کتاب جدید من، «پیتزای فضایی» با نشر طوطی منتشر شد! (گروه سنی: بالای ۴ سال)
داستان کتاب دربارهی گربهایه که میخواد پیتزا درست کنه و در این مسیر اتفاقات غیرمنتظرهای براش میفته...
روایت داستان بیشتر با تصویرسازیها انجام شده و متن کمی داره. این تصویرسازیها رو دوست خوب و هنرمند، عاکف رحمتی انجام داده.
لینک کتاب در وبسایت نشر طوطی
@bayanz
داستان کتاب دربارهی گربهایه که میخواد پیتزا درست کنه و در این مسیر اتفاقات غیرمنتظرهای براش میفته...
روایت داستان بیشتر با تصویرسازیها انجام شده و متن کمی داره. این تصویرسازیها رو دوست خوب و هنرمند، عاکف رحمتی انجام داده.
لینک کتاب در وبسایت نشر طوطی
@bayanz
❤170
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اونجا که بهرام بیضایی میگه «حق هر کسیه که تو مملکت خودش کار کنه»، داره از حق اخلاقی حرف میزنه که وابسته به هیچ قانون و حکومتی نیست.
برخی هنرمندان دوزاری مجوز ارشاد به دست هم اتفاقاً همینو میگن، ولی منظورشون از حق، حق قانونیه.
این کجا و آن کجا.
بیان
@bayanz
برخی هنرمندان دوزاری مجوز ارشاد به دست هم اتفاقاً همینو میگن، ولی منظورشون از حق، حق قانونیه.
این کجا و آن کجا.
بیان
@bayanz
❤231
دوگانه زنزندگیآزادی در مقابل پهلوی کاذبه.
دوگانه فمنیست در مقابل پهلویخواه کاذبه.
دوگانه دانشجو در مقابل غیردانشجو کاذبه.
دوگانه زن در برابر مرد کاذبه.
همهی این دوگانهها کاذباند چون همپوشانی زیادی بین همهشون هست و مواضع واقعی آدمها چندوجهیه.
اسیر دوگانههای کاذب نشید.
بیان
@bayanz
دوگانه فمنیست در مقابل پهلویخواه کاذبه.
دوگانه دانشجو در مقابل غیردانشجو کاذبه.
دوگانه زن در برابر مرد کاذبه.
همهی این دوگانهها کاذباند چون همپوشانی زیادی بین همهشون هست و مواضع واقعی آدمها چندوجهیه.
اسیر دوگانههای کاذب نشید.
بیان
@bayanz
❤446
شما هرچی بیشتر با افراد یک گروه در ارتباط باشید، بیشتر متوجه تنوع عقاید و نظرات در اون گروه میشید.
ولی از دور که نگاه کنید «همهشون عین همهن».
بهش میگن اثر همگنی برونگروهی.
این روزها در اوج خودشه.
اگه برای مثال فکر میکنید «طرفدارای پهلوی همه مثل همن» دچار این سوگیری هستید.
در مورد باقی گروهها هم همینطور.
اگر فکر میکنید همه حامیان «زنزندگیآزادی» مثل همن، دچار این سوگیری هستید.
موثرترین راه گریز از این سوگیری هم ارتباط بیشتر با افراد برونگروهیه.
ارتباط هم نه برای قانع کردن دیگری! بلکه برای شنیدن و فهمیدن.
(البته که در عمل افراد دچار سوگیری، اکثراً به سوگیری خودشون آگاه نیستند و آنچه باور دارند رو واقعیت میپندارند)
بیان
@bayanz
ولی از دور که نگاه کنید «همهشون عین همهن».
بهش میگن اثر همگنی برونگروهی.
این روزها در اوج خودشه.
اگه برای مثال فکر میکنید «طرفدارای پهلوی همه مثل همن» دچار این سوگیری هستید.
در مورد باقی گروهها هم همینطور.
اگر فکر میکنید همه حامیان «زنزندگیآزادی» مثل همن، دچار این سوگیری هستید.
موثرترین راه گریز از این سوگیری هم ارتباط بیشتر با افراد برونگروهیه.
ارتباط هم نه برای قانع کردن دیگری! بلکه برای شنیدن و فهمیدن.
(البته که در عمل افراد دچار سوگیری، اکثراً به سوگیری خودشون آگاه نیستند و آنچه باور دارند رو واقعیت میپندارند)
بیان
@bayanz
❤286
بَیان
شما هرچی بیشتر با افراد یک گروه در ارتباط باشید، بیشتر متوجه تنوع عقاید و نظرات در اون گروه میشید. ولی از دور که نگاه کنید «همهشون عین همهن». بهش میگن اثر همگنی برونگروهی. این روزها در اوج خودشه. اگه برای مثال فکر میکنید «طرفدارای پهلوی همه…
کسی نوشته پس در مورد طرفداران جمهوری اسلامی هم همینه (که ما دچار سوگیری هستیم و متوجه تنوع عقایدشون نمیشیم!)
پاسخ کوتاه اینه که در شناخت ما از طرفداران جمهوری اسلامی این سوگیری بسیار کمتر مطرحه، چراکه همهی ما سالها با انواع و اقسام این طیف از آدمها زندگی کردیم و خیلی خوب از نزدیک میشناسیمشون.
همونطور که گفتم مهمترین پادزهر این سوگیری ارتباط نزدیک با آدمهای برونگروهیه، که در این مورد خاص حتی پرتترین آدمها هم سالها تجربهی زیسته با این طرفداران جمهوری اسلامی داشتهاند.
اینطور هم نیست که متوجه تنوع عقاید و نظراتشون نشیم؛ اتفاقاً با جزییات خوبی زیرگروهها و تفاوتهاشون رو میشناسیم و علیرغم همهی تفاوتها، با آن چیزی که نهایتاً همهشون در اون اشتراک دارند (پایبندی به جمهوریاسلامی) مخالفیم.
@bayanz
پاسخ کوتاه اینه که در شناخت ما از طرفداران جمهوری اسلامی این سوگیری بسیار کمتر مطرحه، چراکه همهی ما سالها با انواع و اقسام این طیف از آدمها زندگی کردیم و خیلی خوب از نزدیک میشناسیمشون.
همونطور که گفتم مهمترین پادزهر این سوگیری ارتباط نزدیک با آدمهای برونگروهیه، که در این مورد خاص حتی پرتترین آدمها هم سالها تجربهی زیسته با این طرفداران جمهوری اسلامی داشتهاند.
اینطور هم نیست که متوجه تنوع عقاید و نظراتشون نشیم؛ اتفاقاً با جزییات خوبی زیرگروهها و تفاوتهاشون رو میشناسیم و علیرغم همهی تفاوتها، با آن چیزی که نهایتاً همهشون در اون اشتراک دارند (پایبندی به جمهوریاسلامی) مخالفیم.
@bayanz
❤233
حالا که خیلی از مردم از وقوع حملهی خارجی ناامید شدهاند، فرصتی فراهم شده که عدهای با نگاهی عاقل اندر سفیه روی منبر بروند و به ملت یادآوری کنند که:
«دیدی گفتم. رسیدن به آزادی فقط از فلان و بهمان مسیر ممکن است».
پاسخ کوتاه به این منبر این است:
از این که حملهای صورت نگرفته، نمیشود بیثمر بودن مداخله خارجی را نتیجه گرفت.
اگر مداخله خارجی صورت گرفت و بیثمر بود، باز هم نمیشود نتیجه گرفت که پس آزادی فقط از فلان و بهمان مسیر امکانپذیر است.
مشکل در این تفکر است که فکر میکنیم هر مسئلهای یک جواب «درست» دارد.
این تفکر در مورد مسائل پیچیده اجتماعی کار نمیکند.
بیان
@bayanz
«دیدی گفتم. رسیدن به آزادی فقط از فلان و بهمان مسیر ممکن است».
پاسخ کوتاه به این منبر این است:
از این که حملهای صورت نگرفته، نمیشود بیثمر بودن مداخله خارجی را نتیجه گرفت.
اگر مداخله خارجی صورت گرفت و بیثمر بود، باز هم نمیشود نتیجه گرفت که پس آزادی فقط از فلان و بهمان مسیر امکانپذیر است.
مشکل در این تفکر است که فکر میکنیم هر مسئلهای یک جواب «درست» دارد.
این تفکر در مورد مسائل پیچیده اجتماعی کار نمیکند.
بیان
@bayanz
❤216
صحبتهای پرستو فروهر (مخالف مداخله خارجی و حامی روشهای خشونتپرهیز) را گوش دادم.
راهکارهایی که ارائه داد:
«بایستی ابزارها، راهکارها، فکرهایی رو کنار هم بیابیم که بتونیم دستگاه سرکوب رو به عقب بشونیم»
«بایستی از دل این فاجعه سعی کنیم دوباره استقامت بسازیم»
«صدای اونها رو برسونیم… در همبستگی اعتراض بکنیم»
در پاسخ به این سوال مجری که آیا «راه سومی» هست؟
«من همواره معتقد به نیروی جامعه ایران برای احقاق حقوق خودش بودم... همواره امیدوار به ظرفیتهای درون اون جامعه بودم»
«از دل همین رنج، از دل همین استیصالهاست که این جامعه تمام این سالها نیروی رو به زندگی استخراج کرده»
***
به شخصه برای این آدم احترام و ارزش زیادی قائلم ولی این کلیگوییهای مبهم بهنظرم نهایت بهدرد بیانیهی نمایشگاه نقاشی میخوره بیشتر.
متن کامل مصاحبهش رو هم بهصورت نوشتار پیاده کردم و اینجا گذاشتم (برای کسانی که مثل من با نسخهی متنی میونهی بهتری دارند تا ویدیو):
https://telegra.ph/Parastoo-Foroohar-Interview-with-Farnaz-Ghazizadeh-01-21
تبادل نظر (توییتر)
بیان
@bayanz
راهکارهایی که ارائه داد:
«بایستی ابزارها، راهکارها، فکرهایی رو کنار هم بیابیم که بتونیم دستگاه سرکوب رو به عقب بشونیم»
«بایستی از دل این فاجعه سعی کنیم دوباره استقامت بسازیم»
«صدای اونها رو برسونیم… در همبستگی اعتراض بکنیم»
در پاسخ به این سوال مجری که آیا «راه سومی» هست؟
«من همواره معتقد به نیروی جامعه ایران برای احقاق حقوق خودش بودم... همواره امیدوار به ظرفیتهای درون اون جامعه بودم»
«از دل همین رنج، از دل همین استیصالهاست که این جامعه تمام این سالها نیروی رو به زندگی استخراج کرده»
***
به شخصه برای این آدم احترام و ارزش زیادی قائلم ولی این کلیگوییهای مبهم بهنظرم نهایت بهدرد بیانیهی نمایشگاه نقاشی میخوره بیشتر.
متن کامل مصاحبهش رو هم بهصورت نوشتار پیاده کردم و اینجا گذاشتم (برای کسانی که مثل من با نسخهی متنی میونهی بهتری دارند تا ویدیو):
https://telegra.ph/Parastoo-Foroohar-Interview-with-Farnaz-Ghazizadeh-01-21
تبادل نظر (توییتر)
بیان
@bayanz
❤148
مجری فرانس ۲۴: «آیا شما خواستار کشتن علی خامنهای توسط آمریکا هستید؟ بله یا خیر؟»
مسیح علینژاد:
«بله. علی خامنهای را بکشید، همانطور که قاسم سلیمانی را کشتید. سلیمانی مسئول کشتن مردم در سوریه، عراق و ایران بود. علی خامنهای رهبر سلیمانی بود. و من نمیفهمم چرا فکر میکنید علی خامنهای با اسامه بن لادن فرقی دارد.»
(متن ترجمه شده از انگلیسی. لینک مصاحبه)
@bayanz
مسیح علینژاد:
«بله. علی خامنهای را بکشید، همانطور که قاسم سلیمانی را کشتید. سلیمانی مسئول کشتن مردم در سوریه، عراق و ایران بود. علی خامنهای رهبر سلیمانی بود. و من نمیفهمم چرا فکر میکنید علی خامنهای با اسامه بن لادن فرقی دارد.»
(متن ترجمه شده از انگلیسی. لینک مصاحبه)
@bayanz
❤211
در پاسخ به این سوال که چطور یک آدم حاضر میشه هموطن خودش رو به رگبار ببنده (و شبها با آرامش بخوابه)، قبلاً خلاصهوار میگفتند: «آدمهای خوب کمکم بد میشن»؛
و یا به آزمایشهای بیربطی مثل زندان استنفورد ارجاع میدادند.
واقعیت اینه که این پرسش پاسخ ساده و کوتاهی نداره؛ ولی یک چیزی رو میدونیم:
بیشتر جنایتکاران واقعاً باور دارند که کار درستی میکنند.
اونها با یک هویت گروهی و یک ایدئولوژی همذاتپنداری فعال دارند و با اراده و انتخاب دست به کشتار میزنند.
در دنیای درونی خودشون، «آدم خوبه» هستند و به همین جهت هم شبها راحت میخوابن.
بیان
@bayanz
و یا به آزمایشهای بیربطی مثل زندان استنفورد ارجاع میدادند.
واقعیت اینه که این پرسش پاسخ ساده و کوتاهی نداره؛ ولی یک چیزی رو میدونیم:
بیشتر جنایتکاران واقعاً باور دارند که کار درستی میکنند.
اونها با یک هویت گروهی و یک ایدئولوژی همذاتپنداری فعال دارند و با اراده و انتخاب دست به کشتار میزنند.
در دنیای درونی خودشون، «آدم خوبه» هستند و به همین جهت هم شبها راحت میخوابن.
بیان
@bayanz
❤343
ولادمیر لنین در مسیر دستیابی به انقلاب مارکسیستی، با یک مشکل بزرگ مواجه بود:
قشر کارگر با ایدههای مارکسیستی همدلی نداشت!
در نگاه لنین کارگرها نفهمتر از آن بودند که بتوانند تشخیص بدهند چه چیز برای آنها بهتر است.
البته این را غیرمستقیم میگفت که «آگاهی طبقاتی» برای درک و فهم قشر کارگر زیادی پیچیده است!
لنین مینویسد:
«هنوز امکان نداشت آگاهی سوسیالدموکراتیک در میان کارگران وجود داشته باشد؛ این آگاهی تنها میتواست از بیرون به آنان منتقل شود.»
این ایدهها برای من یادآور خودنخبهپندارهایی است که این روزها فکر میکنند صاحب نوعی از «آگاهی» برترند که عامهی مردم (در کف خیابان) فاقدش هستند.
اگرچه اینها برخلاف لنین توان انقلابی ندارند، و بیشتر فقط ناله میکنند که «مردم نمیفهمند».
بیان
@bayanz
قشر کارگر با ایدههای مارکسیستی همدلی نداشت!
در نگاه لنین کارگرها نفهمتر از آن بودند که بتوانند تشخیص بدهند چه چیز برای آنها بهتر است.
البته این را غیرمستقیم میگفت که «آگاهی طبقاتی» برای درک و فهم قشر کارگر زیادی پیچیده است!
لنین مینویسد:
«هنوز امکان نداشت آگاهی سوسیالدموکراتیک در میان کارگران وجود داشته باشد؛ این آگاهی تنها میتواست از بیرون به آنان منتقل شود.»
این ایدهها برای من یادآور خودنخبهپندارهایی است که این روزها فکر میکنند صاحب نوعی از «آگاهی» برترند که عامهی مردم (در کف خیابان) فاقدش هستند.
اگرچه اینها برخلاف لنین توان انقلابی ندارند، و بیشتر فقط ناله میکنند که «مردم نمیفهمند».
بیان
@bayanz
❤238
مجری: طبق آخرین برآوردهایی که شنیدهام، با انتشار این گزارشهای هولناک، بین ۱۲ تا ۱۶ هزار معترض کشته شدهاند. پس آنهمه حمایت در محافل دانشگاهی و هالیوود کجاست؟
سمهریس: خب این سوال را سالهاست که باید میپرسیدیم. منظورم این است که در دهه گذشته یا کمی بیشتر، بارها شاهد خیزشهای مردمی در ایران بودهایم؛ بهویژه از سوی زنان. اما این حرکتها در اینجا با موج عظیمی از بیتفاوتی مواجه شد؛ آن هم از سوی کسانی که تظاهر میکنند نگران حقوق زنان، سرکوب مردم در سراسر جهان و برادران و خواهران مسلمان خود هستند.
میدانید، آنها قطعاً نگران غزه بودند، اما وقتی صحبت از یک تئوکراسی (حکومت مذهبی) اسلامی است که شهروندان خودش را اعدام و شکنجه میکند، دیگر خبری از دلسوزی یا نگرانی واقعی نیست. دلیلش هم کاملاً روشن است: آنها نمیتوانند «محاسبات اخلاقی» این قضیه را برای خودشان حل کنند؛ چون حس میکنند اگر نور زیادی بر جنایات این رژیم بتابانند، گویی دارند اسلام یا گروه دیگری از مسلمانان و رنگینپوستان را بدنام میکنند.
بنابراین، اگر مسلمانان در حال کشتار یا سرکوب مسلمانان دیگر باشند، برای «چپگراها» اهمیتی ندارد. در واقع، اعداد و ارقام هم فرقی به حالشان نمیکند؛ حتی اگر آمار ده برابر بدترین تخمینها از وقایع غزه باشد، باز هم کسی در سوریه، یمن یا سودان اهمیت نمیدهد. در رسانههای اصلی هم اصلاً به این موضوعات پرداخته نمیشود. اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند - حتی بلافاصله پس از بدترین قتلعام یهودیان بعد از هولوکاست - این برای جناح چپ یک «فوریت اخلاقی» محسوب میشود.
این نشان میدهد که شهود اخلاقی آنها چگونه تنظیم شده است و ما باید زمانی این سوگیریها را بازنگری کنیم، چون این رویکرد در آینده اصلاً وجهه خوبی نخواهد داشت. ما همچنان شاهد درگیری با اسلامگرایان و جهادیها در مرزها و حتی داخل جوامع آزاد خواهیم بود.
ما قطعاً باید در کنار مردم ایران بایستیم. باید هر کاری از دستمان برمیآید برای مهندسیِ «تغییر رژیم» انجام دهیم. باید سالها پیش این کار را میکردیم. این یک شکست دوحزبی است؛ اوباما در این زمینه افتضاح بود، بایدن هم افتضاح بود. این یک رسوایی برای دوران ریاستجمهوری هر دوی آنهاست که در این مورد اینقدر بد عمل کردند. ترامپ در این زمینه بهتر بوده، اما میبینیم که دغدغه واقعی ترامپ نه دموکراسی است و نه آزادی؛ او واقعاً بویی از بشردوستی نبرده است. او محاسبات دیگری دارد.
ـــ
در بخش دیگری از گفتوگو:
آیا شما خواهان مداخله نظامی آمریکا در ایران هستید؟
فکر میکنم همه ما در این مقطع باید نسبت به حضور پیادهنظام آمریکا در هر یک از این کشورها بسیار حساس و نگران باشیم. اما اگر بتوانیم از نیروی هوایی یا نیروهای ویژه برای محقق کردن تغییر رژیم در این لحظه استفاده کنیم... به نظر میرسد که رژیم بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است و این رژیم به معنای واقعی کلمه شرور است.
این یک فرصت است. باز هم میگویم، نمیدانم بعد از آن چه میشود، اما فکر میکنم مردم ایران حاضرند این ریسک را بپذیرند. به نظرم حمایت مردمی از رژیم حدود ۲۰ درصد باشد و قطعاً به ۵۰ درصد نمیرسد. بر اساس گزارشهایی که خواندهام، اکثریت ایرانیها مدتهاست که از تئوکراسی (حکومت مذهبی) خسته شدهاند و دلیل خوبی هم برای آن دارند.
و آنجا یک کشور «داغون» نیست. ایران فرهنگ فوقالعادهای دارد؛ با کشورهای دیگر فرق میکند.
بله، ما نباید با قرار دادن همه این کشورها در یک دسته، درس اشتباهی از ماجراجوییهای شکستخوردهمان در خارج از کشور بگیریم. ایران، افغانستان نیست؛ عراق هم افغانستان نبود. هر دو پروژه شکست خوردند، اما منطقی است که آنها را کاملاً متفاوت از هم بدانیم.
لینک گفتوگو
@bayanz
سمهریس: خب این سوال را سالهاست که باید میپرسیدیم. منظورم این است که در دهه گذشته یا کمی بیشتر، بارها شاهد خیزشهای مردمی در ایران بودهایم؛ بهویژه از سوی زنان. اما این حرکتها در اینجا با موج عظیمی از بیتفاوتی مواجه شد؛ آن هم از سوی کسانی که تظاهر میکنند نگران حقوق زنان، سرکوب مردم در سراسر جهان و برادران و خواهران مسلمان خود هستند.
میدانید، آنها قطعاً نگران غزه بودند، اما وقتی صحبت از یک تئوکراسی (حکومت مذهبی) اسلامی است که شهروندان خودش را اعدام و شکنجه میکند، دیگر خبری از دلسوزی یا نگرانی واقعی نیست. دلیلش هم کاملاً روشن است: آنها نمیتوانند «محاسبات اخلاقی» این قضیه را برای خودشان حل کنند؛ چون حس میکنند اگر نور زیادی بر جنایات این رژیم بتابانند، گویی دارند اسلام یا گروه دیگری از مسلمانان و رنگینپوستان را بدنام میکنند.
بنابراین، اگر مسلمانان در حال کشتار یا سرکوب مسلمانان دیگر باشند، برای «چپگراها» اهمیتی ندارد. در واقع، اعداد و ارقام هم فرقی به حالشان نمیکند؛ حتی اگر آمار ده برابر بدترین تخمینها از وقایع غزه باشد، باز هم کسی در سوریه، یمن یا سودان اهمیت نمیدهد. در رسانههای اصلی هم اصلاً به این موضوعات پرداخته نمیشود. اما اگر یهودیان به هر دلیلی مسلمانان را بکشند - حتی بلافاصله پس از بدترین قتلعام یهودیان بعد از هولوکاست - این برای جناح چپ یک «فوریت اخلاقی» محسوب میشود.
این نشان میدهد که شهود اخلاقی آنها چگونه تنظیم شده است و ما باید زمانی این سوگیریها را بازنگری کنیم، چون این رویکرد در آینده اصلاً وجهه خوبی نخواهد داشت. ما همچنان شاهد درگیری با اسلامگرایان و جهادیها در مرزها و حتی داخل جوامع آزاد خواهیم بود.
ما قطعاً باید در کنار مردم ایران بایستیم. باید هر کاری از دستمان برمیآید برای مهندسیِ «تغییر رژیم» انجام دهیم. باید سالها پیش این کار را میکردیم. این یک شکست دوحزبی است؛ اوباما در این زمینه افتضاح بود، بایدن هم افتضاح بود. این یک رسوایی برای دوران ریاستجمهوری هر دوی آنهاست که در این مورد اینقدر بد عمل کردند. ترامپ در این زمینه بهتر بوده، اما میبینیم که دغدغه واقعی ترامپ نه دموکراسی است و نه آزادی؛ او واقعاً بویی از بشردوستی نبرده است. او محاسبات دیگری دارد.
ـــ
در بخش دیگری از گفتوگو:
آیا شما خواهان مداخله نظامی آمریکا در ایران هستید؟
فکر میکنم همه ما در این مقطع باید نسبت به حضور پیادهنظام آمریکا در هر یک از این کشورها بسیار حساس و نگران باشیم. اما اگر بتوانیم از نیروی هوایی یا نیروهای ویژه برای محقق کردن تغییر رژیم در این لحظه استفاده کنیم... به نظر میرسد که رژیم بیش از هر زمان دیگری به سقوط نزدیک شده است و این رژیم به معنای واقعی کلمه شرور است.
این یک فرصت است. باز هم میگویم، نمیدانم بعد از آن چه میشود، اما فکر میکنم مردم ایران حاضرند این ریسک را بپذیرند. به نظرم حمایت مردمی از رژیم حدود ۲۰ درصد باشد و قطعاً به ۵۰ درصد نمیرسد. بر اساس گزارشهایی که خواندهام، اکثریت ایرانیها مدتهاست که از تئوکراسی (حکومت مذهبی) خسته شدهاند و دلیل خوبی هم برای آن دارند.
و آنجا یک کشور «داغون» نیست. ایران فرهنگ فوقالعادهای دارد؛ با کشورهای دیگر فرق میکند.
بله، ما نباید با قرار دادن همه این کشورها در یک دسته، درس اشتباهی از ماجراجوییهای شکستخوردهمان در خارج از کشور بگیریم. ایران، افغانستان نیست؛ عراق هم افغانستان نبود. هر دو پروژه شکست خوردند، اما منطقی است که آنها را کاملاً متفاوت از هم بدانیم.
لینک گفتوگو
@bayanz
YouTube
Why No One Is Standing Up for Iranians
Channel members can watch the full video here: https://youtu.be/y0WcfVgkeCw
Original recording date: January 20, 2026
You can also subscribe at: https://www.samharris.org/subscribe.
There, you'll get access to full-length episodes of the podcast, and Sam's…
Original recording date: January 20, 2026
You can also subscribe at: https://www.samharris.org/subscribe.
There, you'll get access to full-length episodes of the podcast, and Sam's…
❤175
مخاطب ایرانی هر روز زخم خوردهتر و تیزتر میشود.
تا دیروز خط را میخواند، حالا بین خطوط را میخواند.
قبلاً به گفتههای افراد توجه داشت، حالا حواسش به ناگفتهها هم هست.
تا قبل حکومتی نبودن افراد برایش کافی بود؛ حالا تا سند براندازی نبیند راضی نمیشود.
حلقه هر روز تنگتر و بازی برای وسطبازان سختتر میشود.
بیان
@bayanz
تا دیروز خط را میخواند، حالا بین خطوط را میخواند.
قبلاً به گفتههای افراد توجه داشت، حالا حواسش به ناگفتهها هم هست.
تا قبل حکومتی نبودن افراد برایش کافی بود؛ حالا تا سند براندازی نبیند راضی نمیشود.
حلقه هر روز تنگتر و بازی برای وسطبازان سختتر میشود.
بیان
@bayanz
❤459
با فرمی از موضعگیری اخلاقی در افراد روبرو هستیم که دنبال کاهش رنج انسان نیست؛ بلکه دنبال قاعده و فرمول و «اصل» اخلاقی است.
اخلاق مطلقگرایی که میگوید «خشونت همیشه بده».
اخلاقی که درستی اعمال را مستقل از پیامدها بررسی میکند.
اخلاقی که در دنیای پیچیدهی انسانی به ضداخلاق تبدیل میشود.
بیان
@bayanz
اخلاق مطلقگرایی که میگوید «خشونت همیشه بده».
اخلاقی که درستی اعمال را مستقل از پیامدها بررسی میکند.
اخلاقی که در دنیای پیچیدهی انسانی به ضداخلاق تبدیل میشود.
بیان
@bayanz
❤214
بامزه بعضیها از علی بندری «ناامید» شدند!
دقیقاً به چی امید داشتند یعنی تا قبل؟
طرف در تمام موضوعات هستی «کنجکاوی» میکند، تاریخ جهان را از دو هزار سال پیش تا به امروز مرور میکند، ولی خیلی اتفاقی هیچوقت درسش به جمهوری اسلامی و جنایتهایش نمیرسد.
شاید فکر کنید که کلاً به تاریخ معاصر نمیپردازد؛ که اینطور نیست. به ترامپ و تاریخ ۵۰ سال اخیر آمریکا بارها پرداخته، ولی مشخصاً جمهوری اسلامی برایش قفل است.
نه فقط در موضوعات تاریخی، که در هیچیک از موضوعاتی که کار کرده در کل این سالها یک میلیمتر از خط قرمزهای نظام رد نشده.
ما به این آدمها میگوییم «محافظهکار» - به معنای کلمه.
فحش یا حرف بدی نیست؛ صرفاً تعریفِ مدل فعالیت آنهاست.
صرفاً موضعی است که دارند - حتی وقتی مثل بندری ادعا میکنند «موضعی ندارند».
نظامهای دیکتاتوری هم از قضا عاشق «محتوای امن» اینها هستند.
محتوایی که به همهجا سرک می کشد، ولی هرگز از خط قرمزهای نظام گذر نمیکند.
این بالونهای آکنده از اطلاعات، که همهچیز میدانند و هیچچیز نمیدانند.
فقط انباشت اطلاعاتند، هیچوقت به «بینش» نمیرسند.
اینها که در ظاهر مرجع علم و عقل و آگاهی، و در حقیقت حافظان وضع موجودند.
بعد از زنزندگیآزادی هم همین بود. یک ویدیو داد گفت «ما نشستیم خیلی فکر کردیم. به این نتیجه رسیدیم که باید کار کنیم».
حالا منظورش از «کار» چه بود؟ بله، ادامهی کنجکاوی در تاریخ جهان منهای جمهوری اسلامی و خط قرمزهایی که دارد.
چند سال پیش دقیقاً همین متن را در توییتر نوشتم، اینقدر از طرفدارهاش بد و بیراه شنیدم که آخر بیخیال شدم پاک کردم!
بعضیها هم میگفتند «چه اشکالی داره؟ مهم اینه که مفیده... همه که نباید مخالف باشند و هزینه بدند و...»
قبلاً گفتم و باز میگویم: بهفرض غلط حتی اگر بپذیریم «اشکالی نداره»، من شخصاً ترجیح میدهم از آدمی که تاریخ را در چارچوب خط قرمزهای نظام درس میدهد، درس تاریخ نگیرم - جدا از این که کلاً حرفهای آدمهای محافظهکار به دلم نمیشیند.
صرفاً رویکرد شخصی من است. دیگران آزادند.
بیان
@bayanz
دقیقاً به چی امید داشتند یعنی تا قبل؟
طرف در تمام موضوعات هستی «کنجکاوی» میکند، تاریخ جهان را از دو هزار سال پیش تا به امروز مرور میکند، ولی خیلی اتفاقی هیچوقت درسش به جمهوری اسلامی و جنایتهایش نمیرسد.
شاید فکر کنید که کلاً به تاریخ معاصر نمیپردازد؛ که اینطور نیست. به ترامپ و تاریخ ۵۰ سال اخیر آمریکا بارها پرداخته، ولی مشخصاً جمهوری اسلامی برایش قفل است.
نه فقط در موضوعات تاریخی، که در هیچیک از موضوعاتی که کار کرده در کل این سالها یک میلیمتر از خط قرمزهای نظام رد نشده.
ما به این آدمها میگوییم «محافظهکار» - به معنای کلمه.
فحش یا حرف بدی نیست؛ صرفاً تعریفِ مدل فعالیت آنهاست.
صرفاً موضعی است که دارند - حتی وقتی مثل بندری ادعا میکنند «موضعی ندارند».
نظامهای دیکتاتوری هم از قضا عاشق «محتوای امن» اینها هستند.
محتوایی که به همهجا سرک می کشد، ولی هرگز از خط قرمزهای نظام گذر نمیکند.
این بالونهای آکنده از اطلاعات، که همهچیز میدانند و هیچچیز نمیدانند.
فقط انباشت اطلاعاتند، هیچوقت به «بینش» نمیرسند.
اینها که در ظاهر مرجع علم و عقل و آگاهی، و در حقیقت حافظان وضع موجودند.
بعد از زنزندگیآزادی هم همین بود. یک ویدیو داد گفت «ما نشستیم خیلی فکر کردیم. به این نتیجه رسیدیم که باید کار کنیم».
حالا منظورش از «کار» چه بود؟ بله، ادامهی کنجکاوی در تاریخ جهان منهای جمهوری اسلامی و خط قرمزهایی که دارد.
چند سال پیش دقیقاً همین متن را در توییتر نوشتم، اینقدر از طرفدارهاش بد و بیراه شنیدم که آخر بیخیال شدم پاک کردم!
بعضیها هم میگفتند «چه اشکالی داره؟ مهم اینه که مفیده... همه که نباید مخالف باشند و هزینه بدند و...»
قبلاً گفتم و باز میگویم: بهفرض غلط حتی اگر بپذیریم «اشکالی نداره»، من شخصاً ترجیح میدهم از آدمی که تاریخ را در چارچوب خط قرمزهای نظام درس میدهد، درس تاریخ نگیرم - جدا از این که کلاً حرفهای آدمهای محافظهکار به دلم نمیشیند.
صرفاً رویکرد شخصی من است. دیگران آزادند.
بیان
@bayanz
❤477
مغالطه رایج این روزها - حمله به مرد پوشالی / Straw man:
از بین چند نفر که یک موضع دارند، ضعیفترین نماینده را انتخاب میکنند.
مثلاً نقد و استدلال قوی را نادیده میگیرند؛ به کسی میپردازند که فقط فحش داده.
بعد این نماینده ضعیف را میکوبند: «ببینید طرف مقابل هیچی جز فحش نداره بگه.»
___
بیان
@bayanz
از بین چند نفر که یک موضع دارند، ضعیفترین نماینده را انتخاب میکنند.
مثلاً نقد و استدلال قوی را نادیده میگیرند؛ به کسی میپردازند که فقط فحش داده.
بعد این نماینده ضعیف را میکوبند: «ببینید طرف مقابل هیچی جز فحش نداره بگه.»
___
بیان
@bayanz
❤212
متن سخنرانی الکساندر ولف، از حزب راست افراطی AfD در پارلمان آلمان:
همین دو هفته پیش بود که در اینجا درباره سرکوب وحشیانه معترضان شجاع توسط ملاها صحبت کردم. امروز اما باید درباره ریاکاری صحبت کنیم؛ بار دیگر درباره ریاکاریِ حزب سبزها. سبزها سالهاست که اسلامگرایان را تحمل کرده و حتی برایشان فرش قرمز پهن کردهاند، آن هم دقیقاً به نامِ تنوع، رواداری و «سیاست خارجی فمینیستی». همانطور که واژه مبارزاتیِ «اسلامهراسی» را که توسط خودِ آیتالله خمینی ابداع شده بود، در اینجا باب کردند تا منتقدان را ساکت کنند. سبزها در نفرتشان از هر آنچه غربی و سفیدپوست است، با همان رژیم ملایی همنظر هستند که کنفرانس ضد نژادپرستی سازمان ملل در دوربان را بنیان نهاد.
فقط به «بزن قدش» (High Five) کلودیا روت، رئیس وقت حزب سبزها، با سفیر ایران فکر کنید، یا سفر شرمآور او به ایران که در آن با علی لاریجانی، منکر هولوکاست، دیدار کرد. در همان سفر، او در اقدامی از روی «فرمانبرداری پیشدستانه»، حجاب به سر کرد؛ آن هم در حالی که همان زمان، زنان ایرانی که از سر کردن آن خودداری میکردند، توسط اوباش اسلامگرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زندانی میشدند. این خیانت به زنان در ایران است.
طرح پیشنهادی سبزها عینِ ریاکاری است. آنها خواهان همبستگی هستند و گمان میکنند با تسهیل تمدید ویزا، پذیرش بشردوستانه و توقف اخراجها به آن میرسند، به جای اینکه واقعاً به مردم شجاع ایران کمک کنند. در ضمن، ایرانیان مقیم اینجا – و این را من به عنوان یک هامبورگی میگویم – چنان سطح تحصیلات بالایی دارند و چنان با جامعه ادغام شدهاند که اصلاً نیازی به این «اسبهای تروایِ» سبزها ندارند.
ما به عنوان حزب AfD (آلترناتیو برای آلمان)، پیش از این در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۷ و قیام ۲۰۱۹ خواستار اتخاذ تدابیر جدی شده بودیم. در مقابل، سبزها نه تنها در برابر جلوگیری از ورود مزدوران رژیم ملاها به آلمان مقاومت کردند، بلکه سالها با تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ (IZH) – که کانون تبلیغاتی ملاها بود – مخالفت کردند. ما در AfD ناچار بودیم سالها بر این خواسته پافشاری کنیم تا بالاخره در سال ۲۰۲۴ این مرکز تعطیل شد.
این رئیس سابق سبزها و یکی از ارائهدهندگان فعلی طرح، یعنی امید نوریپور بود که سالها مسیر «گفتگوی نرم» را دنبال میکرد و به دنبال سیاست «مماشات» در قبال تهران بود. همو بود که آمریکاییها را نیمی از مشکل خواند و سیاست «فشار حداکثری» ترامپ را مسئول مستقیم سیاستهای جنایتکارانه و سختگیرانه ملاها دانست. او این اظهارات را دقیقاً در «قنطره» (Qantara.de) بیان کرد؛ وبسایتی که علیه به اصطلاح «نژادپرستی ضداسلامی» فعالیت میکند.
این سخنان موجی از خشم را در میان ایرانیان خارج از کشور برانگیخت. کاظم موسوی، فعال سیاسی، به نوریپور به دلیل ترویجِ – نقلقول میکنم – «دوستی بین آلمان و فاشیسم مذهبی ایران» حمله کرد. بله، خوب گوش کنید! فعالان دیگری مانند بشار بهزادی را نوریپور در توییتر بلاک کرد، چون ظاهراً تاب شنیدن انتقاد را ندارد. حتی در رسانه لیبرال «ایندیپندنت فارسی» در رابطه با نوریپور آمده است: «بدین ترتیب، سبزها و دولت فدرال همچنان از دیکتاتورها حمایت میکنند و از احزاب راستگرا مانند آلترناتیو برای آلمان (AfD) عقب میمانند.» پایان نقلقول.
آقای نوریپور، طرح شما نمونه بارز واقعیتگریزیِ چپگرایانه و سبز است. آنچه مردم در ایران و ایرانیان مقیم آلمان اکنون به آن نیاز دارند، شکوفاییِ دوبارهی «فرهنگ استقبال» (Willkommenskultur) آلمانی نیست، بلکه یک فرهنگ قاطعیتِ بیقیدوشرط در برابر آدمکشهای اسلامگراست؛ چه در اینجا و چه در ایران.
لینک سخنرانی
ــــ
(نقل صحبتها بهمعنای تایید این حزب نیست)
@bayanz
همین دو هفته پیش بود که در اینجا درباره سرکوب وحشیانه معترضان شجاع توسط ملاها صحبت کردم. امروز اما باید درباره ریاکاری صحبت کنیم؛ بار دیگر درباره ریاکاریِ حزب سبزها. سبزها سالهاست که اسلامگرایان را تحمل کرده و حتی برایشان فرش قرمز پهن کردهاند، آن هم دقیقاً به نامِ تنوع، رواداری و «سیاست خارجی فمینیستی». همانطور که واژه مبارزاتیِ «اسلامهراسی» را که توسط خودِ آیتالله خمینی ابداع شده بود، در اینجا باب کردند تا منتقدان را ساکت کنند. سبزها در نفرتشان از هر آنچه غربی و سفیدپوست است، با همان رژیم ملایی همنظر هستند که کنفرانس ضد نژادپرستی سازمان ملل در دوربان را بنیان نهاد.
فقط به «بزن قدش» (High Five) کلودیا روت، رئیس وقت حزب سبزها، با سفیر ایران فکر کنید، یا سفر شرمآور او به ایران که در آن با علی لاریجانی، منکر هولوکاست، دیدار کرد. در همان سفر، او در اقدامی از روی «فرمانبرداری پیشدستانه»، حجاب به سر کرد؛ آن هم در حالی که همان زمان، زنان ایرانی که از سر کردن آن خودداری میکردند، توسط اوباش اسلامگرا به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زندانی میشدند. این خیانت به زنان در ایران است.
طرح پیشنهادی سبزها عینِ ریاکاری است. آنها خواهان همبستگی هستند و گمان میکنند با تسهیل تمدید ویزا، پذیرش بشردوستانه و توقف اخراجها به آن میرسند، به جای اینکه واقعاً به مردم شجاع ایران کمک کنند. در ضمن، ایرانیان مقیم اینجا – و این را من به عنوان یک هامبورگی میگویم – چنان سطح تحصیلات بالایی دارند و چنان با جامعه ادغام شدهاند که اصلاً نیازی به این «اسبهای تروایِ» سبزها ندارند.
ما به عنوان حزب AfD (آلترناتیو برای آلمان)، پیش از این در جریان اعتراضات سال ۲۰۱۷ و قیام ۲۰۱۹ خواستار اتخاذ تدابیر جدی شده بودیم. در مقابل، سبزها نه تنها در برابر جلوگیری از ورود مزدوران رژیم ملاها به آلمان مقاومت کردند، بلکه سالها با تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ (IZH) – که کانون تبلیغاتی ملاها بود – مخالفت کردند. ما در AfD ناچار بودیم سالها بر این خواسته پافشاری کنیم تا بالاخره در سال ۲۰۲۴ این مرکز تعطیل شد.
این رئیس سابق سبزها و یکی از ارائهدهندگان فعلی طرح، یعنی امید نوریپور بود که سالها مسیر «گفتگوی نرم» را دنبال میکرد و به دنبال سیاست «مماشات» در قبال تهران بود. همو بود که آمریکاییها را نیمی از مشکل خواند و سیاست «فشار حداکثری» ترامپ را مسئول مستقیم سیاستهای جنایتکارانه و سختگیرانه ملاها دانست. او این اظهارات را دقیقاً در «قنطره» (Qantara.de) بیان کرد؛ وبسایتی که علیه به اصطلاح «نژادپرستی ضداسلامی» فعالیت میکند.
این سخنان موجی از خشم را در میان ایرانیان خارج از کشور برانگیخت. کاظم موسوی، فعال سیاسی، به نوریپور به دلیل ترویجِ – نقلقول میکنم – «دوستی بین آلمان و فاشیسم مذهبی ایران» حمله کرد. بله، خوب گوش کنید! فعالان دیگری مانند بشار بهزادی را نوریپور در توییتر بلاک کرد، چون ظاهراً تاب شنیدن انتقاد را ندارد. حتی در رسانه لیبرال «ایندیپندنت فارسی» در رابطه با نوریپور آمده است: «بدین ترتیب، سبزها و دولت فدرال همچنان از دیکتاتورها حمایت میکنند و از احزاب راستگرا مانند آلترناتیو برای آلمان (AfD) عقب میمانند.» پایان نقلقول.
آقای نوریپور، طرح شما نمونه بارز واقعیتگریزیِ چپگرایانه و سبز است. آنچه مردم در ایران و ایرانیان مقیم آلمان اکنون به آن نیاز دارند، شکوفاییِ دوبارهی «فرهنگ استقبال» (Willkommenskultur) آلمانی نیست، بلکه یک فرهنگ قاطعیتِ بیقیدوشرط در برابر آدمکشهای اسلامگراست؛ چه در اینجا و چه در ایران.
لینک سخنرانی
ــــ
(نقل صحبتها بهمعنای تایید این حزب نیست)
@bayanz
❤191
👆
پیروی متن بالا، من اصولاً فرضم این است که مخاطب بینش و سواد عمومی حداقلی/کافی دارد و معنی عباراتی مثل «راست افراطی» را میداند و متون را در زمینه (context) میخواند و معنا میکند. حتی اگر به طور تخصصی معنی یکسری اصطلاحات را نداند، همچنان در حدی بینش دارد که بداند چیزی را نمیداند و نباید در موردش به جمعبندی نهایی برسد.
بعضیها ولی مخاطب را یک کودک ۵ ساله فرض میکنند که با هر متنی گمراه و دچار تصورات نادرست میشود. به من پیام میدهند که انتشار فلان متن (مثلاً همین متن بالا) «درست» نیست، چون فلان تاثیر ناخواسته را روی مخاطب میگذارد! چون مخاطب نمیفهمد که مثلاً حزب AfD که یک حزب راست افراطی است، درواقع «دوست ایرانیها» نیست! شبیه اینها که دائم در بحث مداخله خارجی یادآوری میکنند که «ترامپ دوست و خیرخواه ایران نیست و فقط به فکر منافع خودشه!».
ایدههایی که برای مردم عادی بهقدری بدیهی و واضح و پیشپا افتاده است که نیازی نیست اصلاً راجعبهش حرف بزنند، بهنظر این جماعت خود عقلکل پندار یک بینش عمیق استراتژیک است که فقط خودشان دارند و باید دیگران را در موردش آگاه کنند!
@bayanz
پیروی متن بالا، من اصولاً فرضم این است که مخاطب بینش و سواد عمومی حداقلی/کافی دارد و معنی عباراتی مثل «راست افراطی» را میداند و متون را در زمینه (context) میخواند و معنا میکند. حتی اگر به طور تخصصی معنی یکسری اصطلاحات را نداند، همچنان در حدی بینش دارد که بداند چیزی را نمیداند و نباید در موردش به جمعبندی نهایی برسد.
بعضیها ولی مخاطب را یک کودک ۵ ساله فرض میکنند که با هر متنی گمراه و دچار تصورات نادرست میشود. به من پیام میدهند که انتشار فلان متن (مثلاً همین متن بالا) «درست» نیست، چون فلان تاثیر ناخواسته را روی مخاطب میگذارد! چون مخاطب نمیفهمد که مثلاً حزب AfD که یک حزب راست افراطی است، درواقع «دوست ایرانیها» نیست! شبیه اینها که دائم در بحث مداخله خارجی یادآوری میکنند که «ترامپ دوست و خیرخواه ایران نیست و فقط به فکر منافع خودشه!».
ایدههایی که برای مردم عادی بهقدری بدیهی و واضح و پیشپا افتاده است که نیازی نیست اصلاً راجعبهش حرف بزنند، بهنظر این جماعت خود عقلکل پندار یک بینش عمیق استراتژیک است که فقط خودشان دارند و باید دیگران را در موردش آگاه کنند!
@bayanz
❤166
چه کسی در برابر مراجع قدرت مطیعتر است؟ چپها یا راستها؟
در گذشته روانشناسان اجتماعی تصور میکردند که «اطاعت» هسته مرکزی تفکر محافظهکار است، اما پژوهشها نشان میدهند که لیبرالها هم به همان اندازهی محافظهکارها مطیع هستند، فقط نسبت به مراجع قدرت متفاوتی.
ترجمه یادداشتی از استیو استوارت ویلیماز، استاد روانشناسی دانشگاه ناتینگهام مالزی:
مدتهاست که در روانشناسی اجتماعی، این یک اصل بدیهی تلقی میشود که «اطاعت» رکن اصلی تفکر محافظهکارانه است. همواره به ما گفته شده که محافظهکاران در برابر قدرت و مرجعیت سر فرود میآورند، در حالی که لیبرالها افرادی مستقل و طغیانگر هستند که ابایی از زیر سوال بردن «وضع موجود» ندارند.
اما مقالهی تأملبرانگیزی که در سال ۲۰۱۳ توسط جرمی فرایمر و همکارانش منتشر شد، تردیدهای جدی در این دیدگاه ایجاد کرد. این پژوهشگران خاطرنشان کردند که در اکثر آزمونهای سنجشِ اطاعت، از افراد درباره میزان تمایلشان به فرمانبرداری از مراجع قدرتِ محافظهکار سوال میشود. مشکل اینجاست که در چنین رویکردی، مفهوم «اطاعت» با «گرایش سیاسیِ» مراجعی که خواستار اطاعت هستند، خلط میشود. بدتر از آن (و به عنوان قوزِ بالا قوز)، وقتی از مردم بهصورت کلی و انتزاعی درباره اطاعت سوال میشود، آنها معمولاً مراجع قدرتِ محافظهکار را در ذهن خود مجسم میکنند؛ که این یعنی باز هم درآمیختنِ مفهوم اطاعت با جهتگیری سیاسی.
فرایمر و تیمش برای دور زدن این سوگیریها، موضوع را دوباره بررسی کردند، اما اینبار از شرکتکنندگان نهتنها درباره تمایل به اطاعت از مراجع محافظهکار، بلکه درباره مراجع لیبرال نیز سوال کردند.
این رویکرد به نتیجهای تکاندهنده ختم شد که اجماعِ چند ده سالهی روانشناسی اجتماعی را دگرگون کرد: لیبرالها دقیقاً به اندازه محافظهکاران مطیع هستند، اما فقط در برابر مراجعی متفاوت.
محافظهکاران بیشتر تمایل دارند از مراجع قدرتِ محافظهکار (از جمله افسران نظامی و رهبران مذهبی) پیروی کنند.
لیبرالها در مقابل، بیشتر در برابر مراجع قدرتِ لیبرال (مانند فعالان حقوق مدنی و محیطزیست) مطیع هستند.
نکته جالب اینجاست که وقتی پای یک مرجعِ بیطرف از نظر سیاسی در میان باشد (مثلاً یک مدیرِ دفتر)، میزان اطاعتِ لیبرالها و محافظهکاران تقریباً با هم برابر است. (این یافتهها در این نمودار نشان داده شدهاند).
خلاصه کلام اینکه، ماجرا این نیست که جناح راست برای «اطاعت» ارزش قائل است و جناح چپ برای «استقلال»؛ بلکه واقعیت این است که همه انسانها در برابر کسانی که آنها را «مرجع مشروع» میدانند سر خم میکنند و در برابر کسانی که مشروع نمیدانند، مقاومت میکنند. ما فقط درباره اینکه چه کسی «مرجع مشروع» است، دیدگاههای متفاوتی داریم.
منبع این یادداشت
لینک مقاله اصلی
@bayanz
در گذشته روانشناسان اجتماعی تصور میکردند که «اطاعت» هسته مرکزی تفکر محافظهکار است، اما پژوهشها نشان میدهند که لیبرالها هم به همان اندازهی محافظهکارها مطیع هستند، فقط نسبت به مراجع قدرت متفاوتی.
ترجمه یادداشتی از استیو استوارت ویلیماز، استاد روانشناسی دانشگاه ناتینگهام مالزی:
مدتهاست که در روانشناسی اجتماعی، این یک اصل بدیهی تلقی میشود که «اطاعت» رکن اصلی تفکر محافظهکارانه است. همواره به ما گفته شده که محافظهکاران در برابر قدرت و مرجعیت سر فرود میآورند، در حالی که لیبرالها افرادی مستقل و طغیانگر هستند که ابایی از زیر سوال بردن «وضع موجود» ندارند.
اما مقالهی تأملبرانگیزی که در سال ۲۰۱۳ توسط جرمی فرایمر و همکارانش منتشر شد، تردیدهای جدی در این دیدگاه ایجاد کرد. این پژوهشگران خاطرنشان کردند که در اکثر آزمونهای سنجشِ اطاعت، از افراد درباره میزان تمایلشان به فرمانبرداری از مراجع قدرتِ محافظهکار سوال میشود. مشکل اینجاست که در چنین رویکردی، مفهوم «اطاعت» با «گرایش سیاسیِ» مراجعی که خواستار اطاعت هستند، خلط میشود. بدتر از آن (و به عنوان قوزِ بالا قوز)، وقتی از مردم بهصورت کلی و انتزاعی درباره اطاعت سوال میشود، آنها معمولاً مراجع قدرتِ محافظهکار را در ذهن خود مجسم میکنند؛ که این یعنی باز هم درآمیختنِ مفهوم اطاعت با جهتگیری سیاسی.
فرایمر و تیمش برای دور زدن این سوگیریها، موضوع را دوباره بررسی کردند، اما اینبار از شرکتکنندگان نهتنها درباره تمایل به اطاعت از مراجع محافظهکار، بلکه درباره مراجع لیبرال نیز سوال کردند.
این رویکرد به نتیجهای تکاندهنده ختم شد که اجماعِ چند ده سالهی روانشناسی اجتماعی را دگرگون کرد: لیبرالها دقیقاً به اندازه محافظهکاران مطیع هستند، اما فقط در برابر مراجعی متفاوت.
محافظهکاران بیشتر تمایل دارند از مراجع قدرتِ محافظهکار (از جمله افسران نظامی و رهبران مذهبی) پیروی کنند.
لیبرالها در مقابل، بیشتر در برابر مراجع قدرتِ لیبرال (مانند فعالان حقوق مدنی و محیطزیست) مطیع هستند.
نکته جالب اینجاست که وقتی پای یک مرجعِ بیطرف از نظر سیاسی در میان باشد (مثلاً یک مدیرِ دفتر)، میزان اطاعتِ لیبرالها و محافظهکاران تقریباً با هم برابر است. (این یافتهها در این نمودار نشان داده شدهاند).
خلاصه کلام اینکه، ماجرا این نیست که جناح راست برای «اطاعت» ارزش قائل است و جناح چپ برای «استقلال»؛ بلکه واقعیت این است که همه انسانها در برابر کسانی که آنها را «مرجع مشروع» میدانند سر خم میکنند و در برابر کسانی که مشروع نمیدانند، مقاومت میکنند. ما فقط درباره اینکه چه کسی «مرجع مشروع» است، دیدگاههای متفاوتی داریم.
منبع این یادداشت
لینک مقاله اصلی
@bayanz
❤119
اگر کسی کتابی خوانده و مطلبی را واقعاً یاد گرفته، پس باید بتواند بینشی که از مطالعه کسب کرده را در استدلال خود بهکار بگیرد؛
ولی وقتی دیدید کسی هرجا که حرفی برای گفتن نداشت فقط کتاب معرفی کرد، این یعنی مطلب را نفهمیده و دارد پشت اسم کتابها قایم میشود.
هیچکس با کتاب خواندن مشکلی ندارد؛ مشکل با تظاهر این افراد است.
بیان
@bayanz
ولی وقتی دیدید کسی هرجا که حرفی برای گفتن نداشت فقط کتاب معرفی کرد، این یعنی مطلب را نفهمیده و دارد پشت اسم کتابها قایم میشود.
هیچکس با کتاب خواندن مشکلی ندارد؛ مشکل با تظاهر این افراد است.
بیان
@bayanz
❤324
خبر دروغ کار کردند که شعار «مرگ بر سه فاسد...» در کل آلمان ممنوع شده!
اول شادی امین هفته گذشته این ادعا را مطرح کرد؛ درحالی که در ویدیو صرفاً میگوید «یک نامه به پلیس نوشتیم!» همین! یک نامه به پلیس شهرشون نوشته، بعد میگوید شعار در کل آلمان ممنوع شده!
حالا از دیروز در یک خبر دروغ دیگر دارند میگویند «وزارت خارجه آلمان» این شعار را ممنوع اعلام کرده!
به شخصه علاقهای به این شعار ندارم، ولی این جماعت در زمینهی فیکنیوز دست پروپاگاندای جمهوری اسلامی را از پشت بستهاند! (البته اگر چیزی جز همان پروپاگاندای ج.ا باشند)
بهقول امید رضایی، خبرنگار رسانه Die Zeit آلمان، «سر ممنوع کردن یا نکردن شعار from the river to the sea... چند ساله دعواست؛ دادگاهها در ایالتها مختلف حکمهای متناقض دادهاند؛ پلیس در شهرهای مختلف رفتار متناقض داره. ولی خانم امین رفته به پلیس شهرشون گفته فلان شعار فارسی اَخه؛ بعد اون شعار در «کل آلمان» ممنوع شده.»
آدم متحیر میماند از شدت شارلاتانیسم این جماعت و سادگی مخاطبان آنها.
بیان
@bayanz
اول شادی امین هفته گذشته این ادعا را مطرح کرد؛ درحالی که در ویدیو صرفاً میگوید «یک نامه به پلیس نوشتیم!» همین! یک نامه به پلیس شهرشون نوشته، بعد میگوید شعار در کل آلمان ممنوع شده!
حالا از دیروز در یک خبر دروغ دیگر دارند میگویند «وزارت خارجه آلمان» این شعار را ممنوع اعلام کرده!
به شخصه علاقهای به این شعار ندارم، ولی این جماعت در زمینهی فیکنیوز دست پروپاگاندای جمهوری اسلامی را از پشت بستهاند! (البته اگر چیزی جز همان پروپاگاندای ج.ا باشند)
بهقول امید رضایی، خبرنگار رسانه Die Zeit آلمان، «سر ممنوع کردن یا نکردن شعار from the river to the sea... چند ساله دعواست؛ دادگاهها در ایالتها مختلف حکمهای متناقض دادهاند؛ پلیس در شهرهای مختلف رفتار متناقض داره. ولی خانم امین رفته به پلیس شهرشون گفته فلان شعار فارسی اَخه؛ بعد اون شعار در «کل آلمان» ممنوع شده.»
آدم متحیر میماند از شدت شارلاتانیسم این جماعت و سادگی مخاطبان آنها.
بیان
@bayanz
❤244