حالا مدام میخوانم:«سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند»
تو این هوا باید جوری سیگار رو کشید که خار ریه گاییده بشه.
«... برایش توضیح دهید آیندهٔ روشنی هم وجود ندارد، تداوم و تکرار این است که آدمی را آماده میسازد. و برای این آمادگی تنها تحمل لازم است. و تحمل تنها وسیلهایست که پدر همهچیز را درمیآورد، گاه حتی پدر آدم متحمل را.»
اسم شب:
امشب خودم یک قطعهی غمگین ویلنسلام.
امشب خودم یک قطعهی غمگین ویلنسلام.
درس شبانه:
بچه واقعیت رو ببین و بپذیر؛ قبل از اینکه بیاد از پشت چشماتو بگیره و بپرسه اگه گفتی کجا ریدی و من کیام؟
بچه واقعیت رو ببین و بپذیر؛ قبل از اینکه بیاد از پشت چشماتو بگیره و بپرسه اگه گفتی کجا ریدی و من کیام؟
مدام میخونم:
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد، عمه از قم برسد، خاله ز کاشان برسد، خبر مرگ عمقلی برسد و...
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد، عمه از قم برسد، خاله ز کاشان برسد، خبر مرگ عمقلی برسد و...
اسم شب:
فکر میکنم روی جسد واقعیت ایستادهام و پاشنهام را روی صورتش میچرخانم.
فکر میکنم روی جسد واقعیت ایستادهام و پاشنهام را روی صورتش میچرخانم.
سلام به فراموشیهای موقت و خاطرات بازگشتپذیر و نگرانیهای کننده.
اسم شب:
که جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کارم ندانم که چیست!
که جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کارم ندانم که چیست!
زمانی که بهت میگم حِمار، یعنی اندازهی یک طویله الاغ، خری.
تهران که بودم، هربار با پدر یا سودابه صحبت میکردم از سر و صدای زیاد و کمبود خواب شیون میکردم؛ همین شده که از وقتی رسیدم به ولایتم، اولیایم در خانه قدیم و من یکه و یالقوز در منزل جدید شلنگ تخته میپرانم. عمارت پدری رو کردم مکان، چپ میروم راست میروم با سکوت همصحبت میشوم. در آخر قربان برم پدر و سودابهم را که انقدر فهیم هستند.
اسم شب:
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
من برای نادیده گرفتن فردا آمادهام و فردایش و فردای فردایش. شبها هم همه از دم انکار.
All Farewells Aren't Sudden
Endless Melancholy
در سوگ آخرین شب خانه پدری.
@BeeBooBeeBooBe
@BeeBooBeeBooBe
