مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
‏بفرمایید تا ما خوش و لالیم، تا ما ناخوش و لالیم، تا به نعره حرف زمزمه نیفتاده‌ایم بفرمایید جولان دهید، بفرمایید بلند بلند جوری صفت‌ها و منشتان را به نقد بکشید که خودتان هم باورتان شود از خودتان حرف نمیزنید. حق دارید، مبرِا دانستن خود، خاطرجمع‌تر است.
‏عده‌ای بهم میگن حساسم. شاید اینطور باشه. خودم جور دیگه‌ای می‌بینم قضیه رو: سعی می‌کنم دور و بریام آدمایی باشن که با هم فهم مشترکی داریم از مفاهیم نسبتا گنگِ ادب و آداب معاشرت.
قازِلّه‌ی آلوده به خواب داردتان.
اسم شب:
حافظه‌ی من اونقدر ضعیف شده که دیگه مهم نیست. در واقع من وقتی به آخرش برسم اولش رو یادم رفته.
Audio
بله من آدم قید زدن‌های یک‌باره‌ام. امروز با تمام وجود هستم، فردا با تمام وجود نیستم.
به تعبیری بوسیدن و کنار گذاشتن یکباره.
ساز و آواز کنید جوونا. قازِلّه ماندگارتان شد در پایتخت.
مانده‌ام چرا من بیچاره‌کن شده‌ام! خانه‌خراب‌کن دل‌ها. گویا کارم شده ناراحت کردن این و آن. از دید باقی شده‌ام بی‌قاعده‌کن حال دوستان و یاران.
حالا من؟! گوشه‌ای نشسته و اصلا حواسم به کار دنیا نیست.
باور بفرمایید هیچ اصراری نیست که با من مرتبط باشید و توأمان اذیت ها.
صبح ساعت هفت بیدارم کنید. کار، کارهای بسیار منتظرم‌اند.
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید، حتی این رو هم نگویم که قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید؛ که فراموش کنیدم.
اسم شب:
مردم نسبت به او گاو و او نیز نسبت به مردم گاو محسوب می‌شود. این یکی از شرایط خاص تنهایی‌ست.
حدود ‏دو سال پیش به تراپیستم گفتم من همه چی داره از یادم میره. گفت طبیعیه، بعد یه مدت برمی‌گرده . منتهی باید بگم نه تنها برنگشته که اگه قبلا ماهی بودم الان شاه‌ماهی شدم. علاوه بر خاطرات گذشته، مسائل امروز هم دارن از ذهنم پاک میشن و کاری ازم ساخته نیست.
میگه:« تزار من اگه روزی یکبار بلوار رو نبینم، سکته می‌کنم.»
البته که خوش به حال بلوار کشاورز که عده‌ای از ندیدنش سکته یا مکته می‌کنند.

مکان: بلوار کشاورز/ دهِ ششِ چهارصد خورشیدی
اسم شب:
و خب اصل جریان اینه که اصلی وجود نداره و انتهای تمام فرع‌ها به هم ختم میشه.
ساعاتی پیش، ساعتی‌ پیش‌تر، از ارتفاعات توانیر هم‌یادتان بودم اهالی من.
گفت اسم شب:
دیگه دارم مسخره‌مو در میارم.