تصویری از جمع کردن پولهای کشور مجارستان در سال ۶۴ از کف خیابان که به دلیل بیارزشی دور انداخته شدهاند.
@bestplus
@bestplus
چرا برای گرانتر شدن دلار صف می کشیم
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ سالهای وحشت جنگ و حمله هوایی عراق بود و وسط حیاط مدرسه ما یک پناهگاه ساخته بودند. آژیر قرمز که به صدا در میآمد، چهارصد پانصد نفر دانشآموز دوره راهنمایی، وحشتزده به سمت دو در ورودی پناهگاه حمله میبردیم. پناهگاهی تاریک که کودکانه تصور میکردیم اگر بمب بر سر آن بریزد در امان خواهیم بود؛ چه تصوری خامی. بمبی اگر به آن پناهگاه میخورد، گور دستهجمعی ما میشد.
✅ بمب هیچ وقت به مدرسه ما نخورد و هیچ دانشآموزی با بمب آسیب ندید، اما هر بار که صدای آژیر قرمز به صدا درآمد، شلوغی و حمله به در پناهگاه، چند آسیبدیده و دست و پا شکسته به جا گذاشت. ما از ترس بمب، با صدای آژیر قرمز، همدیگر را زیر دست و پا له میکردیم؛ برای رسیدن به گوری دستهجمعی که توهم جانپناه بود.
✅ ازدحام این روزها برای خرید ارز جلوی صرافیها هم چیزی شبیه حمله ما به پناهگاه مدرسه ماست. همه کاستیها، ناتوانیها و بیکفایتیها درست، اما ما چرا کم و زیاد پولمان را به دست گرفتهایم و جلوی صرافیها صف کشیدهایم؟ ما چرا باید با دامن زدن به یک «وحشت عمومی» خودمان را زیر دست و پا له کنیم؟
✅ ترامپ آژیر میکشد، کشورهایی در منطقه هم صدای این آژیر را تقویت میکنند، و شاید کسانی هم در داخل عمداً یا از سر نادانی بر وحشت آژیرها میافزایند. آیا این ما هستیم که از ترس آژیر خود را برای رساندن به پناهگاهی که جز ابهام و تاریکی در آن نیست، زیر دست و پای یکدیگر له خواهیم کرد؟
✅ میترسیم ارزش پول ملی سقوط کند و داراییها ما کاهش یابد؟ هر قدر بیشتر جلوی صرافیها صف بکشیم، قیمت بالاتر میرود و این سقوط بیشتر میشود، بدون آنکه چیزی گیر اکثریت بیاید. میترسیم بمبی در اقتصاد منفجر شود و ما بیرون از پناهگاه، زیان کنیم؟ صف کشیدن برای خرید دلار، میتواند پیش از آنکه بمبی از راه برسد، ما را زیر دست و پای خودمان له کند.
✅ میترسیم گروههایی با داراییهای کلان از خرید و فروش در بازار ارز سودهای کلان ببرند و خردهپولهای دست ما هیچ شود و از این نمد کلاهی برای ما ساخته نشود؟ صف کشیدن ما برای خرید دلار، سود صاحبان داراییهای بزرگ را بیشتر میکند. هر یک تومان که با حضور وحشتآلود ما جلوی صرافیها بر قیمت دلار افزوده میشود، صاحبان سرمایههای مشروع و نامشروع حاضر در بازار ارز را بیش از آنچه تصور کنید افزایش میدهد.
✅ بیایید از ترس آژیر، یکدیگر را در رسیدن به توهمی از پناهگاه له نکنیم. آرام بگیریم و کنار بکشیم، بگذار ببینیم آنها که تنها در میان میدان میمانند، کیستند. آنها که نانشان در همراهی ما با شلوغی میانه میدان است.
✅ آژیرها را همه به صدا درمیآورند، عکسهایی از بیارزش شدن پول فلان کشورها پخش میکنند؛ و همه برای آن است که من و شما بترسیم و خردهپولهایمان را به میدان بیاوریم، وحشت بیافرینیم و در میانه تاریکی یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.
✅ نترسیم و فعلاً آرام بگیریم. اوضاع که آرام شد، از دولتمردان ارائه گزارشی شفاف و دقیق، با صراحت و بیپردهپوشی، فارغ از شعار و پر از شعور، و صادقانه با مردم طلب کنیم. بپرسیم این چه حکایتی است؟ این چه مصیبتی است که آرامش نداریم. چرا کسی پاسخ نمیدهد چه خبر است. آشکار شدن همه کاستیها را مطالبه کنیم و مو از ماست بکشیم؛ اما فعلاً نترسیم و به این معرکه دامن نزنیم. مطالبه پاسخگویی را فراموش نکنیم، اما در فضای ناآرام و پرتنش، کسی پاسخ نمیدهد. بیایید برای ایران، بر تنشهای این فضا نیفزاییم. پناهگاهی در کار نیست، ما فقط خود را زیر دست و پا له میکنیم.
@bestplus
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ سالهای وحشت جنگ و حمله هوایی عراق بود و وسط حیاط مدرسه ما یک پناهگاه ساخته بودند. آژیر قرمز که به صدا در میآمد، چهارصد پانصد نفر دانشآموز دوره راهنمایی، وحشتزده به سمت دو در ورودی پناهگاه حمله میبردیم. پناهگاهی تاریک که کودکانه تصور میکردیم اگر بمب بر سر آن بریزد در امان خواهیم بود؛ چه تصوری خامی. بمبی اگر به آن پناهگاه میخورد، گور دستهجمعی ما میشد.
✅ بمب هیچ وقت به مدرسه ما نخورد و هیچ دانشآموزی با بمب آسیب ندید، اما هر بار که صدای آژیر قرمز به صدا درآمد، شلوغی و حمله به در پناهگاه، چند آسیبدیده و دست و پا شکسته به جا گذاشت. ما از ترس بمب، با صدای آژیر قرمز، همدیگر را زیر دست و پا له میکردیم؛ برای رسیدن به گوری دستهجمعی که توهم جانپناه بود.
✅ ازدحام این روزها برای خرید ارز جلوی صرافیها هم چیزی شبیه حمله ما به پناهگاه مدرسه ماست. همه کاستیها، ناتوانیها و بیکفایتیها درست، اما ما چرا کم و زیاد پولمان را به دست گرفتهایم و جلوی صرافیها صف کشیدهایم؟ ما چرا باید با دامن زدن به یک «وحشت عمومی» خودمان را زیر دست و پا له کنیم؟
✅ ترامپ آژیر میکشد، کشورهایی در منطقه هم صدای این آژیر را تقویت میکنند، و شاید کسانی هم در داخل عمداً یا از سر نادانی بر وحشت آژیرها میافزایند. آیا این ما هستیم که از ترس آژیر خود را برای رساندن به پناهگاهی که جز ابهام و تاریکی در آن نیست، زیر دست و پای یکدیگر له خواهیم کرد؟
✅ میترسیم ارزش پول ملی سقوط کند و داراییها ما کاهش یابد؟ هر قدر بیشتر جلوی صرافیها صف بکشیم، قیمت بالاتر میرود و این سقوط بیشتر میشود، بدون آنکه چیزی گیر اکثریت بیاید. میترسیم بمبی در اقتصاد منفجر شود و ما بیرون از پناهگاه، زیان کنیم؟ صف کشیدن برای خرید دلار، میتواند پیش از آنکه بمبی از راه برسد، ما را زیر دست و پای خودمان له کند.
✅ میترسیم گروههایی با داراییهای کلان از خرید و فروش در بازار ارز سودهای کلان ببرند و خردهپولهای دست ما هیچ شود و از این نمد کلاهی برای ما ساخته نشود؟ صف کشیدن ما برای خرید دلار، سود صاحبان داراییهای بزرگ را بیشتر میکند. هر یک تومان که با حضور وحشتآلود ما جلوی صرافیها بر قیمت دلار افزوده میشود، صاحبان سرمایههای مشروع و نامشروع حاضر در بازار ارز را بیش از آنچه تصور کنید افزایش میدهد.
✅ بیایید از ترس آژیر، یکدیگر را در رسیدن به توهمی از پناهگاه له نکنیم. آرام بگیریم و کنار بکشیم، بگذار ببینیم آنها که تنها در میان میدان میمانند، کیستند. آنها که نانشان در همراهی ما با شلوغی میانه میدان است.
✅ آژیرها را همه به صدا درمیآورند، عکسهایی از بیارزش شدن پول فلان کشورها پخش میکنند؛ و همه برای آن است که من و شما بترسیم و خردهپولهایمان را به میدان بیاوریم، وحشت بیافرینیم و در میانه تاریکی یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.
✅ نترسیم و فعلاً آرام بگیریم. اوضاع که آرام شد، از دولتمردان ارائه گزارشی شفاف و دقیق، با صراحت و بیپردهپوشی، فارغ از شعار و پر از شعور، و صادقانه با مردم طلب کنیم. بپرسیم این چه حکایتی است؟ این چه مصیبتی است که آرامش نداریم. چرا کسی پاسخ نمیدهد چه خبر است. آشکار شدن همه کاستیها را مطالبه کنیم و مو از ماست بکشیم؛ اما فعلاً نترسیم و به این معرکه دامن نزنیم. مطالبه پاسخگویی را فراموش نکنیم، اما در فضای ناآرام و پرتنش، کسی پاسخ نمیدهد. بیایید برای ایران، بر تنشهای این فضا نیفزاییم. پناهگاهی در کار نیست، ما فقط خود را زیر دست و پا له میکنیم.
@bestplus
صدقه دادن هیچ کمکی به فقرا نمیکند. ما اینکار را فقط برای آرام کردن وجدان خودمان انجام میدهیم.
فقرا محتاج عدالتند نه صدقه...!
ایزابل آلنده
@bestplus
فقرا محتاج عدالتند نه صدقه...!
ایزابل آلنده
@bestplus
حمید عسکریِ خواننده، جورِ خیلیارو کشید با این پست!
" نتیجه ۴۰ سال دروغ ﻭ بی کفایتی و پافشاری بر باوﺭهای غلط ﻭ سرکوب هر صدﺍی معترض "!
@bestplus
" نتیجه ۴۰ سال دروغ ﻭ بی کفایتی و پافشاری بر باوﺭهای غلط ﻭ سرکوب هر صدﺍی معترض "!
@bestplus
هر آن کس که بهشت این دنیا را برایت جهنم کرده مجبور است متقاعدت کند که بهشت جای دیگری است!
#كارل_پوپر
@bestplus
#كارل_پوپر
@bestplus
زن بودن در جهان مردسالار کار دشواری است ولی زن بودن در جامعه ی ایرانی
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
@bestplus
- ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
به نظر دشوار تر می آید.
جامعه ای که پُر است از ما مردان بلاتکلیف
زندگی در کنار ما مردانی که همه چیز را با هم میخواهیم خود نوعی خشونت است.
پدران ما از مادرانمان تنها خانم خانه بودن را می خواستند. آنها دوست داشتند همسرشان مهربان باشد و مادری خوب که فرزندان شان را به شایستگی تربیت کند.
اما امروزه ما به اینها کفایت نمیکنیم، دختری را میپسندیم که علاوه بر اینها مانند باربی باشد و کوچکترین ضعفی در ظاهرش وجود نداشته باشد، اندامش مانند ورزشکاران حرفه ای باشد و در عین حال تحصیل کرده و شاغل هم باشد و بتواند بخشی از هزینه های خانواده را هم پرداخت کند، هم بسیار دانا باشد و هم خنگ و بامزه، هم به لحاظ مالی مستقل باشد و در عین حال حرف گوش کن.
زندگی در چنین فضایی همانند تجربهی نوعی خشونت است و خشونتی پنهان که به صورت اضطرابی همیشگی برای شایسته بودن خود را نشان می دهد.
البته کار به اینجا هم ختم نمی شود
زنان جامعهی ما همواره در فضای ارزش های متناقض زندگی میکنند، یعنی از سویی جامعه مدام آنها را سوق می دهد به زیباتر شدن، عمل کردن، استفاده از لوازم زیبایی و...
و از سوی دیگر همین رفتارهای آنها را به باد تمسخر می گیرد که زنان موجوداتی سطحی و دست و پاچلفتی و دور از اجتماع و... هستند.
از سوی دیگر از آنها میخواهیم که در اجتماع حضور داشته باشند و استقلال مالی پیدا کنند و در عین حال پیشرفت آنها حجم زیادی از حسادت و خشم را در ما بر می انگیزد و نگرانیم نکند که یک زن از ما جلو بزند. از او می خواهیم در عین حال هم به لحاظ مالی مستقل باشد و هم مانند مادرانمان بگوید چشم.
تازه اگر زنی در این اجتماع بتواند بر کلیشه های جنسیتی غلبه کند و خود را به سطوح بالای اجتماعی برساند، در بسیاری از موارد نه تنها تحسین نمی شود بلکه با لقبهایی مانند زن سیبیلو و زنی که شبیه مردان است و... تحقیر میشود.
زن بودن در جامعهی بلاتکلیف ایران یعنی تجربهی مداوم انواع خشونتهای پنهان و آشکار.
مقام زن را ارج بنهید. او را همانطور که هست دوست بدارید و چیزی را به او تحمیل نکنید.
@bestplus
- ناصر سبزیانپور (رواندرمانگر)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن زیبای
A joy story(joy & heron)
سال:2018
کارگردان:Kenneth Kuan & Kvra Buschor
نامزد دریافت چندین جایزه
@bestplus
A joy story(joy & heron)
سال:2018
کارگردان:Kenneth Kuan & Kvra Buschor
نامزد دریافت چندین جایزه
@bestplus
بیست و شش فروردین روز جهانی هنر است ، چرا قرنهاست بشر با آن زیسته است . به تاسی از هایدگر می توان پرسید چرا هنر هست بجای آنکه نباشد . هنر دیرپاتر از فرهنگ و تمدن است و حتما یکی از خالقان آن ، نقش هایی که انسانها عصر حجر بر دیوارهای غارها حک کرده اند نشان می دهد هنر با خود زندگی گره خورده است و گریزی از آن نیست ، چرا که آنها به صورت غریزی می دانستند بدون تسخیر نمادین واقعیت - بخوانید شکار - نمی توان اصل آنرا فراچنگ آورد ، ذهن از طریق آثار هنری خود را آماده می کند که عین را به تمامی از آن خود سازد ولی هرگز به طور کامل به این خواسته اش نمی رسد و به همین دلیل هنر از دیروز می آید ، امروز را می آفریند و فردا را حدس می زند و همیشه ناکامل می ماند و همین ناکاملی آنرا از دیگر برساخته های بشری متمایز می کند . ناکاملی اش از ناکاملی طرحهای بشری خون وجان می گیرد و به آن معنا می دهد
هنر پاسخی به میرایی بشر است و تمنای نامیرایی از طریق آثار هنری خود را به تماشا می گذارد و لحظه یی که بشر رویاها و کابوهایش را صورت بیرونی می بخشد. لبخند ژوکوند که روز جهانی هنر از حوالی آن می آید همیشه لبخند مرموزی می ماند که راز درونی آدمی را هم پنهان و هم آشکار می کند ، همین پیدایی و ناپیدایی یک اثر را تاریخی و از محاصره یک دوره کوتاه و مخاطبان خاص می رهاند ، آثار هنری مثل روح هگلی چون ماری زخم خورده قامت دراز خویش را کند و بطئی به این و آن سو می کشاند و به ذهن های مخاطب نیش می زند و زهر خویش را در تمام رگهای مخاطب جاری می کند و از این طریق به او فرصت می دهد دهشت فیاض را تجربه کند
اگر عقل واقعیت را تسخیر معرفت شناسانه می کند ، هنر با قوه خیال آنرا ناپذیرفتنی می کند و شور دگر ساختن اش را بر می انگیزد ،موزه هنرهای معاصر تابلوهای علی اکبر صادقی را سینه آویز دیوارها کرد ولی من متاسفانه به دلایل گرفتاری هایم فرصت نکردم با اشتیاف به دیدن شان بشتابم ، اما سالها با کارهایش زندگی کردم و در جوانی در موردشان نوشته ام و گفت و گوهایی با او داشتم ، تجربه دهشت فیاض را برای اولین بار در آثار او در ذهن یافتم ، نگاه کابوس گونه یی که به جهان دارد با زیبایی اسطوره یی همراه است ، مینیاتوری که شکل اثیری اش را به نفع برون ریزی کابوس ها از دست می دهد ، در شرایطی که روزگار سخت چهره اش را به تماشا می گذارد می توان با راز این تلخی ها زیست و لطافتی را بازیافت که در حجم دهشت ها چون باریکه نوری به تمامی خود را به تماشا می گذارد و به بشر امیدممکن بودن جهان دگر را می دهد. برای رودررویی با دهشت تاریخی باید هنر را بازیافت و از طریق آن به استعلایی رسید که به تمامی در آثار حافظ ، مولوی و... زمانه های تلخ را تاب آور کرده اند ، نمونه یی از آثار صادقی را برایتان می گذارم
@bestplus
هنر پاسخی به میرایی بشر است و تمنای نامیرایی از طریق آثار هنری خود را به تماشا می گذارد و لحظه یی که بشر رویاها و کابوهایش را صورت بیرونی می بخشد. لبخند ژوکوند که روز جهانی هنر از حوالی آن می آید همیشه لبخند مرموزی می ماند که راز درونی آدمی را هم پنهان و هم آشکار می کند ، همین پیدایی و ناپیدایی یک اثر را تاریخی و از محاصره یک دوره کوتاه و مخاطبان خاص می رهاند ، آثار هنری مثل روح هگلی چون ماری زخم خورده قامت دراز خویش را کند و بطئی به این و آن سو می کشاند و به ذهن های مخاطب نیش می زند و زهر خویش را در تمام رگهای مخاطب جاری می کند و از این طریق به او فرصت می دهد دهشت فیاض را تجربه کند
اگر عقل واقعیت را تسخیر معرفت شناسانه می کند ، هنر با قوه خیال آنرا ناپذیرفتنی می کند و شور دگر ساختن اش را بر می انگیزد ،موزه هنرهای معاصر تابلوهای علی اکبر صادقی را سینه آویز دیوارها کرد ولی من متاسفانه به دلایل گرفتاری هایم فرصت نکردم با اشتیاف به دیدن شان بشتابم ، اما سالها با کارهایش زندگی کردم و در جوانی در موردشان نوشته ام و گفت و گوهایی با او داشتم ، تجربه دهشت فیاض را برای اولین بار در آثار او در ذهن یافتم ، نگاه کابوس گونه یی که به جهان دارد با زیبایی اسطوره یی همراه است ، مینیاتوری که شکل اثیری اش را به نفع برون ریزی کابوس ها از دست می دهد ، در شرایطی که روزگار سخت چهره اش را به تماشا می گذارد می توان با راز این تلخی ها زیست و لطافتی را بازیافت که در حجم دهشت ها چون باریکه نوری به تمامی خود را به تماشا می گذارد و به بشر امیدممکن بودن جهان دگر را می دهد. برای رودررویی با دهشت تاریخی باید هنر را بازیافت و از طریق آن به استعلایی رسید که به تمامی در آثار حافظ ، مولوی و... زمانه های تلخ را تاب آور کرده اند ، نمونه یی از آثار صادقی را برایتان می گذارم
@bestplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢شبکه مستند سیما
وقتى مستند ميسازه درباره علل فروپاشى شوروى
انگار داره دقیقا، الان ایران رو تشریح می کنه متعجب میشی
ببینید قضاوت با خودتون
🆔 @bestplus
وقتى مستند ميسازه درباره علل فروپاشى شوروى
انگار داره دقیقا، الان ایران رو تشریح می کنه متعجب میشی
ببینید قضاوت با خودتون
🆔 @bestplus
طبل جنگ میغرد
ندا سر میدهد: آهنها را فرو کنید در زندگی
از تمام کشورها
برده در برابر برده
هم را میدرند
بر اوج آسمان جنگ چیست؟
آزادی؟
خدا؟
پول!
کی میخواهید برپاخیزید، تمام قد
تا زندگی را از چنگالشان بیرون کشید؟
کی میخواهید سوالتان را بر صورتشان پرتاب کنید:
ما برای چه میجنگیم؟
🍁#مایاکوفسکی
@bestplus
ندا سر میدهد: آهنها را فرو کنید در زندگی
از تمام کشورها
برده در برابر برده
هم را میدرند
بر اوج آسمان جنگ چیست؟
آزادی؟
خدا؟
پول!
کی میخواهید برپاخیزید، تمام قد
تا زندگی را از چنگالشان بیرون کشید؟
کی میخواهید سوالتان را بر صورتشان پرتاب کنید:
ما برای چه میجنگیم؟
🍁#مایاکوفسکی
@bestplus
اندازه زنجیری که پیرمرد نابینا به ترازوی خود بسته،
دقیقتر از هر آمار جامعه شناسانه، وضعیت اخلاقی امروزِ جامعه را بر سرمان میکوبد ...
@bestplus
دقیقتر از هر آمار جامعه شناسانه، وضعیت اخلاقی امروزِ جامعه را بر سرمان میکوبد ...
@bestplus
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
«همان بِه که بمیرد»
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند :
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد : سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود ؛ چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم می شد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.
گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
پاسخ میرزا شنیدنی و تاریخی است و همیشه در تاریخ ایران درست می نماید و به یادگار خواهد ماند!
او پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بی اطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد .
"همان بِه که بمیرد!"
📚 با لمس هشتگ زیر به لیست کتابها دسترسی خواهید داشت:
#صد_کتابی_که_قبل_از_مرگ_باید_بخوانیم
@bestplus
«همان بِه که بمیرد»
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویی از او پرسیدند :
چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد : سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود ؛ چرا که سر رشته ی همه چیز در مملکت به او ختم می شد و تمام قوا در شخص او متمرکز بود.
گفتند: این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
پاسخ میرزا شنیدنی و تاریخی است و همیشه در تاریخ ایران درست می نماید و به یادگار خواهد ماند!
او پاسخ داد: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بی اطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد .
"همان بِه که بمیرد!"
📚 با لمس هشتگ زیر به لیست کتابها دسترسی خواهید داشت:
#صد_کتابی_که_قبل_از_مرگ_باید_بخوانیم
@bestplus
🔹ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﻧﺪﯾﺸﺎﻥ ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ...
ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺫﻫﻦ ﺯﻥ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻥ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺶ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ.
@bestplus
ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﺫﻫﻦ ﺯﻥ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻨﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺍﮔﺮ ﺯﻥ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺶ ﻫﻢ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ.
@bestplus
حقیقت از سه مرحله عبور میکند
ابتدا آن را به تمسخر میگیرند،
سپس با خشونت با آن مخالفت میکنند
و دست آخر آن را به عنوان چیزی که بدیهی و مسلم است می پذیرند.
@bestplus
👤 آرتور شوپنهاور
ابتدا آن را به تمسخر میگیرند،
سپس با خشونت با آن مخالفت میکنند
و دست آخر آن را به عنوان چیزی که بدیهی و مسلم است می پذیرند.
@bestplus
👤 آرتور شوپنهاور
به نظر من هر آدمی که منطقی و باهوش باشد میداند که با خشونت نمیتوان دنیا را تغییر داد و اگر هم بشود قطعا موقتی خواهد بود!!
#مارتین_اسکورسیزی
🌿 @bestplus
#مارتین_اسکورسیزی
🌿 @bestplus
🔸عجیب است ماه به این زیبایی
آن بالا در آسمان است
و اینجا روی زمین
قانون و لایحه ای نیست
که نگاه کردن به آن را
ممنوع کند.
👤 هرتا مولر
📚 @bestplus
آن بالا در آسمان است
و اینجا روی زمین
قانون و لایحه ای نیست
که نگاه کردن به آن را
ممنوع کند.
👤 هرتا مولر
📚 @bestplus