مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
زنده باد یاران کوردی.
تلافی رقصی که تو عروسی مادر و پدرم، نبودم رو هم امشب درآوردم.
این فقط بخش کوچیکی از چندین ساعت رقصه و باید اعلام کنم: پاره پوره شدم.
خبر آمد که دو روزی میشه کلاس‌های دانیشگاه شروع شده. :))
روزانه یا شبانه کمی پیاده‌روی می‌کنم و تنش‌های وجودم رو می‌سپارم دست کلاغ‌ها.
با دسته‌ای فردا راهی سفرم، و ناراحت از اینم که نمی‌تونم به میزان مورد رضایت همیشگی به الواتی روزانه ادامه بدم.
اسم شب:
با این وضع رفتار آداب معاشرت، متوجه شدم که ‏در پیری سگ‌هایم عصای دستم می‌شوند.
پاسارگاد.
چهارمِ دوازدهِ چهارصد خورشیدی.
‏ولی هنوز عزیزِ دلِ کوچکِ من هستی
‏که عزیزِ دلِ کوچکِ من خواهی‌ماند.
شیراز. اسفند چهارصد شمسی.
عزیز من! گمان می‌کردم حضور و وجودت در زندگانی‌م باشد، شیدایی من تمام می‌شود، حالا که هستی چرا شوریده‌سر و شیداتر شده‌ام؟
قدیم چقدر سگ بودم؟ الان میلیان‌ها میلیان برابر بیشتر.
میلیان‌ها سگ در وجود من پرسه می‌زند.
کاش الهه‌ی ثروت، صبح مقداری اسکناس-مقدار زیادی اسکناس، داخل کیف پولم جاساز می‌کرد با یادداشتی بدین مضمون: قاا-زِلّه (الهه‌ی ثروت اسمم رو اینجوری سخت خطاب میکنه.) این تو و این مایه برای سیر و سفر، برو عزیزکم، برو که رسالت تو سفر کردن است؛ خصوصا سفر به سنندج.