Forwarded from چـکـامـهـ زار 🌘📜
واقعاً نمیفهمم چرا بعضیها اینقدر بیملاحظهاند...
انگار اطرافم پر شده از آدمهای مضحک که خیال میکنند میتوانند به هر دختری پیشنهاد بدهند!
حتی من... که میشمرم و مرز دارم.
واقعاً چطور به خودتان جرأت میدهید؟!
عجیب است این همه بیاحترامی و وقاحت!
انگار برای بعضیها احترام، حرمت، و حدود هیچ معنایی ندارد.
فکر میکنند با چند کلمهی تکراری و رفتارهای سطحی میشود دل کسی را برد!
نه آقا جان، ما دخترکهای بیتجربهی قصههای مجازی نیستیم که با هر پیام و توجهی نرم شویم...
برای بعضیها باید نوشت:
"لطفاً سطح فکرتان را بالاتر بیاورید، نه پیشنهادیتان را!"
ما دلمان را آسان به کسی نمیسپاریم،
نه به خاطر غرور،
بلکه به خاطر عزتی که برای خودمان قائلیم.
خواهشاً شما هم کمی عاقل شوید ...
انگار اطرافم پر شده از آدمهای مضحک که خیال میکنند میتوانند به هر دختری پیشنهاد بدهند!
حتی من... که میشمرم و مرز دارم.
واقعاً چطور به خودتان جرأت میدهید؟!
عجیب است این همه بیاحترامی و وقاحت!
انگار برای بعضیها احترام، حرمت، و حدود هیچ معنایی ندارد.
فکر میکنند با چند کلمهی تکراری و رفتارهای سطحی میشود دل کسی را برد!
نه آقا جان، ما دخترکهای بیتجربهی قصههای مجازی نیستیم که با هر پیام و توجهی نرم شویم...
برای بعضیها باید نوشت:
"لطفاً سطح فکرتان را بالاتر بیاورید، نه پیشنهادیتان را!"
ما دلمان را آسان به کسی نمیسپاریم،
نه به خاطر غرور،
بلکه به خاطر عزتی که برای خودمان قائلیم.
خواهشاً شما هم کمی عاقل شوید ...
🔥3🍓1
باز زندگی مبارزه بکن با روزگار
دختر باید استقامت بکنی….!
این درد قلب !این سردردی های یک طرفه تو را نباید….
اینگونه به زمین بزند…
هنوز باید قلبی دیگری برای مبارزه داشته باشی ….
باید روحت را قوی بکنی …!
قوی باش از همین حالا تر هم قوی تر قلبت را چون سنگ در قبال عزیزانت گردان……!
میشکنند به ولله میشکنند …
چه بهتر که سنگ گردانی …
و بجز معبودت. به کسی دیگری تکیه نکنی …..
#_بِیتٰابْ 💌
دختر باید استقامت بکنی….!
این درد قلب !این سردردی های یک طرفه تو را نباید….
اینگونه به زمین بزند…
هنوز باید قلبی دیگری برای مبارزه داشته باشی ….
باید روحت را قوی بکنی …!
قوی باش از همین حالا تر هم قوی تر قلبت را چون سنگ در قبال عزیزانت گردان……!
میشکنند به ولله میشکنند …
چه بهتر که سنگ گردانی …
و بجز معبودت. به کسی دیگری تکیه نکنی …..
#_بِیتٰابْ 💌
🔥3🍓1
چشمانش از اشک به سرخی جام شراب گراییده …..!
به آیینه که نگاه میندازد از خودش حس ترس میکند …
خیلی پژمرده ژولیده …مسئولیت ها سرش تلمبار شده اند……..
حالا ها است که بیحوصله گی ها هم سراغش را گرفته اند….حیران سرگردان …
همه چیز با با اندک گذشت به باد فراموشی میسپارد…
همانند کهن سالان الزایمر گرفته است….!
پیر دوران در ظاهر جوان ..
عجیب خوفناک!……. حداقل کابوس هایش ردش را رها کرده بودند ….
این روز ها چشمانش هنگام از جا برخاستن سیاهی میکند …
گوشهایش از خود صدای بینگ بینک تولید میکند …!
پاهایش بیرمق میشود …. اما استقامت میکند غیرت زنانگی اش اجازه این را نمیدهد. که پیش. همه عالم به زمین بیفتد ….با یک در قلب !
همین او بای این ها استقامت میکند …..
#_بِیتٰابْ 💌
به آیینه که نگاه میندازد از خودش حس ترس میکند …
خیلی پژمرده ژولیده …مسئولیت ها سرش تلمبار شده اند……..
حالا ها است که بیحوصله گی ها هم سراغش را گرفته اند….حیران سرگردان …
همه چیز با با اندک گذشت به باد فراموشی میسپارد…
همانند کهن سالان الزایمر گرفته است….!
پیر دوران در ظاهر جوان ..
عجیب خوفناک!……. حداقل کابوس هایش ردش را رها کرده بودند ….
این روز ها چشمانش هنگام از جا برخاستن سیاهی میکند …
گوشهایش از خود صدای بینگ بینک تولید میکند …!
پاهایش بیرمق میشود …. اما استقامت میکند غیرت زنانگی اش اجازه این را نمیدهد. که پیش. همه عالم به زمین بیفتد ….با یک در قلب !
همین او بای این ها استقامت میکند …..
#_بِیتٰابْ 💌
❤🔥3🔥1🍓1
عجب غمی سراغش امده بود که !….
چنین حس نوشتن در وجودش رخنه کرده بود ….
با نوشتن که حال دلش سبک تر میشد …!
همه دارند به این فکر میکنند، چه ادم پرنشاط شوخی ….
اما چه کسی خواهد فهمیدم که روحش قلبش مغزش از این میدان نبردی که برپا شده …
و اتمامی در کار ندارد خسته است….!
خسته ، زله ، نالان…..
تا بیکران ویران زله افسرده …..
از چشمانش غم میبارد…..
از لبانش لبخند دوروغین …..
#_بِیتٰابْ 💌
چنین حس نوشتن در وجودش رخنه کرده بود ….
با نوشتن که حال دلش سبک تر میشد …!
همه دارند به این فکر میکنند، چه ادم پرنشاط شوخی ….
اما چه کسی خواهد فهمیدم که روحش قلبش مغزش از این میدان نبردی که برپا شده …
و اتمامی در کار ندارد خسته است….!
خسته ، زله ، نالان…..
تا بیکران ویران زله افسرده …..
از چشمانش غم میبارد…..
از لبانش لبخند دوروغین …..
#_بِیتٰابْ 💌
🔥2❤🔥1🍓1
Forwarded from Deleted Account
بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها هجری و ،شمسی همه بی خورشیدند
از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند
نشد از سایهی خود هم بگریزند دمی
هرچه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
غرق دریای تو بودند ولی ماهیوار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند
در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها، ثانیه ها
از همین روز همین لحظه، همین دم عیدند
#قیصر_امین_پور
سالها هجری و ،شمسی همه بی خورشیدند
از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند
نشد از سایهی خود هم بگریزند دمی
هرچه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
غرق دریای تو بودند ولی ماهیوار
باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند
در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصلها را همه با فاصله ات سنجیدند
تو بیایی همه ساعتها، ثانیه ها
از همین روز همین لحظه، همین دم عیدند
#قیصر_امین_پور
🔥2🍓1
من تصور میکنم بهترین تعریفی که میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند.
انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت میکند.
داستایفسکی
🔥2🍓1