مدام میخونم:
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد، عمه از قم برسد، خاله ز کاشان برسد، خبر مرگ عمقلی برسد و...
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد، عمه از قم برسد، خاله ز کاشان برسد، خبر مرگ عمقلی برسد و...
اسم شب:
فکر میکنم روی جسد واقعیت ایستادهام و پاشنهام را روی صورتش میچرخانم.
فکر میکنم روی جسد واقعیت ایستادهام و پاشنهام را روی صورتش میچرخانم.
سلام به فراموشیهای موقت و خاطرات بازگشتپذیر و نگرانیهای کننده.
اسم شب:
که جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کارم ندانم که چیست!
که جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کارم ندانم که چیست!
زمانی که بهت میگم حِمار، یعنی اندازهی یک طویله الاغ، خری.
تهران که بودم، هربار با پدر یا سودابه صحبت میکردم از سر و صدای زیاد و کمبود خواب شیون میکردم؛ همین شده که از وقتی رسیدم به ولایتم، اولیایم در خانه قدیم و من یکه و یالقوز در منزل جدید شلنگ تخته میپرانم. عمارت پدری رو کردم مکان، چپ میروم راست میروم با سکوت همصحبت میشوم. در آخر قربان برم پدر و سودابهم را که انقدر فهیم هستند.
اسم شب:
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
All Farewells Aren't Sudden
Endless Melancholy
در سوگ آخرین شب خانه پدری.
@BeeBooBeeBooBe
@BeeBooBeeBooBe
میگویم عزیزم سرم درد میکند، درد هم زنم را قهقهه میزند. میخواهم سرم را لای فرش گذاشته و داخل فرش لولش کنم، و تمامی مختههای خانه را روی همان فرش بچیند، بلکه این درد کننده، ساکن شود. کتریای که شبه سماور است در حال جوشیدن است و از آنجایی هم که ماتحتم همیشه به گستردگی و فراخی اقیانوس آرام بوده، خاموشش نمیکنم؛ خاموشش نمیکنم تا آنقدر قل بخورد، بترکد، آشپزخانه را آب بردارد. کاش زودتر برسی عزیز دلم.
اسم شب:
باید از توی یک قیف رد بشوم؛ انقدر که افکار پراکندهای دارم.
باید از توی یک قیف رد بشوم؛ انقدر که افکار پراکندهای دارم.
اسم شب:
کمی از خودم رو رنده کردم با کمی دارچین و به... مگذار ما را به که و مه.
کمی از خودم رو رنده کردم با کمی دارچین و به... مگذار ما را به که و مه.
تار عنکبوت بستهام، از هیچکس، هیچ خبری ندارم.
ماندهم چطور در لاانسانیترین ساحتم، میتوانند هنوز دوستم بدارند؟
اسم شب:
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
تفنگ دستهنقرهت رو بهم میدی تا چارقد اناریم رو برات بقچه کنم؟
