وقتی اولین بار خود را کشف میکنیم، باید یاد بگیریم چگونه گاهبهگاه خود را گم کنیم، و بعد دوباره خود را بیابیم.
حقیقت دارد که ما موجوداتی متفکریم. متفکر این را یک نقطهی ضعف میداند که همیشه به یک شخص وابسته باشد.
@bestplus
فردریش نیچه
آواره و سایه اش
حقیقت دارد که ما موجوداتی متفکریم. متفکر این را یک نقطهی ضعف میداند که همیشه به یک شخص وابسته باشد.
@bestplus
فردریش نیچه
آواره و سایه اش
طاغی کیست؟ انسانی که نه میگوید اما نه گفتن او از سر انکار نفس نیست، او چون به نفس خویش بیندیشد اری میگوید، برده ای که تمام عمر فرمان گزارده، به ناگاه درمیابد که نمیتواند از فرمان تازه ای اطاعت کند.
منظور او از نه گفتن چیست؟
منظور او این است که این وضع بیش از حد دیگر طولانی شده یا هر چه بوده تا اینجا گذشت اما دیگر بس است، مرزهایی وجود دارد که نباید از انها عبور کرد.
نه او، صرفا وجود یک مرز را تصدیق میکند.
@bestplus
آلبر کامو
انسان طاغی
منظور او از نه گفتن چیست؟
منظور او این است که این وضع بیش از حد دیگر طولانی شده یا هر چه بوده تا اینجا گذشت اما دیگر بس است، مرزهایی وجود دارد که نباید از انها عبور کرد.
نه او، صرفا وجود یک مرز را تصدیق میکند.
@bestplus
آلبر کامو
انسان طاغی
افراد نيازشان به قدرت را به سه شكل برآورده میكنند:
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند.تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبوركردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@bestplus
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
شکل اول: Power On
يعنی قدرتشان را بر ديگری اعمال میكنند و با كنترل ديگری يا ديگران احساس قدرت میكنند.تذكر دادن به ديگران، غر زدن، ايراد گرفتن و مجبوركردن ديگران به كارهایی كه به گمان اين افراد به صلاح آنهاست نمونه اين رفتارهاست.
شكل دوم: Power With
يعنی قدرت را با ديگران تجربه میكنند مثل وقتی كه شما قرار است تصميمی بگيريد كه نتيجه آن بر روی همسر يا فرزندتان هم اثر میگذارد، آنگاه نظر و خواست آنها را هم در نظر میگيريد و حتی به نظر آنها عمل میكنيد. در واقع به ديگری هم فرصت مخالفت و اظهار نظر و تصميم گيری میدهيد.
شكل سوم: Power Within
در اين شكل از ارضاء نياز قدرت، فرد نه قدرتش را بر ديگران اعمال ميكند و نه با آنها، بلكه قدرت درونی خويش را افزايش میدهد.
مثل وقتی كه فردی با بالا بردن دانش يا مهارتی در خود احساس توانمندی و قدرت میكند، حتی اگر از ديگران هم تحسينی دريافت نكند اهميتی نمیدهد.افرادی كه در ارتقاء دانش و فرهنگ بشر نقش مهمی بازی كردهاند، نياز به قدرتشان را اينگونه برآورده كردهاند.
افرادی مثل اديسون، انيشتين، سقراط، نويسندهها، شاعران و هنرمندان بسياری در طول تاريخ و یا كسانی كه حتی مشهور هم نشدهاند اما قدرتمند بودهاند.
@bestplus
تئوری انتخاب
ویلیام گلاسر
و مهمترین چیز در زندگی چیست؟
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا.
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد میمیرد، خواهد گفت گرما.
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها.
ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد, آیا چیزی میماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان میگویند بلی....و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه میکنیم؟!
دنیای سوفی
یوستین گردر
زندگی بخش های گوناگونی دارد، یکی از این بخش ها، زندگی کاری ما است که گفته ی یوستین گردر عجیب در این بخش زندگی ما تاثیر گذار است ، پس از رفع نیازهای اولیه کاری مانند دریافت حقوق، فضای مناسب، مدیر خوب و ... که در زمانهای مختلف برای هر یک از ما مهمترین است ، وقت آن میرسد که از خود بپرسیم ما کیستیم و در اینجا(سازمان) چه میکنیم ...
@bestplus
گمانم این است پس از پیدا کردن این سوال یا شغل خود را عوض خواهیم کرد یا سازمان خود را و یا در جایی که هستیم پیشرفتی خواهیم کرد که قبل از این سوال امکان آن وجود نداشته است ...
اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا.
اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد میمیرد، خواهد گفت گرما.
و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها.
ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد, آیا چیزی میماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان میگویند بلی....و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه میکنیم؟!
دنیای سوفی
یوستین گردر
زندگی بخش های گوناگونی دارد، یکی از این بخش ها، زندگی کاری ما است که گفته ی یوستین گردر عجیب در این بخش زندگی ما تاثیر گذار است ، پس از رفع نیازهای اولیه کاری مانند دریافت حقوق، فضای مناسب، مدیر خوب و ... که در زمانهای مختلف برای هر یک از ما مهمترین است ، وقت آن میرسد که از خود بپرسیم ما کیستیم و در اینجا(سازمان) چه میکنیم ...
@bestplus
گمانم این است پس از پیدا کردن این سوال یا شغل خود را عوض خواهیم کرد یا سازمان خود را و یا در جایی که هستیم پیشرفتی خواهیم کرد که قبل از این سوال امکان آن وجود نداشته است ...
در کنار جمعی از دوستان بحث و گفتگویی پیرامون افراد منفعل و بی هدف در سازمانها که صبح را شب میکنند و حقوقی میگیرند بود، کسانی که به علت ترس از دست دادن، تغییر و یا درد همراه تفکر، ترجیح میدهند خاموش باشند و بد تر از آن چشم خود را بر روی حقیقت ببندند ... در این میان یاد داستانی از نیچه در کتاب و چنین گفت زردتشت افتادم که بد ندیدم برای شما دوستان هم به اشتراک بگذارم ... احتمالا درد دل خیلی از شما عزیزان است و از ما ی زغالسنک به آنان که خمیر مایه ی الماس شدن را دارند بماند برای یادگار ...
«چرا چنين سخت؟»
زغالسنگ روزی به الماس چنين گفت:
«مگر ما خويشانِ نزديك نيستيم؟»
چرا چنين نرم؟ برادران، من از شما چنين میپرسم: مگر شما برادرانِ من نيستيد؟
چرا چنين نرم؟ چنين سست و تسليم؟ چرا ردّ و انكار در دلهايِ شما چنين بسيار است؟ چرا سرنوشت در نگاههايِ شما چنين كم؟
و اگر نخواهيد سرنوشت باشيد و سرسخت، چگونه توانيد همپايِ من فتح كرد؟
و اگر سختيِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد، چگونه توانيد روزي همپاي من آفريد؟
زيرا آفرينندگان سختاند و سعادت در نظرِ شما اين باد كه هزارهها را چنان در چنگ بفشاريد كه موم را سعادت نگاشتنِ خواستِ هزارهها ست؛ نگاشتني همچون نگاشتن بر مفرغ، بر سختتر از مفرغ، بر اصيلتر از مفرغ تنها اصيلترينان يكپارچه سختاند
@bestplus
برادران، من اين لوحِ نو را بر فرازِ شما مينهم: سخت شويد!
فردریش نیچه
«چرا چنين سخت؟»
زغالسنگ روزی به الماس چنين گفت:
«مگر ما خويشانِ نزديك نيستيم؟»
چرا چنين نرم؟ برادران، من از شما چنين میپرسم: مگر شما برادرانِ من نيستيد؟
چرا چنين نرم؟ چنين سست و تسليم؟ چرا ردّ و انكار در دلهايِ شما چنين بسيار است؟ چرا سرنوشت در نگاههايِ شما چنين كم؟
و اگر نخواهيد سرنوشت باشيد و سرسخت، چگونه توانيد همپايِ من فتح كرد؟
و اگر سختيِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد، چگونه توانيد روزي همپاي من آفريد؟
زيرا آفرينندگان سختاند و سعادت در نظرِ شما اين باد كه هزارهها را چنان در چنگ بفشاريد كه موم را سعادت نگاشتنِ خواستِ هزارهها ست؛ نگاشتني همچون نگاشتن بر مفرغ، بر سختتر از مفرغ، بر اصيلتر از مفرغ تنها اصيلترينان يكپارچه سختاند
@bestplus
برادران، من اين لوحِ نو را بر فرازِ شما مينهم: سخت شويد!
فردریش نیچه
باهوش بی عقل کیست ؟!
در تعاریف عمیق روان شناسی باهوش (هوش های شناخته شده مانند هوش ریاضی، هیجانی، مالی و ...) به افرادی اطلاق میشود که توانایی خوبی در کشف و حل یک مساله دارند ، اما عاقل به افرادی گفته میشود که میتوانند مابین مسایل ارتباط منطقی را شناسایی و درک کنند...
واژه ی “باهوش بیعقل” یکی از خطرناک ترین دسته های انسانی را در بر میگیرد، افرادی که در یک مساله با اتکا به هوش خود، آن را به شکل کامل درک میکنند و بدون در نظر گرفتن روابط بین آن و مسایل دیگر، اقدام به حل مساله میکنند.
این دسته افراد در دنیای امروزی که دنیای ارتباطات است به شکل کوتاه مدت موفق ولی در طول زمان شکست خورده محسوب میشوند.
سازمان ها و کسب و کارها نیز به اشتباه اقدام به جذب اینگونه افراد کرده و آنها را در حل مسایل سازمانی که خصوصیت بارزشان ارتباط های پیچیده ما بین مسایل است به کار میگیرند و اینگونه پس از مدتی مساله به شکل ظاهری در یک سازمان حل شده ولی پس از گذشت زمان به دلیل عدم توجه به پیچیدگی های ارتباطی مسایل، مشکلات به مراتب بزرگتر و پیچیده تر گریبان گیر سازمان خواهد شد.
@bestplus
در تعاریف عمیق روان شناسی باهوش (هوش های شناخته شده مانند هوش ریاضی، هیجانی، مالی و ...) به افرادی اطلاق میشود که توانایی خوبی در کشف و حل یک مساله دارند ، اما عاقل به افرادی گفته میشود که میتوانند مابین مسایل ارتباط منطقی را شناسایی و درک کنند...
واژه ی “باهوش بیعقل” یکی از خطرناک ترین دسته های انسانی را در بر میگیرد، افرادی که در یک مساله با اتکا به هوش خود، آن را به شکل کامل درک میکنند و بدون در نظر گرفتن روابط بین آن و مسایل دیگر، اقدام به حل مساله میکنند.
این دسته افراد در دنیای امروزی که دنیای ارتباطات است به شکل کوتاه مدت موفق ولی در طول زمان شکست خورده محسوب میشوند.
سازمان ها و کسب و کارها نیز به اشتباه اقدام به جذب اینگونه افراد کرده و آنها را در حل مسایل سازمانی که خصوصیت بارزشان ارتباط های پیچیده ما بین مسایل است به کار میگیرند و اینگونه پس از مدتی مساله به شکل ظاهری در یک سازمان حل شده ولی پس از گذشت زمان به دلیل عدم توجه به پیچیدگی های ارتباطی مسایل، مشکلات به مراتب بزرگتر و پیچیده تر گریبان گیر سازمان خواهد شد.
@bestplus
⭕️▪️کسب رکورد پربینندهترین مینیسریال تاریخ نتفلیکس توسط سریال The Queen’s Gambit و برخی آثار چنین سریالهایی بر تغییرات رفتار مصرفکنندگان
نتفلیکس گزارش میدهد که این مینیسریال را ۶۲ ملیون بیننده در ۲۸ روز پس از انتشار به تماشا نشسته و آن را تبدیل به پربینندهترین مینیسریال شبکه کردهاند.
داستان این سریال که در ایران با نام ملکه شطرنج شناخته شده، درباره دختر یتیمی است که در پرورشگاه از طریق سرایدار با بازی شطرنج آشنا شده و با پیشرفت چشمگیر به قهرمانی بزرگ در کشور و دنیا تبدیل میشود.
موفقیت این سریال هفت اپیزودی موجب افزایش تمایل به بازی شطرنج نیز شده است. جستجوهای گوگل برای عبارت شطرنج دو برابر از پیش شده و فروش شطرنج در ایبی ۲۵۰ درصد رشد کرده است. شمار بازیکنان جدید در سایت Chess.com نیز تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است.
همین آثار عمیق بر رفتار مصرفکنندگان در مدتی کوتاه گواهی است بر اینکه برندهای بزرگ هنوز آنچنان که باید از ظرفیت تولید محتوای فاخر بر مصرفکنندگان بالقوه خود استفاده نکردهاند.
@bestplus
نتفلیکس گزارش میدهد که این مینیسریال را ۶۲ ملیون بیننده در ۲۸ روز پس از انتشار به تماشا نشسته و آن را تبدیل به پربینندهترین مینیسریال شبکه کردهاند.
داستان این سریال که در ایران با نام ملکه شطرنج شناخته شده، درباره دختر یتیمی است که در پرورشگاه از طریق سرایدار با بازی شطرنج آشنا شده و با پیشرفت چشمگیر به قهرمانی بزرگ در کشور و دنیا تبدیل میشود.
موفقیت این سریال هفت اپیزودی موجب افزایش تمایل به بازی شطرنج نیز شده است. جستجوهای گوگل برای عبارت شطرنج دو برابر از پیش شده و فروش شطرنج در ایبی ۲۵۰ درصد رشد کرده است. شمار بازیکنان جدید در سایت Chess.com نیز تا پنج برابر افزایش پیدا کرده است.
همین آثار عمیق بر رفتار مصرفکنندگان در مدتی کوتاه گواهی است بر اینکه برندهای بزرگ هنوز آنچنان که باید از ظرفیت تولید محتوای فاخر بر مصرفکنندگان بالقوه خود استفاده نکردهاند.
@bestplus
⭕️▪️پیام طنزآمیز حساب کاربری خشکشویی پاکان روی توییتر که مورد توجه کاربران قرار گرفته و اصطلاحا وایرال شده است.
#بازاریابی_اجتماعی
@bestplus
#بازاریابی_اجتماعی
@bestplus
ما اینجا
پیراهن های سیاهمان را نباید دربیاوریم
اینجا سرزمین مرگ های بی انتهاست
ما هر روز می میریم
#علی_انصاریان
پیراهن های سیاهمان را نباید دربیاوریم
اینجا سرزمین مرگ های بی انتهاست
ما هر روز می میریم
#علی_انصاریان
🔘 از انسانهای بیتفاوت متنفرم
▪️از انسانهای بیتفاوت متنفرم. معتقدم كه زندگی كردن به معنای چریک بودن است.
كسی كه به راستی زندگی میكند، نمیتواند شهروندی چريک نباشد. بیتفاوتی در واقع سست عنصری، انگل وارِگی و بزدلی ست، نه زندگی. به همين دليل از انسانهای بیتفاوت متنفرم.
بیتفاوتی وزن مردهی تاريخ است. و به صورت بالقوهای بر تاريخ اثر میگذارد. منفعلانه عمل میكند، اما عمل میكند. بی تفاوتی همان بختِ بد است؛ كه هيچ گاه نمیتوان حسابی روی آن باز كرد، همان چيزی كه در برنامهها اختلال ايجاد میكند و خوشساختترين طرحها را مخدوش میكند، بیخردی و فقدان آگاهی است كه هوشمندی را سركوب میكند.
همان شرّی است كه دامنگير همه میشود از آن رو كه تودهی مردم تفويض اختيار میكند، امكان تصويب قوانينی را میدهد كه تنها از طريق انقلاب میتوان آنها را لغو كرد و قبول میكند انسانهايی قدرت را در دست گيرند كه تنها با شورش میتوان آنان را سرنگون كرد. از همين رو اقليتی، به دليل بیتفاوتی و بیمسئوليتی، فرم زندگی جمعی را بدون هيچ نظارت و كنترلی تعيين میكنند، توده اما اعتنائی نمیكند زيرا اهميتی برايش ندارد؛ گويی بخت بد است كه همه چيز و همه كس را تحت تأثير قرار میدهد، تو گويی كه تاريخ چيزی جز كلان پديدههای طبيعی نيست، فوران آتشفشان يا زلزلهای ست كه همه را قربانی میكند، چه آن كه می خواست و آن كه نمیخواست، چه آن كه میدانست و يا نمیدانست، چه آن كه فعال بود و چه آن كه بیتفاوت.
در اين شرايط، برخی نالههای رقّتبار سر میدهند، و بعضی فقط به طور شرمآوری ناسزا میگويند اما اندک كسی از خود میپرسد:
اگر من نيز وظيفهی خود را انجام میدادم، اگر سعی میكردم كه ارادهام را اعمال كنم، آيا آن چه كه رخ داده است، اتفاق میافتاد؟
بدين سبب نيز از انسانهای بیتفاوت متنفرم: زيرا نالهی ابدی آنان از سر معصوميت عذابم میدهد. از هر يک از آنان میخواهم توضيح دهد که؛ چه طور نقشی را كه زندگی به او محوّل كرده و هر روزه به عهدهاش میگذارد را ايفا میكند، از هر آنچه كه انجام داده و به خصوص هر آنچه انجام نداده است. من فكر میكنم كه میتوان با آنان بیشفقت بود، و بايسته نيست ترحم و اشكی برای آنان به هدر داد.
من يک چریک هستم، زندگی میكنم، و در ذهن آگاهم پيشاپيش جنب و جوش كار برای شهر آينده را، كه به سهم خود در حال ساخت آن هستم، احساس میكنم. شهری كه در آن، تعهدهای اجتماعی فقط بر گردهی اندكی سنگينی نمیكند، كه هر چه در آن رخ میدهد از روی تصادف و بخت بد نيست، بل كه درنتيجهی عملكرد هوشمندانهی شهروندان است. هيچ کس در اين شهر كنار پنجره به تماشای عدهای كه خود را قربانی و فدا میكنند، نمینشيند. زندگی میكنم و چريک هستم. به همين خاطر از كسانی كه هيچ موضعی ندارند متنفرم، از انسانهای بیتفاوت متنفرم.
♦️آنتونیو گرامشی
@bestplus
▪️از انسانهای بیتفاوت متنفرم. معتقدم كه زندگی كردن به معنای چریک بودن است.
كسی كه به راستی زندگی میكند، نمیتواند شهروندی چريک نباشد. بیتفاوتی در واقع سست عنصری، انگل وارِگی و بزدلی ست، نه زندگی. به همين دليل از انسانهای بیتفاوت متنفرم.
بیتفاوتی وزن مردهی تاريخ است. و به صورت بالقوهای بر تاريخ اثر میگذارد. منفعلانه عمل میكند، اما عمل میكند. بی تفاوتی همان بختِ بد است؛ كه هيچ گاه نمیتوان حسابی روی آن باز كرد، همان چيزی كه در برنامهها اختلال ايجاد میكند و خوشساختترين طرحها را مخدوش میكند، بیخردی و فقدان آگاهی است كه هوشمندی را سركوب میكند.
همان شرّی است كه دامنگير همه میشود از آن رو كه تودهی مردم تفويض اختيار میكند، امكان تصويب قوانينی را میدهد كه تنها از طريق انقلاب میتوان آنها را لغو كرد و قبول میكند انسانهايی قدرت را در دست گيرند كه تنها با شورش میتوان آنان را سرنگون كرد. از همين رو اقليتی، به دليل بیتفاوتی و بیمسئوليتی، فرم زندگی جمعی را بدون هيچ نظارت و كنترلی تعيين میكنند، توده اما اعتنائی نمیكند زيرا اهميتی برايش ندارد؛ گويی بخت بد است كه همه چيز و همه كس را تحت تأثير قرار میدهد، تو گويی كه تاريخ چيزی جز كلان پديدههای طبيعی نيست، فوران آتشفشان يا زلزلهای ست كه همه را قربانی میكند، چه آن كه می خواست و آن كه نمیخواست، چه آن كه میدانست و يا نمیدانست، چه آن كه فعال بود و چه آن كه بیتفاوت.
در اين شرايط، برخی نالههای رقّتبار سر میدهند، و بعضی فقط به طور شرمآوری ناسزا میگويند اما اندک كسی از خود میپرسد:
اگر من نيز وظيفهی خود را انجام میدادم، اگر سعی میكردم كه ارادهام را اعمال كنم، آيا آن چه كه رخ داده است، اتفاق میافتاد؟
بدين سبب نيز از انسانهای بیتفاوت متنفرم: زيرا نالهی ابدی آنان از سر معصوميت عذابم میدهد. از هر يک از آنان میخواهم توضيح دهد که؛ چه طور نقشی را كه زندگی به او محوّل كرده و هر روزه به عهدهاش میگذارد را ايفا میكند، از هر آنچه كه انجام داده و به خصوص هر آنچه انجام نداده است. من فكر میكنم كه میتوان با آنان بیشفقت بود، و بايسته نيست ترحم و اشكی برای آنان به هدر داد.
من يک چریک هستم، زندگی میكنم، و در ذهن آگاهم پيشاپيش جنب و جوش كار برای شهر آينده را، كه به سهم خود در حال ساخت آن هستم، احساس میكنم. شهری كه در آن، تعهدهای اجتماعی فقط بر گردهی اندكی سنگينی نمیكند، كه هر چه در آن رخ میدهد از روی تصادف و بخت بد نيست، بل كه درنتيجهی عملكرد هوشمندانهی شهروندان است. هيچ کس در اين شهر كنار پنجره به تماشای عدهای كه خود را قربانی و فدا میكنند، نمینشيند. زندگی میكنم و چريک هستم. به همين خاطر از كسانی كه هيچ موضعی ندارند متنفرم، از انسانهای بیتفاوت متنفرم.
♦️آنتونیو گرامشی
@bestplus
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ (ﺭﻫﺒﺮ ﺷﻮﺭﻭی ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺎﻟﯿﻦ) یک شب ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ نشه، ﮔﺮﻳﻢ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ فیلمی ﺩﺭ یک ﺳﻴﻨﻤﺎ ﺭﻓﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﻴﻠﻢ اصلی، یک ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺒﺮی ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎی ﺧﻮﺩ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪن ﻭ ﺑﻪ اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ!
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ اشک ﺩﺭ ﭼﺸﻢ و ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩی ﺷﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﺍ تکان ﺩﺍﺩ ﻭ ﺯﻳﺮ لبی ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ مردک ﺍﺣﻤﻖ! ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ میکنیم! ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ میخوای ﺳﺮﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺪی...!
@bestplus
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻓﻴﻠﻢ اصلی، یک ﻓﻴﻠﻢ ﺧﺒﺮی ﺑﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺑﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎی ﺧﻮﺩ ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪن ﻭ ﺑﻪ اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﺪ!
ﺧﺮﻭﺷﭽﻒ اشک ﺩﺭ ﭼﺸﻢ و ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ، ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩی ﺷﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﺍ تکان ﺩﺍﺩ ﻭ ﺯﻳﺮ لبی ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ مردک ﺍﺣﻤﻖ! ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ میکنیم! ﺍﻣﺎ ﭼﺮﺍ میخوای ﺳﺮﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺑﺪی...!
@bestplus
💎ميرزا تقی خان امیرکبیر در زمان وزارتش چند جمله بسیار زیبا گفته است.
معروف است كه وى از نظر شخصيتی مصداق تعبير زيبای سعدی : «روستا زادە دانشمند» بود.
به جملاتش توجه كنيد :
۱_جایی که تعداد پلیسش زیادست یعنی امنیتش کمست.
۲_جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار میکنند.
۳_ جایی که رسانهها تحت اختیار دولتند یعنی مسؤولین دروغگو هستند.
۴_ جایی که مردم بیدین شدند یعنی مبلغان دینی فاسدند.
۵_ جایی که به مردهها متوسل میشوند یعنی از دست زنده ها كاری ساخته نيست.
۶_ جایی که چاپلوسی زیادست یعنی احمق ها مسؤولند.
۷_ جایی که پینه پیشانی ارزش است یعنی پینه دست بیارزش است.
۸_ جایی که مردم فقیرند یعنی مسؤولین دزد زیادند.
@bestplus
معروف است كه وى از نظر شخصيتی مصداق تعبير زيبای سعدی : «روستا زادە دانشمند» بود.
به جملاتش توجه كنيد :
۱_جایی که تعداد پلیسش زیادست یعنی امنیتش کمست.
۲_جایی که مردم مدام بیمار میشوند یعنی پزشکانش برای پول کار میکنند.
۳_ جایی که رسانهها تحت اختیار دولتند یعنی مسؤولین دروغگو هستند.
۴_ جایی که مردم بیدین شدند یعنی مبلغان دینی فاسدند.
۵_ جایی که به مردهها متوسل میشوند یعنی از دست زنده ها كاری ساخته نيست.
۶_ جایی که چاپلوسی زیادست یعنی احمق ها مسؤولند.
۷_ جایی که پینه پیشانی ارزش است یعنی پینه دست بیارزش است.
۸_ جایی که مردم فقیرند یعنی مسؤولین دزد زیادند.
@bestplus
ویکتور فرانکل روانشناس معنا گرا برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند :
من برای چه زنده هستم؟)
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن، می بیند. در اینجا انسان از خود می پرسد:
من برای چه کسی زنده هستم؟
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می شویم. مثلاً (یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده ، ...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم. (در اینجا انسان از خود می پرسد:
چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟)
ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم ...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
انسان در جستجوی معنی/ویکتور فرانکل
@bestplus
1- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش می تواند با معنا باشد، (در اینجا انسان از خود سئوال می کند :
من برای چه زنده هستم؟)
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن، می بیند. در اینجا انسان از خود می پرسد:
من برای چه کسی زنده هستم؟
3- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم.
در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می شویم. مثلاً (یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده ، ...) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم. (در اینجا انسان از خود می پرسد:
چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟)
ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم و از خود فراتر رویم ...
گوردون آلپورت در مقدمه ی کتاب « انسان در جستجوی معنی » فرانکل می نویسد :
اگر زندگی کردن رنج بردن است ، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت . اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد ، رنج و مرگ نیز معنا خواهد یافت .
اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هرکس باید معنای زندگی خود را ، خود جستجو کند و مسئولیت آن را پذیرا باشد . اگر موفق شود ، با وجود همه تحقیرها به زندگی ادامه می دهد .
انسان در جستجوی معنی/ویکتور فرانکل
@bestplus
تا حالا شده چندتا کار خیلی مهم داشته باشید ولی حوصله شروع کردن به انجام دادنشون رو نداشته باشید؟من بشدت درگیر این مشکلم.اوایل فکر میکردم بخاطر تنبلیه.ولی بعدها که راجبش مطالعه کردم فهمیدم یه اختلال اضطرابی بنام
anxiety-induced procrastination
دارم.این اختلال بشدت شایعه و خیلی ها
@bestplus
anxiety-induced procrastination
دارم.این اختلال بشدت شایعه و خیلی ها
@bestplus
بدون اینکه بدونن سالهاست دارن باهاش سرو کله میزنن.برای مثال وقتی یه کار مهمی به من محول میشه من با اینکه میدونم کار حتما باید انجام بشه ولی هی عقبش میندازم.هربار میخوام برم شروع کنم انجامش بدم حس میکنم چندتا وزنه سنگین به دست و پام بستن و نمیتونم حرکت کنم.این عقب انداختن
کار خودش
استرس منو بیشتر میکنه و من تو یه سیکل معیوب میوفتم.استرس نمیذاره برم کارمو انجام بدم و چون کارمو انجام نمیدم استرسم بیشتر میشه.حالا این اختلال چندتامنشا داره.یکیش تمایل فرد به کمال گراییه.یعنی فرد میترسه کاری که بهش محول شده به بهترین نحو نتونه انجام بده و همین باعث میشه استرس بگیره.یکی دیگش اینه که فرد دید درستی از کاری که باید انجام بده نداره و اونو تو ذهن خودش خیلی بزرگ می کنه.یکی دیگش اینه که فرد خودشو دست کم میگیره و احساس می کنه توانایی لازم برای انجام اون کارو نداره.در هر صورت یه استرس اولیه تو ذهن فرد وجود داره که مانع این میشه کارشو شروع کنه
حالا برای غلبه به این مشکل چه کنیم.
یکی از راهکارهایی که برای من موثر بوده اینه که اون کار رو به چند مرحله کوچیکتر تقسیم کنم و بعد انجام هر مرحله به خودم یه جایزه بدم.یه راه دیگه اینه که برای هر روز هفته یه پوشه جداگانه در نظر بگیرید و کارهای هر روزو تو پوشه خودش بگذارید و اصلا تا خود اون روز سراغ پوشه مربوطه نرید تا فکرتون به سمتش نره و تمذکزتون به هم نریزه. یه راه دیگه هم اینه که اعتماد به نفس خودتونو تقویت کنید و به خودتون بقبولونید که از پس اون کار بر میاید.
@bestplus
کار خودش
استرس منو بیشتر میکنه و من تو یه سیکل معیوب میوفتم.استرس نمیذاره برم کارمو انجام بدم و چون کارمو انجام نمیدم استرسم بیشتر میشه.حالا این اختلال چندتامنشا داره.یکیش تمایل فرد به کمال گراییه.یعنی فرد میترسه کاری که بهش محول شده به بهترین نحو نتونه انجام بده و همین باعث میشه استرس بگیره.یکی دیگش اینه که فرد دید درستی از کاری که باید انجام بده نداره و اونو تو ذهن خودش خیلی بزرگ می کنه.یکی دیگش اینه که فرد خودشو دست کم میگیره و احساس می کنه توانایی لازم برای انجام اون کارو نداره.در هر صورت یه استرس اولیه تو ذهن فرد وجود داره که مانع این میشه کارشو شروع کنه
حالا برای غلبه به این مشکل چه کنیم.
یکی از راهکارهایی که برای من موثر بوده اینه که اون کار رو به چند مرحله کوچیکتر تقسیم کنم و بعد انجام هر مرحله به خودم یه جایزه بدم.یه راه دیگه اینه که برای هر روز هفته یه پوشه جداگانه در نظر بگیرید و کارهای هر روزو تو پوشه خودش بگذارید و اصلا تا خود اون روز سراغ پوشه مربوطه نرید تا فکرتون به سمتش نره و تمذکزتون به هم نریزه. یه راه دیگه هم اینه که اعتماد به نفس خودتونو تقویت کنید و به خودتون بقبولونید که از پس اون کار بر میاید.
@bestplus
لباسهای ترند زمستان ۲۰۲۱
این ترکیب رنگ کلاسیک همیشه ترند و شیک است . از آنجایی که یک پالتو چهارخانه کلاسیک بی نهایت متنوع است ، با شلوار جین ، شلوار استرچ ، دامن و شلوار به خوبی ست می شوند. (که البته من شلوار استرچ رو انتخاب کردم که میتونید از کالکشن خودم سفارش بدین، که برای هر فصلی مناسب هست). همچنین این کت رو میتونید با بوت های بلند ست کنید که امسال بوتهای بلندِ تا زانو دوباره ترند شدند اما این بار با طراحیِ کاربردی تر. و به لطف پاشنه های پهن شون دیگه میتونید راحت تر راه برید (من این بوتم رو از MANGO گرفتم)
و از انجایی که من به وسایل و لباسهای انتیک خیلی علاقه دارم این شال گردن رو هم از چمدان پدر بزرگم پیدا کردم و بینهایت دوست اش دارم.
و خوشحالم که تونستم ازش برای استایلم استفاده کنم.
@bestplus
شما چه ایتم هایی رو برای زمستان ترجیح میدین؟
این ترکیب رنگ کلاسیک همیشه ترند و شیک است . از آنجایی که یک پالتو چهارخانه کلاسیک بی نهایت متنوع است ، با شلوار جین ، شلوار استرچ ، دامن و شلوار به خوبی ست می شوند. (که البته من شلوار استرچ رو انتخاب کردم که میتونید از کالکشن خودم سفارش بدین، که برای هر فصلی مناسب هست). همچنین این کت رو میتونید با بوت های بلند ست کنید که امسال بوتهای بلندِ تا زانو دوباره ترند شدند اما این بار با طراحیِ کاربردی تر. و به لطف پاشنه های پهن شون دیگه میتونید راحت تر راه برید (من این بوتم رو از MANGO گرفتم)
و از انجایی که من به وسایل و لباسهای انتیک خیلی علاقه دارم این شال گردن رو هم از چمدان پدر بزرگم پیدا کردم و بینهایت دوست اش دارم.
و خوشحالم که تونستم ازش برای استایلم استفاده کنم.
@bestplus
شما چه ایتم هایی رو برای زمستان ترجیح میدین؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه چیز با یک رویا آغاز می شود ...
@bestplus
@bestplus
💥 در مقاطعی که یک جامعه از تفکر و معیارهای انسانی دور میماند،
جریانهای مبتذل فرهنگی شکوفا میشوند.
از این رو ستارگان تجاری و پوشالی یکی پس از دیگری ظهور میکنند
یاسر اسلامی نوکنده
@bestplus
جریانهای مبتذل فرهنگی شکوفا میشوند.
از این رو ستارگان تجاری و پوشالی یکی پس از دیگری ظهور میکنند
یاسر اسلامی نوکنده
@bestplus