آن سوی ورق ها
2.78K subscribers
140 photos
12 videos
3 files
17 links
📖 آن‌سوی ورق‌ها؛ از نکته تا نگاه ، از درس تا درد

📬ارتباط با من:
https://HarfBeMan.pw/@dralefsad
Download Telegram
حالا شاید بهتر بتوان فهمید چرا از ابتدا روی بعضی چیزهای به‌ظاهر بدیهی مکث کردیم.
چون بخش زیادی از زندگی ما دقیقاً از همین چیزها ساخته شده؛ از باورها، عادت‌ها، هنجارها و الگوهایی که آن‌قدر برایمان آشنا شده‌اند که دیگر به چشم نمی‌آیند.
چیزهایی که اغلب بدون فکر کردن،
درست یا غلط بودنشان را مسلم می‌گیریم و بر اساسشان انتخاب می‌کنیم.
و اینجاست که یک اتفاق مهم می‌افتد:
چیزی که دیده و بررسی نمی‌شود، می‌تواند بی‌آنکه متوجه باشیم رفتار ما را شکل دهد.

پس یکی از کلیدهای تغییر، فقط «دانستن» نیست؛ بلکه بیرون کشیدن این پیش‌فرض‌ها از ناحیه ناآگاه و تبدیل کردنشان به موضوع فکر و انتخاب آگاهانه است.
چون رفتارهای ما فقط نتیجه تصمیم‌های آگاهانه امروزمان نیستند؛ بخش زیادی از آنها از چیزهایی می‌آیند که مدت‌هاست در ما جا افتاده‌اند.
و اهمیت این ماجرا وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم:
حال ما هم تا حد زیادی از همین چرخه تأثیر می‌گیرد؛
از رفتارها، انتخاب‌ها، عادت‌ها و نوع زندگی‌ای که هر روز تکرار می‌کنیم.

پس شاید برای تغییر «حال خودمان»، گاهی لازم باشد قبل از اینکه دنبال راه‌حل جدید بگردیم، بفهمیم چه چیزهایی را بدون اینکه متوجه باشیم، سال‌هاست داریم انتخاب می‌کنیم.
و شاید «خودآگاهی» از همین‌جا شروع شود: دیدن چیزهایی که تا دیروز آن‌قدر بدیهی بودند که اصلاً دیده نمی‌شدند.

🖌 دکتر امیرمحمد صادقی | آن‌سوی ورق‌ها
🖇 @BeyondPapers
#lvl1 #p3_1
❤8👍2😭1
🚬 عکس ریه‌های سیاه روی پاکت سیگار، واقعاً چقدر می‌تواند جلوی سیگار کشیدن یک فرد را بگیرد؟
اگر این هشدارها مؤثرند، صنعت دخانیات چندبار با این سیاست‌ها مخالفت کرده یا برای تغییر شکل و اجرای آن‌ها تلاش کرده است؟
👌15❤4👍1🍓1
اگر بیشتر می‌دانیم، چرا سالم‌تر زندگی نمی‌کنیم؟ | پست ۴
امروز تقریباً همه می‌دانیم:
سیگار ضرر دارد.
کم‌تحرکی خوب نیست.
خواب کافی مهم است.
غذای سالم بهتر است.
پس چرا دانستن، لزوماً به سالم‌تر زندگی کردن منجر نشده؟

🔬 یک متاآنالیز در سال ۲۰۲۴ که ۵۳ مطالعه را بررسی کرد، بین Health Literacy و رفتارهای سالم رابطه پیدا کرد؛ اما اندازه این رابطه حدود ۰٫۲۸ بود. یعنی دانستن و فهمیدن مهم است، اما به‌تنهایی توضیح‌دهنده رفتار نیست.
پس بین:
«می‌دانم چه چیزی برایم خوب است»
و
«واقعاً آن را انجام می‌دهم»
عوامل دیگری قرار دارند.

مثلاً ممکن است غذای سالم را بشناسیم، اما گران‌تر، دورتر یا سخت‌تر در دسترس باشد.
ممکن است بدانیم باید بیشتر راه برویم، اما محل زندگی، کار یا شهرمان فرصتی برای تحرک ایجاد نکند.
یا انتخاب ناسالم، ساده‌تر، ارزان‌تر و در دسترس‌تر باشد.
و WHO هم در گزارش‌های اخیر خود تأکید می‌کند که رفتارهای سلامت فقط محصول ویژگی‌های فردی نیستند؛
شرایط اقتصادی، محیط فیزیکی، محل زندگی، درآمد، شغل، فرهنگ و دسترسی به منابع هم انتخاب‌های روزمره را شکل می‌دهند.

حتی تغییر کوچکی در خودِ محیط انتخاب می‌تواند رفتار را تغییر دهد.
در یک مرور شواهد در سال ۲۰۲۵، از ۵۱ مطالعه درباره Choice Architecture در محیط‌های سلامت و مراقبت، ۳۴ مطالعه تغییر مطلوب در انتخاب غذای سالم را گزارش کردند؛ عواملی مثل در دسترس بودن، قیمت و محل قرارگیری غذا از مؤثرترین موارد بودند، در حالی که صرفِ ارائه اطلاعات نتایج یکنواختی نداشت.
یعنی گاهی مسئله این نیست که:
«مردم نمی‌دانند چه چیزی سالم است.»
بلکه این است که:
«آیا انتخاب سالم، در دنیای واقعی، واقعاً آسان‌ترین انتخاب است؟»

و این سؤال ما را یک قدم جلوتر می‌برد:
اگر محیط می‌تواند انتخاب‌های ما را آسان یا سخت کند،
چقدر از رفتارهایی که به آنها می‌گوییم «انتخاب شخصی»، محصول محیطی است که در آن انتخاب کرده‌ایم؟


🖌 دکتر امیرمحمد صادقی | آن‌سوی ورق‌ها
🖇 @BeyondPapers
#lvl1 #p4
❤16👍12😭1
چرا با وجود اینکه «می‌دانیم»، باز هم انجامش می‌دهیم؟ | پست ۵
می‌دانیم باید بیشتر ورزش کنیم، خواب کافی داشته باشیم یا یک عادت نامناسب را کنار بگذاریم.
تصمیم هم می‌گیریم؛ اما وقتی زمانِ عمل می‌رسد، دوباره همان مسیر قبلی را می‌رویم!

دانستن، لزوماً به معنی «انجام دادن» نیست.
در روان‌شناسی به این فاصله Intention–Behaviour Gap می‌گویند؛ شکاف میان چیزی که قصد داریم انجام دهیم و چیزی که واقعاً انجام می‌دهیم.
در یک پزوهش، ۴۷.۶٪ از افرادی که قصد داشتند فعالیت بدنی بیشتری داشته باشند، نتوانستند این قصد را به رفتار تبدیل کنند.
اما چرا؟
۱. عادت‌ها | Habit
تکرار یک رفتار در یک موقعیت ثابت، به‌تدریج پیوندی بین موقعیت و رفتار ایجاد می‌کند. Wendy Wood توضیح می‌دهد که بعد از شکل‌گیری عادت، خودِ موقعیت می‌تواند رفتار قبلی را فعال کند؛ بنابراین تغییرِ صرفِ نیت همیشه کافی نیست.
۲. پاداش فوری | Delay Discounting
پاداشی که همین حالا می‌گیریم، معمولاً از منفعتی که مدت‌ها بعد به دست می‌آید، ارزشمندتر به نظر می‌رسد. این همان چیزی است که در پژوهش‌ها با عنوان Delay Discounting بررسی می‌شود.
ورزش، فایده‌ای دارد که شاید ماه‌ها بعد ببینیم؛
اما ماندن روی مبل، همین حالا راحت است!
۳. محیط | Environment
وقتی یک رفتار آسان و در دسترس است و رفتار دیگر سخت‌تر، انتخاب ما در شرایطی کاملاً خنثی اتفاق نمی‌افتد.
پس شاید سؤال فقط این نباشد:
❌ «چرا من اراده ندارم؟»
بلکه:
✅ «چه چیزی باعث می‌شود دوباره همین رفتار را انجام بدهم؟»
برای تغییر پایدار، گاهی باید علاوه بر اراده، عادت‌ها و محیط را هم تغییر داد؛ مثلاً رفتار مطلوب را آسان‌تر و رفتار نامطلوب را دشوارتر کرد.

🖌 دکتر امیرمحمد صادقی | آن‌سوی ورق‌ها
🖇 @BeyondPapers
#lvl1 #p5
👍9❤7👌3
قبل از اینکه انتخاب کنیم، چه کسی گزینه‌ها را چیده؟ | پست ۶
فرض کنید وارد یک رستوران می‌شوید و فقط سه غذا جلوی شماست.
معمولاً به این فکر می‌کنیم که کدام را انتخاب کنیم؛
اما کمتر می‌پرسیم:
چه کسی تعیین کرده اصلاً این سه گزینه جلوی من باشند؟
در زندگی روزمره، ما معمولاً بین تمام گزینه‌های ممکن انتخاب نمی‌کنیم؛
بلکه بین گزینه‌هایی انتخاب می‌کنیم که در دسترس، جلوی چشم یا از قبل برجسته شده‌اند.
🔬 در علوم رفتاری به نحوه طراحی محیطی که انتخاب در آن اتفاق می‌افتد، Choice Architecture می‌گویند.
حتی تغییرات ساده‌ای مثل محل قرارگیری، میزان دسترسی یا گزینه پیش‌فرض می‌توانند احتمال انتخاب یک گزینه را تغییر دهند. پژوهش‌ها این اثر را در حوزه‌هایی مثل انتخاب غذا بررسی کرده‌اند.
پس مدل ساده ما از انتخاب شاید این باشد:
من ⬅️ گزینه‌ها ⬅️ انتخاب
اما مدل کامل‌تر:
محیط ⬅️ گزینه‌ها را پیشِ روی من می‌گذارد ⬅️ من انتخاب می‌کنم
💡 بنابراین قبل از اینکه بگوییم:
«من خودم این را انتخاب کردم.»
یک سؤال جالب‌تر هم داریم:
«چه کسی یا چه چیزی تعیین کرده چه گزینه‌هایی اصلاً جلوی من باشند؟»
و این سؤال، ما را یک قدم به دنیای امروز نزدیک‌تر می‌کند...
📌 پست بعدی: وقتی یک گزینه مدام جلوی چشم ماست، چرا احتمال انتخابش بیشتر می‌شود؟

🖌 دکتر امیرمحمد صادقی | آن‌سوی ورق‌ها
🖇 @BeyondPapers
#lvl1 #p6
👍8❤2👌1
🔴🔴 حالا میخوام مهندسی انتخاب رو در سه پست بعدی تو زندگیمون نشونتون بدم.
پست اول پژوهش هایی که در سطح جهانی انجام شده.
پست دوم یک ماجرای اجتماعی کلان در ایران خودمون که همتون درگیرش بودید.
پست سوم ماجرایی که احتمال زیاد توی چند روز اخیر به گوشتون خورده و خب درس های زیادی توش هست.
👇
❤10
🎯 معماری انتخاب: چطور بدون اجبار، رفتارهای ما هدایت می‌شوند؟
خیلی از تصمیم‌های روزمره‌ی ما (از چی خوردن تا انتخاب‌های بزرگ زندگی) واقعاً «کاملاً آزادانه» نیستند؛ بلکه تحت‌تأثیر «معمار انتخاب» یعنی کسی هستند که محیط، چیدمان یا گزینه‌ها را برای ما طراحی کرده است.
چند تا مثال بزنیم:
۱. چیدمان سلف و کافه‌تریا: در آزمایش‌های تغذیه و حتی دفاتر گوگل، بدون حذف هیچ غذایی و فقط با جابه‌جا کردن چیدمان (مثلاً گذاشتن میوه هم‌سطح چشم یا عقب فرستادن نوشیدنی‌های قندی)، مصرف میوه تا ۷۰٪ افزایش و کالری دریافتی کاهش یافت.

۲. ترفندهای منوی رستوران: برچسب‌هایی مثل «پیشنهاد سرآشپز»، قرار دادن آیتم در کادر ویژه، یا مرتب‌سازی قیمت‌ها از ارزان به گران، مستقیماً احتمال انتخاب آن گزینه را بالا می‌برد.

۳. قدرت عجیب «گزینه پیش‌فرض» (Default): قوی‌ترین ابزار معماری انتخاب، حالتی است که اگر کاری نکنید، خودش ثبت می‌شود:

اهدای عضو: در کشورهایی که حالت پیش‌فرض «عضویت» است (و برای انصراف باید فرم پر کرد)، نرخ اهدا از ۱۵٪ به بالای ۹۰٪ رسیده!
انرژی سبز: در آلمان با پیش‌فرض قرار دادن برق تجدیدپذیر، انتخاب آن نزدیک به ۱۰ برابر شد.
🖇 @BeyondPapers
❤7👍2
🎯 کوچ بزرگ از ریاضی به تجربی: علاقه تغییر کرد یا «خطای شناختی» ایجاد شد؟
اگر به دهه ۷۰ و ۸۰ برگردید، صندلی‌های رشته ریاضی پر از استعدادهایی بود که به عشق مهندسی درس می‌خواندند. اما امروز، کنکور تجربی با فاصله‌ای عجیب شلوغ‌ترین جبهه‌ی رقابت است. آیا علاقه ذائقه نسل‌ها ناگهانی تغییر کرد؟ مسلماً خیر.
شاید بگویید «شرایط اقتصادی و بازار کار نامناسب مهندسی» علت اصلی است. اما وقتی دقیق‌تر و عمیق‌تر نگاه می‌کنیم، این تحلیل لنگ می‌زند!
💡 یک پرسش کلیدی: از صدها هزار داوطلب تجربی، مگر چند درصد به آن ۳ رشته پردرآمد (پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی) می‌رسند؟ و چند درصد بعد از چند سال پشت کنکور ماندن و سوزاندن جوانی، همچنان از این انتخاب راضی هستند؟
اینجاست که دست «معماران انتخاب» و مؤسسات غول‌آسای کنکور رو می‌شود:
۱️⃣ فروش «امیدِ کم‌احتمال» (Lottery Effect): مؤسسات کنکوری دقیقاً مثل بلیت بخت‌آزمایی رفتار کردند. آن‌ها با هایپ کردن زندگی رؤیایی پزشکان، احتمالِ بسیار پایینِ موفقیت را در ذهن دانش‌آموز بزرگ و پررنگ کردند (خطای تورم احتمال).
۲️⃣ کادربندی (Framing) و ترس از عقب ماندن (FOMO): وقتی تمام تبلیغات محیطی، مدرسه‌ها و مشاوران یک مسیر را به عنوان «تنها راه خوشبختی و امنیت مالی» جابه‌جا کردند، گزینه «ریاضی» پیش‌فرضِ شکست تعریف شد و «تجربی» پیش‌فرضِ هوشمندی!
در واقع دانش‌آموزان بین تمام مسیرهای ممکن انتخاب نکردند؛ بلکه در محیطی دستکاری‌شده دست به انتخابی زدند که سودش مستقیماً به جیب مافیای آموزشی و مؤسسات رفت، نه آینده اکثریت آن‌ها.
اگر نقش دولت ها و بحث کمبود را در نظر نگیریم ...
🖇 @BeyondPapers
❤7👍5
آن سوی ورق ها
Video
🎭 وقتی «پیام رسانه‌ای» با «عمل شخصی» ۱۸۰ درجه فرق دارد!
اواخر مرداد بود که جملات یک‌دقیقه‌ای علی ضیا در برنامه‌اش مثل بمب در شبکه‌های اجتماعی صدا کرد: «زن و شوهر خوشحال ندیدم، اما دوست‌دختر و دوست‌پسر خوشحال زیاد دیدم.»
ویدیو در اوایل شهریور همه‌جا وایرال شد، اما شوک اصلی فقط دو هفته بعد (۲۶ شهریور) آمد؛ وقتی او با انتشار تصاویری از سفر ایتالیا، خبر ازدواج رسمی خود را علنی کرد!
بررسی این رویداد از دو زاویه مهم:
🧠 ۱. تاثیر این جملات روی نسل Z چیست؟ نسل جدید به شدت تحت تأثیر «تأیید اجتماعی» (Social Proof) از سوی چهره‌های محبوب است. وقتی یک مجری یا چهره مطرح، نهاد ازدواج را زیر سؤال می‌برد و روابط بی‌تعهد را «خوشحال‌تر» تصویر می‌کند:
تثبیت بدبینی: تردیدهای ذهنی این نسل را نسبت به تعهد و تشکیل خانواده به یقین تبدیل می‌کند.
تغییر معمارانه ذائقه: نوعی «معماری انتخابِ روانی» ایجاد می‌کند که در آن، عدم تعهد به عنوان گزینه منطقی‌تر و جذاب‌تر در ذهن مخاطب کدگذاری می‌شود.
🎯 ۲. چرا کسی که در آستانه ازدواج است چنین حرفی می‌زند؟ (تکنیک وایرال‌سازی) ضیا دقیقاً زمانی این حرف را زد که در حال تدارک برنامه‌های ازدواج خودش بود! هدف چه بود؟
سواری روی موج الگوریتم (Engagement): دست گذاشتن روی ترومای جمعی، چالش‌های اقتصادی و روابط آسیب‌دیده، بالاترین میزان لایک، کامنت و اشتراک‌گذاری را ایجاد می‌کند. رسانه تشنه‌ی «دیده شدن» است، حتی به قیمت زدن حرفی که خودِ گوینده به آن اعتقادی ندارد.
پارادوکس رسانه‌ای: این اتفاق درس بزرگی برای همه ماست؛ آنچه در ویترین رسانه‌ها و افکار عمومی تولید می‌شود، لزوماً نسخه و سبک زندگیِ خودِ تولیدکنندگان آن محتوا نیست!
🖇 @BeyondPapers
❤17👍11💯3👎2👌1
Forwarded from حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
#پیام_ناشناس
راجب این ویدیو تون که از ضیا گذاشتین یه چیزی به ذهنم بود که تا حدی مرتبط با کپشنتون بود ، خواستم اشاره کنم..
همین قضیه اثر و .. که گفتین برای این ویدیو از جهت معکوسِ کپشنِ شما و اکثریت فضای مجازی، که بازنشرش کردن وجود داره...
یه چیزی که برا خودمم جالب بود و باعث شد راجب چیزایی که به صورت ریلز کوتاه میبینم حواسم رو جمع تر کنم ...
این مصاحبه رو همون اول که پخش شد و قبل وایرال شدن این ویدیو، من دیده بودم ... و مسئله این بود که ضیا داشت از کارشناس راجب این مساله و چرایی این قضیه از کارشناسی که مقابلشون بود سوال میکرد ... نه اینکه جواب بده یا چیز دیگه ای یا بخواد تاکید کنه و استدلال بیاره که حتما چیزی که برداشت کرده درسته
دنبال راهکار و .. از کارشناس مربوطه بود (الان خاطرم نیست اسمشون)
ولی جوری کات کردن و وایرال کردن که کاملا برداشت معکوس همه مون رو داشت .....

@HarfBeManBot
❤13👎1😱1
آن سوی ورق ها
#پیام_ناشناس راجب این ویدیو تون که از ضیا گذاشتین یه چیزی به ذهنم بود که تا حدی مرتبط با کپشنتون بود ، خواستم اشاره کنم.. همین قضیه اثر و .. که گفتین برای این ویدیو از جهت معکوسِ کپشنِ شما و اکثریت فضای مجازی، که بازنشرش کردن وجود داره... یه چیزی که برا خودمم…
اینم نکته جالبیه
من این رو در مقام قضاوت نذاشتم و صرفا مثالی بود از مهندسی انتخاب و اثرش بر جامعه
ولی میبینید حتی اگر محتوا هم برخلاف این بوده باشه چه اثری بر ذهن ها گذاشتن با تقطیع این ویدیو
👍12❤4👎1
#تکمیلی نکات قبل 👇👇
😱1
🔴 بازی های رسانه ای!

۱. اصل primary effect
وقتی یک حرفِ جنجالی یا شوکه‌کننده پخش می‌شود، مغز ما همان تصویرِ اول را مثل یک عکسِ ثابت ثبت می‌کند. دیگر مهم نیست بعدش چی بگویی؛ آن شوک اولیه، توی ذهن همه حک شده و دیگر با توضیح دادنِ ما، آن حسِ هیجان‌انگیزِ اولیه‌ از بین نمی‌رود.

۲. اصل Continued Influence Effect
توی روان‌شناسیِ ذهن ما، یک چیزی هست که می‌گوید حتی وقتی می‌فهمیم یک خبر دروغ بوده یا تقطیع شده، باز هم اثرش در تصمیم‌گیری‌های بعدی ما می‌ماند. یعنی وقتی جمله ای توی ذهن مخاطب کاشته شد، حتی اگر فردا بگویی «منظورم این نبود»، آن تردید و آن حسِ منفی توی ناخودآگاهش باقی می‌ماند.

۳.بازی با الگوریتم و دیده شدن (Attention Economy)
گام اول: با یک جمله جنجالی توجه کل جامعه جلب می‌شود (دریافت میلیون‌ها بازدید).
گام دوم: با توضیح یا اصلاحیه، یک موجِ خبررسانیِ جدید ایجاد می‌شود!
عملاً چه حرف درست باشد، چه غلط، چه تکذیب شود، برنده کسی است که توانسته مرکز توجه باشد.

۴. دقیقاً به خاطر همین سازوکار است که گاهی رسانه‌ها و نشریات، یک خبر فیک یا جنجالی را با بزرگ‌ترین فونت ممکن روی صفحه اول تیتر می‌زنند؛ اما بعداً که نوبت به تکذیبیه یا اصلاحیه می‌رسد، آن را با تیتری ریز و در گوشه‌ای پنهان منتشر می‌کنند. با این ترفند، هم از نظر حقوقی رفع مسئولیت کرده‌اند و هم خبرِ اولیه کارِ خودش را در ناخودآگاهِ جمعی مخاطب انجام داده است. این یک تکنیکِ کاملاً حساب‌شده در مهندسیِ افکار عمومی و جنگ روانیِ رسانه‌ای است.

🖇 @BeyondPapers
👍7❤3