𝖫𝗈𝗀𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾
2 subscribers
60 photos
4 videos
59 links
Download Telegram
🤍های ناریل صحبت می کنه. اینو چالش در نظر بگیرید و فور کنید تو دیلی هاتون و به سوالات جواب بدین.(✔️))

1- تا به حال از پدر یا مادرتون متنفر شدید؟
☀️ : اره شاید بشه گفت نمیتونم بسنجم چقدر

2- به خانواده وابسته اید؟
☀️ : اصلا

3- تا به حال کسی رو برای منافع خودتون فریب دادین؟
☀️ : وقتی نیاز دارم چرا انجامش ندم؟ البته من‌همیشه قبلش پیشنهاد میدم که‌کمکم بکنن ولی‌اگه قبول نکرد حتمن این کارو میکنم

4- دروغ گفتن براتون ساده است و در اون قهارین؟
☀️ : یپ سادس خیلی ، ولی استفادش نمیکنم

5- به فضای مجازی وابسته اید؟
☀️ : اره ۲۴/۷ نتم روشنه

6- رابطه های زیادی داشتین؟(همون رل بودن)
☀️ : ... سو ..

7- خودتون رو به بقیه آدم های ترجیح می دین حتی اگه طرف نزدیک ترین کستون باشه؟
☀️ : .. درواقع انسانای دیگه توی زندگیم اولین اهدافمن

8- بازی با احساسات آدم ها رو بلدین؟ ( سرد شدن یهویی، دمدمی مزاج بودن و ...)
☀️ : وقتی میتونم راحت دروغ بگمو گول بزنم لابد اینم بلدمو از‌پسش برمیام؟

9- عاشق شدین؟
☀️ : ... هومم ..

10- هدف های زیادی دارین که براتون مهم و حیاتی هستن؟
☀️ : یه هدف بیشتر ندارم اونم‌انسان هان
اونایی که باید بدونن میدونن منظورم از این‌کلمه چی میتونه باشه

11- ترجیح می دین از اجتماع فاصله بگیرین.
☀️ : از اولش دور بودم

12- به نظر بقیه شما آدم سرد و جدی و بی عاطفه ای هستین؟
☀️ : اونا به من بیشتر خطاب میکنن که خیلی یه جوریم .. مثلن یه ترکیبی از سردو کسل کننده و حرص در بیارم ولی اینطور نیست

13- عشق و منطق رو با هم مقایسه می کنین؟
☀️ : بزار اینجوری بگم‌.. عشقی که از اولش با منطق شروع بشه درسته نه هیچ جور دیگه

14- اهل دعوا و جنجالین؟
☀️ : در کنار‌اینکه ادم‌منطقیم ولی خب واقعا تو دعوا کردنو زدن‌ عالیم به طوری که طرف اصلا نمیفهمه از‌کجا اون چک یا مشتو لگدو خورده ...
مدیونین اگه فک‌کنین با این‌حجم از منطقی بازیم‌ همیشه تو دفتر بودمو چندبارم رو مرز اخراج بابت‌کتک‌کاری بودم ...

15- دوست های شما به عنوان یک آدم امن به شما تکیه می کنن؟
☀️ : اره میکنن

16- کسی رو بغل کردین که قلبتون سراسر آرامش بشه؟
☀️ : اهوم .. وقتی بغلش کردم خیلی اروم شدم فقط اگه به قول خودش جیغ زدنامو تموم میکردم بهتر میشد ... خب خوشحال بودمممم

17- آدم خاصی رو دارین که براتون تلقی گر حس آرامش خاطر باشه؟
☀️ : اره

18-کسی رو با میل قلبی و تمام وجودتون بوسیدین؟
☀️ : ... ودف نه

19- به کارما اعتقاد دارین؟
☀️ : همون طور که زمان و سیارات میچرخن قطعا اتفاقات داخلشونم‌میچرخن ... ؟

20- آدم های جدید که وارد زندگیون می شن رو تا حدودی می پذیرین ؟
☀️ : هرکسی قطعا نمیتونه وارد بشه پس کسی‌که وارد شده قطعا اون دوره پذیرششو گذرونده

21- به نظر شما آدم ها خطرناک میان؟
☀️ : از اونجایی که خودم یه ادمم و به اندازه کافی میتونم خطرناک باشم پس بقیه ای ادماها هم میتونن باشن‌..

22- چهره ی آدم ها و زیبایی صورتشون برای رابطه از اولویت های مهم شماست؟
☀️ : فک‌کنم‌تا همینجا که ممبرا خوندن جواب سوالامو فهمیدن که جواب این‌سوال هم قطعا نه هست
میتونی پوست قلب و اون لایه ای صورتی رنگ روی مغزشون از پوست صورتشون برام مهم تره

23-ترس بزرگی دارین که مدام فکرتون رو مشغول کنه؟
☀️ : اره فوبیام به اندازه کافی تخریبم داره میکنه

24- تا به حال با اولین نگاه غرق آدمی شدین؟
☀️ : اره هر بار که به اینه نگاه میکنم؟ ...

25- رابطه های عادی رو به ازدواج ترجیح می دین؟
☀️ : من چیزیو ترجیح میدم که دو طرف با هم دیگه مثل بست فرند رفتار بکنن و در اون حد با هم دیگه اوکی و راحت باشن

* به امید ایگنور نشدن 🤍❄️🌊

@MoN_pEcHeuR 🍂
https://t.me/NeedGoOut
داش خیلی سعی داری مدل فاک بوی و خفن باشی ولی بیشتر مارو میخندونی. بعد توهم زدی حرفای مود و حق میزنی درحالی که همش کصشر محضه، شما هم بیا پایین کودک.
🌺野生の花🌺
یاسِی نو هانا:
گل وحشی!

@NeedGoOut

.
𝖯𝖧𝖨𝖫𝖮𝖯𝖧𝖨𝖫𝖤, 🌥 レインボーハート
ɴᴇᴇᴅɢᴏᴏᴜᴛ
حرف‌های عجیبی میزنه، معمولا نمیشه به راحتی منظورش رو فهمید. دید متفاوتی به همه چیز داره، انگار از نگاه اون همه چیز رنگ دیگه‌ای داره، نخود فرنگی‌های دنیای اون صورتی‌ان. میتونه با شخصیت‌های خیالی زندگی کنه و دنیای واقعی رو فراموش کنه. ماگ یاسی رنگش از شیر کاکائو پر شده و هندزفری همیشه توی گوششه. یکی هر هفته واسش نامه می‌فرسته و با کلمه‌های قشنگ ابراز علاقه می‌کنه. نامه نویس یه روز به دیدنش میاد و عاشق لبخندش میشه. از اون روز به بعد "آغوش نامه نویس" جای "زیر میز کامپیوتر" رو میگیره و تبدیل به مکان مورد علاقه‌اش میشه.
کارش در نوشتن و تشبیهه کردن نظیر نداشت
پسری با ظاهری آرام و مهربان بود روزها به خیابان ویکتور هوگو میرفت و وسایل نقاشی اش را روی زمین می گذاشت و رندوم مردم را میکشید این کار تا غروب آفتاب ادامه داشت ، نیازی به پولش نداشت سطح خانواده اش به اندازه کافی بالا بود فقط نقاشی کشیدن برایش مانند اکسیژن بود
روز آخر عمرش هم داشت به سمت خیابان ویکتور هوگو میرفت ماشینی به او برخورد کرد و جانش را گرفت
🦢 : https://t.me/NeedGoOut ,
راحت باش...من کیم اصلا؟...من قلب دارم؟...نه اصلا...احساس دارم؟...گریه میکنم؟...نه اصلا...من فقط زندم...تو هم هر غلطی دلت خواست میکنی...بدون اینکه بفهمی داری چیکار میکنی....بعد میری از دوست داشتنت حرف میزنی...واقعا چجور مجودی هستی؟...که نمیبینی داری چیکار میکنی...فک میکنی چون دوست دارم میتونی هر کاری که دلت خواست بکنی...فک میکنی میتونی راحت برینی به احساسات من...خب آفرین موفق شدی...ولی واقعا فک میکنی میتونی منو داشته باشی؟...
𝗬𝗼𝘂,t.me/NeedGoOut
' قاچاقچی اسلحه '
همون خرشانسِ خوش تیپی که با کصخل بازیهاش زیردستاش رو دیوونه کرده. طوری کارهارو پیش میبره انگار یه بازیه. همیشه اون لبخند دخترکشش رو لبشه، ولی اگه رو اعصابش راه رفتین.. فقط فرار کنین

" پاهات رو با ضرب روی میز روهم میذاری. کامی از سیگارت میگیری و با بی‌حوصلگی به گله‌های مزخرف طرف معامله‌ات گوش میدی.. دیگه داره زیادی چرت میگه سو یه کلت از توی ساک برمیداری و بلافاصله مغزش رو میپاشی رو دیوار.
- اوکی! "
YOU: https://t.me/NeedGoOut
روز خوبی رو گذروندم. با هم به کافه رفتیم و آیس کافی خوردیم
بعد کافه منو به شهربازی برد، چندین سال بود که به شهربازی نرفته بودم پس برام حس عجیب و خاصی داشت و از این حس راضی بودم، یه چیزی بین هیجان و دلشوره و خوشحالی. اولش برام یه آبنبات خیلی بزرگ گرفت، شیرینی خاصی داشت و دلم رو نمیزد اما تصمیم گرفتم که توی پلاستیکش بزارم و با خودم به خونه ببرم و نگهش دارم.
بعد چرخ زدن بین دستگاه های بازی دستمو کشید و سمت چرخ و فلک برد. بلیط خرید و بهم گفت « بیا دوتایی بریم روی یه اسب بشینیم» منم قبول کردم و با اینکه دستگاه برای بچه ها بود و بزرگسال کمتری دیده میشد، اما با خوشحالی سوار دستگاه شدیم و کلی خندیدیم.


‹‹ ֶ֢ 𖣯᎓ https://t.me/NeedGoOut
کنار گل های آفتابگرودن میشینم و آروم پشتم رو روی زمین میزارم . دستام رو بالا میارم تا نور آفتاب چشمامو اذیت نکنه

- میدونید ... نفر بعدی که قراره بیاد
اون دنیای زیبای خودش رو داره ..
از چی میترسم؟ ترس ؟ هاها نه ترس چیه ... آره فکر کنم این مهمون برام خیلی خاص باشه
دائم به این فکر میکنم که کجا رو بهش نشون بدم اگه از اینجا خوشش نیومد چی؟
اون روح خیلی حساسی داره .. نمیگم که ضعیفه!
نه اتفاقا اون خیلی قویه
میدونی ..

همینطوری در حال حرف زدن با خودم بودم اما چیزی نگذشت که سایه دست های دیگه ای حالا سقف چشم های من شده بود .
- اد ! تو .. اینجا چیکار میکنی
+ فکر کنم خودت صدام زدی
- من ..

ادوارد اومد و کنار من نشست ‌و با انگشت اشاره اش به ابر های پفپفی توی آسمون اشاره کرد و شروع به کشیدن اشکال مختلف با ابر ها کرد .

- مثل این که خودت اینجا رو بهتر بلدی

و بعد خنده خخوشی همیشگیش کرد
+ خب نشونم نمیدی ؟
- اوکی ....
با شمارش من بپر ۱ ... ۲ .... ۳‌!

و مثل این که زمین دهن باز کنه ما بلعیده شدیم و حالا تنها چیزی که چشم میدید هاله هایی رنگین کمونی بود
به چشمای زیبای اد نگاه کردم انعکاس تصویر رنگارنگ دورمون واقعا چشمای روباهی شو زیباتر کرده بود و با فرود روی قلعه ژله ای سفرمون رو آغاز کردیم .

- اینجا خاطرات ان : استخر شکلاتی ، کوهی از بستنی ، قلمو های جادویی و بلا بلا بلا
همشون نصف کاره موندن ... آره

انگشتام ناخودآگاه داشتن میلرزدین پس دستام رو محکم به هم قفل کردم
+ هی آروم باش
- آهاها من آرومم (*آره جون خودم - احساس میکنم اینجا ام خوب نیست .. آره میسپرمش به اون )

دستای اد رو گرفتم و دوباره با پرشی با خلا ای رو به رو شدیم و بعد ..
- چیشد؟ چرا چیزی نشون نمیدی ... حتما داری به این فکر میکنی نه ‌؟ تو تنها کسی هستی که وقتی کنارشم فقط میخوام براش صحبت کنم نمیدونم چرا که این صحبت ها آخرش به غصه هام ختم میشه ..
هیچی درون من وجود نداره خالی خالی ذهنی خالی و پوچ مثل ی کاغذ خطخطی مچاله ‌‌
بهم میگن با منطق صحبت کن .. منطق !
من خیلی بی مسئولیت و خودخواه ام همیشه فرار میکنم و سر آخر اینجا همین حالا درست همین الان که دارم این کلمات رو مینویسم
دور انداخته شدم
من رو ببخش ولی .. خداحافظ فکر کنم سفر تو رو هم خراب کردم
https://t.me/NeedGoOut
+ندیدمت تاحالا
_بار اوله میخوام تتو بزنم
+او...پس انتخابامو باید دقیق تر انجام بدم
_نور.نگاه.پیچیدگی و پاکی...
+اوه بروشور محصول جالبیه.میلم برای باز کردن محصول بیشتر میشه
_به آدما همیشع کثیف نگاه میکنی؟
+نه همیشه...اکثرا...
پوزخندمو قیافشو توی هم کشید...سعی کردم جدی تر باشم
+فانوس دریایی...نماد بینش و تنهایی و استواری ونور و آگاهیه و دریا نماد پاکی و ماه و خطوط فرضی شهاب سنگ نماد راز و پیچیدگی
تو قابل رویت و غیر قابل شناخت بنظر میای مثل ماه

_آها طرح جالبیه.میتونیم شروع کنیم؟
+بستگی داره به اینکه بذاری با نوشیدن یه چایی به حساب من بیشتر رازهاتو بشناسم یا نه...
https://t.me/NeedGoOut
https://t.me/NeedGoOut
همه ی اون دنیای لعنتی رو برات میخرم فقط دیگه دوسش نداشته باش.
برای شما چون دوست خوبمی می‌خوام ویژه راجع به دینی غر بزنم. و منظورم از غر زدن اینه که اوکی ۸۱۹۲۹۲۹۲۹ سال پیش یکی رفته یکی دیگه رو مسلمان کرده و یکی دیگه به یه چیزی ایمان آورده و حالا نه تنها منم باید ایمان بیارم بلکه باید حفظ کنم که چگونه و چرا؟!؟ سوالم اینه که واقعا به من چه؟!؟! https://t.me/NeedGoOut
جایزه دادن وایب خوب میرسه به

@NeedGoOut
'ویلی مین تی جیی کی ییدم میید میدینم کی خیلی دیست دیشتم اونیقیدر زیید کی بی فیکر بیهیش حیتی ایلانیم گیریم گیریفتی🦖
https://t.me/NeedGoOut