انسان ها همیشه "بت" می سازند...
بعضی ها با "سنگ و چوب"
عده ای با "باورهایشان"
اولی ترسناک نیست،
چون با یک تبر در هم می شکند!
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است!
پس بشکن...
باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی...
بعضی ها با "سنگ و چوب"
عده ای با "باورهایشان"
اولی ترسناک نیست،
چون با یک تبر در هم می شکند!
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است!
پس بشکن...
باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی...
👍3❤1
هر مذهبی که وعدهی برآورده ساختن آرزوهای انسان را میدهد، تنها پناهگاه ترسوهاست و زیبندهی انسان واقعی نیست.
آیا راه مسیح، راهی بود که به رستگاری انسان میانجامید، یا فقط قصهی پریانی خوب پرداخته شده که با زیرکی و مهارت بسیار وعدهی بهشت و جاودانگی را میدهد تا مومنان هیچ درنیابند که این بهشت چیزی به جز بازتاب عطش ما نیست.
زیرا پس از مرگ است که میتوانیم در این باره مطمئن باشیم و هیچ کس از سرزمین مردگان بازنگشته است تا این را به ما بگوید.
👤نیکوس کازانتزاکیس
آیا راه مسیح، راهی بود که به رستگاری انسان میانجامید، یا فقط قصهی پریانی خوب پرداخته شده که با زیرکی و مهارت بسیار وعدهی بهشت و جاودانگی را میدهد تا مومنان هیچ درنیابند که این بهشت چیزی به جز بازتاب عطش ما نیست.
زیرا پس از مرگ است که میتوانیم در این باره مطمئن باشیم و هیچ کس از سرزمین مردگان بازنگشته است تا این را به ما بگوید.
👤نیکوس کازانتزاکیس
❤3👍1
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائل عشقیِ بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند، و هر جا سخنی از سکس به میان آمد، باید مضطرب بگریزد.
و در کل چنان به زن تلقین می شود که سکس مخالف عفت اوست، سکس بد است و باید چشم و گوش خود را در برابر آن بپوشاند.
تا اینکه گویی زن با ضربهٔ صاعقهای هولناک به درون حقیقت میافتد که نام آن صاعقه ((ازدواج)) است. حال زن، با حیا و عشق و لذت و... دست به گریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود امروز امری معنوی و انسانی است.
به راستی روح زن چگونه این ها را تحمل میکند؟
👤فریدریش نیچه
و در کل چنان به زن تلقین می شود که سکس مخالف عفت اوست، سکس بد است و باید چشم و گوش خود را در برابر آن بپوشاند.
تا اینکه گویی زن با ضربهٔ صاعقهای هولناک به درون حقیقت میافتد که نام آن صاعقه ((ازدواج)) است. حال زن، با حیا و عشق و لذت و... دست به گریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود امروز امری معنوی و انسانی است.
به راستی روح زن چگونه این ها را تحمل میکند؟
👤فریدریش نیچه
👍8
اﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ..؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ : ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛ ﭼﻪ گونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ترس از تغییر ...
#برتراند_راسل
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ
ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ..؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ : ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛ ﭼﻪ گونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ترس از تغییر ...
#برتراند_راسل
❤1
Persian carpet , Until yesterday, Iranian rugs were in a surreal view, but from today they are in the real world, we do not need War.
#carpet
#persiancarpet
تا دیروز فرش ایرانی را در فضای سورئال به تصویر میکشیدم متاسفانه از امروز تبدیل به واقعیت شد، جنگ تصویر خوبی نیست،
#ما_جنگ_نمیخواهیم
#ایرانیها #فرش_ایرانی
از اینستاگرام مصطفی هروی
#carpet
#persiancarpet
تا دیروز فرش ایرانی را در فضای سورئال به تصویر میکشیدم متاسفانه از امروز تبدیل به واقعیت شد، جنگ تصویر خوبی نیست،
#ما_جنگ_نمیخواهیم
#ایرانیها #فرش_ایرانی
از اینستاگرام مصطفی هروی
❤1
در ایران نمیتوانیم آیفن جدید بخریم اما جت شخصی می توانیم
نمیدانم این حجم بی تدبیری حتی از سوی دشمن هم نمیتونه اتفاق بیوفته چه برسه به خودی ها
صحبت اقتصاد دستوری
صحبت دیروز و امروز نیست
پوریا نجفی
نمیدانم این حجم بی تدبیری حتی از سوی دشمن هم نمیتونه اتفاق بیوفته چه برسه به خودی ها
صحبت اقتصاد دستوری
صحبت دیروز و امروز نیست
پوریا نجفی
❤6
اگرچه هنوز چیزهایی در جهان وجود دارند که ما قادر به درک آنها نیستیم و شاید هرگز به طور کامل هم نشویم اما این دلیل نمی شود که برای راحتی خود توضیح بی اساسی را بیان کنیم. شاید بهتر است بگوییم که ایمان به خدا جواب نیست بلکه به شکلی دیگر همان عبارت من نمیدانم هست.
#ریچارد_داوکینز
کتاب: پندار خدا
#ریچارد_داوکینز
کتاب: پندار خدا
❤5
چيزى كه بيشتر از همه نگرانم مى كند،
طرز برخورد بعضى از آدم هاست!
از آدمهاى متعصب و تندرو و از متجاوزان
مى ترسم،
از همهى آن ها كه خود را عقل كل مى دانند،
از همه ى آنها كه هيچ وقت
به خود شک نمى كنند
آنها براى جامعه خطرناک اند...
#شيمبورسكا
طرز برخورد بعضى از آدم هاست!
از آدمهاى متعصب و تندرو و از متجاوزان
مى ترسم،
از همهى آن ها كه خود را عقل كل مى دانند،
از همه ى آنها كه هيچ وقت
به خود شک نمى كنند
آنها براى جامعه خطرناک اند...
#شيمبورسكا
❤3
ای ساربان
محسن نامجو
واژهها روی هم آمده و آماسیده. بیرون باید ریختشان. نه هر جایی. تهی باید شد از واژه. توان گفتن نیست اما. کسی هم نیست. کسی باید مَحرم. کسی باید اهل واژه. کسی که بیگانه نباشد با دشواریِ «گفتن» که اگر نباشد، واژه را محترم خواهد شمرد.
نیست و تو بیش از پیش مبهوت تنهایی و آشفتهاحوالی خواهی شد.
.
«ای ساربان» را بشنوید با صدای «محسن نامجو»
نیست و تو بیش از پیش مبهوت تنهایی و آشفتهاحوالی خواهی شد.
.
«ای ساربان» را بشنوید با صدای «محسن نامجو»
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نظرم اين دنيا يک امانت بود كه به دست ما انسان ها سپرده شده و ما جوری با اين دنيا برخورد كرديم كه يک جای وحشتناک بنظر ميرسه...
طوری كه خيليا از پدر و مادرشون برای بدنيا اومدنشون شكايت دارن... چقدر امانت دارای بدی بوديم💔
طوری كه خيليا از پدر و مادرشون برای بدنيا اومدنشون شكايت دارن... چقدر امانت دارای بدی بوديم💔
❤8
برادر!
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی...
✍ #ناظم_حکمت
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی...
✍ #ناظم_حکمت
👍6❤3
روباهی با شتری رفاقت ڪرد. هر دو دو بچه داشتند.
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
شرط ڪردند، روباه صبح تا ظهر نزد بچهها بماند تا شتر به چرا برود و عصر شتر در نزد بچهها بماند و روباه به شڪار برای بچههایش رود.
شتر چون بیرون رفت، روباه پریده و شڪم یڪی از بچه شترها رو درید و خود و بچههایش خوردند.
شتر از بیابان برگشت و روباه جلوی شتر پرید و گفت: «ای شتر مهربان! من نگهبان خوبی نبودم، مرا ببخش، گرگی آمد و یڪی از بچهها راخورد.»
شتر پرسید: بچه تو یا بچه من؟
روباه گفت: «ای برادر! اول بازی صحبت من و تو ڪردی؟؟؟ چه فرقی دارد بچه من یا تو!!!»
حکایت مرگ خوبه اما برای همسایه
👍4