مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
‏تهران بارانی _ ۱۳۳۵ خورشیدی
-توییت سام گیوراد
حالا مدام می‌خوانم:«سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند»
تو این هوا باید جوری سیگار رو کشید که خار ریه گاییده بشه.
اسم شب:
گرگ و میش بخیرت.
اسم شب:
پدرانم همه سرگشته حیرت بودند
‏من اگر راه به جایی ببرم ناخلفم
‏⁧ #فاضل_نظری
اسم شب:
متاسفانه باید زندگی کرد پدر.
‏«... برایش توضیح دهید آیندهٔ روشنی هم وجود ندارد، تداوم و تکرار این است که آدمی را آماده می‌سازد. و برای این آمادگی تنها تحمل لازم است. و تحمل تنها وسیله‌ایست که پدر همه‌چیز را درمی‌آورد، گاه حتی پدر آدم متحمل را.»
اسم شب:

‏امشب خودم یک‌ قطعه‌‌ی ‌غمگین ویلنسل‌ام.
‏درس شبانه:
بچه واقعیت رو ببین و بپذیر؛ قبل از اینکه بیاد از پشت چشماتو بگیره و بپرسه اگه گفتی کجا ریدی و من کی‌ام؟
مدام می‌خونم:
سه پلشک آید و زن زاید و میهمان برسد، عمه از قم برسد، خاله ز کاشان برسد، خبر مرگ عمقلی برسد و...
‏اسم شب:
فکر می‌کنم روی جسد واقعیت ایستاده‌ام و پاشنه‌ام را روی صورتش می‌چرخانم.
سلام به فراموشی‌های موقت و خاطرات بازگشت‌پذیر و نگرانی‌های کننده.
اسم شب:
که جهان خوردم و ‌کارها راندم‌ و عاقبت کارم ندانم که چیست!
آلانه‌ی خانه پدری.
صبح ساعت چند! خیلی دوستت دارم پدر.
مادر لطفا امروز مرا بیدار نکن. اگر لطف کردی، روزهای دیگر هم.
زمانی که بهت میگم حِمار، یعنی اندازه‌ی یک طویله الاغ، خری.
تهران که بودم، هربار با پدر یا سودابه صحبت می‌کردم از سر و صدای زیاد و کمبود خواب شیون می‌کردم؛ همین شده که از وقتی رسیدم به ولایتم، اولیایم در خانه قدیم و من یکه و یالقوز در منزل جدید شلنگ تخته میپرانم. عمارت پدری رو کردم مکان، چپ می‌روم راست می‌روم با سکوت هم‌صحبت می‌شوم. در آخر قربان برم پدر و سودابه‌م را که انقدر فهیم هستند.
اسم شب:
من برای نادیده گرفتن فردا آماده‌ام و فردایش و فردای فردایش. شب‌ها هم همه از دم انکار.