مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
اسم شب:
بعد از خوابام میخوام از چیزهایی که بعد از نسترن باقی موندن ان اف تی درست کنم.
‏یادم میاد یکی از اولین‌بارها که «بزرگ شدن» رو حس کردم وقتی بود که قد کشیدم و انگشت‌های پام از شاخه‌های بلندِ درخت توتی که همیشه زیرش دراز می‌کشیدم، بیرون رفت. شاید حالآ هم به همون شکل تجربه‌اش می‌کنم؛ بیرون رفتن از سایه‌ها و مرزها.
اسم شب:
به سلامتی گفتن‌ و نوش نوش گفتنی نمانده، می‌خورم که نبینم و نشنوم. که هی یادم نیاید من کیم، اینجا کجاست...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حوالی خانه‌مان، زمستان باد معده‌ش را رها کرده و بیدار شده.
من انتهای سال، نو بودگی سال، و این‌ها حالی‌ام نیست. راستش را بخواهی دل ‌و دِماغی هم نمانده برایم، سرما زده تمام کودکی و اشتیاقم‌ را با خود برده.
برای من خواب عزیز است، قرص خواب عزیز‌تر؛ همانطور که بچه برای ننه و آقاش عزیز است، تربیتش عزیز‌تر. الان هم یکْ‌نصف‌کم، قرص خواب خورده‌م و پراکنده‌گویی می‌کنم. این را هم می‌دانم که می‌دانی چه پرت و پلایی می‌گویم. عزیز من! کاش نامت “گرترود” بود و من مانند پدر هملت، روی بازوی راست یا چپم تتو می‌کردم:«گرترود، عشق جاودانه‌ام»؛ افسوس که نه نام تو گرترود است و نه من پدر هملت و اهل این جفنگ‌بازی‌ها.
صدای باد زیاد است، هیاهو می‌کند، مخل نازنین‌خواب من است، کمد را خالی کرده‌‌ام، امشب انتهای کمد خواهم خوابید. شاید بهتر باشد برای آخرین شب سال، کمد‌خواب شوم.
هیاهو هیاهو هیاهو.
عزیزم به اینور و آنور‌ قسم که از هیاهو آمدم و دچار هیاهوتر شدم. امشب از تو بیزارم؛ چرا که سکوت آغوشت، فرسنگ‌ها از من دور است.
اگر ایام نوروز رو در سنندج و همراه اهالی سنندجیم بودم و مراسمات رقص و پایکوبی رو همراهی می‌کردم، به جان زنداییم ساز بودم.
نوشتم: حیرت یا جزئیات یا به نام پدر، پسر…؟
مفرح گرگ و‌ میش :))))
اسم شب:
سگ‌نسخم پدر.
انشالله که امشب خواب عمیق و یک‌تیکی داشته باشم،
انشالله فردا پول‌های زیاد وارد کارت بانکی‌م شوند،
انشالله که دیگر فردا اینجا زمهریر نیست و هوا ملایم‌تر برخورد می‌کند،

انشالله که می‌شود من یکشنبه راهی تهران بشم،
انشالله که تا دوشنبه مقصدی برا سفر جدید سال پیدا می‌کنم،
انشالله که خدا با ماست،
بین خودمان باشد؛ انشالله که خدا هست و سفر‌‌ را ردیف می‌کند و ناز سبیل و مرام و معرفتش.
/لالا لالا تو غزاله لا /براهنی
yaghma
تورپاخ باشیمیزا اولدی آتا.
پنجِ یکِ چهارصد و یکِ خورشیدی.
‏اگه سه‌تا گوش داشتیم گوش‌پاکن‌ها سه‌سر می‌شدن و اونوقت جای‌گیری‌شون توی قوطی مکعبی یا استوانه‌ای سخت میشد؛ پس خدا وجود داره.
#کشفیات
بدو ورود و فلافل یزد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حالتی که گفتم:
آی نَنهههه
چرا زاییدی منَهههه
.