اسم شب:
برخی با گناه ارتقا مییابند و بعضی از طریق پاکدامنی سقوط میکنند.
برخی با گناه ارتقا مییابند و بعضی از طریق پاکدامنی سقوط میکنند.
خورشید دیر کرده، درصورتی که خودم شنیدم اعلاحضرت بهش دستور دادند آفتاب کنه.
«شاه میمیرد.»
«شاه میمیرد.»
من از نبودن یکسری کسها توأمان بودن یکسری کسهای دیگر در زندگانیم از همگان متشکران هستم.
امضاء/قازِلّه
امضاء/قازِلّه
اسم شب:
محبتهای خود را کنسرو کنید. داخل قبر به کارتان میآید.
محبتهای خود را کنسرو کنید. داخل قبر به کارتان میآید.
نکته دیگری که در ارتباط با دیگران متوجهم شدم این بود که،
“زبانمند ژاژ نمیخایند.”
*گه نمیخورند.
“زبانمند ژاژ نمیخایند.”
*گه نمیخورند.
میپرسدم که “چته؟” جوابش را “ندانم” تحویل میدهم. میگوید اینکه ما هیچگاه از تو و احوالت، اینکه چه زمانی خوبی یا بد و اصلا چرا سر در نیاوردیم و نمیاوریم؛ اینکه خود غزالهت ندانه چشه، اوضاع را کمی مریض میکند.
راست میگوید، اولبارست که خودم، خودم را نافهم و ندانم؛ و خب کأنهو همیشه سکوت و سکون بهترینِ طرقهاست.
راست میگوید، اولبارست که خودم، خودم را نافهم و ندانم؛ و خب کأنهو همیشه سکوت و سکون بهترینِ طرقهاست.
اسم شب:
الآن هستیم بعداً نخواهیم بود. هیچ چیز در این بین مهم نیست، نه این بودن و نه آن نبودن.
الآن هستیم بعداً نخواهیم بود. هیچ چیز در این بین مهم نیست، نه این بودن و نه آن نبودن.
اسم شب:
هیس! صدا مده؛ مگر نمیبینی مارهای روی دوشم را تازه خواب برده.
هیس! صدا مده؛ مگر نمیبینی مارهای روی دوشم را تازه خواب برده.
شما متوجه نیستید دوست عزیـ... تق. مفت مُرد. تازه بخت یارش بود که گلولۀ داغ خورد بدبخت سرمایی.
امروزِ روز آنقدر از دران و بیران زیبا هستم که اصلا هَزار هَزار بوسه بر سک و صورت دران و بیران خودم.
تا حالا این موقع سحر پانتومیم بازی کردی مرد؟
اسم شب:
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسالی باش.
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسالی باش.
عقلم وظیفهی خود را انجام داده است. بدنم در تلاش برای بهتر چریدن از هیچ کوششی فروگذاری نکرده. احساسم نیز به آتش اندر افتاد و سوخت و رفت. من به عنوان من ماندهام، روی تلی از هزار من. بدون پرچم.
دیدتم و میگوید، تبارکالله هرچه میگذره چشمونت زیباتر میشند و خودت ترسناکتر غزاله.