اسم شب:
ترجیح میدهم اشتباه کنم تا اینکه در تردید بمانم.
ترجیح میدهم اشتباه کنم تا اینکه در تردید بمانم.
سالها قبل در سالگرد امضای فرمان مشروطه عقد کردیم و اختیار زندگی خود رو به دست گرفتیم. از تبریز راه افتادیم و بعد از فتح تهران، گرفتار این مملکت شدیم. هول پارک اتابک حالا به دلم افتاده، ولی عجالتا امشب مست باشیم.
اسم شب:
گفت:« تو زن زیبایی هستی که زیباترین هستی.»
گفتمش:« غمهای بزرگم مرا زیبیدهاند.»
گفت:« تو زن زیبایی هستی که زیباترین هستی.»
گفتمش:« غمهای بزرگم مرا زیبیدهاند.»
نمیدانم چرا آدمیزاد اینجور میکند. درخت پنجهزار ساله موقر و آرام در ولز دارد زندگی میکند، در این مدت یک ارزن بار روی شانهی هستی نگذاشته. آدمی هم که رنج، رنج. مدام رنج.
اسم شب:
گفت:« هرآنچه زيباست، رگهای از غربت دارد. مثل تو، چشمانت، چشمانت، ای داد از چشمانت.»
گفت:« هرآنچه زيباست، رگهای از غربت دارد. مثل تو، چشمانت، چشمانت، ای داد از چشمانت.»
-دوست داری چه گلی باشی غزاله؟
+قاصدک.
-چرا قاصدک؟
+چون هم زیباست، وحشیه، نمیشه خریدش، ذاتا رهاست.
+قاصدک.
-چرا قاصدک؟
+چون هم زیباست، وحشیه، نمیشه خریدش، ذاتا رهاست.
این من هستم. زنی با بیست و چهار سال عمر. با تجارب مختص خود. مختص طول و عرض زندگانی خود. همین زن اذعان میدارد هیچچیز را در زندگانی خود به زندگانی دیگری تعمیم ندهید و بالعکس. در ارتباط با خود و زندگانی خودم همین را دانستهام. گاهی میرنجی، میشکنی، اینجور و آنجورِ بد میشوی، ولی تا ته در دل، همیشه بر خواست خود خواهی ماند.
این عکس هم برای روز امروز بود. مکان را ندانم. زیاد هم جالب نیست عکس ولی برای امروز باید ثبت میشد.
/بیست و دوِ پنجِ چهارصد خورشیدی/
این عکس هم برای روز امروز بود. مکان را ندانم. زیاد هم جالب نیست عکس ولی برای امروز باید ثبت میشد.
/بیست و دوِ پنجِ چهارصد خورشیدی/
حقیقتا عالیم قاسیموف و دخترش بهترین اجرای “ساری گلین” رو به نام خودشون در تاریخ ثبت کردند. این نوا رو به دل گوش بدید و به جان ببینید.
https://www.youtube.com/watch?v=P1XhIIA_3Vc&vl=en
https://www.youtube.com/watch?v=P1XhIIA_3Vc&vl=en
YouTube
Sarı Gelin (Yellow Bride) - Alim Qasımov, Sainkho Namtchylak, Fergane Qasimova.
Alim Qasimov Ensemble in Swiss, Azərbaycan - Sarı Gəlin - Sarı Gelin (Yellow Bride)
Alim Qasımov
Sainkho Namtchylak (Lüdmila Sayınhöö Namçılak)
Fergane Qasimova
Gherkan Hazar - Oglu
Hilliard Ensemble
Azerbaijani Mahnı Sözləri:
Saçın ucun hörməzlər, Gülü…
Alim Qasımov
Sainkho Namtchylak (Lüdmila Sayınhöö Namçılak)
Fergane Qasimova
Gherkan Hazar - Oglu
Hilliard Ensemble
Azerbaijani Mahnı Sözləri:
Saçın ucun hörməzlər, Gülü…
اسم شب:
گهی خندم، گهی گِریَم، گهی افتم، گهی خیزم.
گهی خندم، گهی گِریَم، گهی افتم، گهی خیزم.
...در گذر سالیان حافظهام سالکانه هر غنیمتی را پس زده. فراموشی شفافم کرده. حرفی برای نگفتن نیست، رازی ندارم. گاهی موجی میخورد، اتفاقی، چیزهایی میآیند بالا، یادم نیست چرا پنهانشان کردهام، مثل لاکپشت از تخم بیرون زده میخزند سمت دریا، از من میروند. بخت رو کند به تماشا میرسم.
خانم سلمونی گفت:« عزیزم! یک لایه مژه رو مژههات دراومده.»
توجه که نمودم دیدم، صد دانه مژهک دسته به دسته در هم و برهم لا به لای مژگان قدیمم سبز شده. عاح سرمه. سرمهی مقدس عزیز. بهتان گفتم اولبار کسی که یادم داد چگونه درست سرمه به چشم بکشم یک “مرد” بود؟
توجه که نمودم دیدم، صد دانه مژهک دسته به دسته در هم و برهم لا به لای مژگان قدیمم سبز شده. عاح سرمه. سرمهی مقدس عزیز. بهتان گفتم اولبار کسی که یادم داد چگونه درست سرمه به چشم بکشم یک “مرد” بود؟
متاسفانه بعضا آدمهای پوشالی و لامحتوایی هستید. انسانهایی شادروان به روابط و دلبستگیهای کاهی. خود را دلخوش به نابودنیها کردهاید. اصل مطلب را در مستراح خانههاتان جا گذاشتهاید. فقط یک چیز توانم گویم: دلخوش به این مقدار نباشید گرانقدران.
به قدری با کیفیت میگویه که تماما فضا آکنده از کیفیت میشه.
#شبهایروشن
#شبهایروشن
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «متاسفانه بعضا آدمهای پوشالی و لامحتوایی هستید. انسانهایی شادروان به روابط و دلبستگیهای کاهی. خود را دلخوش به نابودنیها کردهاید. اصل مطلب را در مستراح خانههاتان جا گذاشتهاید. فقط یک چیز توانم گویم: دلخوش به این مقدار نباشید گرانقدران.»
اسم شب:
منم کز غایت حرمان نە با آنم، نه با اینم.
منم کز غایت حرمان نە با آنم، نه با اینم.
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جانِ بینصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کردهای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جانِ بینصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بیفروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کردهای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
Gazelle: /گْی/زِ/لْ
بز کوهی، آهوی کوهی، غزال.
———
ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.
بز کوهی، آهوی کوهی، غزال.
———
ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ pinned «Gazelle: /گْی/زِ/لْ بز کوهی، آهوی کوهی، غزال. ——— ولی یادتان نرود قازِلّه بخوانیدش و مرا هم قازِلّه.»