This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داد میزد میگف من دیونه نیستم :)
وسطِ سرماي پائیز، قلبشو درآورد و زیر پاهاش لِه کرد؛ همونطوري که داشت سیگارشو روشن ميکرد مدام زیرِ لب تکرار ميکرد: زودتر از این حرفا باید لِه ميشدي!!
ناز کُنی؛ نَظر کُنی؛ قَهر کُنی؛ ستم کُنی
گر که جَفا، گر که وَفا، از تو حذَر نمیکنم
مولانا
گر که جَفا، گر که وَفا، از تو حذَر نمیکنم
مولانا