بینایی در مراحل بعدی زندگی با افزایش خطر ابتلا به اسکیزوفرنی و علائم روان‌پریشی مرتبط است. حتی مسدود کردن بینایی فردی سالم برای چند روز می‌تواند منجر به توهمات در افراد سالم شود. مطالعات اخیر نیز ارتباط قوی‌تری بین مشکلات بینایی و اسکیزوفرنی را نشان داده‌اند، به‌طوری که گاهی مشکلات بینایی قبل از ظهور هر گونه علائم روان‌پریشی ظاهر می‌شوند و حتی می‌توانند پیش‌بینی کننده‌ی ابتلا به این اختلال باشند.

یک نظریه وجود دارد که نابینایی مادرزادی یا داشتن برخی انواع نابینایی ممکن است افراد را در برابر برخی مشکلات روانی که از دست دادن بینایی در مراحل بعدی زندگی ایجاد می‌کند، محافظت کند. بسیاری از محققان نظرات متفاوتی درباره دلیل این پدیده دارند. برخی معتقدند که مغز یک فرد نابینا به گونه‌ای تغییر می‌کند که به جلوگیری از این مشکلات کمک می‌کند، در حالی که دیگران بر این باورند که بینایی نقش مهمی در درک ما از جهان ایفا می‌کند و مشکلات زمانی رخ می‌دهند که این فرآیند دچار اختلال شود. برخی از دانشمندان نیز معتقدند که ارتباط بین بینایی و مشکلات سلامت روان مانند اسکیزوفرنی ممکن است به ما کمک کند تا این اختلال را بهتر درک کنیم. این موضوع می‌تواند سرنخ‌هایی درباره دلیل بروز آن، افرادی که ممکن است به آن مبتلا شوند و نحوه درمان آن ارائه دهد.

در یک مطالعه در سال ۲۰۰۴، ۱۳ فرد بینا به مدت ۹۶ ساعت چشم‌بند زده شدند. ده نفر از آن‌ها پس از تنها یک یا دو روز گزارش دادند که چیزهایی را دیده‌اند که واقعی نبوده‌اند. یک زن چهره‌ای سبز با چشمان بزرگ دید، در حالی که مقابل آینه‌ای ایستاده بود که نمی‌توانست آن را ببیند. مرد دیگری شروع به دیدن موانع ساختگی در مسیر خود کرد، به طوری که راه رفتن برایش دشوار شد. در پایان، او ساختمان‌های مرمرین و شخصیت‌های کارتونی را دید.

ادامه در پست بعدی ⬇️

🆎 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍126👏2🤯2
مدت‌هاست که می‌دانیم افرادی که بینایی خود را از دست می‌دهند گاهی چیزهایی را می‌بینند که واقعی نیستند. این پدیده به عنوان سندرم چارلز بونه شناخته می‌شود که اولین بار در سال ۱۷۶۰ توصیف شد. افرادی که به این سندرم مبتلا هستند، بیماری روانی ندارند، اما افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نیز مشکلات بینایی دارند. آن‌ها ممکن است مشکلاتی مانند حرکات غیرعادی چشم، مشکلات شبکیه و پلک زدن غیرطبیعی را تجربه کنند. این مشکلات بینایی اغلب قبل از اولین علائم اسکیزوفرنی ظاهر می‌شوند.

با این حال، به نظر می‌رسد افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند این مشکل را ندارند. محققان پولاک و فیل کورلت از دانشگاه ییل فکر می‌کنند دلیل این موضوع را می‌دانند. آن‌ها معتقدند که وظیفه مغز پیش‌بینی جهان اطراف ماست و این ایده ممکن است توضیح دهد که چرا نابینایی افراد را در برابر برخی از این مشکلات محافظت می‌کند.

این ایده درباره مغز نشان می‌دهد که به جای دیدن جهان به شکلی که در زمان واقعی وجود دارد، مغز ما یک مدل از آنچه در اطرافمان است ایجاد می‌کند. مغز پیش‌بینی می‌کند و آنچه را که تجربه می‌کنیم شبیه‌سازی می‌کند، سپس این پیش‌بینی‌ها را با آنچه واقعاً اتفاق می‌افتد مقایسه می‌کند. اگر اشتباهی وجود داشته باشد، مغز مدل خود را بر اساس این خطا تنظیم می‌کند. دقت پیش‌بینی‌های گذشته اهمیت زیادی دارد، زیرا به شکل‌گیری دید ما از جهان و اصلاح اشتباهات جدید کمک می‌کند.

بینایی نقش مهمی در این فرآیند ایفا می‌کند. بینایی اطلاعات زیادی فراهم می‌کند و به اتصال سایر حواس، مانند شنوایی و لامسه، کمک می‌کند. اگر بینایی فرد دچار اختلال باشد، پیش‌بینی و اصلاح اطلاعات برای او دشوارتر می‌شود و این باعث می‌شود مدل مغز از جهان کمتر دقیق باشد. وقتی افراد مشکلات بینایی دارند، مغز سخت‌تر کار می‌کند تا حدس بزند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. اگر فرد اصلاً نتواند ببیند، ایده‌های نادرستی از جهان در ذهنش شکل نمی‌گیرد، اما این موضوع ممکن است باعث شود تفکر در مراحل بعدی زندگی دشوارتر شود.

پولاک گفت: «آنچه ما سعی در درک آن داریم این است که افراد نابینا ممکن است نمایندگی متفاوت و پایدارتری از جهان در ذهن خود داشته باشند، که ممکن است آن‌ها را در برابر انواع اشتباهات و باورهای نادرست مشاهده شده در اسکیزوفرنی محافظت کند.»

در حالی که توهمات، هذیان‌ها و رفتارهای عجیب در اسکیزوفرنی به خوبی شناخته شده‌اند، استیو سیلورستاین، روانپزشک از دانشگاه روچستر، معتقد است که این علائم بیشتر شبیه عوارض جانبی هستند و نه علت بیماری. او فکر می‌کند که اسکیزوفرنی ممکن است در واقع ناشی از مشکلاتی در نحوه تفکر ما باشد، مانند مشکلات در ادراک، توجه، حافظه، زبان یا یادگیری.

حدود سال ۲۰۱۰، سیلورستاین کتاب Blind Vision را خواند، کتابی نوشته دانشمندان زایرا کاتانئو و توماسو وکی درباره نحوه تفکر و تجربه جهان توسط افراد نابینا. او متعجب شد که بسیاری از روش‌هایی که مغز برای سازگاری با نابینایی استفاده می‌کند، دقیقاً برعکس آن چیزی است که در اسکیزوفرنی اتفاق می‌افتد.

سیلورستاین با ایده پولاک و کورلت درباره مغز موافق است، اما فکر می‌کند پاسخ ممکن است گسترده‌تر باشد. او معتقد است که نابینایی می‌تواند به روش‌هایی به مغز کمک کند که اسکیزوفرنی آن را تضعیف می‌کند، و پیش‌بینی تنها یک نمونه از این است که چگونه مغز افراد نابینا قوی‌تر عمل می‌کند.

🆎 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍9👏54🔥2🤯2😢1
افسانه گرگ‌های سلتیک ، زمزمه‌هایی از خدایان خون‌خوار و محافظان مهربان

گرگ سلتیک یا ایرلندی، موجودی پیچیده و ماورایی است. به نظر می‌رسد گرگ‌ها همواره شخصیت‌های متنوعی داشته‌اند که به اندازه همتایان انسانی‌شان گوناگون بوده‌اند. گرگینه ایرلندی به هیچ وجه به عنوان یک «هیولا» شناخته نمی‌شد. این گرگینه، نگهبان و محافظ کودکان، مردان زخمی و افراد گمشده بود و حتی در زمان جنگ توسط پادشاهان به خدمت گرفته می‌شد.

گرگینه ایرلندی یا فاولاد (Faoladh)، با گرگینه‌های معمول در اروپای غربی تفاوت دارد و اغلب به عنوان موجودی خوب در نظر گرفته می‌شد. فاولاد مرد یا زنی است که به گرگ تبدیل می‌شود و اغلب به جای موجودی بی‌فکر و خون‌خوار، به عنوان محافظ یا نگهبان دیگران عمل می‌کند. برای مثال، ممکن است یک گرگینه تغییرشکل‌دهنده به عنوان موجودی شرور دیده شود، اما دیگری ممکن است به سمت یک کشیش مسافر برود و شروع به تبلیغ انجیل کند.

گرگ‌ها در ایرلند به دلیل شکار بی‌رویه منقرض شدند، اما این کشور تا قرون وسطی به دلیل تعداد زیاد گرگ‌های موجود، "سرزمین گرگ‌ها" نامیده می‌شد. گرگ‌ها در افسانه‌های ایرلندی جایگاه ویژه‌ای دارند و داستان‌های بسیاری از مردم که به گرگ‌ها تبدیل می‌شدند، نسل به نسل منتقل شده است.

در افسانه‌های سلتیک، گرگ‌ها تنها حیوانات یا موجوداتی فیزیکی نبودند؛ آن‌ها اغلب به عنوان پیام‌آوران خدایان یا حتی خدامحورانی در نظر گرفته می‌شدند که از مرز بین این جهان و جهان دیگر (Otherworld) عبور می‌کردند. کروم کروح (Crom Cruach)، که به خدای خمیده‌ی تپه‌ها معروف بود، در افسانه‌های ایرلندی تجسمی از خدای خشونت و نابودی است. پیروان او، همان اعضای وحشی “لاگناخ فئلاد”، با انجام آیین‌هایی مانند قربانی کردن انسان و مصرف گوشت نوزادان، قدرت‌های فرابشری خود را به نمایش می‌گذاشتند. اعتقاد بر این بود که خدای کروم کروح به اعضای این قبیله توانایی تغییرشکل به گرگ‌هایی پرهیبت و تسخیرناپذیر را داده است.

از سوی دیگر، برخی از گرگینه‌ها به خدایانی از جنس خیر و محافظت متصل بودند. لوگره (Lugh)، یکی از خدایان ایرلندی مرتبط با مهارت و خلاقیت، در برخی روایات حامی گرگ‌هایی مهربان بود که روح قهرمانانی را حمل می‌کردند و آن‌ها را به امن‌ترین مسیر برای رسیدن به دنیای دیگر هدایت می‌نمودند.

طبق یک افسانه محلی، توآخل تیپریشن، پادشاهی از ایرلند، در یکی از جنگ‌ها تمام سپاهیان خود را از دست داد و ناچار بود به تنهایی از قلمرو خود دفاع کند. زمانی که شکارچیان خارجی قصد تصاحب زمین‌هایش را داشتند، او به درگاه گرگ‌های فاولاد دعا کرد. روایت می‌گوید که یک گرگینه قدرتمند همراه با گروهی از گرگ‌های تند و تیز به درخواست او پاسخ دادند. سپاه گرگ‌ها نه تنها حمله مهاجمان را دفع کردند، بلکه آن‌قدر شجاعت و وفاداری نشان دادند که پادشاه آن‌ها را نگهبانان رسمی قلمرو خود اعلام کرد و حکمی داد که هیچ‌کس حق اذیت یا شکار گرگ‌ها در آن منطقه را ندارد.

یکی از افسانه‌های معروف ایرلندی بیان می‌کند که گرگ‌های فاولاد به عنوان محافظان کودکان گم‌شده عمل می‌کردند. می‌گویند اگر کودکی در جنگل‌های ایرلند راه خود را گم می‌کرد، گرگی سفید و زیبا به سراغ او می‌آمد و او را به شب‌پناهی امن هدایت می‌کرد. در برخی روایات، این گرگ‌ها از کودکان مراقبت کرده و حتی هنگام خواب برای آن‌ها گرمای لازم را تأمین می‌کردند تا از سرما نمیرند. مردم محلی می‌گفتند که اگر چنین اتفاقی بیفتد، کودک نجات‌یافته به خوشبختی و عمری طولانی دست خواهد یافت، زیرا این گرگ‌ها خود از خدایان دنیای دیگر الهام گرفته بودند.

در برخی از افسانه‌ها، فاولادها به عنوان اعضای "لاگناخ فئلاد (Laignach Faelad)" شناخته می‌شدند. این گرگینه‌ها نه موجوداتی مهربان و نگهبان، بلکه جنگجویانی وحشی و بی‌رحم بودند که در متنی قرون وسطایی به نام "Cóir Anmann" ذکر شده‌اند. در این متن، قبیله‌ای از انسان-گرگ‌های تغییرشکل‌دهنده از منطقه‌ای که اکنون به نام جزیره تیپراری (Tipperary Island) شناخته می‌شود، معرفی شده‌اند. این موجودات پیروان خدای خون‌خوار ایرلندی، کروم کروح (Crom Cruach)، بودند که به عنوان خدای خمیده‌ی تپه‌ها شناخته می‌شد.

این سربازان مزدور باستانی برای هر پادشاهی که حاضر به پرداخت هزینه خدماتشان بود، می‌جنگیدند. بی‌رحمی آن‌ها در نبرد، آن‌ها را به گزینه‌ای مطلوب برای هر پادشاه بی‌رحم و ناامیدی که به دنبال استخدام آن‌ها بود، تبدیل می‌کرد. اما هزینه خدمات آن‌ها چه بود؟ نه طلا، بلکه چیزی بسیار تاریک‌تر و هولناک‌تر ، گوشت نوزادان. روایت شده است که این جنگجویان وحشی، به ازای خدمات جنگ‌آوری خود، خواهان گوشت نوزادان برای تغذیه بودند.



😀 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍17👌7🔥64👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسانه‌های قنات گناباد؛ ردپای نیروهای فرابشری یا شاهکار مهندسی؟

قنات قصبه؛ یک قنات زیرزمینی در شهر گناباد، استان خراسان رضوی، ایران. این قنات یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین قنات‌های جهان است که بین سال‌های ۷۰۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد ساخته شده است.

این قنات یکی از قدیمی‌ترین سیستم‌های تأمین آب است که حدود ۳۰۰۰ سال پیش ساخته شده است. این چاه‌ها که به آن‌ها قنات گفته می‌شود، یک سیستم باستانی ایرانی برای تأمین آب هستند. در زیر زمین کانالی وجود داشت که مردم از آن آب می‌نوشیدند یا برای آبیاری گیاهان خود از آن استفاده می‌کردند.

افسانه‌ها و داستان‌های مرموزی در میان مردم محلی رواج دارد. مردم باستان معتقد بودند که این قنات نمی‌تواند توسط انسان‌ها ساخته شده باشد و توسط نیروهای فرابشری ایجاد شده است. بیشتر آنچه که ما درباره این قنات زیرزمینی می‌دانیم، افسانه‌هایی است که مردم گناباد از گذشته نقل کرده‌اند.

به طور سنتی، قنات‌ها توسط گروهی از کارگران ماهر و با استفاده از نیروی دست ساخته می‌شدند. بر اساس بیشتر منابع، فناوری قنات در ایران باستان و توسط ایرانیان در اوایل هزاره اول قبل از میلاد توسعه یافت و از آنجا به تدریج به سمت غرب و شرق گسترش پیدا کرد.

علاوه بر داستان‌های اساطیری و تاریخی درباره قنات، تحقیقات باستان‌شناسی در مورد این قنات منجر به کشف سفال‌هایی از چاه‌های اصلی شد که ثابت می‌کند این قنات عجیب به دوران هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد) بازمی‌گردد.

هانری گوبلو، محقق فرانسوی، در کتابی به نام «قنات‌ها: تکنیک کسب آب»، این قنات زیرزمینی را به عنوان یک پدیده عجیب و البته سازه‌ای که با استفاده از تکنیک‌های مهندسی ساخته شده است، توصیف می‌کند. به نظر او، این قنات که اصیل‌ترین قنات جهان است، توسط افرادی ساخته شده که دارای قدرت‌های فرابشری بوده‌اند. برای یافتن آب خالص در یک منظره خشک و ایجاد مناظر سرسبز در وسط ناکجاآباد، آن‌ها راه‌حلی مؤثر برای کمبود آب قابل دسترس در ایران یافتند که به عنوان شاهکار مهندسی باستانی ایران شناخته می‌شود و به نام «کاریز» معروف است، که بیشتر با نام عربی آن، یعنی قنات، شناخته می‌شود.

او در سال ۱۹۴۰ به ایران سفر کرد تا تحقیقاتی انجام دهد و درباره روش‌های مدرن آبیاری اظهار نظر کند. در کتاب خود، او اوج خلاقیت را به سازندگان و مهندسان قنات گناباد نسبت می‌دهد. این قنات عجیب، یک قنات باستانی است که به ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ سال پیش بازمی‌گردد.

قنات گناباد همچنین دارای دو راهروی زیرزمینی به طول ۳۳ کیلومتر و چاه‌های بسیار عمیق است که برخی از آن‌ها ۳۰۰ متر عمق دارند. این قنات برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ در فهرست موقت میراث جهانی یونسکو قرار گرفت و سپس در سال ۲۰۱۶ به طور رسمی به همراه چندین قنات دیگر با عنوان «قنات‌های ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

قنات یا کاریز
یک کانال زیرزمینی با شیب ملایم است که آب را از سفره‌های آب زیرزمینی یا چاه‌های آب به سطح زمین منتقل می‌کند تا برای آبیاری و آشامیدن استفاده شود و به عنوان یک قنات زیرزمینی عمل می‌کند. این سیستم قدیمی تأمین آب از یک چاه عمیق با مجموعه‌ای از شفت‌های دسترسی عمودی تشکیل شده است.

این تونل آبی باستانی به یک سایت میراث جهانی یونسکو تبدیل شده است. این قنات شامل ۴۲۷ چاه آب با طول کلی ۳۳۱۱۳ متر است. قنات گناباد هنوز هم منبع قابل اعتمادی برای تأمین آب سکونتگاه‌های انسانی و آبیاری در آب‌وهوای گرم، خشک و نیمه‌خشک فراهم می‌کند و آب شیرین را برای بیش از ۴۰۰۰۰ نفر تأمین می‌کند، اما ارزش این سیستم به طور مستقیم به کیفیت، حجم و نظم جریان آب بستگی دارد.

🌈 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4👍1911👌8👏4
راز ۱۵۰ ساله: سنگ مرموزی که باستان‌شناسان را حیرت‌زده کرده است

این سنگ مرموز تخم‌مرغ‌شکل در سال ۱۸۷۲ در عمق شش فوتی زیر زمین در نیوهمپشایر، ایالات متحده کشف شد. این سنگ دارای حکاکی‌های عجیبی از جمله نمادهای نجومی و یک چهره‌ی انسانی است.

برای بیش از ۱۰۰ سال، باستان‌شناسان آماتور و حرفه‌ای سعی کرده‌اند منشأ این اثر عجیب را کشف کنند، اما هیچ پاسخ روشنی پیدا نشده است.

«سنگ مرموز» حدود ۴ اینچ طول، ۲.۵ اینچ ضخامت و ۱۸ اونس وزن دارد. رنگ آن تیره، به سختی گرانیت و به شکل تخم غاز است. این سنگ از کوارتزیت (نوعی ماسه‌سنگ) یا میلونیت (سنگی دانه‌ریز که از جابه‌جایی لایه‌ها در امتداد گسل‌ها تشکیل می‌شود. در هر دو انتهای آن سوراخ‌هایی با ابزارهایی با اندازه‌های مختلف ایجاد شده و سطح آن صیقل داده شده است.

آنچه این سنگ را حتی مرموزتر می‌کند، حکاکی‌های عجیب روی آن است که نمادهایی مانند الگوهای نجومی و یک چهره‌ی انسانی را نشان می‌دهند.

یک طرف سنگ دارای فلش‌های وارونه، یک ماه با نقاط و یک مارپیچ است. طرف دیگر آن یک خوشه‌ی ذرت با ۱۷ دانه در یک ردیف را نشان می‌دهد. قسمت پایین سنگ یک دایره با سه شکل دارد: یکی شبیه پای گوزن، دیگری یک حیوان با گوش‌های بزرگ و سومی یک چادر سرخ‌پوستی با چهار تیرک، یک بیضی و یک چهره‌ی انسانی. چهره‌ی انسانی دارای ویژگی‌های تخت است، با بینی‌ای که بیرون نزده و لب‌هایی که به نظر می‌رسد به عمد حکاکی شده‌اند.

جو گراولین، مورخ فرهنگ بومیان، نظریه‌ای درباره‌ی این سنگ دارد. او پیشنهاد کرده است که این سنگ ممکن است یک «سنگ تولد» سرخ‌پوستی بوده باشد. به گفته‌ی او، قابله‌ها ممکن است سنگ را گرم کرده و داخل زن باردار قرار می‌دادند تا به آرامش عضلات او در هنگام زایمان‌های دشوار کمک کنند.

او معتقد است که این سنگ خاص احتمالاً بسیار ویژه بوده و ممکن است توسط قابله‌ها برای کمک به زایمان کسی استفاده شده باشد که قرار بوده به یک رهبر روحانی یا سیاسی تبدیل شود. گراولین همچنین فکر می‌کند که این سنگ یک هدیه‌ی قبری بوده و اگر در آن محل بیشتر حفاری می‌شد، ممکن بود بقایای انسانی کشف شود.

🌍 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍155👏4👌1
کایمراها ( موجودات ترکیبی از انسان و حیوانات ) از آزمایشگاه تا افسانه، آیا علم در حال بازسازی اساطیر است؟

در ژوئیه ۲۰۱۹، دولت ژاپن با تأیید یک آزمایش جنجالی و پیشگامانه، گامی بلند در مرزهای علم و اخلاق برداشت. این پروژه که توسط دکتر هیرومیتسو ناکائوچی، دانشمند برجسته در زمینه سلول‌های بنیادی، رهبری می‌شد، هدفی بلندپروازانه را دنبال می‌کرد: ایجاد جنین‌های حیوان-انسان یا هیبرید. این ایده که شاید در نگاه اول شبیه به داستان‌های علمی-تخیلی به نظر برسد، در واقع تلاشی است برای حل یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پزشکی مدرن: کمبود اندام‌های پیوندی.

دکتر ناکائوچی و تیمش قصد داشتند با تزریق سلول‌های بنیادی انسان به جنین‌های حیواناتی مانند موش یا خوک، جنین‌های هیبریدی ایجاد کنند. این جنین‌ها سپس در رحم حیوانات رشد می‌کردند و امید می‌رفت که در نهایت اندام‌های انسانی مانند پانکراس در بدن آن‌ها شکل بگیرد. این اندام‌ها می‌توانستند برای پیوند به بیماران نیازمند استفاده شوند و امیدی تازه برای هزاران نفری باشند که سال‌ها در انتظار دریافت عضو مناسب به سر می‌برند.

اما چرا این آزمایش تا این حد مهم است؟ پاسخ در آمارهای تلخ نهفته است. کمبود اهداکننده عضو سالانه جان هزاران نفر را در سراسر جهان می‌گیرد. بسیاری از بیماران ماه‌ها یا حتی سال‌ها در لیست انتظار می‌مانند و برخی هرگز فرصت دریافت عضو مناسب را پیدا نمی‌کنند. اگر این آزمایش موفقیت‌آمیز باشد، می‌تواند انقلابی در پزشکی ایجاد کند و جان بسیاری از افراد را نجات دهد. تصور کنید که بتوانیم اندام‌های انسانی را در بدن حیوانات پرورش دهیم و از این طریق مشکل کمبود اهداکننده را برای همیشه حل کنیم.

با این حال، این فناوری نوین بدون چالش‌های اخلاقی نیست. ایجاد موجودات هیبریدی انسان-حیوان سؤالات پیچیده‌ای را به همراه دارد. آیا این موجودات هوش انسانی خواهند داشت؟ چگونه باید با آن‌ها رفتار شود؟ و آیا این کار مرزهای اخلاقی را زیر سؤال می‌برد؟ این نگرانی‌ها باعث شده است که دولت ژاپن قوانین سخت‌گیرانه‌ای را برای این آزمایش وضع کند. به عنوان مثال، جنین‌های هیبریدی اجازه ندارند بیش از ۱۴ روز رشد کنند یا به دنیا بیایند. این محدودیت‌ها تلاشی است برای کاهش نگرانی‌های اخلاقی و جلوگیری از ایجاد موجوداتی که ممکن است از نظر هوشی یا احساسی به انسان‌ها نزدیک باشند.

با وجود تمام این چالش‌ها، آینده این فناوری امیدوارکننده به نظر می‌رسد. اگرچه آزمایش‌ها هنوز در مراحل اولیه هستند، موفقیت آن‌ها می‌تواند راه را برای پیشرفت‌های بزرگ در پزشکی باز کند. اما این پیشرفت‌ها باید با دقت و مسئولیت‌پذیری همراه باشد. جامعه جهانی باید به دقت این موضوع را زیر نظر بگیرد و اطمینان حاصل کند که پیشرفت علمی با ارزش‌های اخلاقی همراه است.


این روزها اخبار هیجان‌انگیزی درباره پیشرفت‌های چشمگیر در آزمایشات مربوط به ایجاد موجودات ترکیبی انسان-حیوان به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد بشر در آستانه یک دستاورد بزرگ علمی قرار دارد: تولید کایمرا، موجودات هیبریدی که ترکیبی از انسان و حیوان هستند. این موفقیت نه تنها مرزهای علم را جابه‌جا می‌کند، بلکه سؤالات عمیقی را درباره آینده بشریت و حتی گذشته ما برمی‌انگیزد.

اما آیا این ایده واقعاً جدید است؟ یا شاید انسان‌های باستانی نیز به چنین فناوری‌هایی دست یافته بودند؟ وقتی به مجسمه‌ها و سنگ‌نگاره‌های باستانی نگاه می‌کنیم، با موجودات عجیبی روبه‌رو می‌شویم که ترکیبی از انسان و حیوان هستند: ابوالهول در مصر، خدایان نیمه‌انسان و نیمه‌حیوان در تمدن‌های میان‌رودان، یا موجودات اساطیری در فرهنگ‌های مختلف. آیا این تصاویر تنها زاییده تخیل انسان‌های گذشته بوده‌اند؟ یا شاید نشانه‌هایی از دانشی فراموش‌شده هستند که امروز دوباره در حال کشف شدن است؟

🆎 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2👍10👌5🔥43🤯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
راز گاوهای سنگی دروازه ملل، ارتباط کیهانی گاوهای نر تخت جمشید

دروازه ملل، که به عنوان ورودی اصلی مجموعه باشکوه تخت جمشید شناخته می‌شود، در گذشته دو گاو نر عظیم‌الجثه سنگی را در بخش غربی خود جای داده بود. اما چرا گاو نر برای تزئین این دروازه انتخاب شده بود؟ پاسخ این سوال را می‌توان در تحقیقاتی یافت که به بررسی ارتباط بین صورت‌های فلکی خاص، به ویژه آن‌هایی که ستارگان کیانی را در خود دارند، و بازتاب آن‌ها در تخت جمشید پرداخته‌اند. گاوهای نر با ابهتی که در این دروازه به چشم می‌خورند، ارتباط مستقیمی با صورت فلکی ثور دارند. برای درک بهتر این موضوع، باید به اهمیت گاو نر در فرهنگ ایرانیان باستان نگاهی بیندازیم.

حدود ۶۰۰۰ سال پیش، انسان‌ها شروع به اهلی کردن گاو نر کردند و از آن‌ها برای پیشبرد کشاورزی و توسعه تمدن خود بهره بردند. ایرانیان باستان به خوبی می‌دانستند که گاو نر چه نقش حیاتی در زندگی روزمره و رشد جامعه آن‌ها ایفا می‌کند. به همین دلیل، گاو نر به نمادی از قدرت، فراوانی و برکت تبدیل شد. این تقدس و اهمیت به حدی بود که ستاره‌شناسان ایران باستان، گاو نر را در آسمان شب نیز گرامی داشتند و صورت فلکی ثور را به آن اختصاص دادند. حتی یکی از چهار عنصر کلاسیک، یعنی «زمین»، به این صورت فلکی نسبت داده شد.

این ارتباط عمیق کیهانی بین ایرانیان باستان و صورت فلکی ثور، اسطوره گاو ایوداد را نیز روشن می‌کند. گاوی که به عنوان نماد حیات و مولد تمام موجودات مفید روی زمین شناخته می‌شد. گاوهای نر عظیم‌الجثه دروازه ملل نه تنها نمادی از قدرت پادشاهان ایرانی بودند، بلکه نشان‌دهنده امپراتوری پایدار و پربرکتی بودند که بر پایه‌های استوار طبیعت و آسمان بنا شده بود.

حال این سوال مطرح می‌شود: آیا باستان‌شناسی می‌تواند توضیح دیگری برای انتخاب گاو نر در طراحی این دروازه ارائه دهد؟ شاید پاسخ در دل همین ارتباط رمزآلود بین زمین و آسمان نهفته باشد؛ ارتباطی که ایرانیان باستان آن را به زیبایی درک کرده و در معماری بی‌نظیر تخت جمشید جاودانه ساخته‌اند.

🔻با زیرنویس اختصاصی

🌍 @ultratimebase
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3👍10👌108🔥3👏3