حقیقتا عالیم قاسیموف و دخترش بهترین اجرای “ساری گلین” رو به نام خودشون در تاریخ ثبت کردند. این نوا رو به دل گوش بدید و به جان ببینید.
https://www.youtube.com/watch?v=P1XhIIA_3Vc&vl=en
https://www.youtube.com/watch?v=P1XhIIA_3Vc&vl=en
YouTube
Sarı Gelin (Yellow Bride) - Alim Qasımov, Sainkho Namtchylak, Fergane Qasimova.
Alim Qasimov Ensemble in Swiss, Azərbaycan - Sarı Gəlin - Sarı Gelin (Yellow Bride)
Alim Qasımov
Sainkho Namtchylak (Lüdmila Sayınhöö Namçılak)
Fergane Qasimova
Gherkan Hazar - Oglu
Hilliard Ensemble
Azerbaijani Mahnı Sözləri:
Saçın ucun hörməzlər, Gülü…
Alim Qasımov
Sainkho Namtchylak (Lüdmila Sayınhöö Namçılak)
Fergane Qasimova
Gherkan Hazar - Oglu
Hilliard Ensemble
Azerbaijani Mahnı Sözləri:
Saçın ucun hörməzlər, Gülü…
اسم شب:
گهی خندم، گهی گِریَم، گهی افتم، گهی خیزم.
گهی خندم، گهی گِریَم، گهی افتم، گهی خیزم.
...در گذر سالیان حافظهام سالکانه هر غنیمتی را پس زده. فراموشی شفافم کرده. حرفی برای نگفتن نیست، رازی ندارم. گاهی موجی میخورد، اتفاقی، چیزهایی میآیند بالا، یادم نیست چرا پنهانشان کردهام، مثل لاکپشت از تخم بیرون زده میخزند سمت دریا، از من میروند. بخت رو کند به تماشا میرسم.
خانم سلمونی گفت:« عزیزم! یک لایه مژه رو مژههات دراومده.»
توجه که نمودم دیدم، صد دانه مژهک دسته به دسته در هم و برهم لا به لای مژگان قدیمم سبز شده. عاح سرمه. سرمهی مقدس عزیز. بهتان گفتم اولبار کسی که یادم داد چگونه درست سرمه به چشم بکشم یک “مرد” بود؟
توجه که نمودم دیدم، صد دانه مژهک دسته به دسته در هم و برهم لا به لای مژگان قدیمم سبز شده. عاح سرمه. سرمهی مقدس عزیز. بهتان گفتم اولبار کسی که یادم داد چگونه درست سرمه به چشم بکشم یک “مرد” بود؟
متاسفانه بعضا آدمهای پوشالی و لامحتوایی هستید. انسانهایی شادروان به روابط و دلبستگیهای کاهی. خود را دلخوش به نابودنیها کردهاید. اصل مطلب را در مستراح خانههاتان جا گذاشتهاید. فقط یک چیز توانم گویم: دلخوش به این مقدار نباشید گرانقدران.
به قدری با کیفیت میگویه که تماما فضا آکنده از کیفیت میشه.
#شبهایروشن
#شبهایروشن
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «متاسفانه بعضا آدمهای پوشالی و لامحتوایی هستید. انسانهایی شادروان به روابط و دلبستگیهای کاهی. خود را دلخوش به نابودنیها کردهاید. اصل مطلب را در مستراح خانههاتان جا گذاشتهاید. فقط یک چیز توانم گویم: دلخوش به این مقدار نباشید گرانقدران.»
اسم شب:
منم کز غایت حرمان نە با آنم، نه با اینم.
منم کز غایت حرمان نە با آنم، نه با اینم.
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جانِ بینصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کردهای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جانِ بینصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کردهای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
Gazelle: /گْی/زِ/لْ
بز کوهی، آهوی کوهی، غزال.
———
ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.
بز کوهی، آهوی کوهی، غزال.
———
ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «Gazelle: /گْی/زِ/لْ بز کوهی، آهوی کوهی، غزال. ——— ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.»
اسم شب:
امیدمون به نوره ولی انجام دادم خیلی کارا تو تاریکی راحتتره. مثل خوابیدن، بوسیدن، اعتراف کردن،
رها کردن، رها کردن، رها کردن.
امیدمون به نوره ولی انجام دادم خیلی کارا تو تاریکی راحتتره. مثل خوابیدن، بوسیدن، اعتراف کردن،
رها کردن، رها کردن، رها کردن.
متوجه شدهام انسانی هستم که در حیطهی درسی و اطلاعات تخصصی مربوط به تخصص و رشتهی خود، موفق هستم. ولع آموزش در این مسیر شب و روزم به هم یا بر هم دوخته. از هر فرصتی برای یادگیری در این مسیر استفاده میکنم. زمانی بود ارتباطات سطحیام گزینشی بود؛ فقط به هدف تعامل نبود، “تو این را بلدی-یادم بده، در عوض من هم این را بلدم-میآموزمت.” هر کتابی را میخوانم، فیلمی را میبینم، نه فقط از بُعد مفرحش بلکه با دید ارتباط مسائل روانشناختی قصه بهم، پایش مینشینم.
———
متقابلا پذیرفتهام در روابط عاطفی خود انسان ناکارآمدی هستم. به همان میزان که در کار و درس نظم و ارتباط اهمیتم دارند، بالعکس در روابط شلخته جلو میروم. هیچ قاعدهای ندارم. قاعدهای هم بلد نیستم. تمامی ارتباطات عمیق زندگانیام به سالهای دور از این مربوط است. انسانهایی که دیگر متوجه چطور و چگونی من در روابط شدهاند، اینگونه مسالمتبار هستم، هستند و هستیم. خیلشان هم زیاد نیست.
———
لذا دلخوش به اینام که در حیطهی ارتباط اگر ارزنی هم بارم نیست، در حیطهی علماندوزی سگ هستم. سگ هار. دلخوش به خود و مسجود دور از خود هستم، پدرم.
ولیکن شما جهدتان را در دو حیطه پخش و پلا کنید و بمانند من، تکخطی نباشید.
امضا/قازِلّه
.
———
متقابلا پذیرفتهام در روابط عاطفی خود انسان ناکارآمدی هستم. به همان میزان که در کار و درس نظم و ارتباط اهمیتم دارند، بالعکس در روابط شلخته جلو میروم. هیچ قاعدهای ندارم. قاعدهای هم بلد نیستم. تمامی ارتباطات عمیق زندگانیام به سالهای دور از این مربوط است. انسانهایی که دیگر متوجه چطور و چگونی من در روابط شدهاند، اینگونه مسالمتبار هستم، هستند و هستیم. خیلشان هم زیاد نیست.
———
لذا دلخوش به اینام که در حیطهی ارتباط اگر ارزنی هم بارم نیست، در حیطهی علماندوزی سگ هستم. سگ هار. دلخوش به خود و مسجود دور از خود هستم، پدرم.
ولیکن شما جهدتان را در دو حیطه پخش و پلا کنید و بمانند من، تکخطی نباشید.
امضا/قازِلّه
.
اس ام اس هام رو هم میترسم باز کنم که یه وقت سین نخوره بفهمن دیدمشون.
اسم شب:
ارد اعوفن کل هلی،
میخواهم همهی اهلم را رها کنم.
ارد اعوفن کل هلی،
میخواهم همهی اهلم را رها کنم.
صبح ساعت ۱۰/ کشار.
طی سیر و سلوکی درست قرار بود خداتان را ببینم، ندیدم. با سیر و سلوک هم ندیدم.
تصویر ثبت شده برای بعد از سیر طریق بود.
طی سیر و سلوکی درست قرار بود خداتان را ببینم، ندیدم. با سیر و سلوک هم ندیدم.
تصویر ثبت شده برای بعد از سیر طریق بود.
انسان از ابتدا مترصد و منتظر بود. همانطور منتظر هم ماند. مانده. هر صبح که چشم باز میکند منتظر و مترصد است تا آخر روز و شب.