بِی‌تٰابْ 💌
65 subscribers
728 photos
134 videos
5 files
31 links
‏«آتشین‌خویی مرا دیوانه کرد.»🔥
Download Telegram
نبودت می‌ماند میانِ زخمهایِ درمان ناپذیرم.
🔥2
و‌ من به وعده و حرمت دستانت هنوز زنده ام ….
#_بانوی‌خلاق 💌🔥
🔥3❤‍🔥1
بودن را نبود حس میکنم.!

#_آوید🕊️
🔥3
درد کمتر نمیشه ، فقط انسانا خودشون رو با درد وفق میدن‌ .
🔥4
خود فراموشم من…
🔥4
و این منم به گفته های همین خود شما از عجیب هم عجیب تر …..🔥💌
🔥4
فقط تکیه به شانه های خودم ….
🔥4
دیالوگ…
-دیگر روبند نپوش….
+عه چرا!دلیل؟
_اخر چشمایت وقتی روبند میپوشی بیشتر …..
+مزاق نکو همی. چشمای قیچ مه!
-به ایینه دقیق نگاه کو اصلا هم شوخی ندارم….

#_بِی‌تٰابْ 💌
🔥4
«حاضر بود همه چیزش را بدهد تا تنها باشد؛ با این همه، احساس میکرد دقیقه‌ای هم نمی‌تواند تنهایی را تحمل کند.»
-فئودور داستایفسکی.
🔥5
و ادم از یکجای به بعد میخندد به همه چیز ….درد ،غم،رنج،همه چیز….
#_بِی‌تٰابْ 💌
💔5
انسان هاآدم ها را نمیگذارند خوشحال باشد..
#_بِی‌تٰابْ 💌
💔5
Forwarded from بِی‌تٰابْ 💌
بودن را نبود حس میکنم.!

#_آوید🕊️
🔥4
چه سود ازین سکوت و آاه ازین صبوری..
💔4
به خواب می‌روم تا آرامش یابم،
عصبانیت و خستگی در جانم چنگ انداخته‌اند.
دل افسرده و مجروحم، سر بر روی بالین می‌گذرم و به سقف خیره می‌شوم.
چشمانم را می‌بندم و آیات را با خود زمزمه می‌کنم، تا از کابوس‌های سوزناک در امان باشم.
اما ترس، همچون سایه‌ای بر جانم نشسته، و آرامش را از من سلب کرده است. از این پهلو به آن پهلو می‌شوم،
اما خواب همچنان با من در ستیز است، بی‌رحمانه و نارفیق،
دور از من می‌گریزد و به دل آرامش نمی‌بخشد.
#_بِی‌تٰابْ 💌
🔥2💔1🍓1
Forwarded from Deleted Account
من بلخم و افتاده ام در چنگ چنگیزت...
🔥6
اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام
من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم
من، این من غبار؛ چرا می‌تکانی‌ام؟

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکستۀ نامهربانی‌ام

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام

"شاعر شنیدنی است" ولی دست روزگار
نگذاشت این کـــه بشنوی‌ام یا بخــوانی‌ام

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوست‌دار بستنی زعفـــرانی‌ام

شاعر: #حامد_عسکری
🍓3
ک القمر المُنير في سواد الليل
كان وجهها مُضيء وسط عتمة ثيابها.

«چهره‌اش در میان لباس سیاهش
چونان ماهِ تابان در تاریکیِ آسمان درخشان بود.»

#عربیات
🔥4
چون تو در اینه دیدی مه رخ خود
از ان زیباتر کجا باشد تماشا
#_سوگ‌یک‌شاعر‌بی‌وزن‌قافیه
#_بِی‌تٰابْ 💌
🕊4
تا دم صبح اگر زنده بمانم خوب است…
🌚4