مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
صبح ساعت هفت بیدارم کنید. کار، کارهای بسیار منتظرم‌اند.
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، حتی این رو هم نگویم که قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید؛ که فراموش کنیدم.
اسم شب:
مردم نسبت به او گاو و او نیز نسبت به مردم گاو محسوب می‌شود. این یکی از شرایط خاص تنهایی‌ست.
حدود ‏دو سال پیش به تراپیستم گفتم من همه چی داره از یادم میره. گفت طبیعیه، بعد یه مدت برمی‌گرده . منتهی باید بگم نه تنها برنگشته که اگه قبلا ماهی بودم الان شاه‌ماهی شدم. علاوه بر خاطرات گذشته، مسائل امروز هم دارن از ذهنم پاک میشن و کاری ازم ساخته نیست.
میگه:« تزار من اگه روزی یکبار بلوار رو نبینم، سکته می‌کنم.»
البته که خوش به حال بلوار کشاورز که عده‌ای از ندیدنش سکته یا مکته می‌کنند.

مکان: بلوار کشاورز/ دهِ ششِ چهارصد خورشیدی
اسم شب:
و خب اصل جریان اینه که اصلی وجود نداره و انتهای تمام فرع‌ها به هم ختم میشه.
ساعاتی پیش، ساعتی‌ پیش‌تر، از ارتفاعات توانیر هم‌یادتان بودم اهالی من.
گفت اسم شب:
دیگه دارم مسخره‌مو در میارم.
اسم شب:
برخی با گناه ارتقا می‌یابند و بعضی از طریق پاکدامنی سقوط می‌کنند.
خورشید دیر کرده، درصورتی که خودم شنیدم اعلاحضرت بهش دستور دادند آفتاب کنه.
«شاه می‌میرد.»
من از نبودن یک‌سری کس‌ها توأمان بودن یک‌سری کس‌های دیگر در زندگانیم از همگان متشکران هستم.
امضاء/قازِلّه
اسم شب:
محبت‌های خود را کنسرو کنید. داخل قبر به کارتان می‌آید.
اسم شب:
که باشد آن که داد از غم ندارد؟
نکته دیگری که در ارتباط با دیگران متوجهم شدم این بود که،
“زبان‌مند ژاژ نمی‌خایند.”
*گه نمی‌خورند.
می‌پرسدم که “چته؟” جوابش را “ندانم” تحویل می‌دهم. می‌گوید اینکه ما هیچگاه از تو و احوالت، اینکه چه زمانی خوبی یا بد و اصلا چرا سر در نیاوردیم و نمیاوریم؛ اینکه خود غزاله‌ت ندانه چشه، اوضاع را کمی مریض می‌کند.
راست می‌گوید، اول‌بار‌ست که خودم، خودم را نافهم و ندانم؛ و خب کأنهو همیشه سکوت و سکون بهترینِ طرق‌هاست.
اسم شب:
الآن هستیم بعداً نخواهیم بود. هیچ چیز در این بین مهم نیست، نه این بودن و نه آن نبودن.
لق نباشید.
سلام. دیشب از اینجا یادْدارتان بودم ولی وسیله ارتباط جمعی‌م، آنتن نداشت.
اسم شب:
هیس! صدا مده؛ مگر نمی‌بینی مارهای روی دوش‌م را تازه خواب برده.
‏شما متوجه نیستید دوست عزیـ... تق. مفت مُرد. تازه بخت یارش بود که گلولۀ داغ خورد بدبخت سرمایی.