BEHEMOTH
نرگال خطاب به نوازندگان و موسیقیدانان :" با این شرایط بیماری ، شما میتونید مثل بچه ها گریه کنید یا اینکه کارتون رو درست انجام بدید!" @BehemothFans ━━━━━━━━━━━━━ bit.ly/3icuwUn بر هیچکس پوشیده نیست که همه موسیقیدانان و هنرمندان در این شرایط از جنبه های مختلف…
تیم پشت صحنه این اجرا
@BehemothFans
@BehemothFans
BEHEMOTH
نرگال خطاب به نوازندگان و موسیقیدانان :" با این شرایط بیماری ، شما میتونید مثل بچه ها گریه کنید یا اینکه کارتون رو درست انجام بدید!" @BehemothFans ━━━━━━━━━━━━━ bit.ly/3icuwUn بر هیچکس پوشیده نیست که همه موسیقیدانان و هنرمندان در این شرایط از جنبه های مختلف…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تدارکات اجرا
@BehemothFans
@BehemothFans
BEHEMOTH
@BehemothFans
صحبت های نرگال بعد از اتمام اجرا :
"خب کار ما تموم شد، In Absentia Dei، به پایان رسید. اونجا بودن فوقالعاده بود، و شاید چالشبرانگیزترین کاری که تا حالا در تورها و اجراهامون انجام دادیم. بهرحال، میخواستیم پیکهارو بالا ببریم به سلامتی شما دوستان که با ما موندین، همه دستاندرکارانی که تو این راه کمک کردن، و به سلامتی اعضای بند که از پس این کار براومدیم چون اصلا کار راحتی نبود."
#In_Absentia_Dei
@BehemothFans
"خب کار ما تموم شد، In Absentia Dei، به پایان رسید. اونجا بودن فوقالعاده بود، و شاید چالشبرانگیزترین کاری که تا حالا در تورها و اجراهامون انجام دادیم. بهرحال، میخواستیم پیکهارو بالا ببریم به سلامتی شما دوستان که با ما موندین، همه دستاندرکارانی که تو این راه کمک کردن، و به سلامتی اعضای بند که از پس این کار براومدیم چون اصلا کار راحتی نبود."
#In_Absentia_Dei
@BehemothFans
BEHEMOTH
لباس های اجرا هم آماده فروش شد ! #In_Absentia_Dei #News @BehemothFans
بنظرتون یک پک شامل لباس اجرا + دیسک اجرا طراحی کنیم و بزاریم برای فروش؟
Anonymous Poll
82%
اره
18%
نه
@BehemothFans
📃 #Lyrics
In The Absence Ov Light
━━━━━━━━━━━━━
bit.ly/3murM7b
Ever since the Devil breathes
My steps never outweighed the gravity ov hell
So I keep praying for rain of flaming rocks
To foster the symmetry ov worlds
I had a vision ov the impenetrable darkness
Never found on either side ov the moon
It wields composure ov my soul
That comes as one with the odium below...
از آن لحظه که اهریمن نفس دمید
قدمهایم هیچگاه از جاذبه دوزخ سنگینتر نگشت
پس مناجاتم را برای بارانی از سنگهای سوزان ادامه دادم
برای پرورش تقارن کلامها
خیالی از ظلماتی نفوذناپذیر داشتم
که هیچگاه در هر دو روی ماه یافت نشد
خونسردی و رخوتی برای روحم ایجاد میکند
که از بدنامی زیرین نشئت میگیرد...
Chant the psalm
Non serviam
Retrieve the pride
Within and without
سرود را بر پا دارید
ما خدمتگزار نیستیم!
غرور را باز پس بگیرید
از درون و بیرون...
Odrzucam wszelki ład, wszelką ideę
Nie ufam żadnej abstrakcji, doktrynie
Nie wierzę ani w Boga, ani w Rozum!
Dość już tych Bogów! Dajcie mi człowieka!
Niech będzie, jak ja, mętny, niedojrzały
Nieukończony, ciemny i niejasny
Abym z nim tańczył! Bawił się z nim! Z nim walczył
Przed nim udawał! Do niego się wdzięczył!
I jego gwałcił, w nim się kochał, na nim
Stwarzał się wciąż na nowo, nim rósł i tak rosnąc
Sam sobie dawał ślub w kościele ludzkim!
من هر نظمی را، هر ایدهای را انکار میکنم
من به هیچ انتزاع و دکترینی باور ندارم
من نه به خدا و نه به عقل باور ندارم
از خدایان خسته ام. به من یک انسان بده.
بگذار مانند من باشد. مبهم. نابالغ. ناتمام. دوپهلو و نه بیپرده
تا که با او برقصم؛ بازی کنم؛ بجنگم
تا که گمراهاش کنم؛ سفیهانه بخندم
و به او تجاوز کنم؛ دوستش بدارم؛ و با او کمکاش
خود را بازآفرینم؛ با او نیروی او رشد کنم و با چنین برخاستنی
خود را در کلیسای آدم داماد میکنم
*توضیحات در پایین*
I imagined the most ardent ray ov sun
Like vulture hovering above my neck
It burns with fever deep within my soul
Erect in gloria to sin(k) into shame
Oh Lord, whence came this doubt?
Thou doth know I am all and everything
Let loose my shackles
Let chaos reign
Infecting moral arteries...
سوزانترین پرتوی خورشید را تصور کردم
همچون کرکسی که بالای گردنم میپلکد
میسوزد همراه تبی که در عمق روحم است
عمود بر شکوهی که در شرم فرو میرود
پروردگارا، این تردید از کجا میآید؟
تو میدانی که من همه و همه چیز هستم
بگذار غل و زنجیرم را کمی شل کنم
بگذار هرج و مرج حکم براند
ای عروق میرای آلاینده...
Chant the psalm
Non serviam
Retrieve the pride
Within and without
سرود را بر پا دارید
ما خدمتگزار نیستیم!
غرور را باز پس بگیرید
از درون و بیرون...
━━━━━━━━━━━━━
@Behemoth_Fans
📃 #Lyrics
In The Absence Ov Light
━━━━━━━━━━━━━
bit.ly/3murM7b
Ever since the Devil breathes
My steps never outweighed the gravity ov hell
So I keep praying for rain of flaming rocks
To foster the symmetry ov worlds
I had a vision ov the impenetrable darkness
Never found on either side ov the moon
It wields composure ov my soul
That comes as one with the odium below...
از آن لحظه که اهریمن نفس دمید
قدمهایم هیچگاه از جاذبه دوزخ سنگینتر نگشت
پس مناجاتم را برای بارانی از سنگهای سوزان ادامه دادم
برای پرورش تقارن کلامها
خیالی از ظلماتی نفوذناپذیر داشتم
که هیچگاه در هر دو روی ماه یافت نشد
خونسردی و رخوتی برای روحم ایجاد میکند
که از بدنامی زیرین نشئت میگیرد...
Chant the psalm
Non serviam
Retrieve the pride
Within and without
سرود را بر پا دارید
ما خدمتگزار نیستیم!
غرور را باز پس بگیرید
از درون و بیرون...
Odrzucam wszelki ład, wszelką ideę
Nie ufam żadnej abstrakcji, doktrynie
Nie wierzę ani w Boga, ani w Rozum!
Dość już tych Bogów! Dajcie mi człowieka!
Niech będzie, jak ja, mętny, niedojrzały
Nieukończony, ciemny i niejasny
Abym z nim tańczył! Bawił się z nim! Z nim walczył
Przed nim udawał! Do niego się wdzięczył!
I jego gwałcił, w nim się kochał, na nim
Stwarzał się wciąż na nowo, nim rósł i tak rosnąc
Sam sobie dawał ślub w kościele ludzkim!
من هر نظمی را، هر ایدهای را انکار میکنم
من به هیچ انتزاع و دکترینی باور ندارم
من نه به خدا و نه به عقل باور ندارم
از خدایان خسته ام. به من یک انسان بده.
بگذار مانند من باشد. مبهم. نابالغ. ناتمام. دوپهلو و نه بیپرده
تا که با او برقصم؛ بازی کنم؛ بجنگم
تا که گمراهاش کنم؛ سفیهانه بخندم
و به او تجاوز کنم؛ دوستش بدارم؛ و با او کمکاش
خود را بازآفرینم؛ با او نیروی او رشد کنم و با چنین برخاستنی
خود را در کلیسای آدم داماد میکنم
*توضیحات در پایین*
I imagined the most ardent ray ov sun
Like vulture hovering above my neck
It burns with fever deep within my soul
Erect in gloria to sin(k) into shame
Oh Lord, whence came this doubt?
Thou doth know I am all and everything
Let loose my shackles
Let chaos reign
Infecting moral arteries...
سوزانترین پرتوی خورشید را تصور کردم
همچون کرکسی که بالای گردنم میپلکد
میسوزد همراه تبی که در عمق روحم است
عمود بر شکوهی که در شرم فرو میرود
پروردگارا، این تردید از کجا میآید؟
تو میدانی که من همه و همه چیز هستم
بگذار غل و زنجیرم را کمی شل کنم
بگذار هرج و مرج حکم براند
ای عروق میرای آلاینده...
Chant the psalm
Non serviam
Retrieve the pride
Within and without
سرود را بر پا دارید
ما خدمتگزار نیستیم!
غرور را باز پس بگیرید
از درون و بیرون...
━━━━━━━━━━━━━
@Behemoth_Fans
Telegram
Behemoth Channel - join Us
BEHEMOTH
@BehemothFans 📃 #Lyrics In The Absence Ov Light ━━━━━━━━━━━━━ bit.ly/3murM7b Ever since the Devil breathes My steps never outweighed the gravity ov hell So I keep praying for rain of flaming rocks To foster the symmetry ov worlds I had a vision ov the impenetrable…
bit.ly/3ch0Hjd
__
ترجمه و بررسی قسمتی از لیریک این قطعه که به زبان لهستانی خوانده شده :
Odrzucam wszelki ład, wszelką ideę
Nie ufam żadnej abstrakcji, doktrynie
Nie wierzę ani w Boga, ani w Rozum!
Dość już tych Bogów! Dajcie mi człowieka!
Niech będzie, jak ja, mętny, niedojrzały
Nieukończony, ciemny i niejasny
Abym z nim tańczył! Bawił się z nim! Z nim walczył
Przed nim udawał! Do niego się wdzięczył!
I jego gwałcił, w nim się kochał, na nim
Stwarzał się wciąż na nowo, nim rósł i tak rosnąc
Sam sobie dawał ślub w kościele ludzkim!
من هر نظمی را، هر ایدهای را انکار میکنم
من به هیچ انتزاع و دکترینی باور ندارم
من نه به خدا و نه به عقل باور ندارم
از خدایان خسته ام. به من یک انسان بده.
بگذار مانند من باشد. مبهم. نابالغ. ناتمام. دوپهلو و نه بیپرده
تا که با او برقصم؛ بازی کنم؛ بجنگم
تا که گمراهاش کنم؛ سفیهانه بخندم
و به او تجاوز کنم؛ دوستش بدارم؛ و با او کمکاش
خود را بازآفرینم؛ با او نیروی او رشد کنم و با چنین برخاستنی
خود را در کلیسای آدم داماد میکنم
━━━━━━━━━━━━━
از نمایشنامهی ازدواج (Ślub) نوشتهی ویتولد گوبمرویچ (Witold Gombrowicz)
━━━━━━━━━━━━━
نرگال توضیح می دهد :
"من این رو از آثار ویتولد گوبمرویچ ، نویسنده معروف لهستانی برداشتم ، این نقل قول رو اضافه کردم چون این شخص توسط لهستانیا خیلی مورد آزار و اذیت قرار گرفت اما هیچوقت از موضع خودش عقب نکشید . این موزیک برای من خیلی خاصه و توصیفش خیلی سخته ، این راجع به تعامل بین من و جهانه . این اثر واقعا قویه ، اولش با انتقاد از دین شروع میشه و بعد از مخاطب می خواد که با اون صحبت کنه !"
نرگال ادامه داد :" این نقل قول به انسانی اشاره دارد که بسیار تنها ست و از خدا و دین خسته شده و تشنهی راحتیِ بودن با دیگر انسانها ست. شاید به نظر بینوایانه و احساساتی بیآد ولی من این اثر رو خیلی دوست دارم. باید اعتراف کنم که چند روز پیش به این آهنگ گوش میدادم و اشک توی چشمهام جمع شد. این یک نقل قول خیلی تأثیرگذاره که منو تا اعماق وجودم میبره."
/ازدواج یک نمایشنامه از ویتولد گوبمرویچ نویسندهی لهستانی ست که در آرژانتین پس از جنگ جهانی دوم نوشته شد. داستان رؤیایی را روایت میکند که در آن بینندهی این رؤیا و داستان به یک پادشاه تبدیل می شود و تصمیم میگیرد در یک عروسی سلطنتی با خدمتکارش ازدواج کند فقط تا بتواند حیثیتشان را حفظ کند./
✍🏻 فرزان ضرغامی
#Interview
@BehemothFans
__
ترجمه و بررسی قسمتی از لیریک این قطعه که به زبان لهستانی خوانده شده :
Odrzucam wszelki ład, wszelką ideę
Nie ufam żadnej abstrakcji, doktrynie
Nie wierzę ani w Boga, ani w Rozum!
Dość już tych Bogów! Dajcie mi człowieka!
Niech będzie, jak ja, mętny, niedojrzały
Nieukończony, ciemny i niejasny
Abym z nim tańczył! Bawił się z nim! Z nim walczył
Przed nim udawał! Do niego się wdzięczył!
I jego gwałcił, w nim się kochał, na nim
Stwarzał się wciąż na nowo, nim rósł i tak rosnąc
Sam sobie dawał ślub w kościele ludzkim!
من هر نظمی را، هر ایدهای را انکار میکنم
من به هیچ انتزاع و دکترینی باور ندارم
من نه به خدا و نه به عقل باور ندارم
از خدایان خسته ام. به من یک انسان بده.
بگذار مانند من باشد. مبهم. نابالغ. ناتمام. دوپهلو و نه بیپرده
تا که با او برقصم؛ بازی کنم؛ بجنگم
تا که گمراهاش کنم؛ سفیهانه بخندم
و به او تجاوز کنم؛ دوستش بدارم؛ و با او کمکاش
خود را بازآفرینم؛ با او نیروی او رشد کنم و با چنین برخاستنی
خود را در کلیسای آدم داماد میکنم
━━━━━━━━━━━━━
از نمایشنامهی ازدواج (Ślub) نوشتهی ویتولد گوبمرویچ (Witold Gombrowicz)
━━━━━━━━━━━━━
نرگال توضیح می دهد :
"من این رو از آثار ویتولد گوبمرویچ ، نویسنده معروف لهستانی برداشتم ، این نقل قول رو اضافه کردم چون این شخص توسط لهستانیا خیلی مورد آزار و اذیت قرار گرفت اما هیچوقت از موضع خودش عقب نکشید . این موزیک برای من خیلی خاصه و توصیفش خیلی سخته ، این راجع به تعامل بین من و جهانه . این اثر واقعا قویه ، اولش با انتقاد از دین شروع میشه و بعد از مخاطب می خواد که با اون صحبت کنه !"
نرگال ادامه داد :" این نقل قول به انسانی اشاره دارد که بسیار تنها ست و از خدا و دین خسته شده و تشنهی راحتیِ بودن با دیگر انسانها ست. شاید به نظر بینوایانه و احساساتی بیآد ولی من این اثر رو خیلی دوست دارم. باید اعتراف کنم که چند روز پیش به این آهنگ گوش میدادم و اشک توی چشمهام جمع شد. این یک نقل قول خیلی تأثیرگذاره که منو تا اعماق وجودم میبره."
/ازدواج یک نمایشنامه از ویتولد گوبمرویچ نویسندهی لهستانی ست که در آرژانتین پس از جنگ جهانی دوم نوشته شد. داستان رؤیایی را روایت میکند که در آن بینندهی این رؤیا و داستان به یک پادشاه تبدیل می شود و تصمیم میگیرد در یک عروسی سلطنتی با خدمتکارش ازدواج کند فقط تا بتواند حیثیتشان را حفظ کند./
✍🏻 فرزان ضرغامی
#Interview
@BehemothFans
Telegram
Behemoth Channel - join Us
Witold Gombrowicz