مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
سلام به فراموشی‌های موقت و خاطرات بازگشت‌پذیر و نگرانی‌های کننده.
اسم شب:
که جهان خوردم و ‌کارها راندم‌ و عاقبت کارم ندانم که چیست!
آلانه‌ی خانه پدری.
صبح ساعت چند! خیلی دوستت دارم پدر.
مادر لطفا امروز مرا بیدار نکن. اگر لطف کردی، روزهای دیگر هم.
زمانی که بهت میگم حِمار، یعنی اندازه‌ی یک طویله الاغ، خری.
تهران که بودم، هربار با پدر یا سودابه صحبت می‌کردم از سر و صدای زیاد و کمبود خواب شیون می‌کردم؛ همین شده که از وقتی رسیدم به ولایتم، اولیایم در خانه قدیم و من یکه و یالقوز در منزل جدید شلنگ تخته میپرانم. عمارت پدری رو کردم مکان، چپ می‌روم راست می‌روم با سکوت هم‌صحبت می‌شوم. در آخر قربان برم پدر و سودابه‌م را که انقدر فهیم هستند.
اسم شب:
من برای نادیده گرفتن فردا آماده‌ام و فردایش و فردای فردایش. شب‌ها هم همه از دم انکار.
All Farewells Aren't Sudden
Endless Melancholy
در سوگ آخرین شب خانه پدری.
@BeeBooBeeBooBe
می‌گویم عزیزم سرم درد می‌کند، درد هم زنم را قهقهه می‌‌زند. می‌خواهم سرم را لای فرش گذاشته و داخل فرش لولش کنم، و تمامی مخته‌های خانه را روی همان فرش بچیند، بلکه این درد کننده، ساکن شود. کتری‌ای که شبه سماور است در حال جوشیدن است و از آن‌جایی هم که ماتحتم همیشه به گستردگی و فراخی اقیانوس آرام بوده، خاموشش نمی‌کنم؛ خاموشش نمی‌کنم تا آنقدر قل بخورد، بترکد، آشپزخانه را آب بردارد. کاش زودتر برسی عزیز دلم.
اسم شب:
باید از توی یک قیف رد بشوم؛ انقدر که افکار پراکنده‌ای دارم.
اسم شب:
کمی از خودم رو رنده کردم با کمی دارچین و به... مگذار ما را به که و مه.
تار عنکبوت بسته‌ام، از هیچ‌کس، هیچ خبری ندارم.
اسم شب:
آیا بجد راضی‌ام؟
مانده‌م چطور در لاانسانی‌ترین ساحتم، می‌توانند هنوز دوستم بدارند؟
اسم شب:
یه دفعه قایقمون نشه؟
میزان خزعبلاتی که در هر وعده صحبت به خوردم میده، از آدمیزاد برنمیاد. دو ساعت یه‌تیک مزخرف سرهم کردن واقعا عظیمه.
اسم شب:
تفنگ دسته‌نقره‌ت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
قضایای کلان زندگی، سخت، واژگانی که درشان به بند شده‌ام.
دلهره‌دار‌ ام و ناساز، آنقدر که دیگر نمی‌خواهم به نظافت دندان‌هایم برسم که همه‌شان را خرابی بزند و منحل شوند و بی‌دندان بمانم. نشانی که از تو دارم نمی‌گذارد جایی بروم، در بندم. اوضاع را نمی‌دانم، قادر به تحمل هستم یا نه؟ نمی‌دانم. کم مانده به عوعو بیفتم، بلکه هم افتاده‌ام. اگر می‌شد گوشه‌ای از تنت را همیشه زیر دندان داشتم، بهتر بود. اگر می‌دانستم چطور می‌توانم راضی باشم و بمانم، بهتر بود. اگر آن سفر آخرمان طولانی‌تر بود، بهتر بود.
اگر می‌شد گوشه‌ای از خواب‌های به ندرت طولانی‌ام، محبوس می‌شدم؛ بهتر بود.
اسم شب:
میشه درخت خرمالو داشته باشم؟ میشه برام درخت خرمالو بخری که همیشه خرمالو روش باشه؟