كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
737 subscribers
5.19K photos
273 videos
192 files
61 links
Telegram : @AnitaShahpouri
Instagram: @AnitaShahpouri
Linkedin : @AnitaShahpouri
Twitter: @AnitaShahpouri
رتبه اول گوگل پلاس در ايران با ٣٦٠ ميليون بازديدكننده از سراسر دنيا
https://plus.google.com/u/0/+AnitaShahpouri
ساير كانال ها
@Newnewss @Anitaaplus
Download Telegram
در کنار جمعی از دوستان بحث و گفتگویی پیرامون افراد منفعل و بی هدف در سازمانها که صبح را شب می‌کنند و حقوقی میگیرند بود، کسانی که به علت ترس از دست دادن، تغییر و یا درد همراه تفکر، ترجیح می‌دهند خاموش باشند و بد تر از آن چشم خود را بر روی حقیقت ببندند ... در این میان یاد داستانی از نیچه در کتاب و چنین گفت زردتشت افتادم که بد ندیدم برای شما دوستان هم به اشتراک بگذارم ... احتمالا درد دل خیلی از شما عزیزان است و از ما ی زغال‌سنک به آنان که خمیر مایه ی الماس شدن را دارند بماند برای یادگار ...

«چرا چنين سخت؟»

زغال‌سنگ روزی به الماس چنين گفت:
«مگر ما خويشانِ نزديك نيستيم؟»
چرا چنين نرم؟ برادران، من از شما چنين می‌پرسم: مگر شما برادرانِ من نيستيد؟
چرا چنين نرم؟ چنين سست و تسليم؟ چرا ردّ و انكار در دل‌هايِ شما چنين بسيار است؟ چرا سرنوشت در نگاه‌هايِ شما چنين كم؟
و اگر نخواهيد سرنوشت باشيد و سرسخت، چگونه توانيد همپايِ من فتح كرد؟
و اگر سختيِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد، چگونه توانيد روزي همپاي من آفريد؟
زيرا آفرينندگان سخت‌اند و سعادت در نظرِ شما اين باد كه هزاره‌ها را چنان در چنگ بفشاريد كه موم را سعادت نگاشتنِ خواستِ هزاره‌ها ست؛ نگاشتني همچون نگاشتن بر مفرغ، بر سخت‌تر از مفرغ، بر اصيل‌تر از مفرغ تنها اصيل‌ترينان يكپارچه سخت‌اند
@bestplus
برادران، من اين لوحِ نو را بر فرازِ شما مي‌نهم: سخت شويد!

فردریش نیچه
باهوش بی عقل کیست ؟!

در تعاریف عمیق روان شناسی باهوش (هوش های شناخته شده مانند هوش ریاضی، هیجانی، مالی و ...) به افرادی اطلاق میشود که توانایی خوبی در کشف و حل یک مساله دارند ، اما عاقل به افرادی گفته میشود که می‌توانند ما‌بین مسایل ارتباط منطقی را شناسایی و درک کنند...
‌ واژه ی “باهوش بی‌عقل” یکی از خطرناک ترین دسته های انسانی را در بر می‌گیرد، افرادی که در یک مساله با اتکا به هوش خود، آن را به شکل کامل درک می‌کنند و بدون در نظر گرفتن روابط بین آن و مسایل دیگر، اقدام به حل مساله می‌کنند.
این دسته افراد در دنیای امروزی که دنیای ارتباطات است به شکل کوتاه مدت موفق ولی در طول زمان شکست خورده محسوب می‌شوند.
سازمان ها و کسب و کارها نیز به اشتباه اقدام به جذب اینگونه افراد کرده و آنها را در حل مسایل سازمانی که خصوصیت بارزشان ارتباط های پیچیده ما بین مسایل است به کار میگیرند و اینگونه پس از مدتی مساله به شکل ظاهری در یک سازمان حل شده ولی پس از گذشت زمان به دلیل عدم توجه به پیچیدگی های ارتباطی مسایل، مشکلات به مراتب بزرگ‌تر و پیچیده تر گریبان گیر سازمان خواهد شد.
@bestplus
⭕️▪️کسب رکورد پربیننده‌ترین مینی‌سریال تاریخ نت‌فلیکس توسط سریال The Queen’s Gambit و برخی آثار چنین سریال‌هایی بر تغییرات رفتار مصرف‌کنندگان

نت‌فلیکس گزارش می‌دهد که این مینی‌سریال را ۶۲ ملیون بیننده در ۲۸ روز پس از انتشار به تماشا نشسته و آن را تبدیل به پربیننده‌ترین مینی‌سریال شبکه کرده‌اند.

داستان این سریال که در ایران با نام ملکه شطرنج شناخته شده، درباره دختر یتیمی است که در پرورشگاه از طریق سرایدار با بازی شطرنج آشنا شده و با پیشرفت چشمگیر به قهرمانی بزرگ در کشور و دنیا تبدیل می‌شود.

موفقیت این سریال هفت اپیزودی موجب افزایش تمایل به بازی شطرنج نیز شده است. جستجوهای گوگل برای عبارت شطرنج دو برابر از پیش شده و فروش شطرنج در ای‌بی ۲۵۰ درصد رشد کرده است. شمار بازیکنان جدید در سایت Chess.com نیز تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است.

همین آثار عمیق بر رفتار مصرف‌کنندگان در مدتی کوتاه گواهی است بر اینکه برندهای بزرگ هنوز آنچنان که باید از ظرفیت تولید محتوای فاخر بر مصرف‌کنندگان بالقوه خود استفاده نکرده‌اند.
@bestplus
⭕️▪️پیام طنزآمیز حساب کاربری خشکشویی پاکان روی توییتر که مورد توجه کاربران قرار گرفته و اصطلاحا وایرال شده است.

#بازاریابی_اجتماعی
@bestplus
👌یک قطعه بد، روی کل سیستم تاثیر دارد!
👈از تبلیغات فولکس واگن!
@bestplus
ما اینجا
پیراهن های سیاهمان را نباید دربیا‌وریم
اینجا سرزمین مرگ های بی انتهاست
ما هر روز می میریم
#علی_انصاریان
🔘 از انسان‌های بی‌تفاوت متنفرم

▪️از انسان‌های بی‌تفاوت متنفرم. معتقدم كه زندگی كردن به معنای چریک بودن است.
كسی كه به راستی زندگی می‌كند، نمی‌تواند شهروندی چريک نباشد. بی‌تفاوتی در واقع سست عنصری، انگل وارِگی و بزدلی ست، نه زندگی. به همين دليل از انسان‌های بی‌تفاوت متنفرم.

بی‌تفاوتی وزن مرده‌ی تاريخ است. و به صورت بالقوه‌ای بر تاريخ اثر می‌گذارد. منفعلانه عمل می‌كند، اما عمل می‌كند. بی تفاوتی همان بختِ بد است؛ كه هيچ‌ گاه نمی‌توان حسابی روی آن باز كرد، همان چيزی كه در برنامه‌ها اختلال ايجاد می‌كند و خوش‌ساخت‌ترين طرح‌ها را مخدوش می‌كند، بی‌خردی و فقدان آگاهی است كه هوشمندی را سركوب می‌كند.
همان شرّی است كه دامن‌گير همه می‌شود از آن رو كه توده‌ی مردم تفويض اختيار می‌كند، امكان تصويب قوانينی را می‌دهد كه تنها از طريق انقلاب می‌توان آنها را لغو كرد و قبول می‌كند انسان‌هايی قدرت را در دست گيرند كه تنها با شورش می‌توان آنان را سرنگون كرد. از همين رو اقليتی، به دليل بی‌تفاوتی و بی‌مسئوليتی، فرم زندگی جمعی را بدون هيچ نظارت و كنترلی تعيين می‌كنند، توده اما اعتنائی نمی‌كند زيرا اهميتی برايش ندارد؛ گويی بخت بد است كه همه چيز و همه كس را تحت تأثير قرار می‌دهد، تو گويی كه تاريخ چيزی جز كلان پديده‌های طبيعی نيست، فوران آتشفشان يا زلزله‌ای ست كه همه را قربانی می‌كند، چه آن كه می خواست و آن كه نمی‌خواست، چه آن كه می‌دانست و يا نمی‌دانست، چه آن كه فعال بود و چه آن كه بی‌تفاوت.
در اين شرايط، برخی ناله‌های رقّت‌بار سر می‌دهند، و بعضی فقط به طور شرم‌آوری ناسزا می‌گويند اما اندک كسی از خود می‌پرسد:
اگر من نيز وظيفه‌ی خود را انجام می‌دادم، اگر سعی می‌كردم كه اراده‌ام را اعمال كنم، آيا آن‌ چه كه رخ داده است، اتفاق می‌افتاد؟

بدين سبب نيز از انسان‌های بی‌تفاوت متنفرم: زيرا ناله‌ی ابدی آنان از سر معصوميت عذابم می‌دهد. از هر يک از آنان می‌خواهم توضيح دهد که؛ چه طور نقشی را كه زندگی به او محوّل كرده و هر روزه به عهده‌اش می‌گذارد را ايفا می‌كند، از هر آن‌چه كه انجام داده و به خصوص هر آن‌چه انجام نداده است. من فكر می‌كنم كه می‌توان با آنان بی‌شفقت بود، و بايسته نيست ترحم و اشكی برای آنان به هدر داد.

من يک چریک هستم، زندگی می‌كنم، و در ذهن آگاهم پيشاپيش جنب و جوش كار برای شهر آينده را، كه به سهم خود در حال ساخت آن هستم، احساس می‌كنم. شهری كه در آن، تعهدهای اجتماعی فقط بر گرده‌ی اندكی سنگينی نمی‌كند، كه هر چه در آن رخ می‌دهد از روی تصادف و بخت بد نيست، بل كه درنتيجه‌ی عمل‌كرد هوشمندانه‌ی شهروندان است. هيچ کس در اين شهر كنار پنجره به تماشای عده‌ای كه خود را قربانی و فدا می‌كنند، نمی‌نشيند. زندگی می‌كنم و چريک هستم. به همين خاطر از كسانی كه هيچ موضعی ندارند متنفرم، از انسان‌های بی‌تفاوت متنفرم.

♦️آنتونیو گرامشی

@bestplus
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ (ﺭﻫﺒﺮ ﺷﻮﺭﻭی ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ) یک شب ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ نشه، ﮔﺮﻳﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ فیلمی ﺩﺭ یک ﺳﻴﻨﻤﺎ ﺭﻓﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﻴﻠﻢ اصلی، یک ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺒﺮی ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎی ﺧﻮﺩ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪن ﻭ ﺑﻪ اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ!
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ اشک ﺩﺭ ﭼﺸﻢ و ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩی ﺷﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﺍ تکان ﺩﺍﺩ ﻭ ﺯﻳﺮ لبی ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ مردک ﺍﺣﻤﻖ! ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ می‌کنیم! ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ می‌خوای ﺳﺮﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺪی...!
@bestplus
💎ميرزا تقی خان امیرکبیر در زمان وزارتش چند جمله بسیار زیبا گفته است.

معروف است كه وى از نظر شخصيتی مصداق تعبير زيبای سعدی : «روستا زادە دانشمند» بود.

‌به جملاتش توجه كنيد :

۱_جایی که تعداد پلیسش زیادست یعنی امنیتش کمست.

۲_جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار می‌کنند.

۳_ جایی که رسانه‌ها تحت اختیار دولتند یعنی مسؤولین دروغگو هستند.

۴_ جایی که مردم بی‌دین شدند یعنی مبلغان دینی فاسدند.

۵_ جایی که به مرده‌ها متوسل میشوند یعنی از دست زنده ها كاری ساخته نيست.

۶_ جایی که چاپلوسی زیادست یعنی احمق‌ ها مسؤولند.

۷_ جایی که پینه پیشانی ارزش است یعنی پینه دست بی‌ارزش است.

۸_ جایی که مردم فقیرند یعنی مسؤولین دزد زیادند.

@bestplus
ویکتور فرانکل روانشناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:

1- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند :
من برای چه زنده هستم؟)

2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن، می بیند. در اینجا انسان از خود می پرسد:
من برای چه کسی زنده هستم؟

3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می شویم. مثلاً (یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده ، ...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم. (در اینجا انسان از خود می پرسد:
چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟)

ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم ...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
انسان در جستجوی معنی/ویکتور فرانکل
@bestplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 آیا پول خوشبختی میاره؟
علم چی؟ قدرت چطور؟

پاسخ تامل برانگیز فرهنگ هلاکوئی رو حتما بینید
@bestplus
‏تا حالا شده چندتا کار خیلی مهم داشته باشید ولی حوصله شروع کردن به انجام دادنشون رو نداشته باشید؟من بشدت درگیر این مشکلم.اوایل فکر میکردم بخاطر تنبلیه.ولی بعدها که راجبش مطالعه کردم فهمیدم یه اختلال اضطرابی بنام
anxiety-induced procrastination

دارم.این اختلال بشدت شایعه و خیلی ها
@bestplus
‏بدون اینکه بدونن سالهاست دارن باهاش سرو کله میزنن.برای مثال وقتی یه کار مهمی به من محول میشه من با اینکه میدونم کار حتما باید انجام بشه ولی هی عقبش میندازم.هربار میخوام برم شروع کنم انجامش بدم حس میکنم چندتا وزنه سنگین به دست و پام بستن و نمیتونم حرکت کنم.این عقب انداختن
کار خودش

‏استرس منو بیشتر میکنه و من تو یه سیکل معیوب میوفتم.استرس نمیذاره برم کارمو انجام بدم و چون کارمو انجام نمیدم استرسم بیشتر میشه.حالا این اختلال چندتامنشا داره.یکیش تمایل فرد به کمال گراییه.یعنی فرد میترسه کاری که بهش محول شده به بهترین نحو نتونه انجام بده و همین باعث میشه استرس بگیره.یکی دیگش اینه که فرد دید درستی از کاری که باید انجام بده نداره و اونو تو ذهن خودش خیلی بزرگ می کنه.یکی دیگش اینه که فرد خودشو دست کم میگیره و احساس می کنه توانایی لازم برای انجام اون کارو نداره.در هر صورت یه استرس اولیه تو ذهن فرد وجود داره که مانع این میشه کارشو شروع کنه

‏حالا برای غلبه به این مشکل چه کنیم.
‏یکی از راهکارهایی که برای من موثر بوده اینه که اون کار رو به چند مرحله کوچیکتر تقسیم کنم و بعد انجام هر مرحله به خودم یه جایزه بدم.یه راه دیگه اینه که برای هر روز هفته یه پوشه جداگانه در نظر بگیرید و کارهای هر روزو تو پوشه خودش بگذارید و اصلا تا خود اون روز سراغ پوشه مربوطه نرید تا فکرتون به سمتش نره و تمذکزتون به هم نریزه. یه راه دیگه هم اینه که اعتماد به نفس خودتونو تقویت کنید و به خودتون بقبولونید که از پس اون کار بر میاید.

@bestplus
لباس‌های ترند زمستان ۲۰۲۱

این ترکیب رنگ کلاسیک همیشه ترند و شیک است . از آنجایی که یک پالتو چهارخانه کلاسیک بی نهایت متنوع است ، با شلوار جین ، شلوار استرچ ، دامن و شلوار به خوبی ست می شوند. (که البته من شلوار استرچ رو انتخاب کردم که میتونید از کالکشن خودم سفارش بدین، که برای هر فصلی مناسب هست). همچنین این کت رو میتونید با بوت های بلند ست کنید که امسال بوت‌های بلندِ تا زانو دوباره ترند شدند اما این بار با طراحیِ کاربردی تر. و به لطف پاشنه های پهن شون دیگه میتونید راحت تر راه برید (من این بوتم رو از MANGO گرفتم)
و از انجایی که من به وسایل و لباس‌های انتیک خیلی علاقه دارم این شال گردن رو هم از چمدان پدر بزرگم پیدا کردم و بی‌نهایت دوست اش دارم.
و خوشحالم که تونستم ازش برای استایلم استفاده کنم.
@bestplus
شما چه ایتم هایی رو برای زمستان ترجیح میدین؟
💥 تبلیغ خلاقانه جهت ترویج استفاده از راه پله به جای آسانسور

کالری بسوزانید نه برق!
@bestplus
💥 در مقاطعی که یک جامعه از تفکر و معیارهای انسانی دور میماند،
جریانهای مبتذل فرهنگی شکوفا میشوند.

از این رو ستارگان تجاری و پوشالی یکی پس از دیگری ظهور میکنند

یاسر اسلامی نوکنده
@bestplus
بعد از نمایش یک فیلم ایرانی، با دوستان خارجی نشسته بودیم به گفتگو يكيشان پرسيد: آن پسرک سر چهار راه چه میفروخت؟ مواد مخدر بود يا ...
من پاسخ دادم فال میفروخت
پرسيد فال چيه؟ گفتم شعر، شعرهای شاعر بزرگمان حافظ
با هيجان گفت: يعنی شما از كشوری می‌آييد كه در خيابان‌هايش شعر میفروشند و مردم عادی پول می‌دهند و شعر میخرند ؟!

میرفت سر ميزهای مختلف و با شگفتی اين را به همه میگفت ! و اين يعنی زاويه‌ی ديد، يكی سياهی میبيند و یکی زیبایی !
از خاطرات اصغر فرهادی
@bestplus
برای افزایش توانایی خلاقیت در خودتان، دودل نقاشی کنید
@bestplus
نقاشی دودل (doodle) که نقاشی سبک احمقانه نیز نامیده می‌شود؛ نوعی نقاشی است که در آن می‌توان افکار و احساسات خود را به شکل انتزاعی نمایش داد. حداقل سعی کنید ماهی یک بار مشغول نقاشی دودل شوید تا هم سرگرم شوید و هم سخت‌گیری و برنامه‌ریزی را تجربه کنید.
@bestplus
پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

روزی شاه عباس از راهی می گذشت. درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده است و چنان خود را جمع کرده که به اندازه ی گلیم خود درآمده. شاه دستور داد یک مشت سکه به درویش دادند.درویش شرح ماجرا را برای دوستان خود گفت. در میان آن جمع درویشی بود که به فکر افتاد او هم از انعام شاه نصیبی ببرد،به این امید سر راه شاه پوست تخت خود را پهن کرد و به انتظار بازگشت شاه نشست. وقتی که مرکب شاه از دور پیدا شد، روی پوست خوابید و برای اینکه نظر شاه را جلب کند هریک از دست ها و پاهای خود را به طرفی دراز کرد بطوری که نصف بدنش روی زمین بود.در این حال شاه به او رسید و او را دید وفرمان داد تا آن قسمت از دست و پای درویش را که از گلیم بیرون مانده بود قطع کنند.یکی از نزدیکان شاه از او سوال کرد که : " شما در رفتن درویشی را در یک مکان خفته دیدید و به او انعام دادید. امادر بازگشت درویش دیگری را خفته دیدید سیاست فرمودید، چه سری در این کار هست ؟"شاه گفت : " درویش اولی پای خود را به اندازه ی گلیم خود دراز کرده بود اما درویش دومی پایش را از گلیمش بیشتر دراز کرده بود".
@bestplus
هرچه آدمی به علتِ شرایطِ ذهنی یا عینی کمتر مجبور به تماس با دیگران باشد، در وضعِ بهتری است. مضراتِ تنهایی و عزلت را اگر نمی‌شود یکجا احساس کرد، لااقل می‌توان حدودِ آن را تشخیص داد. اما "جمع" موذی است؛ زیرا در پسِ ظاهرِ تفریح، مراوده و لذتِ معاشرت و جز اینها، زیان‌های جبران‌ناپذیری را پنهان می‌کند. از چیزهایِ اساسی که جوانان باید بیاموزند یکی این است که تنهایی را تحمل کنند، زیرا سرچشمه‌ی سعادت و آرامشِ روح است.

از همه‌ی اینها نتیجه می‌شود که هرکس که به خود متکی و در همه‌ی امور خود-بسا باشد، در وضعیتِ بسیار خوبی به‌ سر می‌برد. حتی سیسرون می‌گوید: «هرکس که فقط به خود وابسته است و می‌تواند به خود قناعت کند، باید انسان خوشبختی باشد.» بعلاوه، هرچه آدمی کیفیت‌های بیشتری در خود داشته باشد، از دیگران بی‌نیازتر است. احساسِ خودبساییِ کامل در انسانهایِ صاحبِ ارزش، و غنایِ درونی، مانع از آن می‌شود که در همنشینی با دیگران، آنطور که جمع از آنان انتظار دارد، ارزش و غنایِ خود را فدا کنند‌، چه رسد به اینکه با انکار کردنِ خود، در پیِ معاشرت با دیگران باشند. عکسِ این خصوصیات، مردمِ عادی را بسیار معاشرتی و قابلِ انطباق می‌کند، زیرا دیگران را راحت‌تر می‌توانند تحمل کنند تا خود را؛ علاوه بر این، در جهان به ارزش‌هایِ واقعی اعتنایی نمی‌کنند و به آنچه اعتنا می کنند ارزشی ندارد. انزوایِ انسان‌هایِ شایسته و ممتاز، هم علتِ این امر است و هم نتیجه‌ی آن. بنابر آنچه گفته شد، روشِ خردمندانه‌ی زندگی برای هر کسی که ارزشی در درونِ خود دارد این است که در صورتِ لزوم نیازهایِ خویش را محدود کند تا بتواند آزادی‌اش را نگاه دارد یا گسترش دهد، و از آنجا که آدمی ناگزیر با همنوعانِ خود سروکار دارد، بهتر است تا آنجا که ممکن می‌باشد آنان را به زندگیِ خصوصیِ خود راه ندهد.
@bestplus

#آرتور_شوپنهاور
#در_باب_حکمت_زندگی
(درباره‌ی انزوا و اجتماع)