مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
سردرد و گمراهم. توالی فقدان خواب، ماجراهای روز و گریه، از چشمانم دو پیاله و کاسه و چشمه نه؛ بلکه دو اقیانوس خون ایجاد کرده.
اسم شب:
[تمامی صنوبرهایی که کاشتم رو نذرت کردم.]
اسم شب:
نشسته‌ام بی‌آنکه بدانم و بخواهم بدانم.
آخرْ این قصه‌ی ما، به کجاها برسه؟
همین را کم داشتم؛ دندانم شکست. سگ هم بر من زند، تکمیل می‌شوم. البته سگ که به من زده، منظور سگ‌زده‌تر شوم.
پدر! کاش بی‌پناهی الانم را می‌دیدی. دلم می‌خواهدت.
اسم شب:
کاش به درونم نور می‌تابید یا از تخت سینه‌ام جوانه‌ای سبز می‌شد.
خب امتحان دیگر رو به ضرب و زور از سر گذراندم. اوضاع محتویات کالبدم جفت و جور نیست. چرا؟ چون خیلی چرا. مثلا اینکه بیش از دو ساعت خواب شب نداشته‌ام. با استرس مهیبی از خواب بیدارم کردند و توامان استرس شدم. دوست دارم ۲۰۰ درخت صنوبری بکارم. بیلچه و چکمه‌ی باغبانی هم خواهم. ولی از اینجا که منم، از همه‌چیز و همه‌کس اندازه‌ی خروارها درخت دورم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی در مورد دین و ایمان از من می‌پرسید یا حرفم می‌زنید.
یادم افتاد یکی از دوستان یک‌بار از جمع دوستان خیلی عصبانی بود. رفت توی گروهی که باهم داشتیم با «دوستای گلم» شروع کرد و با
«... پس کلهٔ همه‌تون» جمله رو بست! :)) دو سه سالی میشه که دوستای گلم فحشه بینمون!
شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
‏به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم

‏دمی با دوست در خلوت به از صدسال در عشرت
‏من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

“سعدی”
.
اسم شب:
کاش زیر نور ستارگان، صوفی می‌رقصیدم.
دلم می‌خواست نام تمام درخت‌ها را بدانم و برایشان لالایی بخوانم. قبلش دوست داشتم تمام لالایی‌های دنیا را از بر باشم.
اسم شب:
لالا لا لا گل بی‌تاب هرجا هستی خدا همرات
.
ولی تا حالا این موقع شب آلاسکا خوردی مرد؟!
تا حالا وسط امتحان، موز یخ‌زده رو به شیرموز تبدیل کردی مرد؟
‏از اخرین امتحان هم خلاص شدم و وقتی به مخاوف و مضایق باقی‌مانده تا انتهای راه لیسانس فکر می‌کنم؛ دلم می‌خواد یه شکاف عمیق توی پهلوم ایجاد کنم.
Al Aylough
Collectif Medz Bazar
اما جان ما نمود سگ دارد؛ لذا با موزیک کذا ترکمنی می‌رقصم و بساط حنا کردن گیس‌هایم را آغاز می‌کنم.
@BeeBooBeeBooBe
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
در جواب بِهِتان، شماهایی که کباده چه و چه سر‌می‌کشید؛ باید بگم که؛ من هم قبل‌ترها-نه زیاد قبل، همین چندی پیش- یک سر داشتم و هزار سودا ولی الان پیر و کم‌ حوصله‌م و دیگه آهی در بساط ندارم که با ناله سودا کنم.