مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
امشب کمی به کودکان متمایل شدم.
‏یه حال عجیبی‌ام. انگار یه پاک‌کنم توو مداد فروشی رفیع.
‏احساس میکنم در دنیای شیرها من شیر تعزیه هستم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فروپاشی روانی از رگ گردن بهم نزدیک‌تره.
‏یعنی بین رگ گردن و خدا یه باقرزاده‌ای هست که فروپاشی روانی اون جاست.
کأنهو پاندول نوسان میکنم بین بودن یا نبودن، بین موندن یا نموندن. هر مکان و هر زمان.
تلاشت مذبوحانه و کم‌مایه‌س عزیزم.
یک‌جا هم مظلومانه نوشتم:
“اون موقع من ناامید نبودم، خودم یه ناامیدی بزرگ بودم.”
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویر سلامت از بیست و شش سالگی.
‏در حین تلفن حرف زدن، روی کاغذ گنجشکی کشیدم که تنها راز گنشجک بودنش را خودم می‌دانم.
به گمانم ما “غم کوچک” نداریم. غم در هر ساحتی که باشد، بزرگ است. غم هیچگاه کوچک و کم‌مقدار نیست، یا بزرگ است یا بزرگ‌تر.
حالا باید سر به بیابان بگذارم.
‏گناه به گردن می‌گیرم، هَلْ مِنْ مَزِيد؟
نشسته‌‌م تکه‌های خردشده صیفی‌جات رو گوشه‌ای سق می‌زنم. سق می‌زنم و مؤکدا می‌گم چقدر دل‌پارگی‌ها این موقع‌ فربه می‌شوند و آدم‌دَری میکنن.
صیفی‌جات خردشده را خوردم؛ یادم افتادی، دلم تنگ شد، نمی‌گذره.
حواس ندارم. حین فیلم چایی ریختم و سرد شده. شده آب‌حمام، آب‌زیپو.
چایی که لب‌داغ نباشه، بی‌مایه‌ست.
همون چایی آب‌حمام‌زیپویی را خوردم؛ یادم افتادی، دلم تنگ شد، نمی‌گذره.
گردن‌دردم. گردن‌درد این‌سنی یعنی زود زوارم در رفته. آدمی که تنش طولانی‌مدت در بر گرفته نشه، زوارشم در میره.
به یادت خودم رو بغل گرفتم. یادم افتادی، دلم تنگ شد، نمی‌گذره.
عزیزم بدون تو نمی‌گذره.
میخورم، بلند میشم، میخوابم، کارم رو می‌کنم، دلم تنگ میشه، غصه می‌خورم؛ نمیگذره.
نیاز مبرم این ایام برای احساس زنده‌بودنم، شنیدن نامم به کررات است.
مدام غزاله صدا شود و بشنوم.
‏دلم خیلی تنگ شده عزیزم. و این جمله از شدت سادگی هولناک است.
گاها سر از کار خودم درنمیارم.