باغ شمیران، نه باغ بود و نه در شمیران قرار داشت، بلکه کافه رستورانی بود که نام خاطرهانگیز خود را مدیون خوش ذوقی مالکش بود و توسط خانمی از مهاجرین روس اداره می شد.
این کافه به دورانی (انتقال سلطنت از رضا شاه به محمدرضاشاه) تعلق دارد که دوره تحول و دگرگونی ناگهانی تهران به حساب میآید. دورهای که جامعه ایرانی و بخصوص تهرانیها در تمامی ابعاد دچار تغییراتی شگرف شد.
در آن بحبوحه تحولات، تنها خیابان استامبول (جمهوری کنونی) به فاصله کوتاهی شاهد تاسیس چندین کافه و پیالهفروشی شد از قبیل؛ کافه نادری، کافه باغ شمیران، کافه شهلا، کافه باغ گلشن مقابل باغ سپهسالار و پیالهفروشی موسیو نرسیده به میدان بهارستان که پاتوق طیب و دار و دستهاش بود و کافه کانتینانتال که مهوش در آنجا میخواند و..
این کافهها دارای صندلی و بشقاب و کارد و چنگال و پذیرایی به شیوه اروپایی و برخی از آنها دارای صحنه نمایش (سن) و دسته نوازندگان و خواننده (ارکستر) بودند، خوانندگانی نظیر قمرالملوک، مهوش، ویگن و.. در آنجا میخواندند. کافه باغ شمیران، که در چهارراه استامبول قرار داشت، جزو همین کافهها به شمار میرفت.
این کافه به دورانی (انتقال سلطنت از رضا شاه به محمدرضاشاه) تعلق دارد که دوره تحول و دگرگونی ناگهانی تهران به حساب میآید. دورهای که جامعه ایرانی و بخصوص تهرانیها در تمامی ابعاد دچار تغییراتی شگرف شد.
در آن بحبوحه تحولات، تنها خیابان استامبول (جمهوری کنونی) به فاصله کوتاهی شاهد تاسیس چندین کافه و پیالهفروشی شد از قبیل؛ کافه نادری، کافه باغ شمیران، کافه شهلا، کافه باغ گلشن مقابل باغ سپهسالار و پیالهفروشی موسیو نرسیده به میدان بهارستان که پاتوق طیب و دار و دستهاش بود و کافه کانتینانتال که مهوش در آنجا میخواند و..
این کافهها دارای صندلی و بشقاب و کارد و چنگال و پذیرایی به شیوه اروپایی و برخی از آنها دارای صحنه نمایش (سن) و دسته نوازندگان و خواننده (ارکستر) بودند، خوانندگانی نظیر قمرالملوک، مهوش، ویگن و.. در آنجا میخواندند. کافه باغ شمیران، که در چهارراه استامبول قرار داشت، جزو همین کافهها به شمار میرفت.
👏2
مسعود کیمیایی | باز عاشق میشی..
♫کافه منگوش♫
#مونولوگ🎶
يادم آمد تو به من گفتی:
«از اين عشق حذر كن!
با تو گفتم:
«حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم»..
يادم آيد كه دگر از تو جوابی نشنيدم
پای در دامن اندوه كشیدم
نه گسستم، نه رميدم..
✍️فریدون مشیری
يادم آمد تو به من گفتی:
«از اين عشق حذر كن!
با تو گفتم:
«حذر از عشق؟ ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم»..
يادم آيد كه دگر از تو جوابی نشنيدم
پای در دامن اندوه كشیدم
نه گسستم، نه رميدم..
✍️فریدون مشیری
❤4
Soledad Bravo | Violin de becho
♫کافه منگوش♫
#خارجی
پلی کن و بیا یکم قدم بزنیم☘️
یکی از آثار بسیار زیبا و تاثیرگذار که توسط شاعر و آهنگساز برجستهی اروگوئهای، آلفردو زیتاروسا، نوشته شده و بعدها توسط سولداد براوو، خوانندهی پرآوازه ونزوئلایی، با صدایی پر احساس اجرا شد..
📝ترجمه با حفظ محتوای آهنگ؛
بچو، آن مرد نوازندهی ویولن،
که هر روز در کلبهاش ویولنش را کوک میکند،
با دستانی که از زحمت و کار سخت به زخم نشستهاند،
با نوای سازش، آواز زندگی را میخواند.
او برای نواختن ویولن ساخته نشده بود،
اما سازش، رویاها و دردهایش را زمزمه میکند.
نتهای موسیقی او، غمهای زمین را در خود دارد،
و صدای سازش، داستان کسانی است که بیصدا رنج میبرند.
"ویولن بچو"،
نه تنها یک ساز، بلکه صدای جان اوست.
ویولنی که از امید، اشک، و عشق ساخته شده است.
هر سیم آن، پلی است میان گذشته و آرزوها..
پلی کن و بیا یکم قدم بزنیم☘️
یکی از آثار بسیار زیبا و تاثیرگذار که توسط شاعر و آهنگساز برجستهی اروگوئهای، آلفردو زیتاروسا، نوشته شده و بعدها توسط سولداد براوو، خوانندهی پرآوازه ونزوئلایی، با صدایی پر احساس اجرا شد..
📝ترجمه با حفظ محتوای آهنگ؛
بچو، آن مرد نوازندهی ویولن،
که هر روز در کلبهاش ویولنش را کوک میکند،
با دستانی که از زحمت و کار سخت به زخم نشستهاند،
با نوای سازش، آواز زندگی را میخواند.
او برای نواختن ویولن ساخته نشده بود،
اما سازش، رویاها و دردهایش را زمزمه میکند.
نتهای موسیقی او، غمهای زمین را در خود دارد،
و صدای سازش، داستان کسانی است که بیصدا رنج میبرند.
"ویولن بچو"،
نه تنها یک ساز، بلکه صدای جان اوست.
ویولنی که از امید، اشک، و عشق ساخته شده است.
هر سیم آن، پلی است میان گذشته و آرزوها..
❤5👍1