مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.17K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
امروز، در راه برگشت به خانه، تمامی پیرمردان عابر به رویم لبخنده زدند و جواب گرفتند.
لحظه‌ای که نخ بادبادک پاره می‌شود، در کسری از ثانیه فکر می‌کنی می‌توانی نخ را بگیری ولی نمی‌توانی، همان دم یک امید خدشه ناپذیر و نافرجام تمام بدن را تسخیر می‌کند که در انتها جز نگاه کردن کاری از آدم بر نمی‌آید. من درست همان‌جا ایستاده‌ام، بعد از پاره شدن و قبل از ناامید شدن.
اسم شب:

‏ببین، می‌تراود مهتاب.
اسم شب:
تکرار میکنم؛ من سگ هم داشته باشم،واق واق‌ش برای سگ‌های اطراف نامفهوم تلقی میشه.
یک‌طوری خرفت شدم و هیچی از مطالبی که زمانی تو نوت گوشی‌م نوشته بودم یادم نمیاد که می‌خوام پا شم برم توی خیابون، هی از همه بپرسم این چیه؟ بعد بگن “گنجیشکه”. بعد بازم پشت هم بپرسم این چیه؟ اونا هم هی بهم بگن:«میگم گنجیشکه. گنجیشک. گن‌فاکین‌جیشک.»
Tabestoon Kootahe
Zedbazi
به جد این موزیک و کاورش رو دوست دارم چون ایام جوانی خوبی رو برام یادآوره.

@BeeBooBeeBooBe
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
Zedbazi – Tabestoon Kootahe
درست است که نه تنها تابستان بلکه ایام شابّ و جوانی‌مان به فلان سگ رفته، اما گوشش کنیم. چون من میگم.
اسم شب:
با من خیال من کن.
سردرد و گمراهم. توالی فقدان خواب، ماجراهای روز و گریه، از چشمانم دو پیاله و کاسه و چشمه نه؛ بلکه دو اقیانوس خون ایجاد کرده.
اسم شب:
[تمامی صنوبرهایی که کاشتم رو نذرت کردم.]
اسم شب:
نشسته‌ام بی‌آنکه بدانم و بخواهم بدانم.
آخرْ این قصه‌ی ما، به کجاها برسه؟
همین را کم داشتم؛ دندانم شکست. سگ هم بر من زند، تکمیل می‌شوم. البته سگ که به من زده، منظور سگ‌زده‌تر شوم.
پدر! کاش بی‌پناهی الانم را می‌دیدی. دلم می‌خواهدت.
اسم شب:
کاش به درونم نور می‌تابید یا از تخت سینه‌ام جوانه‌ای سبز می‌شد.
خب امتحان دیگر رو به ضرب و زور از سر گذراندم. اوضاع محتویات کالبدم جفت و جور نیست. چرا؟ چون خیلی چرا. مثلا اینکه بیش از دو ساعت خواب شب نداشته‌ام. با استرس مهیبی از خواب بیدارم کردند و توامان استرس شدم. دوست دارم ۲۰۰ درخت صنوبری بکارم. بیلچه و چکمه‌ی باغبانی هم خواهم. ولی از اینجا که منم، از همه‌چیز و همه‌کس اندازه‌ی خروارها درخت دورم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی در مورد دین و ایمان از من می‌پرسید یا حرفم می‌زنید.
یادم افتاد یکی از دوستان یک‌بار از جمع دوستان خیلی عصبانی بود. رفت توی گروهی که باهم داشتیم با «دوستای گلم» شروع کرد و با
«... پس کلهٔ همه‌تون» جمله رو بست! :)) دو سه سالی میشه که دوستای گلم فحشه بینمون!
شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
‏به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم

‏دمی با دوست در خلوت به از صدسال در عشرت
‏من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

“سعدی”
.