یادتان نرود! دیگران شاید بتانند آدم رو از دست دیگران نجات بدن ولی هیچکس نمیتانه آدم رو از دست خودش نجات بده.
اسم شب:
هر کدام از ما یک تنهایی لای بالشتمان پنهان کردهایم. برای روز مبادا.
هر کدام از ما یک تنهایی لای بالشتمان پنهان کردهایم. برای روز مبادا.
آویزان، معلّق و بیتعلّقام. بیترکیب و بیشکل؛ به حواشیِ وجود دست میاندازم، بلکه قلّاب معنایم، به گوشهای گیر کند و دمی بیاسام، امّا خب، هیچ.
اسم شب:
من در مقابل شما یکچیز میتوانم بگویم، اینکه “چیزی نمیتوانم بگویم.”
من در مقابل شما یکچیز میتوانم بگویم، اینکه “چیزی نمیتوانم بگویم.”
این واژه دنائت رو امروز برای اولینبار توی زندگیم استفاده کردم، احساس عجیبی دارم، همه کتابهامو ریختم دور خودم، یه قهوه ریختم و نور اتاق رو به کمترین حد رسوندم و دارم مطالعه میکنم.
رشت/وارش/سرما/منتهاالیه خرواری پتو
۵:۵۵ سپیدهدم.
هفتِ پنجِ چهارصد خورشیدی.
۵:۵۵ سپیدهدم.
هفتِ پنجِ چهارصد خورشیدی.
تا کی غمِ آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده، که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه
خیام
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده، که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه
خیام
اسم شب:
بیست میلیون گاو کم چیزی نیست. اینو توی تمامِ تحلیلهاتون بگنجونید.
بیست میلیون گاو کم چیزی نیست. اینو توی تمامِ تحلیلهاتون بگنجونید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رشت/جاده/ماسال/تنفس/کاپشن/سمت جانبی واگن اتومبیل.
۹:۴۴
هشتِ پنجِ چهارصد شمسی.
۹:۴۴
هشتِ پنجِ چهارصد شمسی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شنبه/رشت/میدان شهرداری/کفتربازی
نهِ پنجِ چهارصد خورشیدی.
نهِ پنجِ چهارصد خورشیدی.
در راه برگشت از سفر چند روزه هستم. خودم؟ حرکهی سکون روی حرف “ق” در فعل “إِقْرَأ” ام. از واپسین قطرات رطوبت این خطه بهره میبرم. شیشه پایین و زلفهای کوته و بلندم در دست باد. مقصد بعدی سفر را ندانم کجاست. اما هر جا و مکانی برای سفر را خواستارم. خواهم که یکه و تنها سیر کنم. خودم در راه لکن دیْنم در ارس به سر میبرد. والاتر و عظیمتر از خدا دارید؟ داریم؟ دارم. پدرم. پدرم در ارس منتظر و مترصد آمدن من است. بابا چقدر من بیچاره شما هستم. گفتم سفر بعدی را یکه با تن خود خواهم؟ گفتم سفر یکه با قطار؟ انسان آسانی مثل من، از هر چیزی لذت میبرد. از مسیر، از دود سیگار پدرش، از هرآنچه که باید.
همچنان ملحد و آزادهام و الان “خودممنون”.
همچنان ملحد و آزادهام و الان “خودممنون”.
اسم شب:
البته که “ماییم و موجِ سودا”.
البته که “ماییم و موجِ سودا”.