But i miss home and my little star. :(
Telegram
ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
https://t.me/BiChatBot?start=sc-657644-ipX7fBJ
واسه اولین نهار دانشجوییمون رفتیم تو محوطه غذا بخوریم و دو تا لیوان آب پرتقال ریخت روم چون یه گربهی پدرسگ اومده بود و من مثل سگ ترسیده بودم سنوسنثکسجثسن
امروز تصویری زنگ زدم به مامانم و تا گفتیم سلام، زدم زیر گریه. ㅠㅠ
بعد دیگه کلی عر زدم و حرف زدیم و بعد که قطع کردیم دیگه سعی کردم به خودم مسلط بشم و اشکامو پاک کردم ولی هنوز بغضی بودم. بعد از یه ده مین زنگ زدم به زرا و دوباره زارت گریه کردم سنستصحتس ㅠㅠ
کلا خیلی بغضی بودم امروز 🥲
بعد دیگه کلی عر زدم و حرف زدیم و بعد که قطع کردیم دیگه سعی کردم به خودم مسلط بشم و اشکامو پاک کردم ولی هنوز بغضی بودم. بعد از یه ده مین زنگ زدم به زرا و دوباره زارت گریه کردم سنستصحتس ㅠㅠ
کلا خیلی بغضی بودم امروز 🥲
اینقدر چمدونمو هی اینور اونور کردم کمرم بگا رفته. ㅠㅠ
صبح نمیتونستم از جام بلند شم اصلا!
صبح نمیتونستم از جام بلند شم اصلا!