زیباترین عکس جهان...
این عکس در کشور کنیا گرفته شده و اسمش را "بخشش حیوانات" گذاشته اند.
وقتی جنگل آتش گرفت شیر از حمل بچه خودش عاجز میماند و فیل با خرطومش اون را حمل میکند!
@bestplus
این عکس در کشور کنیا گرفته شده و اسمش را "بخشش حیوانات" گذاشته اند.
وقتی جنگل آتش گرفت شیر از حمل بچه خودش عاجز میماند و فیل با خرطومش اون را حمل میکند!
@bestplus
❇️ سفر مجانی در سراسر اروپا
◽️اتحادیه اروپا در ماه ژوئن سال جاری ۱۵ هزار بلیط "اینتر ریل" بین شهروندان ۱۸ ساله اروپا توزیع میکند.
◽️جوانان اروپایی میتوانند با این بلیط مجانی به مدت یک ماه به سراسر قاره اروپا سفر کنند و با ملتهای دیگر آشنا شوند.
◽️بودجه این پروژه با ۱۲ میلیون یورو آغاز شده و قرار است تا سال ۲۰۲۱ به ۷۰۰ میلیون یورو افزایش یابد./دویچه وله
@bestplus
◽️اتحادیه اروپا در ماه ژوئن سال جاری ۱۵ هزار بلیط "اینتر ریل" بین شهروندان ۱۸ ساله اروپا توزیع میکند.
◽️جوانان اروپایی میتوانند با این بلیط مجانی به مدت یک ماه به سراسر قاره اروپا سفر کنند و با ملتهای دیگر آشنا شوند.
◽️بودجه این پروژه با ۱۲ میلیون یورو آغاز شده و قرار است تا سال ۲۰۲۱ به ۷۰۰ میلیون یورو افزایش یابد./دویچه وله
@bestplus
فرجام برجام
پرزیدنت ترامپ دیروز با قاطعیت خروج کشورش از قراداد هسته ای با ایران را اعلام کرد. قراردادی که بین ایران و شش کشور قدرتمند دنیا در سال 1394 در شهر لوزان نوشته شده بود تا ایران را ملزم کند که از برنامه هسته ای خود دست بکشد
فرجام برجام از طرف آمریکا که بی شک مهمترین عضو این شش کشور امضا کننده برجام بود ضربه سنگینی به این قرارداد زد و بار دیگر قدرت و نفوذ یکجانبه آمریکا را در عرصه اقتصادی و نظامی به رخ جهانیان کشید.
جولان دادن آمریکا و آن هم یکجانبه شاید به کام شرکای اروپایش زیاد خوشایند نباشد ولی محتوی یک پیام است برای سایر کشورهای دنیا که یا طرف ما باشید یا طرف ایران انتخاب با خودتان است
رهبر ایران و سایر مسئولین بارها و بارها گفته بودن که اگر امریکا برجام را پاره کند ما آن را آتش میزنیم ولی در سخنرانی آقای روحانی که بلافاصله بعد از سخنرانی آقای ترامپ پخش شد او بسیار محتاطانه و بسیار ضعیف و ناتوان از موضع ایران دفاع کرد و به جای آتش زدن برجام به این قناعت کرد که در چند هفته آیند حرفهایی دارم که با ملت در میان میزارم!!!؟؟
حالا باید دید این قلچماق بازی از طرف آمریکا چه تاثیر بر اقتصاد مریض ایران خواهد گذاشت
@bestplus
پرزیدنت ترامپ دیروز با قاطعیت خروج کشورش از قراداد هسته ای با ایران را اعلام کرد. قراردادی که بین ایران و شش کشور قدرتمند دنیا در سال 1394 در شهر لوزان نوشته شده بود تا ایران را ملزم کند که از برنامه هسته ای خود دست بکشد
فرجام برجام از طرف آمریکا که بی شک مهمترین عضو این شش کشور امضا کننده برجام بود ضربه سنگینی به این قرارداد زد و بار دیگر قدرت و نفوذ یکجانبه آمریکا را در عرصه اقتصادی و نظامی به رخ جهانیان کشید.
جولان دادن آمریکا و آن هم یکجانبه شاید به کام شرکای اروپایش زیاد خوشایند نباشد ولی محتوی یک پیام است برای سایر کشورهای دنیا که یا طرف ما باشید یا طرف ایران انتخاب با خودتان است
رهبر ایران و سایر مسئولین بارها و بارها گفته بودن که اگر امریکا برجام را پاره کند ما آن را آتش میزنیم ولی در سخنرانی آقای روحانی که بلافاصله بعد از سخنرانی آقای ترامپ پخش شد او بسیار محتاطانه و بسیار ضعیف و ناتوان از موضع ایران دفاع کرد و به جای آتش زدن برجام به این قناعت کرد که در چند هفته آیند حرفهایی دارم که با ملت در میان میزارم!!!؟؟
حالا باید دید این قلچماق بازی از طرف آمریکا چه تاثیر بر اقتصاد مریض ایران خواهد گذاشت
@bestplus
چه می فهمیدم
عاشقت شدم
و دل به دریا زدم
آمدم سینه جلو دادم
نفسم را در سینه حبس کردم
تا دوستت دارم در دلم خفه نشود
نمیرد!
دل به دریا زدم
تا از خواستنت سیراب شوم
محکم ببوسمت!
چه میفهمیدم
لبان قرمزت طعمه است
سر یک قلاب!
#نریمان_ربیعی
عاشقت شدم
و دل به دریا زدم
آمدم سینه جلو دادم
نفسم را در سینه حبس کردم
تا دوستت دارم در دلم خفه نشود
نمیرد!
دل به دریا زدم
تا از خواستنت سیراب شوم
محکم ببوسمت!
چه میفهمیدم
لبان قرمزت طعمه است
سر یک قلاب!
#نریمان_ربیعی
....
در خواب من گوركن هايي كه نمي ديدم
مدام مويه مي كردند
صداي كندو كاو جنگلهاي بلوط
تمام حس شنوايي مرا دزديده بود
مدام از آسانسودهاي عجيب
بي حفاظ
ميان خانه هاي عجيب ونيم ساخته ي يك خواب
بالا مي رفتم
ازترس صداي حفاري گورم
بالاي شهرگمشده اي
روبه روي درياي ابر
زنگ توقف بالابرها
مرا از عميق خواب
ميان حجم سياهي از آبها ي شوم
پرت مي كرد
راه نفسم بسته بود
دختركاني با دامن هاي پف دار
پوتين هاي ساقدار
در كناره آب
باخنده هاي بلندشنا مي كردند
جريان سريع هوشياري
در عميق ترين لايه هاي آب گودال جريان داشت
دستهاي مردانه ات نبود
من در خواب هايم مي مردم
تو نه بالاي ابرها
نه درون آسانسورهاي بي حفاظ بودي
ونه حتي در گودترين گودال
در لايه هاي آبهاي سياه
هنوز گوركن ها مويه مي كردند
انگار جايي دور
مردي مرده بود
كسي كه مي توانست
آشوب خوابهايم را تمام كند
كسي كه در جلتجاي سياه گودالي
با آبهاي رونده بي باك
جلبك هاي چسبناك
سياهي يكنواخت
مي توانست در آغوشم گيرد
از شانه هايش آويز شوم
وفقط پري درياييش باشم
مرد من انگار
لابلاي مويه ي گوركن ها جامانده بود
از خودش رفته بود
در گردش طولانيش
ميان جنگل هاي بلوط
مردي كه به اشاره اش
راه شهابهاي خيال تغيير مي كند
به اشاره اش
مدار ماه و مريخ عوض مي شود
به فرمانش خورشيدها خاموش
مرد من
كه لابلاي صداي گريه ي گوركن ها
گمشده
وازدحام اشكهاشان
درآب گودال سياه وسرد
جريان تندي از هوشياريست
انگار مرا
اين عجله حركت
درلايه هاي زيرين آب
به اقيانوس مي برد
انگار من
در جريان شفاف مرموزي
زير تل آبهاي سياه
راهي به هيج جاي خوابهايم دارم
مرگ مرا بغل كرده
خوابهاي سياه لعنتي
#آزيتاشاهپوري #آزيتا_شاهپوري #مجيدتيموري#شعر #شعرعاشقانه #شعر _سپيد #شعر_معاصر 🌿🍃ممنون از مجيدخان تيموري بزرگ !به جهت زماني كه با هديه ي كتاب خاص و بي نظيرشان، اسباب نوشتن اين خواب شدند كه كلماتش تبعيدي هاي شعرايشان است به جزيره ي ذهن من *گوركن ها گريه هايشان را عميق تر حفر مي كنند *
در خواب من گوركن هايي كه نمي ديدم
مدام مويه مي كردند
صداي كندو كاو جنگلهاي بلوط
تمام حس شنوايي مرا دزديده بود
مدام از آسانسودهاي عجيب
بي حفاظ
ميان خانه هاي عجيب ونيم ساخته ي يك خواب
بالا مي رفتم
ازترس صداي حفاري گورم
بالاي شهرگمشده اي
روبه روي درياي ابر
زنگ توقف بالابرها
مرا از عميق خواب
ميان حجم سياهي از آبها ي شوم
پرت مي كرد
راه نفسم بسته بود
دختركاني با دامن هاي پف دار
پوتين هاي ساقدار
در كناره آب
باخنده هاي بلندشنا مي كردند
جريان سريع هوشياري
در عميق ترين لايه هاي آب گودال جريان داشت
دستهاي مردانه ات نبود
من در خواب هايم مي مردم
تو نه بالاي ابرها
نه درون آسانسورهاي بي حفاظ بودي
ونه حتي در گودترين گودال
در لايه هاي آبهاي سياه
هنوز گوركن ها مويه مي كردند
انگار جايي دور
مردي مرده بود
كسي كه مي توانست
آشوب خوابهايم را تمام كند
كسي كه در جلتجاي سياه گودالي
با آبهاي رونده بي باك
جلبك هاي چسبناك
سياهي يكنواخت
مي توانست در آغوشم گيرد
از شانه هايش آويز شوم
وفقط پري درياييش باشم
مرد من انگار
لابلاي مويه ي گوركن ها جامانده بود
از خودش رفته بود
در گردش طولانيش
ميان جنگل هاي بلوط
مردي كه به اشاره اش
راه شهابهاي خيال تغيير مي كند
به اشاره اش
مدار ماه و مريخ عوض مي شود
به فرمانش خورشيدها خاموش
مرد من
كه لابلاي صداي گريه ي گوركن ها
گمشده
وازدحام اشكهاشان
درآب گودال سياه وسرد
جريان تندي از هوشياريست
انگار مرا
اين عجله حركت
درلايه هاي زيرين آب
به اقيانوس مي برد
انگار من
در جريان شفاف مرموزي
زير تل آبهاي سياه
راهي به هيج جاي خوابهايم دارم
مرگ مرا بغل كرده
خوابهاي سياه لعنتي
#آزيتاشاهپوري #آزيتا_شاهپوري #مجيدتيموري#شعر #شعرعاشقانه #شعر _سپيد #شعر_معاصر 🌿🍃ممنون از مجيدخان تيموري بزرگ !به جهت زماني كه با هديه ي كتاب خاص و بي نظيرشان، اسباب نوشتن اين خواب شدند كه كلماتش تبعيدي هاي شعرايشان است به جزيره ي ذهن من *گوركن ها گريه هايشان را عميق تر حفر مي كنند *
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
پندهای 22 گانه زرتشت که 3700 سال پیش آن را به ما آموخته و به یادگار گذاشته
1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. هرگز ترشرو و بدخو مباش
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز
22. دردین و مذهب افراط نکن تا پاک و راست گردی
@bestplus
پندهای 22 گانه زرتشت که 3700 سال پیش آن را به ما آموخته و به یادگار گذاشته
1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نیامده است رنج و اندوه مبر
2. پیش از پاسخ دادن بیاندیش
3. هیچکس را تمسخر مکن
4. نه به راست و نه به دروغ هرگز قسم مخور
5. خود برای خود، همسر برگزین
6. به ضرر کردن کسی خوشنود مشو
7. تا جایی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
13. با مردم یگانه باش تا سرآمد و مشهور شوی
14. راستگو باش تا پایدار باشی
15. فروتن باش تا دوست بسیار داشته باشی
16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
17. نیک باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
18. هرگز ترشرو و بدخو مباش
19. مطابق وجدان خود رفتار کن که کامروا شوی
20. جوانمرد باش تا آسمانی باشی
21. روان خود را به خشم و کینه آلوده مساز
22. دردین و مذهب افراط نکن تا پاک و راست گردی
@bestplus
مادر، فرشتههایی که تا لحظه مرگ مادری میکنند،
ازکجا معلوم که در عالم گور هم مادری نکنند؟!
14 می، روز جهانی مادر مبارک باد 💐
@anitaaplus
ازکجا معلوم که در عالم گور هم مادری نکنند؟!
14 می، روز جهانی مادر مبارک باد 💐
@anitaaplus
تلاش وزیر گردشگری استرالیا برای سلفی گرفتن با یک کوئوکا، کوچکترین گونه کانگورو جهان
بدون شک گاندی بیراه نگفته که ميزان مدنيت يک جامعه را با معيار رفتار با حيوانات ميتوان سنجيد!
@bestplus
بدون شک گاندی بیراه نگفته که ميزان مدنيت يک جامعه را با معيار رفتار با حيوانات ميتوان سنجيد!
@bestplus
آزادی به این معنا نیست که هرکاری دلت میخواهد انجام دهی؛ بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی که دلت نمی خواهد....!
#ژان_ژاک_روسو
#ژان_ژاک_روسو
▪️به بهانه درگذشت قاسم افشار
🎬 رستگار شدی آقای #اخبار!
▪️ رستگار شدن نعمتی است. پیرترها دعا می کنند: «عاقبت به خیر شی!» و آدم تا زمانی که مهلت اش سر نرسد نمی فهمد عاقبت به خیر یعنی چه؟
▪️ #محمدرضا_فروتن در فیلم باغ های کندلوس گفت:«مادرا هر وقت بمیرن زوده»! جمله ای کوتاه که به معبد طلایی دیالوگ های ماندگار راه یافت. اما هرکس که آدم دوستش داشته باشد و «بمیرد» مرگش به نظر زود است. اصلاً مرگ هرچه دورتر، بهتر!
▪️#قاسم_افشار درگذشت. مردی با چهره ای مصمم و صدایی گیرا که یک باره از بخش های خبری محو شد. می گویند سال 88 در اعتراض به پیامدهای #انتخابات_ریاست_جمهوری دهم ایران عطای کار در تلویزیون را به لقایش بخشید و رفت گوشه ای از تهران شلوغ و مغازه موبایل فروشی اش را گرداند. آنقدر دل شکسته که حتی حاضر نشد کلاس خصوصی گویندگی برگزار کند.
▪️ در مورد این اتفاق و چرایی ماجرا هم با رسانه ها حرف نزد یا اگر زد چندان منتشر نشد که آفتاب بر همه ابعاد تاریک آن بدرود بی مقدمه از قاب تلویزیون بتابد.
اما بسیاری از مردم همین روایت را پذیرفته اند و امان از وقتی که مردم روایتی را باور کنند. پاک کردنش با هیچ تکذیبی شدنی نیست! مثل #مومیایی_رضاشاه که حتی اگر زبان باز می کرد و می گفت به به او تعلق ندارد مردم می گفتند: ما درکت می کنیم رضاشاه! تو بخواب!
▪️ یاد #تقی_روحانی افتادم، گوینده ای با سرنوشتی به مراتب رنج آورتر! از آنهایی که تاوان بسیار تلخی داد و شاید مرگ آرام ترش کرد. تا سال 57 گوینده رادیو بود. خیلی ها هنور هم او را با مسابقه بیستسوالی و «صبح جمعه با شما» به خاطر می آوردند.
▪️پس از انقلاب دستگیر شد و به جرم «تبلیغ به نفع رژیم پهلوی با استفاده از دستگاه رادیو و تلویزیون» به ۵ سال حبس محکوم شد که باید ۲ سال اول محکومیت خود را در زندان #ایرانشهر می گذراند.
▪️روزنامه #کیهان ۲۹ شهریور ۵۸، یک روز پس از اعلام حکم تقی روحانی نوشت: « او با استفاده از فرستندههای رادیویی در جهت وارونه نشان دادن سیر انقلاب اسلامی ایران و تحکیم سلطنت و استعمار مردم پافشاری کرده است و تا آخرین روزهای عمر سلطنت خاندان فاسد پهلوی نقش بلندگوی رژیم را در رادیو و تلویزیون ایفا کرده و با کلمات فریبنده خود در سرویسهای خبری رادیو به توجیه کشتارهای سفاکان رژیم خونخوار چون ازهاری و دستنشاندگان پلید پرداخته است."
▪️در مجموعه «همگام با شعارها در انقلاب اسلامی ایران»/انتشارات #سپاه_پاسداران هم آمده که شعار «این تقی روحانی اعدام باید گردد» در بعضی راهپیمایی های پیش از انقلاب از سوی مردم سر داده شد.
▪️تا این جای کار می شود با تسامح و تساهل انقلابی پذیرفت، اما او روز ۱۱ مهرماه ۱۳۵۸ در حالی که برای طی دوران محکومیتش به ایرانشهر برده میشد، از سوی گروه مسلح توحیدی مستضعف ربوده شد.
روزنامه کیهان پس از این حادثه نوشت: شخص ناشناس در تماسی تلفنی با روزنامه گفته: "ما تقی روحانی را از دست پاسدارانی که قصد انتقال وی را به ایرانشهر داشتند، ربودیم و پس از ربودن از چنگ پاسداران، او را در بیابانهای جنوب مهرآباد بردیم و اعدام کردیم."
▪️اما پیکر نیمه جان او در بیابانهای اطراف جاده آرامگاه پیدا شد. چنان او را کتک زده بودند که پیکرش #فلج شده و قدرت #تکلم خود را از دست داده بود. حتی گفتند ربایندگان که معلوم نیست این روزها در کجای تاریخ یا جغرافیای این مملکت هستند، زبان او را هم بریدند!
▪️روحانی 34 سال بعد در 5 تیرماه 92 جان به جان آفرین تسلیم کرد. گرچه برای آنها که با #صدای او خاطره داشتند، روحانی 34 سال پیش رسماً مُرده بود.
▪️تصویری از او در سال های آخر منتشر شد که روی تخت با چشم های درشتِ پُرسشگر به دوربین زل زده بود. چشم هایی که آدم دوست دارد از سنگینی نگاهشان خودش را جایی پنهان کند.
▪️افشار و روحانی را به خاطر تفاوت خاستگاه نمی توان با هم مقایسه کرد اما رستگار شدن نعمتی است. پیرترها می گویند: «عاقبت به خیر شی» و آدم تا زمانی که مهلت اش سر نرسد نمی فهمد عاقبت به خیر یعنی چه؟!
▪️مردم می دانند که #گویندگان_خبر «مامور هستند و معذور» و متن های از پیش آماده شده را صرفاً می خوانند اما گاهی همدلی، همراهی، یک #لبخند واقعی یا یک تلخی و #بغض در گلو را خوب می فهمند. همین ها باعث می شود که در قاب شیشه ای به یکی دل ببندند یا از یکی دل شان سیر شود.
▪️ما تلخ ترین و شیرین ترین اخبار را از زبان گویندگان خبر می شویم. تصویرشان گاه در ذهن برای ابد حک می شود و چه خوب است که آدم باوقار و مطمئن و صمیمی و آرام در قلب مردمش جاودانه شود. درست مثل قاسم افشار که در پیشگاه مردم رستگار شد.
▪️برای عاقبت به خیری همه گویندگان خبر از #کامران_نجف_زاده و #ایمان_مرآتی گرفته تا #مرتضی_حیدری و ... دعا کنیم!
🎬 رستگار شدی آقای #اخبار!
▪️ رستگار شدن نعمتی است. پیرترها دعا می کنند: «عاقبت به خیر شی!» و آدم تا زمانی که مهلت اش سر نرسد نمی فهمد عاقبت به خیر یعنی چه؟
▪️ #محمدرضا_فروتن در فیلم باغ های کندلوس گفت:«مادرا هر وقت بمیرن زوده»! جمله ای کوتاه که به معبد طلایی دیالوگ های ماندگار راه یافت. اما هرکس که آدم دوستش داشته باشد و «بمیرد» مرگش به نظر زود است. اصلاً مرگ هرچه دورتر، بهتر!
▪️#قاسم_افشار درگذشت. مردی با چهره ای مصمم و صدایی گیرا که یک باره از بخش های خبری محو شد. می گویند سال 88 در اعتراض به پیامدهای #انتخابات_ریاست_جمهوری دهم ایران عطای کار در تلویزیون را به لقایش بخشید و رفت گوشه ای از تهران شلوغ و مغازه موبایل فروشی اش را گرداند. آنقدر دل شکسته که حتی حاضر نشد کلاس خصوصی گویندگی برگزار کند.
▪️ در مورد این اتفاق و چرایی ماجرا هم با رسانه ها حرف نزد یا اگر زد چندان منتشر نشد که آفتاب بر همه ابعاد تاریک آن بدرود بی مقدمه از قاب تلویزیون بتابد.
اما بسیاری از مردم همین روایت را پذیرفته اند و امان از وقتی که مردم روایتی را باور کنند. پاک کردنش با هیچ تکذیبی شدنی نیست! مثل #مومیایی_رضاشاه که حتی اگر زبان باز می کرد و می گفت به به او تعلق ندارد مردم می گفتند: ما درکت می کنیم رضاشاه! تو بخواب!
▪️ یاد #تقی_روحانی افتادم، گوینده ای با سرنوشتی به مراتب رنج آورتر! از آنهایی که تاوان بسیار تلخی داد و شاید مرگ آرام ترش کرد. تا سال 57 گوینده رادیو بود. خیلی ها هنور هم او را با مسابقه بیستسوالی و «صبح جمعه با شما» به خاطر می آوردند.
▪️پس از انقلاب دستگیر شد و به جرم «تبلیغ به نفع رژیم پهلوی با استفاده از دستگاه رادیو و تلویزیون» به ۵ سال حبس محکوم شد که باید ۲ سال اول محکومیت خود را در زندان #ایرانشهر می گذراند.
▪️روزنامه #کیهان ۲۹ شهریور ۵۸، یک روز پس از اعلام حکم تقی روحانی نوشت: « او با استفاده از فرستندههای رادیویی در جهت وارونه نشان دادن سیر انقلاب اسلامی ایران و تحکیم سلطنت و استعمار مردم پافشاری کرده است و تا آخرین روزهای عمر سلطنت خاندان فاسد پهلوی نقش بلندگوی رژیم را در رادیو و تلویزیون ایفا کرده و با کلمات فریبنده خود در سرویسهای خبری رادیو به توجیه کشتارهای سفاکان رژیم خونخوار چون ازهاری و دستنشاندگان پلید پرداخته است."
▪️در مجموعه «همگام با شعارها در انقلاب اسلامی ایران»/انتشارات #سپاه_پاسداران هم آمده که شعار «این تقی روحانی اعدام باید گردد» در بعضی راهپیمایی های پیش از انقلاب از سوی مردم سر داده شد.
▪️تا این جای کار می شود با تسامح و تساهل انقلابی پذیرفت، اما او روز ۱۱ مهرماه ۱۳۵۸ در حالی که برای طی دوران محکومیتش به ایرانشهر برده میشد، از سوی گروه مسلح توحیدی مستضعف ربوده شد.
روزنامه کیهان پس از این حادثه نوشت: شخص ناشناس در تماسی تلفنی با روزنامه گفته: "ما تقی روحانی را از دست پاسدارانی که قصد انتقال وی را به ایرانشهر داشتند، ربودیم و پس از ربودن از چنگ پاسداران، او را در بیابانهای جنوب مهرآباد بردیم و اعدام کردیم."
▪️اما پیکر نیمه جان او در بیابانهای اطراف جاده آرامگاه پیدا شد. چنان او را کتک زده بودند که پیکرش #فلج شده و قدرت #تکلم خود را از دست داده بود. حتی گفتند ربایندگان که معلوم نیست این روزها در کجای تاریخ یا جغرافیای این مملکت هستند، زبان او را هم بریدند!
▪️روحانی 34 سال بعد در 5 تیرماه 92 جان به جان آفرین تسلیم کرد. گرچه برای آنها که با #صدای او خاطره داشتند، روحانی 34 سال پیش رسماً مُرده بود.
▪️تصویری از او در سال های آخر منتشر شد که روی تخت با چشم های درشتِ پُرسشگر به دوربین زل زده بود. چشم هایی که آدم دوست دارد از سنگینی نگاهشان خودش را جایی پنهان کند.
▪️افشار و روحانی را به خاطر تفاوت خاستگاه نمی توان با هم مقایسه کرد اما رستگار شدن نعمتی است. پیرترها می گویند: «عاقبت به خیر شی» و آدم تا زمانی که مهلت اش سر نرسد نمی فهمد عاقبت به خیر یعنی چه؟!
▪️مردم می دانند که #گویندگان_خبر «مامور هستند و معذور» و متن های از پیش آماده شده را صرفاً می خوانند اما گاهی همدلی، همراهی، یک #لبخند واقعی یا یک تلخی و #بغض در گلو را خوب می فهمند. همین ها باعث می شود که در قاب شیشه ای به یکی دل ببندند یا از یکی دل شان سیر شود.
▪️ما تلخ ترین و شیرین ترین اخبار را از زبان گویندگان خبر می شویم. تصویرشان گاه در ذهن برای ابد حک می شود و چه خوب است که آدم باوقار و مطمئن و صمیمی و آرام در قلب مردمش جاودانه شود. درست مثل قاسم افشار که در پیشگاه مردم رستگار شد.
▪️برای عاقبت به خیری همه گویندگان خبر از #کامران_نجف_زاده و #ایمان_مرآتی گرفته تا #مرتضی_حیدری و ... دعا کنیم!
➕گل را می توان زیر پا له کرد
ولی عطر آن را هرگز....
یک ملت را میتوان از بین برد،
اما تاریخ و تمدن آن را نه…!
“فرانسوا ولتر”
@bestplus
ولی عطر آن را هرگز....
یک ملت را میتوان از بین برد،
اما تاریخ و تمدن آن را نه…!
“فرانسوا ولتر”
@bestplus
سی ویژگی کسانی که کتاب نمی خوانند :
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم
@bestplus
1-خیلی راحت تحت تأثیر تبلیغات قرار می گیرند؛
2-حرف های تکراری می زنند؛
3-دایره ی واژگان آنها بسیار محدود است؛
4-خود را نمی شناسند؛
5-با هیجان و احساس زندگی می کنند؛
6-بخش استدلالی ذهن آنها تقریباً تعطیل است؛
7-استعداد پوپولیست شدن را پیدا می کنند؛
8-قوای عقلی آنها پرورش نیافته است؛
9-بر آنچه می گویند خیلی کنترل ندارند؛
10-گوش کردن به دیگران را نمی آموزند؛
11-مستعد پذیرش شایعات هستند؛
12-اهمیت متفاوت بودن انسانها را کشف نمی کنند؛
13-مغز، حالت سولفاته پیدا می کند؛
14-غلظت یادگیری آنها به شدت کاهش می یابد؛
15-فرصت فکر کردن در زندگی را از دست می دهند؛
16-با واژه «انتقاد» بیگانه اند؛
17-زمینه های تداوم اقتدارگرایی را فراهم می آورند؛
18-حرف های نسنجیده زیاد می زنند؛
19-منافع خود را به خوبی تشخیص نمی دهند؛
20-با واژه «مشورت» ناآشنا هستند؛
21-حکومت ها را خوشحال می کنند؛
22-باعث می شوند که نظام حزبی در یک کشور شکل نگیرد؛
23-زود عصبانی می شوند؛
24-از حقوق شهروندی خود و دیگران ناآگاه هستند؛
25-برای رشد فکری و شخصیتی، احساس نیاز نمی کنند؛
26-در همه زمینه ها، اظهار نظر می کنند؛
27-راحت بر دیگران القاب می گذارند؛
28-تفاوت بین توهم و غیرتوهم را نمی دانند؛
29-تعریفشان در خصوص زندگی، از غرایز انسانی فراتر نمی رود؛
30-نمی دانند جهل چیست.
✍🏻 نویسنده : دکتر محمود سریع القلم
@bestplus
گدﺍیان بهرِ ﺭوزی،
طفل خوﺩ رﺍ کوﺭ میخوﺍهند؛
طبیباﻥ جملگی
خلق رﺍ رنجوﺭ میخوﺍهند؛
گمانم مردﻩ شویاﻥ
رﺍضی ند بر مُردﻥ مرﺩم؛
بنازﻡ مطرباﻥ
کاین خلق رﺍ مسروﺭ میخوﺍهند ...
#شیخ_بهایی
@bestplus
طفل خوﺩ رﺍ کوﺭ میخوﺍهند؛
طبیباﻥ جملگی
خلق رﺍ رنجوﺭ میخوﺍهند؛
گمانم مردﻩ شویاﻥ
رﺍضی ند بر مُردﻥ مرﺩم؛
بنازﻡ مطرباﻥ
کاین خلق رﺍ مسروﺭ میخوﺍهند ...
#شیخ_بهایی
@bestplus
#تلنگر 📚
ﺷﺨﺼﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻫﺎﻣﺒﻮﺭﮒ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎهماﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
زﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﻞ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ یک ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺭﻣﺎنتیک ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﻣﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺸﺨﺪﻣﺖ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺑرای آﻧﻬﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ آنها ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ که هیچ غذایی باقی نگذراند.
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫمکلاسیهایمان ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻧﺪ بطوﺭیکه ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﯾﮏ ﺳﻮﻡ ﻏﺬﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﺮﮎ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺧﺎنمﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻠﻒﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍﯼ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺧﺎﻧم ﭘﯿﺮ ﺳﭙﺲ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﯾﻮﻧﯿﻔﻮﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ؛ 50 ﯾﻮﺭﻭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺷﺪﯾﻢ.
ﺍﻓﺴﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﮑﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻫﯽ، ﭘﻮل ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻤﻠﮑﺖ متعلق ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.
بله این است تفاوت و حال میفهمم که چرا آلمان صنعتی ترین و پیشرفته ترین کشور قاره اروپاست!
@bestplus
ﺷﺨﺼﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻫﺎﻣﺒﻮﺭﮒ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎهماﻥ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
زﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﻞ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻭ ﺩﻭ ﻋﺪﺩ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﺷﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ یک ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺭﻣﺎنتیک ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺩﺭ ﻣﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻨﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺸﺨﺪﻣﺖ ﻏﺬﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻤﯽ ﺑرای آﻧﻬﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ آنها ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ که هیچ غذایی باقی نگذراند.
ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫمکلاسیهایمان ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻏﺬﺍ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻧﺪ بطوﺭیکه ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﯾﮏ ﺳﻮﻡ ﻏﺬﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰ ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺗﺮﮎ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺧﺎنمﻫﺎﯼ ﭘﯿﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻠﻒﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
ﺩﻭﺳﺘﻤﺎﻥ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍﯼ ﺍﺿﺎﻓﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺧﺎﻧم ﭘﯿﺮ ﺳﭙﺲ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﯾﻮﻧﯿﻔﻮﺭﻡ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ؛ 50 ﯾﻮﺭﻭ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺷﺪﯾﻢ.
ﺍﻓﺴﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ: ﺁﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﻣﺼﺮﻑ ﺑﮑﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﺪﻫﯽ، ﭘﻮل ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻤﻠﮑﺖ متعلق ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.
بله این است تفاوت و حال میفهمم که چرا آلمان صنعتی ترین و پیشرفته ترین کشور قاره اروپاست!
@bestplus
در این چند روز مرتب عکسهای عروس جدید خاندان سلطنتی انگلستان را می بینم و نقل سادگیش و کنایه زدن به زنها که ببینید و یاد بگیرید .......
البته کمتر کسی اشاره میکند که این عروسی ساده 45 میلیون پوند هزینه دربر داشته ا ست .
مثل اینکه همیشه تیغ اشاره ی جوامع ما روی زنهاست . زنهایی که حتی برای شخصی ترین موضوع ممکنشان که نوع آرایش است هم باید مسخره شوند ......
البته در جامعه ای که قبل از ازدواج از دختر گواهی بکارت گرفته میشود اما سوال نمیشود که پسر تا بحال با چند نفر خوابیده ست این موضوع چیز عجیبی نیست ......... ! ! !
بد نیست که بدانیم پرنس انگلستان با زنی طلاق شده از نژاد و ملیتی دیگر که فرزنده طلاق بوده و سه سال از او بزرگترست ازدواج کرده ا است .
ولی در جوامع وجهان ما چنین زنی حتی حق زندگی همراه با احترام را هم ندارد و هر آدم بی ارزشی بخود اجازه میدهد به او پیشنهادهای رنگارنگ بدهد از صاحبخانه تا رییس تا حتی ملای محل !
چه برسد که یک پرنس جوان با موقعیتی بی مثال با او ازدواج کند .
انگار زن در جامعه ما کالایی است که بعد از باز شدن پس گرفته نمیشود ! با چنین نگاه شرم آوری به زن، بهتر نیست دیگر کسی به خود اجازه ندهد راجع به آرایش و لباس زنان و مدلشان نظر بدهد ؟
بهتر نیست قبل از آنکه به زن بودن زن خرده بگیریم ببینیم خودماچه اندازه مردیم ؟ ؟ ؟
بیایید که زن را نه با ظاهرش که با شخصیتش بسنجیم .......
شاید در جامعه ای بهتر زندگی کردیم .
@bestplus
البته کمتر کسی اشاره میکند که این عروسی ساده 45 میلیون پوند هزینه دربر داشته ا ست .
مثل اینکه همیشه تیغ اشاره ی جوامع ما روی زنهاست . زنهایی که حتی برای شخصی ترین موضوع ممکنشان که نوع آرایش است هم باید مسخره شوند ......
البته در جامعه ای که قبل از ازدواج از دختر گواهی بکارت گرفته میشود اما سوال نمیشود که پسر تا بحال با چند نفر خوابیده ست این موضوع چیز عجیبی نیست ......... ! ! !
بد نیست که بدانیم پرنس انگلستان با زنی طلاق شده از نژاد و ملیتی دیگر که فرزنده طلاق بوده و سه سال از او بزرگترست ازدواج کرده ا است .
ولی در جوامع وجهان ما چنین زنی حتی حق زندگی همراه با احترام را هم ندارد و هر آدم بی ارزشی بخود اجازه میدهد به او پیشنهادهای رنگارنگ بدهد از صاحبخانه تا رییس تا حتی ملای محل !
چه برسد که یک پرنس جوان با موقعیتی بی مثال با او ازدواج کند .
انگار زن در جامعه ما کالایی است که بعد از باز شدن پس گرفته نمیشود ! با چنین نگاه شرم آوری به زن، بهتر نیست دیگر کسی به خود اجازه ندهد راجع به آرایش و لباس زنان و مدلشان نظر بدهد ؟
بهتر نیست قبل از آنکه به زن بودن زن خرده بگیریم ببینیم خودماچه اندازه مردیم ؟ ؟ ؟
بیایید که زن را نه با ظاهرش که با شخصیتش بسنجیم .......
شاید در جامعه ای بهتر زندگی کردیم .
@bestplus
حتی بوفون قهرمان هم خداحافظی کرد...
صحنه ی خداحافظی ساده ی بوفون را که میدیدم با خودم فکر کردم که چرا در مملکت ما آدمها به این سادگی اهل ول کردن کارشان نیستند؟
مثلا مدیران کشور تا عزراییل خرخره ی مبارکشان را نگیرد ول نمیکنند.
فوتبالیستها تا نوه شان را هم توی بازی نبرند و به آلاف و الوف نرسانند ول نمیکنند.
کارمندان تا دور دوم بازنشستگی را هم تمام نکنند ول نمیکنند.
معلمها تا موهایشان مثل گچ سفید نشود ول نمیکنند.
استاد دانشگاه تا پدر جد بچه ها را درنیاورد و تاریخ مصرف کاغذ جزوه هایش تمام نشود ول نمیکند.
و هزار مثال دیگر از این دست در دور و بر ما؛ تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل ...
در مملکت ما میلیونها نفر وجود دارد که دوران حکمرانیشان با طول نبوت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام پهلو میزند.
بعد شما خارجی ها را میبینید که مثلا طرف رییس جمهور بوده، ولی بعد از اتمام دوره اش بدون هیچ محافظ و اسکورت و هزار سهام شرکتی و عضویت در هیات مدیره ی شونصد شرکت دولتی و خصولتی و تکثیر ژنهای خوبش با شلوارک لب خیابان ایستاده است و بستنی اش را لیس میزند.
یا یکی مثل رونالدینیو با آن اعجازهای فوتبالی اش از یک سن به بعد خاصی میرود سماقش را میک میزند؛ و ...
بعد دیدم جدای از عواملی مانند بی ثباتی اقتصادی و نظام مدیریتی غیرچرخشی و امثالهم، ما اصلا از بچگی تربیت میشویم برای ول نکردن کاری که یک زمان از ما خواسته اند. چطور؟
پدر مادرهایمان. آنها ما را برای وابستگی و چسبیدن تربیت میکنند، نه استقلال.
خودشان هم اینگونه تربیت شده اند. مثلا پدر و مادرها هیچوقت دست از سر بچه ها برنمیدارند و تا آخر عمرشان احساس تسلط و دخالت در امور آنها را دارند و این روحیه را نسل به نسل منتقل میکنند.
خب یواش یواش در همه چیز روحیه ی چسبندگی به وجود می آید. روحیه ی ول نکردن.
یا مثلا ما با این تز بزرگ میشویم که برای روز مبادا هر چیزی را حفظ کنیم تا روزی در بیابان به کار آید.
ما میترسیم از ول کردن؛ احساس میکنیم هویتمان به موقعیتمان بسته است، و اگر آن موقعیت نباشد هیچ هیچیم. ما از هیچ بودن و نادیده گرفته شدن میترسیم. گاهی حتی نیاز مالی هم نداریم، اما از ول کردن میترسیم.
چون هویتمان را به داشته ها و موقعیتمان گره زده ایم؛ نه شکوفایی های درونی مان. هموز هم مساله این است: داشتن یا بودن.
حالا خدا نکند که این تهی مایگی درونمان به توهم احساس تکلیف هم گره بخورد. ویگر واویلا لیلی. دوستت دارم میزم، خیلللللی.
تاریخ ما تاریخ وابستگی است. تاریخ چسبندگی. هر کس به تناسب شخصیتش و قدرتش به یک چیزی میچسبد.
ای کاش یکی در آن بلندای تاریخ بایستد و مثل نقی معمولی داد بزند: ولکه آقا؛ ولکه.
پاورقی: فروید میگوید کودک تا کاملا مستقل نشود به بلوغ نمیرسد.
منظورم از استقلال دادن به بچه ها این نیست که مثل لاکپشتها بچه ها را کاملا ول کنیم به امان خدا.
ولی لااقل اجازه ی استقلال به آنها بدهیم.
سعی کنیم بیشتر در زندگی آنها یک معلم و راهنمای دلسوز باشیم؛ نه یک پلیس و قاضی. معلمی که با اعمال و رفتارش درس میدهد نه با فرمانهایش.
دکتر محسن زندی
پژوهشگر حوزه فلسفه و اخلاق
@bestplus
صحنه ی خداحافظی ساده ی بوفون را که میدیدم با خودم فکر کردم که چرا در مملکت ما آدمها به این سادگی اهل ول کردن کارشان نیستند؟
مثلا مدیران کشور تا عزراییل خرخره ی مبارکشان را نگیرد ول نمیکنند.
فوتبالیستها تا نوه شان را هم توی بازی نبرند و به آلاف و الوف نرسانند ول نمیکنند.
کارمندان تا دور دوم بازنشستگی را هم تمام نکنند ول نمیکنند.
معلمها تا موهایشان مثل گچ سفید نشود ول نمیکنند.
استاد دانشگاه تا پدر جد بچه ها را درنیاورد و تاریخ مصرف کاغذ جزوه هایش تمام نشود ول نمیکند.
و هزار مثال دیگر از این دست در دور و بر ما؛ تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل ...
در مملکت ما میلیونها نفر وجود دارد که دوران حکمرانیشان با طول نبوت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام پهلو میزند.
بعد شما خارجی ها را میبینید که مثلا طرف رییس جمهور بوده، ولی بعد از اتمام دوره اش بدون هیچ محافظ و اسکورت و هزار سهام شرکتی و عضویت در هیات مدیره ی شونصد شرکت دولتی و خصولتی و تکثیر ژنهای خوبش با شلوارک لب خیابان ایستاده است و بستنی اش را لیس میزند.
یا یکی مثل رونالدینیو با آن اعجازهای فوتبالی اش از یک سن به بعد خاصی میرود سماقش را میک میزند؛ و ...
بعد دیدم جدای از عواملی مانند بی ثباتی اقتصادی و نظام مدیریتی غیرچرخشی و امثالهم، ما اصلا از بچگی تربیت میشویم برای ول نکردن کاری که یک زمان از ما خواسته اند. چطور؟
پدر مادرهایمان. آنها ما را برای وابستگی و چسبیدن تربیت میکنند، نه استقلال.
خودشان هم اینگونه تربیت شده اند. مثلا پدر و مادرها هیچوقت دست از سر بچه ها برنمیدارند و تا آخر عمرشان احساس تسلط و دخالت در امور آنها را دارند و این روحیه را نسل به نسل منتقل میکنند.
خب یواش یواش در همه چیز روحیه ی چسبندگی به وجود می آید. روحیه ی ول نکردن.
یا مثلا ما با این تز بزرگ میشویم که برای روز مبادا هر چیزی را حفظ کنیم تا روزی در بیابان به کار آید.
ما میترسیم از ول کردن؛ احساس میکنیم هویتمان به موقعیتمان بسته است، و اگر آن موقعیت نباشد هیچ هیچیم. ما از هیچ بودن و نادیده گرفته شدن میترسیم. گاهی حتی نیاز مالی هم نداریم، اما از ول کردن میترسیم.
چون هویتمان را به داشته ها و موقعیتمان گره زده ایم؛ نه شکوفایی های درونی مان. هموز هم مساله این است: داشتن یا بودن.
حالا خدا نکند که این تهی مایگی درونمان به توهم احساس تکلیف هم گره بخورد. ویگر واویلا لیلی. دوستت دارم میزم، خیلللللی.
تاریخ ما تاریخ وابستگی است. تاریخ چسبندگی. هر کس به تناسب شخصیتش و قدرتش به یک چیزی میچسبد.
ای کاش یکی در آن بلندای تاریخ بایستد و مثل نقی معمولی داد بزند: ولکه آقا؛ ولکه.
پاورقی: فروید میگوید کودک تا کاملا مستقل نشود به بلوغ نمیرسد.
منظورم از استقلال دادن به بچه ها این نیست که مثل لاکپشتها بچه ها را کاملا ول کنیم به امان خدا.
ولی لااقل اجازه ی استقلال به آنها بدهیم.
سعی کنیم بیشتر در زندگی آنها یک معلم و راهنمای دلسوز باشیم؛ نه یک پلیس و قاضی. معلمی که با اعمال و رفتارش درس میدهد نه با فرمانهایش.
دکتر محسن زندی
پژوهشگر حوزه فلسفه و اخلاق
@bestplus
✅ کبری و فیلترینگ !
در قرن هجدهم زمانی که انگلیس، هند را به استعمار خود درآورده بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و دولت برای مدیریت این شرایط تصمیم گرفت برای هر مار مردهای که مردم تحویل میدهند، جایزه نقدی به آنها پرداخت کند.
تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مرده زیاد به دولت، بسیار موفق به نظر میرسید و به نظر میآمد که در طول زمان تعداد مارها کمتر خواهد شد. اما در نهایت تعجب تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند روز به روز بیشتر میشد. دولت از پیامد این کار غافل شده بود. چرا که بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند.
البته این آخر ماجرا نبود. دولت اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبری جایزه نمیدهد. مردم شهر هم که متوجه شده بودند پرورش مار دیگر برای آنها سودی ندارد، هر کدام مارهای خود را در هر طرف شهر به حال خود رها کردند. بنابراین جمعیت مارهای کبری افزایش پیدا کرد و وضعیت از حالت اولیه نیز بدتر شد.
از این پدیده در علوم سیاسی و اقتصادی به نام "اثر کبری" یاد میشود که در آن نداشتن افق تصمیمگیری مناسب برای بکارگیری راهحل یک مساله، به شدت آن اضافه کرده و عواقب ناخواسته یا پیشبینی نشدهای به همراه خواهد داشت.
تاکنون نمونههای بسیاری از این گونه تصمیمها توسط دولتمردان کشور در عرصههای سیاسی و اقتصادی گرفته شده است. آنها فقط نشانههای مساله را در کوتاه مدت حل میکنند، غافل از آنکه باید دیگر زوایای استراتژی خود را نیز در نظر گرفته و افق تصمیمگیری خود را بلندتر انتخاب کنند.
فیلترینگ #تلگرام و شکست آن میتواند مثال بارزی از "اثر کبری" باشد که در آن با توجه به اظهارات وزیر ارتباطات، نه تنها بازدید از تلگرام در روزهای اخیر به حالت اولیه خود برگشت بلکه استفاده از فیلترشکنها نیز به عنوان یک پارامتر امنیتی منفی گسترش پیدا کرده و دولت را با هزینههای جدیدی روبرو کرده
مشکلات امروز دولت ایران ناشی از راه حلهای دیروزش است.
@bestplus
در قرن هجدهم زمانی که انگلیس، هند را به استعمار خود درآورده بود، تعداد مارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود و دولت برای مدیریت این شرایط تصمیم گرفت برای هر مار مردهای که مردم تحویل میدهند، جایزه نقدی به آنها پرداخت کند.
تصمیم در ابتدا با تحویل مارهای مرده زیاد به دولت، بسیار موفق به نظر میرسید و به نظر میآمد که در طول زمان تعداد مارها کمتر خواهد شد. اما در نهایت تعجب تعداد مارهای مردهای که مردم تحویل میدادند روز به روز بیشتر میشد. دولت از پیامد این کار غافل شده بود. چرا که بسیاری از مردم فقیر دهلی با تصور اینکه این کار درآمد خوبی دارد به پرورش مار روی آورده بودند.
البته این آخر ماجرا نبود. دولت اعلام کرد که دیگر برای مارهای کبری جایزه نمیدهد. مردم شهر هم که متوجه شده بودند پرورش مار دیگر برای آنها سودی ندارد، هر کدام مارهای خود را در هر طرف شهر به حال خود رها کردند. بنابراین جمعیت مارهای کبری افزایش پیدا کرد و وضعیت از حالت اولیه نیز بدتر شد.
از این پدیده در علوم سیاسی و اقتصادی به نام "اثر کبری" یاد میشود که در آن نداشتن افق تصمیمگیری مناسب برای بکارگیری راهحل یک مساله، به شدت آن اضافه کرده و عواقب ناخواسته یا پیشبینی نشدهای به همراه خواهد داشت.
تاکنون نمونههای بسیاری از این گونه تصمیمها توسط دولتمردان کشور در عرصههای سیاسی و اقتصادی گرفته شده است. آنها فقط نشانههای مساله را در کوتاه مدت حل میکنند، غافل از آنکه باید دیگر زوایای استراتژی خود را نیز در نظر گرفته و افق تصمیمگیری خود را بلندتر انتخاب کنند.
فیلترینگ #تلگرام و شکست آن میتواند مثال بارزی از "اثر کبری" باشد که در آن با توجه به اظهارات وزیر ارتباطات، نه تنها بازدید از تلگرام در روزهای اخیر به حالت اولیه خود برگشت بلکه استفاده از فیلترشکنها نیز به عنوان یک پارامتر امنیتی منفی گسترش پیدا کرده و دولت را با هزینههای جدیدی روبرو کرده
مشکلات امروز دولت ایران ناشی از راه حلهای دیروزش است.
@bestplus
فرانسویها یک عادت خوب دارند به نام بوک کراسینگ (کتاب در گردش)
وقتی کتابی که دارن میخونن تموم میشه، هر جایی باشند رهایش میکنند تا یکی دیگه برداره بخوندش.
@bestplus
وقتی کتابی که دارن میخونن تموم میشه، هر جایی باشند رهایش میکنند تا یکی دیگه برداره بخوندش.
@bestplus
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس می رفت، پر شد، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست. خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود. مرد انگلیسی پرسید چرا نگرانید؟ مشکلی هست؟
وی گفت من با خودم 10000 یورو دارم که بیش از مقدار مجاز برای خارجی است.
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفشان کنیم.
اگر پلیس شما را گرفت، اقلا نصفشان حفظ شود.
آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم.
همین کار را کردند.
در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوی مرد انگلیسی بود و چمدانش را نگشتند.
نوبت مرد انگلیسی شد.
مرد انگلیسی شروع به داد و قال کرد و گفت سرکار! این خانم ده هزار با خودش دارد. نصفش را داده به من تا رد کنم.
نصف دیگرش با خودش است. بگیریدش. من به وطنم خیانت نمی کنم. من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم.
زن را دوباره بازرسی کردند و پول را گرفتند.
افسر پلیس از میهن دوستی سخن گفت و اینکه چقدر یک قاچاق ساده به اقتصاد کشور ضرر می زند. و از مرد انگلیسی تقدیر کرد. قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت.
زن فرانسوی بعد از دو روز دید مرد انگلیسی جلوی منزلش است.
با عصبانیت گفت آدم پر رو چی می خواهی از جان من؟
انگلیسی پاکتی حاوی 15000 یورو به وی داد و گفت این پول شما و این هم جایزه شما
تعجب نکنید. من می خواستم حواس آنها از کیف من که حاوی 3 میلیون یورو پول بود پرت شود! مجبور شدم همچین حیله ای به کار ببرم!
نتیجه: ممکن است کسی که ادعای دوستی می کند، دزد حقیقی باشد.
@bestplus
وقتی قطار که از فرانسه به انگلیس می رفت، پر شد، خانمی کنار یک مرد انگلیسی نشست. خانم فرانسوی خیلی نگران و پریشان بود. مرد انگلیسی پرسید چرا نگرانید؟ مشکلی هست؟
وی گفت من با خودم 10000 یورو دارم که بیش از مقدار مجاز برای خارجی است.
مرد انگلیسی گفت خب بیا نصفشان کنیم.
اگر پلیس شما را گرفت، اقلا نصفشان حفظ شود.
آدرستان در انگلیس را به من بدهید تا به شما برگردانم.
همین کار را کردند.
در بازرسی مرزی خانم فرانسوی جلوی مرد انگلیسی بود و چمدانش را نگشتند.
نوبت مرد انگلیسی شد.
مرد انگلیسی شروع به داد و قال کرد و گفت سرکار! این خانم ده هزار با خودش دارد. نصفش را داده به من تا رد کنم.
نصف دیگرش با خودش است. بگیریدش. من به وطنم خیانت نمی کنم. من با شما همکاری کردم تا ثابت کنم چقدر بریتانیای کبیر را دوست دارم.
زن را دوباره بازرسی کردند و پول را گرفتند.
افسر پلیس از میهن دوستی سخن گفت و اینکه چقدر یک قاچاق ساده به اقتصاد کشور ضرر می زند. و از مرد انگلیسی تقدیر کرد. قطار به راهش ادامه داد و به انگلیس رفت.
زن فرانسوی بعد از دو روز دید مرد انگلیسی جلوی منزلش است.
با عصبانیت گفت آدم پر رو چی می خواهی از جان من؟
انگلیسی پاکتی حاوی 15000 یورو به وی داد و گفت این پول شما و این هم جایزه شما
تعجب نکنید. من می خواستم حواس آنها از کیف من که حاوی 3 میلیون یورو پول بود پرت شود! مجبور شدم همچین حیله ای به کار ببرم!
نتیجه: ممکن است کسی که ادعای دوستی می کند، دزد حقیقی باشد.
@bestplus