Forwarded from 𝑺𝒂𝒀𝒍𝒊 𝑪𝒉𝒂𝒍𝒍𝒆𝒏𝒈𝒆𝒔🦋
-گالری موسیقی..
خانهای که به جای تصویر و وسایل قیمتی،
در آن موسیقی را به دیوار میچسبانند.
هربار وقت گذراندن با تو مرا به آنجا میبرد. با هر نوای گیتارت، روحم از میان تابلوهای موسیقی گذر میکند و هرازگاهی با لبخند به آنها خیره میشود.
گویی دنیایی دیگر است..
در اوج نواختن تو، خود را در مرکز آن مکان پیدا میکنم و سازهای بیشماری را دورتادور خود در حال نوازش میبینم.
تو هر روز چنان با نوای موسیقیات زندگی نباتیام را از احساسات لبریز ساختی؛
که گمانم دیگر وقت بازگشت است..🎹🤍:)
-📜𝑻𝒐 𝒎𝒚 𝒅𝒆𝒂𝒓 https://t.me/OOrLove
خانهای که به جای تصویر و وسایل قیمتی،
در آن موسیقی را به دیوار میچسبانند.
هربار وقت گذراندن با تو مرا به آنجا میبرد. با هر نوای گیتارت، روحم از میان تابلوهای موسیقی گذر میکند و هرازگاهی با لبخند به آنها خیره میشود.
گویی دنیایی دیگر است..
در اوج نواختن تو، خود را در مرکز آن مکان پیدا میکنم و سازهای بیشماری را دورتادور خود در حال نوازش میبینم.
تو هر روز چنان با نوای موسیقیات زندگی نباتیام را از احساسات لبریز ساختی؛
که گمانم دیگر وقت بازگشت است..🎹🤍:)
-📜𝑻𝒐 𝒎𝒚 𝒅𝒆𝒂𝒓 https://t.me/OOrLove
Forwarded from رنوآر.
خب لیستومانیا نقطه قابل توجهی که واقعا یدفعه باحال بود خوشم اومد این بود که تا حدی سلیقه هامون شبیه هم بود اهنگایی که خوشم میاد چندتایی دیدم و اون عددی که بقل آهنگات اخرین بار زده بودی واسم جالبه بدونم واسه چیه وآهنگم بیشتر بزار
https://t.me/OOrLove
https://t.me/OOrLove
Forwarded from ch.
قاتل؛ @duveto
مقتول؛ @OOrLove
خیلی خونسرد ماگ قهوهاش رو از روی کانتر برداشت و سر کشید. انگار نه انگار آدمی که جلوش با دست و پای بسته روی زمین افتاده و برای مرگ تقلا میکنه.
بعد از تموم شدن قهوهاش همونطور که ماگ دستش بود اون رو محکم فشرد و صدای خورد شدن ماگ توی خونه پیچید.
یه تیکه از شیشه که توی دستش فرو رفته بود بیرون کشید و با قدمهای آرومی به سمتش رفت و پشتش نشست. چقدر مظلوم بنظر میرسید ولی نه، جواب خیانت مرگ بود. با دست خونیش، دستش رو گرفت و تیزی شیشه رو روی رگ دستش کشید. صدای گریههای دردناکش کم و کمتر شد و بلاخره تموم شد.
𝘍𝘳𝘰𝘮; @about_nothin
مقتول؛ @OOrLove
خیلی خونسرد ماگ قهوهاش رو از روی کانتر برداشت و سر کشید. انگار نه انگار آدمی که جلوش با دست و پای بسته روی زمین افتاده و برای مرگ تقلا میکنه.
بعد از تموم شدن قهوهاش همونطور که ماگ دستش بود اون رو محکم فشرد و صدای خورد شدن ماگ توی خونه پیچید.
یه تیکه از شیشه که توی دستش فرو رفته بود بیرون کشید و با قدمهای آرومی به سمتش رفت و پشتش نشست. چقدر مظلوم بنظر میرسید ولی نه، جواب خیانت مرگ بود. با دست خونیش، دستش رو گرفت و تیزی شیشه رو روی رگ دستش کشید. صدای گریههای دردناکش کم و کمتر شد و بلاخره تموم شد.
𝘍𝘳𝘰𝘮; @about_nothin
Forwarded from Challenges
{ https://t.me/OOrLove }
+ارتباط عمیق گرفتنت با موسیقی
+ سلیقه موسیقیت
+ انرژی که به بقیه منتقل میکنی
+ صدات 3>
+ خلاقیت و گستردگی دامنه علایقت ~
+ارتباط عمیق گرفتنت با موسیقی
+ سلیقه موسیقیت
+ انرژی که به بقیه منتقل میکنی
+ صدات 3>
+ خلاقیت و گستردگی دامنه علایقت ~
نمیدانم اسمت را چه بگذارم
نمیدانم چگونه صدایت بزنم
دوست ..
عشق..
همراه..
و یا هرچیز دیگر . چه کسی اهمیت میدهد به ناتوانی کلمات در وصف احساسات بجز من و تو ؟
تو برای من نقش همه اینها را ایفا کرده ای بی کم و کاستی
معنای این کلمات تصویر تورا در ذهن من بارها و بارها تکرار میکنند
میدانم ..میدانم ..میدانم که گاهی اینقدر در سکوت به تو و دنیایی که در ان گیر افتادیم که هفت آسمان با دنیای زرد دو نفره ی ما تفاوت دارد خیره میشوم که فراموش میکنی من هم وجود دارم اما نیاز داشتم که بگویم و نیاز داشتی که بشنویی .. خرگوش زرد من
نمیدانم اسمت را چه بگذارم
نمیدانم چگونه صدایت بزنم
دوست ..
عشق..
همراه..
و یا هرچیز دیگر . چه کسی اهمیت میدهد به ناتوانی کلمات در وصف احساسات بجز من و تو ؟
تو برای من نقش همه اینها را ایفا کرده ای بی کم و کاستی
معنای این کلمات تصویر تورا در ذهن من بارها و بارها تکرار میکنند
میدانم ..میدانم ..میدانم که گاهی اینقدر در سکوت به تو و دنیایی که در ان گیر افتادیم که هفت آسمان با دنیای زرد دو نفره ی ما تفاوت دارد خیره میشوم که فراموش میکنی من هم وجود دارم اما نیاز داشتم که بگویم و نیاز داشتی که بشنویی .. خرگوش زرد من
𝖫𝗈𝗀𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾
دهن منو با قفل فرمون هم نمیشه باز کرد
میدونستم دارلینگم واسم اخرش یه چیزی مینویسه
غیر ممکنه جواب این همه سرازیر شدن کلماتمو نده
غیر ممکنه جواب این همه سرازیر شدن کلماتمو نده