تا حالا این موقع سحر پانتومیم بازی کردی مرد؟
اسم شب:
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسالی باش.
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسالی باش.
عقلم وظیفهی خود را انجام داده است. بدنم در تلاش برای بهتر چریدن از هیچ کوششی فروگذاری نکرده. احساسم نیز به آتش اندر افتاد و سوخت و رفت. من به عنوان من ماندهام، روی تلی از هزار من. بدون پرچم.
دیدتم و میگوید، تبارکالله هرچه میگذره چشمونت زیباتر میشند و خودت ترسناکتر غزاله.
انسان و شهر کافیست؛ آب میخواهم، آب زیاد، رودخانهی پرعمق و تمیز و خنک.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
Video message
حنا یادآورم شد پارسال، همین موقع در چه حالی بودم.
بهترین و بدترین حالت من یکیست، هیچکس متوجه نمیشود خوشحالم یا غمگین، وقتی در این مواقع داخل دلم چیزهایی احساس میکنم به خودم میگویم: بودن و نبودنشان دیگر تاثیری ندارد. نادیدهشان بگیر.
اسم شب:
کاش به ابر سیاه گره میخوردم و هرکجا که باران میبارید، من آنجا بودم.
کاش به ابر سیاه گره میخوردم و هرکجا که باران میبارید، من آنجا بودم.
تنها انسانی که هیچموقع از من ناامید نمیشود، پدرم است. تنها انسانی را که نمیگذارم هیچموقع از من ناامید شود، پدرم است. الباقی؟ همگی به طریقی از من ناامید شدهاند. همگی را به طریقی از خود ناامید کردهام. از بودنم، از عواطف انسانیام، از هرآنچه مربوط به من است، ناامیدشان کردهام.
Moosighi sonati
Gilaki
با این قطعه من کودک پنج سالهای کز کرده پهلوی شاهبیبیاش، هستم.
@BeeBooBeeBooBe
@BeeBooBeeBooBe
اسم شب:
میگفت پری
تو دُم داری پا نداری
روی زمین جا نداری
-گلی ترقی
میگفت پری
تو دُم داری پا نداری
روی زمین جا نداری
-گلی ترقی
«من مرغ لاهوتی بدم، دیدی که ناسوتی شدم؟
دامش ندیدم، ناگهان، در وی گرفتار آمدم.
من نور پاکم ای پسر نه مشتِ خاکم مختصر،
آخر صدف 'من' نیستم من دُرّ شهوار آمدم.»
دامش ندیدم، ناگهان، در وی گرفتار آمدم.
من نور پاکم ای پسر نه مشتِ خاکم مختصر،
آخر صدف 'من' نیستم من دُرّ شهوار آمدم.»