پوزپُلُت
بحث کلاس درباره قیامته و واقعا وقتشه بگم goodbye cruel world.
قیامت میخوام بکنمت پرستش
اما نمیذارن دشمنای نفسکش
اما نمیذارن دشمنای نفسکش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بغل کردن کمپرس آب گرم موقع خواب من رو بهمانندهی منصور حلاج، از صغیر و کبیر وارسته کرد.
اسم شب:
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شبآ سخت شد برات بدون من.
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شبآ سخت شد برات بدون من.
یه بغض کوچیک رو قِل دادم تا خونه. قلبمم که موند تو لیوان آبانگور. امشب چه خوابی دوست داری ببینیم بچه؟
اسم شب:
تمامی گناههان را مرتکبم، ممنوعهی جدیدی نیست. بمیران مرا.
تمامی گناههان را مرتکبم، ممنوعهی جدیدی نیست. بمیران مرا.
“سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند”
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند”
بعضیهاتان هم که به کررات “ادا باریکها” را درمیآورید. زن و مرد هم ندارد.
خبر اینکه، فردا اینموقع سوار قطار ۵۲۴ هستم، در راه شیراز، مهمان گلنوش و مامبزرگه گلنوش. در ماتحتم عروسی خواهرِ دِلْفان است. (خواهر دلفان کیه؟ همسایهی ویلای امیررضا اینا تو شمال.) بعد از شیراز یا راهی سنندجام، یا شمال ممالی چیزی و ایستگاه آخرم بغل بابای دلم.
اسم شب:
من اگه نهنگ بودم تا الان اومده بودم تو ساحل ولی متاسفانه هیچی نیستم.
من اگه نهنگ بودم تا الان اومده بودم تو ساحل ولی متاسفانه هیچی نیستم.
دومین رولت خامهای رو به سلامتی خود نامناسبم میخورم و نوشم باد.
عرض به خدمت انور منورتان که، تکرار مکرراتاید. کاریش هم نمیتوان کرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الاغی به نام سروش امینی.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اَمان نرو صاوْری رو تازه متوجه شدم یعنی چی :)))
زنده باد یاران کوردی.
تلافی رقصی که تو عروسی مادر و پدرم، نبودم رو هم امشب درآوردم.
این فقط بخش کوچیکی از چندین ساعت رقصه و باید اعلام کنم: پاره پوره شدم.
تلافی رقصی که تو عروسی مادر و پدرم، نبودم رو هم امشب درآوردم.
این فقط بخش کوچیکی از چندین ساعت رقصه و باید اعلام کنم: پاره پوره شدم.
