Forwarded from ربودهشده توسط توتورو. (Natalie)
خسته شدهام. دلم میخواست بمیرم. لااقل برای مدتی.
روزها در راه.
شاهرخ مسکوب.
روزها در راه.
شاهرخ مسکوب.
Forwarded from Email & Petition Rev
⚪ امضا کنید:
✊#Petition: End the protest bloodshed in Iran
به ریختن خون معترضان در ایران پایان دهید
این دادخواست هم از طریق Amnesty هست که یک NGO بسیار معتبر است.
بعد از نوشتن نام، نام خانوادگی، ایمیل و انتخاب کشور گزینهی Take Action Now رو بزنید.
✊#Petition: End the protest bloodshed in Iran
به ریختن خون معترضان در ایران پایان دهید
این دادخواست هم از طریق Amnesty هست که یک NGO بسیار معتبر است.
بعد از نوشتن نام، نام خانوادگی، ایمیل و انتخاب کشور گزینهی Take Action Now رو بزنید.
Forwarded from ◇|◆nephilim◆|◇
نازنین بنیادی از همه درخواست کرده این پتیشن رو امضا کنن و گویا مهلتش فردا تموم میشه. لطفا امضا کنید بچهها سی ثانیه هم وقت نمیبره.
پارتی میخوام.
فسق و فجور میخوام.
حداقل 24 ساعت فراموش کردن این دنیای تخمیو میخوام.
فسق و فجور میخوام.
حداقل 24 ساعت فراموش کردن این دنیای تخمیو میخوام.
امروز داشتم میرفتم بیرون، سر کوچمون یه پیرزن داشت رد میشد و چتر نداشت. بهش گفتم بیاین با هم بریم و تا سر خیابون چترمو بالا سرش نگه داشتم و بعدش دیگه راهمون جدا شد.
رفتم اونورِ خیابون منتظر تاکسی بودم و بخاطر بارون یا پر بودن یا شخصیا سوار نمیکردن. با یه پیرمردی که اونم منتظر ماشین بود مسیرمون یکی بود و بهم گفت این مینیبوس میره اون سمت بیا بریم. وای خیلی گودو بود. :((
خلاصه با هم سوار شدیم و بعد آخرش که داشت پیاده میشد گفت اههه یادم رفت کرایهی تو رو هم حساب کنم. داشتم میمردم براش. 😭
تو مینیبوسم یه چندتا پسر اون پشت داشتن راجع به Lord of the rings حرف میزدن و منم دلم میخواست بهشون بپیوندم سنکثنصکسحص
یه دختره هم تو ردیفِ من سمت چپ نشسته بود که چترش عینِ چترِ من بود. *-*
بعد که پیاده شدم بدون شال تا مقصد اول خریدم رفتم. یسری مثل بز نگاه میکردن و یسری براشون عادی بود.
تا اینجا قشنگ گذشت ولی بعد دیگه کیفم سنگین شد و بخاطر بارون حسابی خیس و داغون شدم و برگشتم خانهمان.
و اینکه میدون شهرداری تو شب بارونی خیلی زیباست. ✨
همینجوری دلم خواست براتون تعریف کنم. 🥹
رفتم اونورِ خیابون منتظر تاکسی بودم و بخاطر بارون یا پر بودن یا شخصیا سوار نمیکردن. با یه پیرمردی که اونم منتظر ماشین بود مسیرمون یکی بود و بهم گفت این مینیبوس میره اون سمت بیا بریم. وای خیلی گودو بود. :((
خلاصه با هم سوار شدیم و بعد آخرش که داشت پیاده میشد گفت اههه یادم رفت کرایهی تو رو هم حساب کنم. داشتم میمردم براش. 😭
تو مینیبوسم یه چندتا پسر اون پشت داشتن راجع به Lord of the rings حرف میزدن و منم دلم میخواست بهشون بپیوندم سنکثنصکسحص
یه دختره هم تو ردیفِ من سمت چپ نشسته بود که چترش عینِ چترِ من بود. *-*
بعد که پیاده شدم بدون شال تا مقصد اول خریدم رفتم. یسری مثل بز نگاه میکردن و یسری براشون عادی بود.
تا اینجا قشنگ گذشت ولی بعد دیگه کیفم سنگین شد و بخاطر بارون حسابی خیس و داغون شدم و برگشتم خانهمان.
و اینکه میدون شهرداری تو شب بارونی خیلی زیباست. ✨
همینجوری دلم خواست براتون تعریف کنم. 🥹
Forwarded from ┌Cwtch Room࿚࿐┘ (Pantae🐼࿐)
دارم از شدّت سینگِلی تَرَک برمیدارم دیگه.
Forwarded from 「 پرواز بدون بال 」
اینکه امید داریم به پیروزی و فرداهای روشن دلیل نمیشه که هنوزم هرشب دلم نخواد بمیرم.
از ۸ صبح تا ۵ سر کلاس بودم. وقتی رسیدم خونه یادم اومد چترمو جا گذاشتم، دوباره برگشتم دانشگاه چترمو برداشتم. اونم تو روز دومِ پریودم.
گیجم گیج.
گیجم گیج.
Forwarded from ناپیرو (ABAN)
ما اینترنت رو برای اطلاعرسانی کردن و اُمید دادن لازم داشتیم دیگه، حالآ که هنوز وصله داری ازش استفاده میکنی؟! مهم نیست سه نفر فالوئر داری یا سههزار نفر یا سی میلیون نفر اطلاعرسانی کن و اُمید بده. اون سه نفر تمامن مُطلع و اُمیدوار هم که باشن با دیدن آگاهی و اُمید تو دلشون قُرص و مطمئن میشه که زیادیم و قطعن پیروز.
Forwarded from کوجدانه (روایت دوم)
بچهها، لطفا لطفا هر تریبونی که دارید؛ کانال، پیج اینستاگرام، توییتر، هر جا، اسم #ماهان_گچپزان_عیدگاهی رو بیارید. ما واقعا نگران وضعیتش هستیم و دستمون به هیچجایی بند نیست.
۱۶ روز از بازداشتش گذشته و نه میدونیم کجاست و نه وثیقهای برای آزادیش مشخص کردن. پیگیری از طریق دانشگاه هم کافی نبوده و تنها کاری که حداقل از دست من بر میاد، منتشر کردن اسمشه. خیلی از همهتون ممنون میشم اگر شما هم این کمک رو بهم بکنید.
۱۶ روز از بازداشتش گذشته و نه میدونیم کجاست و نه وثیقهای برای آزادیش مشخص کردن. پیگیری از طریق دانشگاه هم کافی نبوده و تنها کاری که حداقل از دست من بر میاد، منتشر کردن اسمشه. خیلی از همهتون ممنون میشم اگر شما هم این کمک رو بهم بکنید.
Forwarded from پروکسی دائمی تلگرام
کارمند یه نیروگاه میگفت مردم اگه همشون ساعت پیک مصرف یعنی از ساعت ۹ شب تمامِ برقها و وسایل برقیشونو به مدت ۵ دقیقه خاموش کنن، دیسپاچینگ دستورِ افت تولید به نیروگاهها میده که برق اضافه تولید نکنن. حتی بعضی از واحدها رو از مدار خارج میکنن و ژنراتورهارو خاموش میکنن. اما موقعی که بعد از ۵ دقیقه روشن کنن مقدار مصرف برمیگرده رو حالت قبلی. توربین ژنراتورها هم مثل موتور برق نیست که با یه هندل روشن بشه، کمِ کم چندین ساعت طول میکشه تا به مدار برگرده. توی این مدت تمام دوربینهای شهری، تمام چراغ قرمزها و مراکز کنترل از دسترس خارج میشن. جدایِ از اینها هزاران میلیارد خسارت و ضرر میزنه به سازمانهایی که ذینفع فروش برق هستن. اگه همه بتونن این کارو انجام بدن ضربهی خیلی محکمی هست.
همه باهم، راس ساعتِ ۹.
همه باهم، راس ساعتِ ۹.
نصف شبی باز یادم اومد دانشگاه به اون بزرگی با چندتا ساختمونِ خوابگاه و فلان، یه بوفه نداشت تو محوطهی خوابگاه و باید نیمساعت پیاده میرفتیم که مثلا یه آبمیوه و کیک بگیریم!
کلهم کیری شد دوباره.
کلهم کیری شد دوباره.
Forwarded from ◇|◆nephilim◆|◇
ما سرانجام شبی ، مست و مدهوش و کمی ژولیده با بدن های به خون غلطیده ، بر مزار نجس و نحس شما میرقصیم .
🔗 نرگس🌾 (@zakariyagirl)
🔗 نرگس🌾 (@zakariyagirl)
Forwarded from ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
هموطن، بیا رها کنیم قرص نونمون رو
امروز با من بجنگ، تا که فردا
قلادهدارها نَلسین استخونمون رو…
امروز با من بجنگ، تا که فردا
قلادهدارها نَلسین استخونمون رو…