اسم شب:
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
All Farewells Aren't Sudden
Endless Melancholy
در سوگ آخرین شب خانه پدری.
@BeeBooBeeBooBe
@BeeBooBeeBooBe
میگویم عزیزم سرم درد میکند، درد هم زنم را قهقهه میزند. میخواهم سرم را لای فرش گذاشته و داخل فرش لولش کنم، و تمامی مختههای خانه را روی همان فرش بچیند، بلکه این درد کننده، ساکن شود. کتریای که شبه سماور است در حال جوشیدن است و از آنجایی هم که ماتحتم همیشه به گستردگی و فراخی اقیانوس آرام بوده، خاموشش نمیکنم؛ خاموشش نمیکنم تا آنقدر قل بخورد، بترکد، آشپزخانه را آب بردارد. کاش زودتر برسی عزیز دلم.
اسم شب:
باید از توی یک قیف رد بشوم؛ انقدر که افکار پراکندهای دارم.
باید از توی یک قیف رد بشوم؛ انقدر که افکار پراکندهای دارم.
اسم شب:
کمی از خودم رو رنده کردم با کمی دارچین و به... مگذار ما را به که و مه.
کمی از خودم رو رنده کردم با کمی دارچین و به... مگذار ما را به که و مه.
تار عنکبوت بستهام، از هیچکس، هیچ خبری ندارم.
ماندهم چطور در لاانسانیترین ساحتم، میتوانند هنوز دوستم بدارند؟
اسم شب:
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
همین فردا مثل سگّ شب یلدا هم میرسد.
نگفتم! مثل سگّ چلّه هم رسید.
قضایای کلان زندگی، سخت، واژگانی که درشان به بند شدهام.
دلهرهدار ام و ناساز، آنقدر که دیگر نمیخواهم به نظافت دندانهایم برسم که همهشان را خرابی بزند و منحل شوند و بیدندان بمانم. نشانی که از تو دارم نمیگذارد جایی بروم، در بندم. اوضاع را نمیدانم، قادر به تحمل هستم یا نه؟ نمیدانم. کم مانده به عوعو بیفتم، بلکه هم افتادهام. اگر میشد گوشهای از تنت را همیشه زیر دندان داشتم، بهتر بود. اگر میدانستم چطور میتوانم راضی باشم و بمانم، بهتر بود. اگر آن سفر آخرمان طولانیتر بود، بهتر بود.
اگر میشد گوشهای از خوابهای به ندرت طولانیام، محبوس میشدم؛ بهتر بود.
دلهرهدار ام و ناساز، آنقدر که دیگر نمیخواهم به نظافت دندانهایم برسم که همهشان را خرابی بزند و منحل شوند و بیدندان بمانم. نشانی که از تو دارم نمیگذارد جایی بروم، در بندم. اوضاع را نمیدانم، قادر به تحمل هستم یا نه؟ نمیدانم. کم مانده به عوعو بیفتم، بلکه هم افتادهام. اگر میشد گوشهای از تنت را همیشه زیر دندان داشتم، بهتر بود. اگر میدانستم چطور میتوانم راضی باشم و بمانم، بهتر بود. اگر آن سفر آخرمان طولانیتر بود، بهتر بود.
اگر میشد گوشهای از خوابهای به ندرت طولانیام، محبوس میشدم؛ بهتر بود.
اسم شب:
میشه درخت خرمالو داشته باشم؟ میشه برام درخت خرمالو بخری که همیشه خرمالو روش باشه؟
میشه درخت خرمالو داشته باشم؟ میشه برام درخت خرمالو بخری که همیشه خرمالو روش باشه؟
بازی کثیفی رو در بطن زندگیم با فرمی خوب شروع کردم، اما توی محتواش هرچی دست و پا بزنم بیشتر خفه میشم.
اسم شب:
نه چیزی برای نگرانی نیست، اما احساس میکند اگر نگران نباشد سرش کلاه رفته.
نه چیزی برای نگرانی نیست، اما احساس میکند اگر نگران نباشد سرش کلاه رفته.
بگو بدانم پیش ازمن آیا زنی را دوست داشته ای؟ زنی که در معرض عشق خودش را گم کند؟ بگو بگو که زن وقتی که عاشق جنگل یاس میشود چه برسرش خواهد آمد؟ بگو بدانم شباهت فریادگون میان سایه و اصل چگونه است؟ میان چشم و سرمه چگونه است؟ زن برای عشقش بدل به چه خواهد شد؟
نسخه ای برابر اصل؟
چیزی به من بگو
که هیچ زنی جز من
نشنیده باشد
«سعاد الصباح»
نسخه ای برابر اصل؟
چیزی به من بگو
که هیچ زنی جز من
نشنیده باشد
«سعاد الصباح»
اسم شب:
کوتاه بیا و بدون بسوزی مرا، میبساز. چون داره دیر میشه.
کوتاه بیا و بدون بسوزی مرا، میبساز. چون داره دیر میشه.
احساس میکنم به سنی رسیدم که باید همیشه توی جیبام شکلات باشه؛ برای اهدا به بچههایی که تو خیابون میبینم. که سرمایهگذاری خوبیه چون اینا بزرگتر شن میتونن خریدامو کمکم بیارن تا جلو در.
عزیز من! باید بدانی که ما دو نقطهی بیماریم، که همدیگر را در یک نقطه دیدیم و برای تلاقی هر بار باید به همان نقطه برگردیم.
مرورت مسمومم کرده و من دیگر از بالا آوردن خستهام.
مرورت مسمومم کرده و من دیگر از بالا آوردن خستهام.