کنار گل های آفتابگرودن میشینم و آروم پشتم رو روی زمین میزارم . دستام رو بالا میارم تا نور آفتاب چشمامو اذیت نکنه
- میدونید ... نفر بعدی که قراره بیاد
اون دنیای زیبای خودش رو داره ..
از چی میترسم؟ ترس ؟ هاها نه ترس چیه ... آره فکر کنم این مهمون برام خیلی خاص باشه
دائم به این فکر میکنم که کجا رو بهش نشون بدم اگه از اینجا خوشش نیومد چی؟
اون روح خیلی حساسی داره .. نمیگم که ضعیفه!
نه اتفاقا اون خیلی قویه
میدونی ..
همینطوری در حال حرف زدن با خودم بودم اما چیزی نگذشت که سایه دست های دیگه ای حالا سقف چشم های من شده بود .
- اد ! تو .. اینجا چیکار میکنی
+ فکر کنم خودت صدام زدی
- من ..
ادوارد اومد و کنار من نشست و با انگشت اشاره اش به ابر های پفپفی توی آسمون اشاره کرد و شروع به کشیدن اشکال مختلف با ابر ها کرد .
- مثل این که خودت اینجا رو بهتر بلدی
و بعد خنده خخوشی همیشگیش کرد
+ خب نشونم نمیدی ؟
- اوکی ....
با شمارش من بپر ۱ ... ۲ .... ۳!
و مثل این که زمین دهن باز کنه ما بلعیده شدیم و حالا تنها چیزی که چشم میدید هاله هایی رنگین کمونی بود
به چشمای زیبای اد نگاه کردم انعکاس تصویر رنگارنگ دورمون واقعا چشمای روباهی شو زیباتر کرده بود و با فرود روی قلعه ژله ای سفرمون رو آغاز کردیم .
- اینجا خاطرات ان : استخر شکلاتی ، کوهی از بستنی ، قلمو های جادویی و بلا بلا بلا
همشون نصف کاره موندن ... آره
انگشتام ناخودآگاه داشتن میلرزدین پس دستام رو محکم به هم قفل کردم
+ هی آروم باش
- آهاها من آرومم (*آره جون خودم - احساس میکنم اینجا ام خوب نیست .. آره میسپرمش به اون )
دستای اد رو گرفتم و دوباره با پرشی با خلا ای رو به رو شدیم و بعد ..
- چیشد؟ چرا چیزی نشون نمیدی ... حتما داری به این فکر میکنی نه ؟ تو تنها کسی هستی که وقتی کنارشم فقط میخوام براش صحبت کنم نمیدونم چرا که این صحبت ها آخرش به غصه هام ختم میشه ..
هیچی درون من وجود نداره خالی خالی ذهنی خالی و پوچ مثل ی کاغذ خطخطی مچاله
بهم میگن با منطق صحبت کن .. منطق !
من خیلی بی مسئولیت و خودخواه ام همیشه فرار میکنم و سر آخر اینجا همین حالا درست همین الان که دارم این کلمات رو مینویسم
دور انداخته شدم
من رو ببخش ولی .. خداحافظ فکر کنم سفر تو رو هم خراب کردم
https://t.me/NeedGoOut
- میدونید ... نفر بعدی که قراره بیاد
اون دنیای زیبای خودش رو داره ..
از چی میترسم؟ ترس ؟ هاها نه ترس چیه ... آره فکر کنم این مهمون برام خیلی خاص باشه
دائم به این فکر میکنم که کجا رو بهش نشون بدم اگه از اینجا خوشش نیومد چی؟
اون روح خیلی حساسی داره .. نمیگم که ضعیفه!
نه اتفاقا اون خیلی قویه
میدونی ..
همینطوری در حال حرف زدن با خودم بودم اما چیزی نگذشت که سایه دست های دیگه ای حالا سقف چشم های من شده بود .
- اد ! تو .. اینجا چیکار میکنی
+ فکر کنم خودت صدام زدی
- من ..
ادوارد اومد و کنار من نشست و با انگشت اشاره اش به ابر های پفپفی توی آسمون اشاره کرد و شروع به کشیدن اشکال مختلف با ابر ها کرد .
- مثل این که خودت اینجا رو بهتر بلدی
و بعد خنده خخوشی همیشگیش کرد
+ خب نشونم نمیدی ؟
- اوکی ....
با شمارش من بپر ۱ ... ۲ .... ۳!
و مثل این که زمین دهن باز کنه ما بلعیده شدیم و حالا تنها چیزی که چشم میدید هاله هایی رنگین کمونی بود
به چشمای زیبای اد نگاه کردم انعکاس تصویر رنگارنگ دورمون واقعا چشمای روباهی شو زیباتر کرده بود و با فرود روی قلعه ژله ای سفرمون رو آغاز کردیم .
- اینجا خاطرات ان : استخر شکلاتی ، کوهی از بستنی ، قلمو های جادویی و بلا بلا بلا
همشون نصف کاره موندن ... آره
انگشتام ناخودآگاه داشتن میلرزدین پس دستام رو محکم به هم قفل کردم
+ هی آروم باش
- آهاها من آرومم (*آره جون خودم - احساس میکنم اینجا ام خوب نیست .. آره میسپرمش به اون )
دستای اد رو گرفتم و دوباره با پرشی با خلا ای رو به رو شدیم و بعد ..
- چیشد؟ چرا چیزی نشون نمیدی ... حتما داری به این فکر میکنی نه ؟ تو تنها کسی هستی که وقتی کنارشم فقط میخوام براش صحبت کنم نمیدونم چرا که این صحبت ها آخرش به غصه هام ختم میشه ..
هیچی درون من وجود نداره خالی خالی ذهنی خالی و پوچ مثل ی کاغذ خطخطی مچاله
بهم میگن با منطق صحبت کن .. منطق !
من خیلی بی مسئولیت و خودخواه ام همیشه فرار میکنم و سر آخر اینجا همین حالا درست همین الان که دارم این کلمات رو مینویسم
دور انداخته شدم
من رو ببخش ولی .. خداحافظ فکر کنم سفر تو رو هم خراب کردم
https://t.me/NeedGoOut
+ندیدمت تاحالا
_بار اوله میخوام تتو بزنم
+او...پس انتخابامو باید دقیق تر انجام بدم
_نور.نگاه.پیچیدگی و پاکی...
+اوه بروشور محصول جالبیه.میلم برای باز کردن محصول بیشتر میشه
_به آدما همیشع کثیف نگاه میکنی؟
+نه همیشه...اکثرا...
پوزخندمو قیافشو توی هم کشید...سعی کردم جدی تر باشم
+فانوس دریایی...نماد بینش و تنهایی و استواری ونور و آگاهیه و دریا نماد پاکی و ماه و خطوط فرضی شهاب سنگ نماد راز و پیچیدگی
تو قابل رویت و غیر قابل شناخت بنظر میای مثل ماه
_آها طرح جالبیه.میتونیم شروع کنیم؟
+بستگی داره به اینکه بذاری با نوشیدن یه چایی به حساب من بیشتر رازهاتو بشناسم یا نه...
https://t.me/NeedGoOut
_بار اوله میخوام تتو بزنم
+او...پس انتخابامو باید دقیق تر انجام بدم
_نور.نگاه.پیچیدگی و پاکی...
+اوه بروشور محصول جالبیه.میلم برای باز کردن محصول بیشتر میشه
_به آدما همیشع کثیف نگاه میکنی؟
+نه همیشه...اکثرا...
پوزخندمو قیافشو توی هم کشید...سعی کردم جدی تر باشم
+فانوس دریایی...نماد بینش و تنهایی و استواری ونور و آگاهیه و دریا نماد پاکی و ماه و خطوط فرضی شهاب سنگ نماد راز و پیچیدگی
تو قابل رویت و غیر قابل شناخت بنظر میای مثل ماه
_آها طرح جالبیه.میتونیم شروع کنیم؟
+بستگی داره به اینکه بذاری با نوشیدن یه چایی به حساب من بیشتر رازهاتو بشناسم یا نه...
https://t.me/NeedGoOut
https://t.me/NeedGoOut
همه ی اون دنیای لعنتی رو برات میخرم فقط دیگه دوسش نداشته باش.
همه ی اون دنیای لعنتی رو برات میخرم فقط دیگه دوسش نداشته باش.
برای شما چون دوست خوبمی میخوام ویژه راجع به دینی غر بزنم. و منظورم از غر زدن اینه که اوکی ۸۱۹۲۹۲۹۲۹ سال پیش یکی رفته یکی دیگه رو مسلمان کرده و یکی دیگه به یه چیزی ایمان آورده و حالا نه تنها منم باید ایمان بیارم بلکه باید حفظ کنم که چگونه و چرا؟!؟ سوالم اینه که واقعا به من چه؟!؟! https://t.me/NeedGoOut
'ویلی مین تی جیی کی ییدم میید میدینم کی خیلی دیست دیشتم اونیقیدر زیید کی بی فیکر بیهیش حیتی ایلانیم گیریم گیریفتی🦖
https://t.me/NeedGoOut
https://t.me/NeedGoOut
•°@NeedGoOut
سومین زندگیته.
تو زندگی اولت سنگی داخل رودخونه بودی که صدای گوش نواز موج هاشو رقم میزدی
تو دومت پاپ یه کلیسا بودی.
به مردم و مشکلات و اعترافاشون گوش میدادی و سعی میکردی راهنمایی و کمکشون کنی و همه عمرتو صرف این کار کردی.
سومین زندگیته.
تو زندگی اولت سنگی داخل رودخونه بودی که صدای گوش نواز موج هاشو رقم میزدی
تو دومت پاپ یه کلیسا بودی.
به مردم و مشکلات و اعترافاشون گوش میدادی و سعی میکردی راهنمایی و کمکشون کنی و همه عمرتو صرف این کار کردی.
𝘱𝘩𝘪𝘭𝘰𝘱𝘩𝘪𝘭𝘦
Selective mutism(SM)
سکوت انتخابی یا گنگی انتخابی
نوعی اختلال که در آن شخص با وجود اینکه در حالت عادی قادر به تکلم است، در موقعیتهایی خاص یا در برابر افرادی خاص قادر به حرف زدن نیست. این اختلال ممکن است به همراه خجالت و اضطراب اجتماعی باشد. رفتار شخص از نگاه دیگران میتواند به اشتباه بیاحترامی برداشت شود. مبتلا ممکن است در مدرسه یا اجتماع همیشه ساکت باشد ولی در خانه برعکس پرحرف باشد.
Selective mutism(SM)
سکوت انتخابی یا گنگی انتخابی
نوعی اختلال که در آن شخص با وجود اینکه در حالت عادی قادر به تکلم است، در موقعیتهایی خاص یا در برابر افرادی خاص قادر به حرف زدن نیست. این اختلال ممکن است به همراه خجالت و اضطراب اجتماعی باشد. رفتار شخص از نگاه دیگران میتواند به اشتباه بیاحترامی برداشت شود. مبتلا ممکن است در مدرسه یا اجتماع همیشه ساکت باشد ولی در خانه برعکس پرحرف باشد.
𝖫𝗈𝗀𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾
𝘱𝘩𝘪𝘭𝘰𝘱𝘩𝘪𝘭𝘦 Selective mutism(SM) سکوت انتخابی یا گنگی انتخابی نوعی اختلال که در آن شخص با وجود اینکه در حالت عادی قادر به تکلم است، در موقعیتهایی خاص یا در برابر افرادی خاص قادر به حرف زدن نیست. این اختلال ممکن است به همراه خجالت و اضطراب اجتماعی باشد. رفتار…
اهوم
و اگه مجبور بشم حرف بزنم انقدر اروم میگم که فقط خودم میشنومش
و اگه مجبور بشم حرف بزنم انقدر اروم میگم که فقط خودم میشنومش
یه جفت ایرپاد خریدم تا وقتی باهم میریم دیت یکیشو بذارم گوش تو و اونیکی گوش خودم.
با صدای تا آخر بلند یه آهنگ رو گوش بدیم. سرمو روی شونهت بذارم و چشمامو ببندم و دستامو توی دستات قفل کنم و بعد...این لحظه رو با تمام وجود بپرستم.
𝘍𝘳𝘰𝘮. @about_nothin
𝘍𝘰𝘳. @NeedGoOut
با صدای تا آخر بلند یه آهنگ رو گوش بدیم. سرمو روی شونهت بذارم و چشمامو ببندم و دستامو توی دستات قفل کنم و بعد...این لحظه رو با تمام وجود بپرستم.
𝘍𝘳𝘰𝘮. @about_nothin
𝘍𝘰𝘳. @NeedGoOut