بِی‌تٰابْ 💌
65 subscribers
728 photos
134 videos
5 files
31 links
‏«آتشین‌خویی مرا دیوانه کرد.»🔥
Download Telegram
به خواب می‌روم تا آرامش یابم،
عصبانیت و خستگی در جانم چنگ انداخته‌اند.
دل افسرده و مجروحم، سر بر روی بالین می‌گذرم و به سقف خیره می‌شوم.
چشمانم را می‌بندم و آیات را با خود زمزمه می‌کنم، تا از کابوس‌های سوزناک در امان باشم.
اما ترس، همچون سایه‌ای بر جانم نشسته، و آرامش را از من سلب کرده است. از این پهلو به آن پهلو می‌شوم،
اما خواب همچنان با من در ستیز است، بی‌رحمانه و نارفیق،
دور از من می‌گریزد و به دل آرامش نمی‌بخشد.
#_بِی‌تٰابْ 💌
🔥2💔1🍓1
Forwarded from Deleted Account
من بلخم و افتاده ام در چنگ چنگیزت...
🔥6
اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام
من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم
من، این من غبار؛ چرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام

"شاعر شنیدنی است" ولی دست روزگار
نگذاشت این کـــه بشنوی‌ام یا بخــوانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوست‌دار بستنی زعفـــرانی‌ام

شاعر: #حامد_عسکری
🍓3
ک القمر المُنير في سواد الليل
كان وجهها مُضيء وسط عتمة ثيابها.

«چهره‌اش در میان لباس سیاهش
چونان ماهِ تابان در تاریکیِ آسمان درخشان بود.»

#عربیات
🔥4
چون تو در اینه دیدی مه رخ خود
از ان زیباتر کجا باشد تماشا
#_سوگ‌یک‌شاعر‌بی‌وزن‌قافیه
#_بِی‌تٰابْ 💌
🕊4
تا دم صبح اگر زنده بمانم خوب است…
🌚4
‏"نَتَظاهرُ دائماً باللامُبالاة، و قلوبُنا تحتَرق."

همواره تظاهر به بی‌تفاوتی می‌کنیم، در حالی‌ که قلب‌هایمان آتش می‌گیرد
🔥4
چی میشد اگر ما هم خواب های بدون کابوس تکراری میداشتیم…
#_بِی‌تٰابْ 💌
🔥3💔2
چشمان همه به نحوی زیبا بود
اما چشمان او…
چیزی فراتر از زیبایی داشت
نه رنگ‌شان خاص بود، نه درشت و درخشان
اما آرامشی در آن‌ها موج می‌زد که هر آشوبی را خاموش می‌کرد
نگاهش، شبیه سکوتی بود که فریاد می‌زند…
فریادِ فهمیدن، دیدن، بودن
و من، هر بار که نگاهش می‌کردم
انگار خودم را، بی‌قضاوت‌ترین شکل ممکن می‌دیدم…

مچم چی نوشتم خو خیر👩‍🦯
🔥2🌚2
Forwarded from Deleted Account
اما چشمان او قصه های نا گفته در خود داشت..
🌚
🔥5
Forwarded from Deleted Account
اما چشمان او...
اقیانوسی در خود داشت بی رحم..
وقتی نگاه می‌کرد غرق میساخت آدم را 🔥

فعلا همین آمد با کلی فکر کردن 🫥
🔥6
Forwarded from Deleted Account
https://t.me/BeTabChannel/1187


گفت:بیشتر زن‌ها از جنگیدن و قوی بودن بیزارند توچی؟
گفتم :من دلم می‌خواهد قوی باشم
لباس رزم بپوشم
از خانه بیرون بزنم
فاتح جنگ های بسیاری باشم
به خانه که بازگشتم در آغوش امن و گرمِ مردِ عاشقی پناه بگیرم .
من دلم می‌خواهد قوی ترینِ جهان باشم و ضعیف ترینِ یک‌نفر  .
🔥3
Deleted Account
https://t.me/BeTabChannel/1187 گفت:بیشتر زن‌ها از جنگیدن و قوی بودن بیزارند توچی؟ گفتم :من دلم می‌خواهد قوی باشم لباس رزم بپوشم از خانه بیرون بزنم فاتح جنگ های بسیاری باشم به خانه که بازگشتم در آغوش امن و گرمِ مردِ عاشقی پناه بگیرم . من دلم می‌خواهد…
اما دو جمله اخریش در تضاد با من است ….
ضعیف هستم فقط در پیشگاه ربم ….
وقتی به خانه بازگشتم در اغوش امن خودم پناه ببرم …..هیچ آغوشی امن تر از اغوش خودم نیست هر چند که به خود آسیب میزنم اما امن هست همینجا اغوش خودم
🔥1🕊1
بِی‌تٰابْ 💌
Photo
یا حی یا قیوم…🔥🫠
🔥2