ایشالا بزودی در چهار قسط بتونیم مادر باعث و بانی این زندگی چهار قسطی رو بگاییم .
به شدت آدم رفتار محوری شدم، میدونی دیگه گوشم از حرف پره، من حرف های تو خالی زیادی شنیدم و ادعاهای زیادی دیدم، ادعای رفاقت، ادعای دوست داشتن، ادعای بودن و خب همشون حرف های الکی بودن، الان دیگه مهم نیست کی چی میگه، مهم اینه چیکار میکنن و چقدر شبیه حرفاشون، برات مهمم؟ ارزش دارم؟ نشونم بده؛ من خیلی وقته چشمم به رفتار و عمل آدماست، همین
بلخره ی روزی میپذیری؛و میگذری
از همه،نبودن ها، نشدن ها،نخواستن ها،رفتن ها،تموم شدن ها،وناامید شدن ها،بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.
از همه،نبودن ها، نشدن ها،نخواستن ها،رفتن ها،تموم شدن ها،وناامید شدن ها،بدون اینکه دیگه دلیلش برات مهم باشه.
من به تک تک رفتارا فکر میکنم، به جزئیترین نگاهها، به لحنها و حرفها فکر میکنم. به احساسات پشت کلمات فکر میکنم، به خصوصیات آدما فکر میکنم، من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غم انگیزترین قسمت زندگیم همینجاست.
اگه تو بلد نیستی با دختر موردعلاقت درست رفتار کنی بقیه خوب بلدن، حواست باشه.
من خیلی «چرا» پرسم. همیشه باید
بدونم چرا، چرا اون تصمیم رو
گرفتی، چرا اون حرفو زدی، چرا
اینطوری رفتار کردی و کلی چراهای
دیگه. فهمیدن آدمای موردعلاقم چیزیه که هیچوقت ازش سیر نمیشم.
بدونم چرا، چرا اون تصمیم رو
گرفتی، چرا اون حرفو زدی، چرا
اینطوری رفتار کردی و کلی چراهای
دیگه. فهمیدن آدمای موردعلاقم چیزیه که هیچوقت ازش سیر نمیشم.
من هر کاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن روبا تمام وجودم برای همه کردم،
همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسی رو نکشتم،وقتی نیاز داشتن تنهایشون نداشتم،
برای کوچکترین چیزا قدرانی کردم
و سعی کردم با حرفا و کارام حس بدی ندم،من همیشه در حد توانم سهم خودموادا کردم
حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم،
هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.
همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسی رو نکشتم،وقتی نیاز داشتن تنهایشون نداشتم،
برای کوچکترین چیزا قدرانی کردم
و سعی کردم با حرفا و کارام حس بدی ندم،من همیشه در حد توانم سهم خودموادا کردم
حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم،
هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.
هرچی بزرگتر میشم، بهتر درک میکنم که چرا بعضیا
ناپدید میشن و یه زندگی ساکت انتخاب میکنن.
ناپدید میشن و یه زندگی ساکت انتخاب میکنن.
Forwarded from 𝙀𝙘𝙡𝙞𝙥𝙨𝙚🌥 (𝑚𝑎ᵉ𝑑𝑒ℎ)
از هرچیزی که میترسیدم اتفاق بیوفته رو با کیفیت Full HD دارم تجربه میکنم.
یه وقتایی به خودم میام میبینم چقدر بی صدا تغییر کردم همون آدمم ولی
دیگه با همون چیزا خوشحال نمیشم
با همون حرفا ناراحت نمیشم
نمیدونم اسمش بزرگ شدنه یا فقط خستم.
دیگه با همون چیزا خوشحال نمیشم
با همون حرفا ناراحت نمیشم
نمیدونم اسمش بزرگ شدنه یا فقط خستم.
انسان میتواند همزمان که دارد برای زندگی تلاش میکند و میجنگد،به رفتن و گم و گور شدن هم فکر کند.
فئودور داستایفسکی