بِیتٰابْ 💌
Photo
از آن نگاهها که بر رخسارم خیره میمانند...
و به چهرهام لبخندی از سر دلسوزی میپاشند...
از آن دیدههای ترحمبارشان...
از آنان که مرا در آغوش میکشند و میگویند: «بگذرد این نیز...»
و دلی میسوزانند بر حالم،
بیزارم!
مرا به حال خود واگذارید،
مشقتهایی بس گرانتر از این را بر دوش کشیدهام...
این نیز بگذرد.
خو میگیرم...
گرچه زمان به سختی میگذرد،
اما دل عادت میکند،
و خود را از نو سامان میدهد...
#بیتاب 💌
و به چهرهام لبخندی از سر دلسوزی میپاشند...
از آن دیدههای ترحمبارشان...
از آنان که مرا در آغوش میکشند و میگویند: «بگذرد این نیز...»
و دلی میسوزانند بر حالم،
بیزارم!
مرا به حال خود واگذارید،
مشقتهایی بس گرانتر از این را بر دوش کشیدهام...
این نیز بگذرد.
خو میگیرم...
گرچه زمان به سختی میگذرد،
اما دل عادت میکند،
و خود را از نو سامان میدهد...
#بیتاب 💌
🔥6
حس های دخترانه دارن از وجود یکی یکی گم میشوند…!
جایش را به یک ادم سرد میدهند..
جایش را به یک ادم سرد میدهند..
🔥7
Forwarded from بِیتٰابْ 💌
روزی ترک خواهم کرد این کوچه این خانه را این دفترچه های نیمه را و نامه های نارسیده را این جسم بی جان روح خسته را این مغزی که از افکار مبهمم به وجه امده مادرم را بیادرایم را ترک خواهم کرد ….
#_بِیتٰابْ 💌
#_بِیتٰابْ 💌
🔥6
میگفت :
“هیچوقت هیچوقت هیچوقت، هیچ آدمی
برای من اون آدمی نبود که من برای آدمای
زندگیم بودم.”
و من عمیقاً میفهمیدم که چی میگه.
#_کاپی
“هیچوقت هیچوقت هیچوقت، هیچ آدمی
برای من اون آدمی نبود که من برای آدمای
زندگیم بودم.”
و من عمیقاً میفهمیدم که چی میگه.
#_کاپی
🔥6
معبودم!
آمدهام، به آستان حضرتت آمدهام، تا دلگشاده، سفرهی شکوه بر زمین گشایم...
ای ربّ جلیل!
خستهدل و ناتوانم،
در آتش هجران و فراق میسوزم و هر روز این شعله سرکشتر، و من ناتوانتر میشوم.
به پهنای عالم، دلم خستهاست…
به حرمت مهرت، مرا به آزمونِ دوری از عزیزان نیازمای!
اگر جان میستانی، از من بستان؛
اما آنان را از من مگیر...
یا ربّ کریم!
تو که رحمتت گستردهتر از آفاق است،
رنجهای این بندهی بیپناه را آسان ساز،
آتشی که درونم افروخته، خاموش گردان، ای خدای بردبار!
من را طاقتِ صبرِ ایوب نیست...
از هرچه هست بریدهام،
ذوقم مرده، شادی از من گریخته،
نفسم به شماره افتاده،
تو خویشتن به فریاد این بندهی ناتوان رس،
یا ربی….!
#بیتابْ 💌
آمدهام، به آستان حضرتت آمدهام، تا دلگشاده، سفرهی شکوه بر زمین گشایم...
ای ربّ جلیل!
خستهدل و ناتوانم،
در آتش هجران و فراق میسوزم و هر روز این شعله سرکشتر، و من ناتوانتر میشوم.
به پهنای عالم، دلم خستهاست…
به حرمت مهرت، مرا به آزمونِ دوری از عزیزان نیازمای!
اگر جان میستانی، از من بستان؛
اما آنان را از من مگیر...
یا ربّ کریم!
تو که رحمتت گستردهتر از آفاق است،
رنجهای این بندهی بیپناه را آسان ساز،
آتشی که درونم افروخته، خاموش گردان، ای خدای بردبار!
من را طاقتِ صبرِ ایوب نیست...
از هرچه هست بریدهام،
ذوقم مرده، شادی از من گریخته،
نفسم به شماره افتاده،
تو خویشتن به فریاد این بندهی ناتوان رس،
یا ربی….!
#بیتابْ 💌
🔥5
بِیتٰابْ 💌
لطفاً با من مدارا کن، من تا فروپاشی روانی فاصلهای ندارم.
در یکی از روانی ترین بخش های زندگی قرار دارم…🤝🔥
🔥3