مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
به قدری با کیفیت می‌گویه که تماما فضا آکنده از کیفیت میشه.
#شب‌های‌روشن
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «متاسفانه بعضا آدم‌های پوشالی و لا‌محتوایی هستید. انسان‌هایی شادروان به روابط و دلبستگی‌های کاهی. خود را دلخوش به نابودنی‌ها کرده‌اید. اصل مطلب را در مستراح خانه‌هاتان جا گذاشته‌اید. فقط یک چیز توانم گویم: دلخوش به این مقدار نباشید گران‌قدران.»
اسم شب:
‏منم کز غایت حرمان نە با آنم، نه با اینم.
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لب‌های من آهی
نه جانِ بی‌نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شب‌ها چو کوکب‌ها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
 
Gazelle: /گْی/زِ/لْ
بز کوهی، آهوی کوهی، غزال.
———
ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «Gazelle: /گْی/زِ/لْ بز کوهی، آهوی کوهی، غزال. ——— ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.»
‏اسم شب:
امیدمون به نوره ولی انجام دادم خیلی کارا تو تاریکی راحت‌تره. مثل خوابیدن، بوسیدن، اعتراف کردن،
رها کردن، رها کردن، رها کردن.
متوجه شده‌ام انسانی هستم که در حیطه‌ی درسی و اطلاعات تخصصی مربوط به تخصص و رشته‌ی خود، موفق هستم. ولع آموزش در این مسیر شب و روزم به هم یا بر هم دوخته. از هر فرصتی برای یادگیری در این مسیر استفاده می‌کنم. زمانی بود ارتباطات سطحی‌ام گزینشی بود؛ فقط به هدف تعامل نبود، “تو این را بلدی-یادم بده، در عوض من هم این را بلدم-می‌آموزمت.” هر کتابی را می‌خوانم، فیلمی را می‌بینم، نه فقط از بُعد مفرحش بلکه با دید ارتباط مسائل روان‌شناختی قصه بهم، پایش می‌نشینم.
———
متقابلا پذیرفته‌ام در روابط عاطفی خود انسان ناکارآمدی هستم. به همان میزان که در کار و درس نظم و ارتباط اهمیتم دارند، بالعکس در روابط شلخته جلو می‌روم. هیچ قاعده‌ای ندارم. قاعده‌ای هم بلد نیستم. تمامی ارتباطات عمیق زندگانی‌ام به سال‌های دور از این مربوط است. انسان‌هایی که دیگر متوجه چطور و چگونی‌ من در روابط شده‌اند، اینگونه مسالمت‌بار هستم، هستند و هستیم. خیل‌شان هم زیاد نیست.
———
لذا دلخوش به این‌ام که در حیطه‌ی ارتباط اگر ارزنی هم بارم نیست، در حیطه‌ی علم‌اندوزی سگ هستم. سگ هار. دلخوش به خود و مسجود دور از خود هستم، پدرم.
ولیکن شما جهدتان را در دو حیطه پخش و پلا کنید و بمانند من، تک‌خطی نباشید.

امضا/قازِلّه
.
‏تمامی این رنج‌ها برای چیه؟ تن داشتن؟
‏اس ام اس هام رو هم‌ میترسم باز کنم که یه وقت سین نخوره بفهمن دیدمشون.
اسم شب:
‏ارد اعوفن کل هلی،
‏می‌خواهم همه‌ی اهلم را رها کنم.
صبح ساعت ۱۰/ کشار.
طی سیر و سلوکی درست قرار بود خداتان را ببینم، ندیدم. با سیر و سلوک هم ندیدم.
تصویر ثبت شده برای بعد از سیر طریق بود.
انسان از ابتدا مترصد و منتظر بود. همانطور منتظر هم ماند. مانده. هر صبح که چشم باز می‌کند منتظر و مترصد است تا آخر روز و شب.
اسم شب:
خوش ندارم.
این را یادم رفت بگمتان، بعد از سیر آفاق و انفس روز گذشته، از لحاظ روانی نیازمند این بودم کسی داخل لباس‌شویی گیر کند و به منی که بیرون نشسته‌ام بگوید: «وات آر یو دواینگ؟!»
‏ خودشناسی خیلی ساده است، با چمدان بسته به ترمینال/راه‌آهن شهر بروید و اولین مقصدی که به خاطرتان خطور می‌کند را بدون برنامه‌ی قبلی برای رفتن انتخاب کنید.
و من، حالِ‌حال در راه سنندج.
Audio