اسم شب:
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
همین فردا مثل سگّ شب یلدا هم میرسد.
نگفتم! مثل سگّ چلّه هم رسید.
قضایای کلان زندگی، سخت، واژگانی که درشان به بند شدهام.
دلهرهدار ام و ناساز، آنقدر که دیگر نمیخواهم به نظافت دندانهایم برسم که همهشان را خرابی بزند و منحل شوند و بیدندان بمانم. نشانی که از تو دارم نمیگذارد جایی بروم، در بندم. اوضاع را نمیدانم، قادر به تحمل هستم یا نه؟ نمیدانم. کم مانده به عوعو بیفتم، بلکه هم افتادهام. اگر میشد گوشهای از تنت را همیشه زیر دندان داشتم، بهتر بود. اگر میدانستم چطور میتوانم راضی باشم و بمانم، بهتر بود. اگر آن سفر آخرمان طولانیتر بود، بهتر بود.
اگر میشد گوشهای از خوابهای به ندرت طولانیام، محبوس میشدم؛ بهتر بود.
دلهرهدار ام و ناساز، آنقدر که دیگر نمیخواهم به نظافت دندانهایم برسم که همهشان را خرابی بزند و منحل شوند و بیدندان بمانم. نشانی که از تو دارم نمیگذارد جایی بروم، در بندم. اوضاع را نمیدانم، قادر به تحمل هستم یا نه؟ نمیدانم. کم مانده به عوعو بیفتم، بلکه هم افتادهام. اگر میشد گوشهای از تنت را همیشه زیر دندان داشتم، بهتر بود. اگر میدانستم چطور میتوانم راضی باشم و بمانم، بهتر بود. اگر آن سفر آخرمان طولانیتر بود، بهتر بود.
اگر میشد گوشهای از خوابهای به ندرت طولانیام، محبوس میشدم؛ بهتر بود.
اسم شب:
میشه درخت خرمالو داشته باشم؟ میشه برام درخت خرمالو بخری که همیشه خرمالو روش باشه؟
میشه درخت خرمالو داشته باشم؟ میشه برام درخت خرمالو بخری که همیشه خرمالو روش باشه؟
بازی کثیفی رو در بطن زندگیم با فرمی خوب شروع کردم، اما توی محتواش هرچی دست و پا بزنم بیشتر خفه میشم.
اسم شب:
نه چیزی برای نگرانی نیست، اما احساس میکند اگر نگران نباشد سرش کلاه رفته.
نه چیزی برای نگرانی نیست، اما احساس میکند اگر نگران نباشد سرش کلاه رفته.
بگو بدانم پیش ازمن آیا زنی را دوست داشته ای؟ زنی که در معرض عشق خودش را گم کند؟ بگو بگو که زن وقتی که عاشق جنگل یاس میشود چه برسرش خواهد آمد؟ بگو بدانم شباهت فریادگون میان سایه و اصل چگونه است؟ میان چشم و سرمه چگونه است؟ زن برای عشقش بدل به چه خواهد شد؟
نسخه ای برابر اصل؟
چیزی به من بگو
که هیچ زنی جز من
نشنیده باشد
«سعاد الصباح»
نسخه ای برابر اصل؟
چیزی به من بگو
که هیچ زنی جز من
نشنیده باشد
«سعاد الصباح»
اسم شب:
کوتاه بیا و بدون بسوزی مرا، میبساز. چون داره دیر میشه.
کوتاه بیا و بدون بسوزی مرا، میبساز. چون داره دیر میشه.
احساس میکنم به سنی رسیدم که باید همیشه توی جیبام شکلات باشه؛ برای اهدا به بچههایی که تو خیابون میبینم. که سرمایهگذاری خوبیه چون اینا بزرگتر شن میتونن خریدامو کمکم بیارن تا جلو در.
عزیز من! باید بدانی که ما دو نقطهی بیماریم، که همدیگر را در یک نقطه دیدیم و برای تلاقی هر بار باید به همان نقطه برگردیم.
مرورت مسمومم کرده و من دیگر از بالا آوردن خستهام.
مرورت مسمومم کرده و من دیگر از بالا آوردن خستهام.
اسم شب:
کاش میتونستم در لحظهی آخر داستان به سمت تو منفجر شم.
کاش میتونستم در لحظهی آخر داستان به سمت تو منفجر شم.
به چشم دیدم که مردم اول صبح، روزنامه میخرند.
اسم شب:
من سعی میکنم صبور باشم و تو پیامدهای زیستنم رو درک نمیکنی. این یعنی رنج بیثمر.
من سعی میکنم صبور باشم و تو پیامدهای زیستنم رو درک نمیکنی. این یعنی رنج بیثمر.
حقیقت امر این است که نمیدانم با زندگانیام چه غلطی میکنم! یا با زندگانیام چه غلطی باهم میکنیم! هر غلطی که میکنیم مریض است. از حالت انسانی درآمدهام، کأنهو زنپدرهای بدذات شدهام. بهترین ساحتام زمانیست که کاری به کارم نداشته باشند، گویی که در عدم به سر میبرم. کاش خود عدم بودم. ارزشیابیها شروع شده و قوهی نطق من هم. فیالحال از هر سمت و سو و جهتی انسان نامطمئنی هستم، سوپاپ اطمینانام از بیخ خراب است. تغییر دیگری که کردهام این است که صحت تن ندارم. یکجای یا چندینجای تنام لنگ میزند. میدانم که طوریم هست، ولی نمیدانم که چه طوریم هست!
مطمئنا در روزهای آتی مقدار قابل توجهی از بودجهی معیشتیام را به کص گاو شیرده خواهم زد سر خرید کتابهای مدنظرم، اگر چیزی باقی ماند، زنی را به زنیت و عروس بودنم خواهم اِستاند. میدانم اگر عروس بگیرم، این اوضاع مریض کمی مرتفع خواهد شد.
مطمئنا در روزهای آتی مقدار قابل توجهی از بودجهی معیشتیام را به کص گاو شیرده خواهم زد سر خرید کتابهای مدنظرم، اگر چیزی باقی ماند، زنی را به زنیت و عروس بودنم خواهم اِستاند. میدانم اگر عروس بگیرم، این اوضاع مریض کمی مرتفع خواهد شد.
اسم شب:
گیستو ببرن نمکی به تخت نمونی نمکی به بخت بسوزی نمکی شیش درو بستی نمکی یه درو نبستی نمکی.
گیستو ببرن نمکی به تخت نمونی نمکی به بخت بسوزی نمکی شیش درو بستی نمکی یه درو نبستی نمکی.
Forwarded from پوزپُلُت
بحث کلاس درباره قیامته و واقعا وقتشه بگم goodbye cruel world.
پوزپُلُت
بحث کلاس درباره قیامته و واقعا وقتشه بگم goodbye cruel world.
قیامت میخوام بکنمت پرستش
اما نمیذارن دشمنای نفسکش
اما نمیذارن دشمنای نفسکش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بغل کردن کمپرس آب گرم موقع خواب من رو بهمانندهی منصور حلاج، از صغیر و کبیر وارسته کرد.
اسم شب:
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شبآ سخت شد برات بدون من.
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شبآ سخت شد برات بدون من.