اسم شب:
من به گناهِ بابا آدم وفادارم. سیبمو انتخاب کردم...
من به گناهِ بابا آدم وفادارم. سیبمو انتخاب کردم...
گفت اسم شب:
خوابیدهای اما رؤیای شیرفروشانِ صبحی.
خوابیدهای اما رؤیای شیرفروشانِ صبحی.
اسم شب:
هیچوقت دستهات رو انقدر پر نکن که نتونی از مسلسلت استفاده کنی احمق.
هیچوقت دستهات رو انقدر پر نکن که نتونی از مسلسلت استفاده کنی احمق.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پایم هم شل و پل شده ولی باز هم خوش بودم، هوای ارس و خانه، سازم میکنه.
Fly
Ludovico Einaudi
برای آخرین شب بودن در خانهی پدریم.
قطار شماره ۴۳۳/سالن ۴/کوپه ۶.
تبریز-تهران.
۲۳:۳۵
.
تبریز-تهران.
۲۳:۳۵
.
اسم شب:
برای خودم چاه میکّنم، چاله هم. من همانقدر که خوشبختی را میخواهم بیچارگی را هم میخواهم.
برای خودم چاه میکّنم، چاله هم. من همانقدر که خوشبختی را میخواهم بیچارگی را هم میخواهم.
دوستم گفت:«غزاله، من تو این زمینه [مستی] رو سر تو قسم میخورم.» این ارتباط مستقیمی با بدنامی من داشت، اما یکی از بهترین تعاریفی بود که ازم شده.
میخواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن بگویم، اما قلب من تهی است.
بله؛ از اینکه با من بلدی چگونه به “باید” صحبت کنی، مسرورم.