میانبر قضاوت
۱- مزلو در یک آزمایش تعدادی تابلوی نقاشی «خوب» و «بد» را به شرکتکنندگان نشان داد. افراد هرچه بیشتر با یک نقاشی خوب آشنا میشدند، علاقهشان به آن تابلو بیشتر میشد و بیشتر میتوانستند از آن لذت بردند. در مقابل، هرچه بیشتر با یک تابلوی بد آشنا میشدند، لذت کمتری از آن تابلو میبردند و کمتر آن نقاشی را ترجیح میدادند. مزلو از آنجایی که معیاری عینی برای تعیین خوبی و بدی یک اثر نقاشی نداشت، نتایج تحقیقش را منتشر نکرد و فقط در کتاب خود به آن اشاره کرده است.
او همین وضع را بر روابط بین انسانها هم حاکم میبیند. هرچه کسی به یک انسان «خوب» نزدیکتر میشود و بیشتر او را میشناسد، علاقه و ترجیحش نسبت به او افزایش مییابد و هرچه بیشتر انسانی را که «بدیهایش» بر «خوبیهایش» میچربد وارسی میکند، به او کمعلاقهتر میشود (۱).
۲- فرم و سرعت زندگی مدرن، اجازهی بررسی دقیق و تصمیمگیری با ملاحظه را در بسیاری از موقعیتها به افراد نمیدهد (۲). محدودیتهای اجتماعی، کمبود وقت، حواسپرتی، هیجانات و یا خستگی ذهنی ما را بهسمت میانبرها سوق میدهد: چقدر پیش آمده که کتابی را از روی جلدش قضاوت کرده باشیم؟ ذهن انسان با دیگر انسانها هم همین کار را میکند: آنها را از روی ظاهرشان قضاوت میکند. قضاوت آدمی در پارهای از مواقع واقعبینانه است (۳) و در پارهای دیگر، بهخصوص وقتی پای جذابیت ظاهری در میان باشد، ره به خطا میبرد (۴).
۳- در یک تحقیق که بر روی ۱۰۸ دانشجوی روانشناسی انجام گرفت، شرکتکنندگان، از روی عکسهایی که به آنان داده شد، زنان سفیدپوست لاغر را، جذابتر، موفقتر و دارای ویژگیهای شخصیتی ممتازتر از زنان سفیدپوست چاق ارزیابی کردند. درحالی که به زنان سیاهپوست چاق امتیاز بالاتری نسبت به زنان سیاهپوست لاغر دادند. (۵)
«اثر هالو» نامیست که بر روی این پدیده گذاشتهاند: قضاوت بخشی از یک چیز یا یک کس، از روی بخش دیگری از آن چیز یا کس (مثل قضاوت ویژگیهای شخصیتی از روی وزن یا رنگ پوست شخص). افراد جذابتر، بهعنوان افرادی گرمتر، مهربانتر، قویتر، حساستر، بهلحاظ جنسی واکنشپذیرتر، علاقهمندتر، آمادهتر، متواضعتر و اجتماعیتر شناخته میشوند (۶).
وقتی ظاهر سنجهی ارزیابی باشد، ظاهرگرایی اپیدمی میشود و جذابیت ظاهری، ارزش.
۴- به داستان موراکامی فکر میکنم. مردی دختر صددرصد دلخواهش را در خیابان میبیند و دیالوگهای مختلف را در ذهنش مرور میکند: «چطور میتوانم به او نزدیک شوم؟ چه باید بگویم؟ […] شاید صداقت از همهچیز بهتر باشد. میگویم: "صبح به خیر خانم. شما دختر صددرصد دلخواه من هستید." نه اصلاً این حرف را باور نمیکند. حتی اگر هم باور کند، ممکن است نخواهد با من صحبت کند.» در تقلای پیدا کردن جملات مناسب، از جلوی هم میگذرند و دختر در جمعیت گم میشود. تازه بهفکرش میرسد چه میتوانسته بگوید... (۷)
(۱) Motivation and Personality, Abraham Maslow, P. 184-185
(۲) Influence: Science and Practice, Robert Cialdini, P. 9
(۳) Snap-Judgment Science, Nicholas Rule, Observer, May/June 2014
(۴) Stereotyping Based on Physical Attractiveness, Karen K. Dion, 1990
(۵) Weight Halo Effects: Individual Differences in Perceived Life
Success as a Function of Women’s Race andWeight, 2003
(۶) Reading Faces: Window to the soul?, Leslie A. Zebrowitz, P. 141
(۷) دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، هاروکی موراکامی
گرافیک: اثر استودیوی MUTI
فرزاد بیان
97/1/14
@bayanz
۱- مزلو در یک آزمایش تعدادی تابلوی نقاشی «خوب» و «بد» را به شرکتکنندگان نشان داد. افراد هرچه بیشتر با یک نقاشی خوب آشنا میشدند، علاقهشان به آن تابلو بیشتر میشد و بیشتر میتوانستند از آن لذت بردند. در مقابل، هرچه بیشتر با یک تابلوی بد آشنا میشدند، لذت کمتری از آن تابلو میبردند و کمتر آن نقاشی را ترجیح میدادند. مزلو از آنجایی که معیاری عینی برای تعیین خوبی و بدی یک اثر نقاشی نداشت، نتایج تحقیقش را منتشر نکرد و فقط در کتاب خود به آن اشاره کرده است.
او همین وضع را بر روابط بین انسانها هم حاکم میبیند. هرچه کسی به یک انسان «خوب» نزدیکتر میشود و بیشتر او را میشناسد، علاقه و ترجیحش نسبت به او افزایش مییابد و هرچه بیشتر انسانی را که «بدیهایش» بر «خوبیهایش» میچربد وارسی میکند، به او کمعلاقهتر میشود (۱).
۲- فرم و سرعت زندگی مدرن، اجازهی بررسی دقیق و تصمیمگیری با ملاحظه را در بسیاری از موقعیتها به افراد نمیدهد (۲). محدودیتهای اجتماعی، کمبود وقت، حواسپرتی، هیجانات و یا خستگی ذهنی ما را بهسمت میانبرها سوق میدهد: چقدر پیش آمده که کتابی را از روی جلدش قضاوت کرده باشیم؟ ذهن انسان با دیگر انسانها هم همین کار را میکند: آنها را از روی ظاهرشان قضاوت میکند. قضاوت آدمی در پارهای از مواقع واقعبینانه است (۳) و در پارهای دیگر، بهخصوص وقتی پای جذابیت ظاهری در میان باشد، ره به خطا میبرد (۴).
۳- در یک تحقیق که بر روی ۱۰۸ دانشجوی روانشناسی انجام گرفت، شرکتکنندگان، از روی عکسهایی که به آنان داده شد، زنان سفیدپوست لاغر را، جذابتر، موفقتر و دارای ویژگیهای شخصیتی ممتازتر از زنان سفیدپوست چاق ارزیابی کردند. درحالی که به زنان سیاهپوست چاق امتیاز بالاتری نسبت به زنان سیاهپوست لاغر دادند. (۵)
«اثر هالو» نامیست که بر روی این پدیده گذاشتهاند: قضاوت بخشی از یک چیز یا یک کس، از روی بخش دیگری از آن چیز یا کس (مثل قضاوت ویژگیهای شخصیتی از روی وزن یا رنگ پوست شخص). افراد جذابتر، بهعنوان افرادی گرمتر، مهربانتر، قویتر، حساستر، بهلحاظ جنسی واکنشپذیرتر، علاقهمندتر، آمادهتر، متواضعتر و اجتماعیتر شناخته میشوند (۶).
وقتی ظاهر سنجهی ارزیابی باشد، ظاهرگرایی اپیدمی میشود و جذابیت ظاهری، ارزش.
۴- به داستان موراکامی فکر میکنم. مردی دختر صددرصد دلخواهش را در خیابان میبیند و دیالوگهای مختلف را در ذهنش مرور میکند: «چطور میتوانم به او نزدیک شوم؟ چه باید بگویم؟ […] شاید صداقت از همهچیز بهتر باشد. میگویم: "صبح به خیر خانم. شما دختر صددرصد دلخواه من هستید." نه اصلاً این حرف را باور نمیکند. حتی اگر هم باور کند، ممکن است نخواهد با من صحبت کند.» در تقلای پیدا کردن جملات مناسب، از جلوی هم میگذرند و دختر در جمعیت گم میشود. تازه بهفکرش میرسد چه میتوانسته بگوید... (۷)
(۱) Motivation and Personality, Abraham Maslow, P. 184-185
(۲) Influence: Science and Practice, Robert Cialdini, P. 9
(۳) Snap-Judgment Science, Nicholas Rule, Observer, May/June 2014
(۴) Stereotyping Based on Physical Attractiveness, Karen K. Dion, 1990
(۵) Weight Halo Effects: Individual Differences in Perceived Life
Success as a Function of Women’s Race andWeight, 2003
(۶) Reading Faces: Window to the soul?, Leslie A. Zebrowitz, P. 141
(۷) دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل، هاروکی موراکامی
گرافیک: اثر استودیوی MUTI
فرزاد بیان
97/1/14
@bayanz
بَیان
خانمها مقدمند: احترام یا تبعیض؟ 👥 🎬 فرزاد بیان @bayanz
جنسیتزدگی خیرخواهانه
جنسیت زدگی خیرخواهانه (benevolent sexism) نگاهی ملایمتر دارد؛ زن را موجودی زیبا و شکننده میبیند که باید از او حمایت کرد، با این حال زنان باید همان نقشهای محدود و کلیشهای را بپذیرند و دنبالهرو باشند. به عبارت دیگر همان نگاهی که زن را "جنس لطیف" میبیند.
[...]
افرادی که چنین نگاهی دارند به زنان زیاد کمک میکنند و با آنها روابط صمیمانه و دوستانه دارند. با این حال به نظر گلیک و فیسک این نگاه علیرغم رویکرد نرم و ملایم، نگاهی منفی است که در نهایت حامی حفظ مردان در بالای هرم قدرت اجتماعی است.
گلیک و فیسک معتقدند که جنسیت زدگی خیرخواهانه نگاهی مثبت تر از جنسیت زدگی خصمانه به زنان دارد، اما در یک نکته با آن شریک است: اینکه زن موجودی "ضعیفتر" است و برای حفظ ساختار قدرت مردانه این نگاه را توجیهی مناسب می بیند برای اینکه زن بهتر است به وظایف خانگی رسیدگی کند.
گلیک و فیسک با پرسشنامه خود جنسیت زدگی را در ۱۹ کشور بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که در تمام آنها جنسیتزدگی خصمانه در مردان بیشتر از زنان است، اما در جنسیت زدگی خیرخواهانه اینطور نیست.
— برگرفته از نوشتهی «جنسیتزدگی چیست؟»، دکتر مهبد ابراهیمی، بیبیسی.
http://www.bbc.com/persian/science/2014/05/140506_me_are_you_a_sexit.shtml
@bayanz
جنسیت زدگی خیرخواهانه (benevolent sexism) نگاهی ملایمتر دارد؛ زن را موجودی زیبا و شکننده میبیند که باید از او حمایت کرد، با این حال زنان باید همان نقشهای محدود و کلیشهای را بپذیرند و دنبالهرو باشند. به عبارت دیگر همان نگاهی که زن را "جنس لطیف" میبیند.
[...]
افرادی که چنین نگاهی دارند به زنان زیاد کمک میکنند و با آنها روابط صمیمانه و دوستانه دارند. با این حال به نظر گلیک و فیسک این نگاه علیرغم رویکرد نرم و ملایم، نگاهی منفی است که در نهایت حامی حفظ مردان در بالای هرم قدرت اجتماعی است.
گلیک و فیسک معتقدند که جنسیت زدگی خیرخواهانه نگاهی مثبت تر از جنسیت زدگی خصمانه به زنان دارد، اما در یک نکته با آن شریک است: اینکه زن موجودی "ضعیفتر" است و برای حفظ ساختار قدرت مردانه این نگاه را توجیهی مناسب می بیند برای اینکه زن بهتر است به وظایف خانگی رسیدگی کند.
گلیک و فیسک با پرسشنامه خود جنسیت زدگی را در ۱۹ کشور بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که در تمام آنها جنسیتزدگی خصمانه در مردان بیشتر از زنان است، اما در جنسیت زدگی خیرخواهانه اینطور نیست.
— برگرفته از نوشتهی «جنسیتزدگی چیست؟»، دکتر مهبد ابراهیمی، بیبیسی.
http://www.bbc.com/persian/science/2014/05/140506_me_are_you_a_sexit.shtml
@bayanz
BBC News فارسی
جنسیتزدگی چیست؟
نگاه جنسیتی را به طور سنتی نوعی ضدیت با زنان توصیف کردهاند، اما از نظر برخی پژوهشگران نگاه جنسیتی میتواند کاملا خیرخواهانه باشد. بر اساس نظریه جنسیتزدگی دوگانه، نگاه جنسیتی دو مدل دارد، خصمانه و خیرخواهانه.
کارخانهی سلبریتیسازی
پس از ماجرای نسیم اقدم، کسانی توصیه میکنند که برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه، از پر و بال دادن به سلبریتیهای توخالی خودداری کنید، آنها را دنبال نکنید و محتوای آنها را بهاشتراک نگذارید.
تشویق مردم به دنبال نکردن این اکانتها، شاید موقتاً در عدهای اثر کند و از هواداران چند سلبریتی بکاهد، اما تا وقتی ذائقهی عموم محتوای زرد و جنجالی را میپسندد، محصول کارخانهی سلبریتیسازی، چیزی جز سلبریتیهای شایعهپراکن و جنجالبرانگیز نخواهد بود.
آدمها نیازمند سرگرمیاند و کسی را که سرگرمشان کند، دنبال میکنند. این که عامهی مردم با چه چیزی سرگرم میشوند، عیار سلبریتی را معلوم میکند. در بین مردمی که با هنر اصیل سرگرم میشوند، هنرمند قابل میدرخشد و برای مردمی که با هنر قلابی به وجد میآیند، هنرمندنما ستاره میشود.
متوقف کردن رشد سلبریتیهای توخالی، با رشد ذائقهی جمعی ممکن میشود. پیشنیاز این رشد، فضای آزاد و غیرانحصاری برای رسانهها و هنرهاست؛ چیزی که کمتر در کشور ما یافت میشود.
فرزاد بیان
97/1/19
@bayanz
پس از ماجرای نسیم اقدم، کسانی توصیه میکنند که برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه، از پر و بال دادن به سلبریتیهای توخالی خودداری کنید، آنها را دنبال نکنید و محتوای آنها را بهاشتراک نگذارید.
تشویق مردم به دنبال نکردن این اکانتها، شاید موقتاً در عدهای اثر کند و از هواداران چند سلبریتی بکاهد، اما تا وقتی ذائقهی عموم محتوای زرد و جنجالی را میپسندد، محصول کارخانهی سلبریتیسازی، چیزی جز سلبریتیهای شایعهپراکن و جنجالبرانگیز نخواهد بود.
آدمها نیازمند سرگرمیاند و کسی را که سرگرمشان کند، دنبال میکنند. این که عامهی مردم با چه چیزی سرگرم میشوند، عیار سلبریتی را معلوم میکند. در بین مردمی که با هنر اصیل سرگرم میشوند، هنرمند قابل میدرخشد و برای مردمی که با هنر قلابی به وجد میآیند، هنرمندنما ستاره میشود.
متوقف کردن رشد سلبریتیهای توخالی، با رشد ذائقهی جمعی ممکن میشود. پیشنیاز این رشد، فضای آزاد و غیرانحصاری برای رسانهها و هنرهاست؛ چیزی که کمتر در کشور ما یافت میشود.
فرزاد بیان
97/1/19
@bayanz
کتابهای جامانده در رابطه
با کسی در رابطه هستید. از او کتابی قرض کردهاید. رابطه به هم میخورد. کتاب دست شما مانده. با کتاب چه کار میکنید؟
این سوال را در استوری اینستاگرامم مطرح کردم. در مجموع بیشتر از ۱۰۰ پاسخ جمع شد که همگی در یکی یا بیشتر از دستههای زیر جای میگیرند. شاید این آرشیو بهمنظور حل مسئلهی «کتابهای جا مانده در رابطه» برای ما مفید واقع شود! برای هر دسته، چندتا از پاسخها را بهعنوان مثال بدون ذکر نام ارسالکننده آوردهام.
🔸 پیک
برسانش ز من ای پیک صبا کتابی!
▪میفرستم براش حتما با پیک چون خودم رو کتابام حساسم
▪بهش برمیگردونم حتی در بدترین شرایط ممکن مثلا پست یا الوپیک
▪پس اش میدم. حتی اگه مجبور باشم پیک ببره براش
🔸 واسطه
وقتی نمیخواهید دوباره ملاقات کنید، و کسی هست که میتواند هردویتان را ملاقات کند:
▪میدم به دوست مشترکمون که بده بهش
▪میدمش به دوستم یا دوستش که بهش پس بده
🔸 مشورت با صاحب کتاب
نظر صاحب کتاب چیست؟ میشود پرسید:
▪بهش زنگ میزنم میگم کتابتو میخوای؟ اگه بگه نمیخوام که هیچ، اگه بگه میخوام سوال بعدی اینه که میپرسم میتونم برات بیارمش؟ ولی اگه نمیخوای منو ببینی پست میکنم یا میدم یکی بیاره
▪میپرسم چطور میشه به دستش رسوند کتاب رو
🔸 بستگی داشتن
اگر x، آنگاه y:
▪اگه رابطه بد تموم شده باشه از شر کتاب خلاص میشم. اگه توافقی تموم شده باشه، کتابو نگه میدارم تو کتابخونم.
▪اگه طرف برام مهم باشه کتاب رو پیش خودم نگه میدارم. اگه نه میذارمش تو مترو یکی برداره.
▪اگه بدونم کتاب واسش با ارزشه بهش بر میگردونم، پیک، پست یا با یک نفر واسطه. اگه غیر از این باشه نگه میدارم.
🔸 دیدار دوباره
برای دیدار دوبارهی آن لاله عِذار، چه عذری بهتر از امانت؟
▪پسش میدیم بلکن راهی باز شد!
▪نگهش میدارم یا قرار میذاریم و کتاب رو پس میدم
▪همیشه با خودم حملش میکنم بلکه یه روز اتفاقی دیدمش پسش بدم
▪بهش میگم بیاد پس بگیره به بهانهی کتاب دوباره ببینمش شاید نره.
🔸 خودت بیا بگیر
▪میخونمش و اگه اومد دنبال کتاب میدم بهش اگه هم نیومد نگهش میدارم.
▪نگه میدارم و تا آخر میخونم و میذارم خودش بیاد سراغ کتابش وگرنه پس نمیدم
🔸 پس ندادن
▪کتاب رو پاره میکنم
▪ده سال دیگه میرم کتابو بهش نشون میدم
▪میذارم پشت قفسهام، جایی که داشته باشمش ولی نبینمش
▪کتاب رو به کسی یا جایی اهدا میکنم
▪میدم یکی دیگه بخونه
▪چه رابطه به هم خورده باشه چه نباشه پس نمیدم
فرزاد بیان
97/1/22
@bayanz
با کسی در رابطه هستید. از او کتابی قرض کردهاید. رابطه به هم میخورد. کتاب دست شما مانده. با کتاب چه کار میکنید؟
این سوال را در استوری اینستاگرامم مطرح کردم. در مجموع بیشتر از ۱۰۰ پاسخ جمع شد که همگی در یکی یا بیشتر از دستههای زیر جای میگیرند. شاید این آرشیو بهمنظور حل مسئلهی «کتابهای جا مانده در رابطه» برای ما مفید واقع شود! برای هر دسته، چندتا از پاسخها را بهعنوان مثال بدون ذکر نام ارسالکننده آوردهام.
🔸 پیک
برسانش ز من ای پیک صبا کتابی!
▪میفرستم براش حتما با پیک چون خودم رو کتابام حساسم
▪بهش برمیگردونم حتی در بدترین شرایط ممکن مثلا پست یا الوپیک
▪پس اش میدم. حتی اگه مجبور باشم پیک ببره براش
🔸 واسطه
وقتی نمیخواهید دوباره ملاقات کنید، و کسی هست که میتواند هردویتان را ملاقات کند:
▪میدم به دوست مشترکمون که بده بهش
▪میدمش به دوستم یا دوستش که بهش پس بده
🔸 مشورت با صاحب کتاب
نظر صاحب کتاب چیست؟ میشود پرسید:
▪بهش زنگ میزنم میگم کتابتو میخوای؟ اگه بگه نمیخوام که هیچ، اگه بگه میخوام سوال بعدی اینه که میپرسم میتونم برات بیارمش؟ ولی اگه نمیخوای منو ببینی پست میکنم یا میدم یکی بیاره
▪میپرسم چطور میشه به دستش رسوند کتاب رو
🔸 بستگی داشتن
اگر x، آنگاه y:
▪اگه رابطه بد تموم شده باشه از شر کتاب خلاص میشم. اگه توافقی تموم شده باشه، کتابو نگه میدارم تو کتابخونم.
▪اگه طرف برام مهم باشه کتاب رو پیش خودم نگه میدارم. اگه نه میذارمش تو مترو یکی برداره.
▪اگه بدونم کتاب واسش با ارزشه بهش بر میگردونم، پیک، پست یا با یک نفر واسطه. اگه غیر از این باشه نگه میدارم.
🔸 دیدار دوباره
برای دیدار دوبارهی آن لاله عِذار، چه عذری بهتر از امانت؟
▪پسش میدیم بلکن راهی باز شد!
▪نگهش میدارم یا قرار میذاریم و کتاب رو پس میدم
▪همیشه با خودم حملش میکنم بلکه یه روز اتفاقی دیدمش پسش بدم
▪بهش میگم بیاد پس بگیره به بهانهی کتاب دوباره ببینمش شاید نره.
🔸 خودت بیا بگیر
▪میخونمش و اگه اومد دنبال کتاب میدم بهش اگه هم نیومد نگهش میدارم.
▪نگه میدارم و تا آخر میخونم و میذارم خودش بیاد سراغ کتابش وگرنه پس نمیدم
🔸 پس ندادن
▪کتاب رو پاره میکنم
▪ده سال دیگه میرم کتابو بهش نشون میدم
▪میذارم پشت قفسهام، جایی که داشته باشمش ولی نبینمش
▪کتاب رو به کسی یا جایی اهدا میکنم
▪میدم یکی دیگه بخونه
▪چه رابطه به هم خورده باشه چه نباشه پس نمیدم
فرزاد بیان
97/1/22
@bayanz
❤1
آموزش جنسی
سالها پیش در سرویس مدرسه، قرار شد یکی از بچهها بدترین خاطرهی عمرش را تعریف کند. میگفت یک روز توی کامپیوتر فیلم «سوپر» میدیده که وسط فیلم به توالت میرود. وقتی برمیگردد، خواهرش در اتاق است و فیلم در حال پخش. از خواهر خواهش و تمنا میکند که به مادر چیزی نگوید. خواهر میرود و چند دقیقهی بعد با مادر برمیگردد. مادر سیلی محکمی به صورتش میزند و تمام سیدیهای اتاقش را خرد میکند. این، اولین و آخرین درس آموزش جنسی، بین مادر و فرزند بود.
در فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، در توضیح «آموزش جنسی» (sex education) آمده است: "آموزشی که میتواند فرصتهایی ساختاریافته برای جوانان فراهم سازد تا نگرشها و ارزشهای خود را واکاوی کنند و برای انتخاب آگاهانه در زندگی جنسی مورد نیازشان، تصمیمگیری و کسب مهارت کنند." چنین آموزشی چقدر شامل حال ما شده؟ و چقدر شامل حال نسلهای بعد از ما میشود؟
اَل ورناچیو، مربی شناختهشدهی جنسی، اوضاع امروز سکس را اینگونه توصیف میکند: «جامعهی آمریکا، از فرط سرکوب جنسی به مرز وسواس جنسی رسیده است.» […] «این ملت توسط کسانی بنا شده که سکس را سرشار از گناه میدیدند و این نگاه منفی به سکس، تا قرن بیستویکم با ما بوده. این نگاه، از ما جامعهای ساخته که وقتی نوبت به صحبت آزادانه پیرامون سکس میرسد، بهشدت مضطرب میشود.» او معتقد است که آموزش جنسی این روزها عمدتاً محدود به سکسپرهیزی است، که شامل ارائهی اطلاعات پایهای زیستشناسانه و تاکتیکهای مبتنی بر ترس میشود که خطرات سکس را برجسته میکنند. (۱) در سال ۲۰۱۱ باراک اوباما بودجهی آموزشهای سکسپرهیزی را قطع کرد. (۲)
آموزش جنسی در مدارس ایران وجود ندارد (۳) و اگر هم گاهی کسی درسی بدهد، احتمالاً درس سکسپرهیزی است. ناامید از مدرسه، امیدِ دیگر، خانواده است.
در یک تحقیق که بر روی گروهی از مادران ایرانی انجام شده، اکثر مادران با آموزش گسترده مسائل جنسی به دختران نوجوان مخالف بودند و دلیل اصلی آن را ترس از کنجکاوی و وسوسه شدن نوجوانان برای تجربه روابط جنسی عنوان کردند. (۴) در یک مطالعهی دیگر والدین بر این باور بودند که دادن اطلاعات جنسی به نوجوانان باعث افزایش فعالیت جنسی و ترویج بیبند و باری جنسی در آنها میشود. (۵)
حالا که آموزش جنسی از طرف مدرسه و خانواده لنگ مانده، کسانی این جای خالی را پر میکنند: دوستان. آنها نقش اصلی را در ارائهی اطلاعات جنسی ناقص یا اشتباه دارند (۶). علاوه بر این، سایتهای اینترنتی، برنامههای تصویری اروتیک و جوکهای جنسیتی هم بهعنوان منابع آموزش جنسی استفاده میشوند (۷)
نتیجهی تعلیم و تربیت جنسی ناقص، نیاز به پیشبینی ندارد؛ چون با چشم دیده میشود. از ایدهآلهای جنسی غیرواقعبینانهٔ متاثر از فیلمهای پورن گرفته تا احساس سرگشتگی در مورد هویت جنسی همه از پیامدهای نامبارک بستن چشمها بر واقعیتهای اجتماعی و طبیعی بشر است.
دیگر وقتش رسیده لکلکهای پیری که سالهاست بچهها را میآورند، بازنشسته شوند. گفتوگو پیرامون مسائل جنسی، بهسود همهی ماست.
فرزاد بیان
منابع:
(۱) For Goodness Sex: Changing the Way We Talk to Teens About Sexuality, Values, and Health, Al Vernacchio, Introduction
(۲) Obama Removes All Funding For ‘Abstinence-Only’ Sex Education, https://goo.gl/4MAZD7
(۳) Sexual and Reproductive Health Education in Iranian Schools
(۴) دیدگاهها و نظرات مادران درباره آموزش مسایل جنسی به دختران نوجوان خود: یک مطالعه کیفی
(۵) Assessing Iranian Adolescent Girls’ Needs for Sexual and Reproductive Health Information, p. 6
(۶) همان، ص ۲.
(۷) Developing and testing a sex education program for the female clients of health centers in Iran
طراحی گرافیک اثر Maggie Gaudaen
97/1/24
@bayanz
سالها پیش در سرویس مدرسه، قرار شد یکی از بچهها بدترین خاطرهی عمرش را تعریف کند. میگفت یک روز توی کامپیوتر فیلم «سوپر» میدیده که وسط فیلم به توالت میرود. وقتی برمیگردد، خواهرش در اتاق است و فیلم در حال پخش. از خواهر خواهش و تمنا میکند که به مادر چیزی نگوید. خواهر میرود و چند دقیقهی بعد با مادر برمیگردد. مادر سیلی محکمی به صورتش میزند و تمام سیدیهای اتاقش را خرد میکند. این، اولین و آخرین درس آموزش جنسی، بین مادر و فرزند بود.
در فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، در توضیح «آموزش جنسی» (sex education) آمده است: "آموزشی که میتواند فرصتهایی ساختاریافته برای جوانان فراهم سازد تا نگرشها و ارزشهای خود را واکاوی کنند و برای انتخاب آگاهانه در زندگی جنسی مورد نیازشان، تصمیمگیری و کسب مهارت کنند." چنین آموزشی چقدر شامل حال ما شده؟ و چقدر شامل حال نسلهای بعد از ما میشود؟
اَل ورناچیو، مربی شناختهشدهی جنسی، اوضاع امروز سکس را اینگونه توصیف میکند: «جامعهی آمریکا، از فرط سرکوب جنسی به مرز وسواس جنسی رسیده است.» […] «این ملت توسط کسانی بنا شده که سکس را سرشار از گناه میدیدند و این نگاه منفی به سکس، تا قرن بیستویکم با ما بوده. این نگاه، از ما جامعهای ساخته که وقتی نوبت به صحبت آزادانه پیرامون سکس میرسد، بهشدت مضطرب میشود.» او معتقد است که آموزش جنسی این روزها عمدتاً محدود به سکسپرهیزی است، که شامل ارائهی اطلاعات پایهای زیستشناسانه و تاکتیکهای مبتنی بر ترس میشود که خطرات سکس را برجسته میکنند. (۱) در سال ۲۰۱۱ باراک اوباما بودجهی آموزشهای سکسپرهیزی را قطع کرد. (۲)
آموزش جنسی در مدارس ایران وجود ندارد (۳) و اگر هم گاهی کسی درسی بدهد، احتمالاً درس سکسپرهیزی است. ناامید از مدرسه، امیدِ دیگر، خانواده است.
در یک تحقیق که بر روی گروهی از مادران ایرانی انجام شده، اکثر مادران با آموزش گسترده مسائل جنسی به دختران نوجوان مخالف بودند و دلیل اصلی آن را ترس از کنجکاوی و وسوسه شدن نوجوانان برای تجربه روابط جنسی عنوان کردند. (۴) در یک مطالعهی دیگر والدین بر این باور بودند که دادن اطلاعات جنسی به نوجوانان باعث افزایش فعالیت جنسی و ترویج بیبند و باری جنسی در آنها میشود. (۵)
حالا که آموزش جنسی از طرف مدرسه و خانواده لنگ مانده، کسانی این جای خالی را پر میکنند: دوستان. آنها نقش اصلی را در ارائهی اطلاعات جنسی ناقص یا اشتباه دارند (۶). علاوه بر این، سایتهای اینترنتی، برنامههای تصویری اروتیک و جوکهای جنسیتی هم بهعنوان منابع آموزش جنسی استفاده میشوند (۷)
نتیجهی تعلیم و تربیت جنسی ناقص، نیاز به پیشبینی ندارد؛ چون با چشم دیده میشود. از ایدهآلهای جنسی غیرواقعبینانهٔ متاثر از فیلمهای پورن گرفته تا احساس سرگشتگی در مورد هویت جنسی همه از پیامدهای نامبارک بستن چشمها بر واقعیتهای اجتماعی و طبیعی بشر است.
دیگر وقتش رسیده لکلکهای پیری که سالهاست بچهها را میآورند، بازنشسته شوند. گفتوگو پیرامون مسائل جنسی، بهسود همهی ماست.
فرزاد بیان
منابع:
(۱) For Goodness Sex: Changing the Way We Talk to Teens About Sexuality, Values, and Health, Al Vernacchio, Introduction
(۲) Obama Removes All Funding For ‘Abstinence-Only’ Sex Education, https://goo.gl/4MAZD7
(۳) Sexual and Reproductive Health Education in Iranian Schools
(۴) دیدگاهها و نظرات مادران درباره آموزش مسایل جنسی به دختران نوجوان خود: یک مطالعه کیفی
(۵) Assessing Iranian Adolescent Girls’ Needs for Sexual and Reproductive Health Information, p. 6
(۶) همان، ص ۲.
(۷) Developing and testing a sex education program for the female clients of health centers in Iran
طراحی گرافیک اثر Maggie Gaudaen
97/1/24
@bayanz
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خودم دود میکنم 🚬
«خودم» قرار است دنیا را عوض کند. کار سادهای نیست؛ ولی با مختصر کمکی از مخاطبان به هدفش نزدیکتر میشود.
تولید استودیوی FILM BILDER
به فارسی دوبله کردم تا خودمانیتر شود.
@bayanz
«خودم» قرار است دنیا را عوض کند. کار سادهای نیست؛ ولی با مختصر کمکی از مخاطبان به هدفش نزدیکتر میشود.
تولید استودیوی FILM BILDER
به فارسی دوبله کردم تا خودمانیتر شود.
@bayanz
شکهای عاشقانه
اگر عاشقم نباشی، آیا تکجملهای هست که بگویم و عاشقم شوی؟
اگر عاشقم باشی، آیا تکجملهای هست که بگویم و عشقت بخشکد؟
اگر روزی دیگر در نظرت زیبا نباشم، عاشقم میمانی؟
اگر از روز اول در نظرت زیبا نبودم، باز هم عاشقم میشدی؟
اگر نیمهی تاریک وجودم را ندیدی و عاشقم شدی، عاشق نیمهی روشنم شدهای.
اگر نیمهی تاریک وجودم را میدیدی، باز هم عاشقم میشدی؟ اگر ببینی، باز هم عاشقم میمانی؟
فرزاد بیان
انیمیشن از Claudio Salas
97/1/26
@bayanz
اگر عاشقم نباشی، آیا تکجملهای هست که بگویم و عاشقم شوی؟
اگر عاشقم باشی، آیا تکجملهای هست که بگویم و عشقت بخشکد؟
اگر روزی دیگر در نظرت زیبا نباشم، عاشقم میمانی؟
اگر از روز اول در نظرت زیبا نبودم، باز هم عاشقم میشدی؟
اگر نیمهی تاریک وجودم را ندیدی و عاشقم شدی، عاشق نیمهی روشنم شدهای.
اگر نیمهی تاریک وجودم را میدیدی، باز هم عاشقم میشدی؟ اگر ببینی، باز هم عاشقم میمانی؟
فرزاد بیان
انیمیشن از Claudio Salas
97/1/26
@bayanz
❤1
Forwarded from بَیان
👆👆👆
توضیح فیلمساز: «ما آدمها به اشکال گوناگونی عاشق میشویم. شکلهایی که شاید دوستشان داشته و یا نداشته باشیم. اما عشق یک کلِّ بههم پیوسته است. ما تکههای آنیم. عشق دربارهی رنج، رشد و تغییر است. پس از آن که همهاش را با هم بپذیرید، خواهید دید که چه چیز زیبا و آرامیست.» — Xiya Lan
توضیح فیلمساز: «ما آدمها به اشکال گوناگونی عاشق میشویم. شکلهایی که شاید دوستشان داشته و یا نداشته باشیم. اما عشق یک کلِّ بههم پیوسته است. ما تکههای آنیم. عشق دربارهی رنج، رشد و تغییر است. پس از آن که همهاش را با هم بپذیرید، خواهید دید که چه چیز زیبا و آرامیست.» — Xiya Lan
با کسی به date میرید. همهچی عالی پیش میره و مشخصه از هم حسابی خوشتون اومده. اما فرداش که بهش مسیج میدید سین نمیشه و ۲ بار هم که زنگ میزنید جواب نمیده. چه فکری میکنید؟ چه میکنید؟
این سوال را در استوری اینستاگرامم گذاشتم. پاسخها را در ۵ دسته طبقهبندی کردم. گزیدهای از آنها را در ادامه میخوانید.
🔸 کاری نمیکنم تا خبری ازش بشه
▪شاید مشکلی واسش پیش اومده. دیگه پیامی نمیدم و زنگ نمیزنم و منتظر میشم تا خودش خبری ازش بشه.
▪با توجه به شناخت کم فکر خاصی نمیکنم. صبر میکنم.
▪ فکر میکنم کاری براش پیش اومده که نمیتونه به گوشیش دسترسی داشته باشه، صبر میکنم تا جواب بده.
🔸 آدم خوبی نیست
▪فکر میکنم که عجب آدمایی پیدا میشنا! بعدشم میفهمم که این ماجرا همونجا باید تموم شه وگرنه ازین رابطههای مریضگونه که روی آرامشو نمیبینی میشه...
▪غیر قابل اعتماد! هیچی استرس میشم، غصه میخورم، استرس میشم غصه میخورم... سعی میکنم فراموش کنم، فراموش نمیکنم... این ماجرا ادامه دارد.
▪گذاشتتم سر کار، میخواسته یه حالی بکنه و بره، دست خودم نیست ولی راحت نمیتونم کسی رو باور کنم.
🔸 فکر کرده به هم نمیخوریم
▪هيچ كاری نمیكنم بيخيالش میشم، فكر میكنم حتما رفته فكر كرده ديده با هم اوكی نمیتونيم باشيم
▪تظاهر میکرده خوشش اومده در واقع نیومده :)
▪شاید اشتباه کردی که ازت خوشش اومده شاید خوشش نیومده
▪نمیخواد مستقیم نه بگه. کاریش نمیشه کرد. میریم سراغ بعدی.
🔸 پای نفر سومی در میان است
▪دوست دختر داشته. هیچی دیگه پیگیرش نمیشیم
▪فکر میکنم که یه بهتر از منو پیدا کرده!
🔸 اگر خبری نشد...: کات.
▪منتظر میمونم جواب بده، حتما دسترس نیست یا فعلا نتونسته جواب بده، اگرم کلا جوابی نیاد میفهمم که نمیخواد ادامه بده... ولی بهتره جواب بده که ما مناسب هم نیستیم.
▪منتظر میشم سر و کلهش پیدا شه اگه بیشتر از یکیدو روز طول بکشه دورشو خط میکشم چون دوست ندارم دوباره اتفاق بیفته و این قضیه احتمالا براش عادیه.
▪منتظر میمونم جواب بده یا زنگ بزنه. اگه نزد هم فراموش میکنم. ولی قضاوت نمیکنم.
▪خیلی حس بدیه اولش صبر میکنم خیلی، حتی به طرف زنگ میزنم، اگه دیدم تو آبنمکم من خودم کات میکنم سریع.
انیمیشن از Mighty Oak
@bayanz
این سوال را در استوری اینستاگرامم گذاشتم. پاسخها را در ۵ دسته طبقهبندی کردم. گزیدهای از آنها را در ادامه میخوانید.
🔸 کاری نمیکنم تا خبری ازش بشه
▪شاید مشکلی واسش پیش اومده. دیگه پیامی نمیدم و زنگ نمیزنم و منتظر میشم تا خودش خبری ازش بشه.
▪با توجه به شناخت کم فکر خاصی نمیکنم. صبر میکنم.
▪ فکر میکنم کاری براش پیش اومده که نمیتونه به گوشیش دسترسی داشته باشه، صبر میکنم تا جواب بده.
🔸 آدم خوبی نیست
▪فکر میکنم که عجب آدمایی پیدا میشنا! بعدشم میفهمم که این ماجرا همونجا باید تموم شه وگرنه ازین رابطههای مریضگونه که روی آرامشو نمیبینی میشه...
▪غیر قابل اعتماد! هیچی استرس میشم، غصه میخورم، استرس میشم غصه میخورم... سعی میکنم فراموش کنم، فراموش نمیکنم... این ماجرا ادامه دارد.
▪گذاشتتم سر کار، میخواسته یه حالی بکنه و بره، دست خودم نیست ولی راحت نمیتونم کسی رو باور کنم.
🔸 فکر کرده به هم نمیخوریم
▪هيچ كاری نمیكنم بيخيالش میشم، فكر میكنم حتما رفته فكر كرده ديده با هم اوكی نمیتونيم باشيم
▪تظاهر میکرده خوشش اومده در واقع نیومده :)
▪شاید اشتباه کردی که ازت خوشش اومده شاید خوشش نیومده
▪نمیخواد مستقیم نه بگه. کاریش نمیشه کرد. میریم سراغ بعدی.
🔸 پای نفر سومی در میان است
▪دوست دختر داشته. هیچی دیگه پیگیرش نمیشیم
▪فکر میکنم که یه بهتر از منو پیدا کرده!
🔸 اگر خبری نشد...: کات.
▪منتظر میمونم جواب بده، حتما دسترس نیست یا فعلا نتونسته جواب بده، اگرم کلا جوابی نیاد میفهمم که نمیخواد ادامه بده... ولی بهتره جواب بده که ما مناسب هم نیستیم.
▪منتظر میشم سر و کلهش پیدا شه اگه بیشتر از یکیدو روز طول بکشه دورشو خط میکشم چون دوست ندارم دوباره اتفاق بیفته و این قضیه احتمالا براش عادیه.
▪منتظر میمونم جواب بده یا زنگ بزنه. اگه نزد هم فراموش میکنم. ولی قضاوت نمیکنم.
▪خیلی حس بدیه اولش صبر میکنم خیلی، حتی به طرف زنگ میزنم، اگه دیدم تو آبنمکم من خودم کات میکنم سریع.
انیمیشن از Mighty Oak
@bayanz
بهطور اتفاقی، آدم جذابی رو در کتابفروشی ملاقات میکنید و چند جملهی خوشایند ولی نهچندان تعیینکننده بین شما رد و بدل میشه. موقع رفتن میگه «از آشنایی باهات خوشحال شدم، به امید دیدار». بعدش چه کار میکنید؟
در ادامه، گزیدهای از پاسخها را که برای این سوال در اینستاگرامام جمع شده، در ۴ دسته میخوانید. شاید بخواهید پیش از خواندن ادامهی نوشته، ابتدا پاسخ خودتان را در ذهن مرور کنید...
🔸 برقراری راهی برای ارتباط
▪احتمالا شماره تلفنشو میگیرم
▪شمارمو میدم بهش
▪اگه حس نکنم طرف عنه و خودشو گرفته، و اعتماد به نفسم بالا باشه و تنها باشم، بهش میگم بریم یه قهوه بخوریم؟
▪بهش میگم خوش حال میشم دوباره ببینمتون... بیشتر کجاها میتونم پیداتون کنم!؟
🔸 به امید دیدار، بدون برقراری راهی برای ارتباط
▪بیشتر سعی میکنم به اون کتابخونه سر بزنم
▪آرزو میکنم هفته بعد موقع خرید کتاب بازم ببینمش
▪همچنین، خدانگهدار، اما تا یه اخر روز ذهنمو به خودش درگیر میکنه و سعی میکنم پیداش کنم
🔸 درسته که جذاب بود، ولی...
▪همه آدما تو نگاهِ اول جذابن! پس زياد توجه نمیكنم و خداحافظی میكنم.
▪میرم و تو ذهنمه ای بابا کاشکی دوستم میشد ولی بعد میگم نه بابا آدما همینجوری بدون پیشزمینه اعتماد نمیکنن.
🔸 خداحافظی و پایان ارتباط
(بیشتر پاسخها در این دسته قرار گرفتند)
▪لبخند میزنم میگم همچنین و میرم بیرون
▪میگم منم همینطور و خداحافظی :)
▪میگم منم همینطور و میرم
انیمیشن از Pedro Miranda Filho
@bayanz
در ادامه، گزیدهای از پاسخها را که برای این سوال در اینستاگرامام جمع شده، در ۴ دسته میخوانید. شاید بخواهید پیش از خواندن ادامهی نوشته، ابتدا پاسخ خودتان را در ذهن مرور کنید...
🔸 برقراری راهی برای ارتباط
▪احتمالا شماره تلفنشو میگیرم
▪شمارمو میدم بهش
▪اگه حس نکنم طرف عنه و خودشو گرفته، و اعتماد به نفسم بالا باشه و تنها باشم، بهش میگم بریم یه قهوه بخوریم؟
▪بهش میگم خوش حال میشم دوباره ببینمتون... بیشتر کجاها میتونم پیداتون کنم!؟
🔸 به امید دیدار، بدون برقراری راهی برای ارتباط
▪بیشتر سعی میکنم به اون کتابخونه سر بزنم
▪آرزو میکنم هفته بعد موقع خرید کتاب بازم ببینمش
▪همچنین، خدانگهدار، اما تا یه اخر روز ذهنمو به خودش درگیر میکنه و سعی میکنم پیداش کنم
🔸 درسته که جذاب بود، ولی...
▪همه آدما تو نگاهِ اول جذابن! پس زياد توجه نمیكنم و خداحافظی میكنم.
▪میرم و تو ذهنمه ای بابا کاشکی دوستم میشد ولی بعد میگم نه بابا آدما همینجوری بدون پیشزمینه اعتماد نمیکنن.
🔸 خداحافظی و پایان ارتباط
(بیشتر پاسخها در این دسته قرار گرفتند)
▪لبخند میزنم میگم همچنین و میرم بیرون
▪میگم منم همینطور و خداحافظی :)
▪میگم منم همینطور و میرم
انیمیشن از Pedro Miranda Filho
@bayanz
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقارن ⭕ Symmetry
این فیلم با تدوین ویدیوهای مختلفی که از جاهای مختلف جمعآوری شدهاند، ساخته شده است.
🏆 منتخب برترینهای سال Vimeo
🎬 کاری از: Brendan Lynch
@bayanz
این فیلم با تدوین ویدیوهای مختلفی که از جاهای مختلف جمعآوری شدهاند، ساخته شده است.
🏆 منتخب برترینهای سال Vimeo
🎬 کاری از: Brendan Lynch
@bayanz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پاسخها (Answers)
اگر میتوانستید پاسخ هر سوالی را که تا حالا دربارهی زندگیتان داشتید بگیرید، چه سوالی میپرسیدید؟
⚠ حاوی صحنههایی از آمیزش جنسی که شاید همه مایل به تماشا نباشند.
@bayanz
اگر میتوانستید پاسخ هر سوالی را که تا حالا دربارهی زندگیتان داشتید بگیرید، چه سوالی میپرسیدید؟
⚠ حاوی صحنههایی از آمیزش جنسی که شاید همه مایل به تماشا نباشند.
@bayanz
درد آنچه برفت رنگین است!
با کسی در رابطهی عاطفی هستید. رابطه بهطور توافقی تموم میشه. آیا به دنبال کردن او در شبکههای اجتماعی ادامه میدید؟ و اگه دنبالش میکنید، دیدن پستهای اون شخص – که قبلاً با شما در رابطه بوده و حالا نیست – چه حسی داره؟
بیشتر پاسخدهندهها (۸۵٪) به دنبال کردن طرف مقابل در شبکههای اجتماعی پس از پایان رابطهی عاطفی ادامه میدهند. موضوعی که توجه مرا بسیار به خودش جلب کرد این بود که تقریباً هیچکسی احساس خوبی در قبال دیدن پستها ندارد (بجز ۲ استثنا). حسهای گزارششده بیشتر شامل ناراحتی، تنفر، حسادت، کنجکاوی توام با حس بد، و بیتفاوتی میشوند. این که چرا بیشتر ما، علیرغم این احساسات منفی، همچنان به دنبال کردن شخصی که قبلاً با او در رابطه بودهایم ادامه میدهیم، احتمالاً نیازمند توضیحی چندوجهی (روانشناختی-تکنولوژیک-...) است.
گزیدهای از پاسخها را در ادامه میخوانید:
🔸دنبال میکنم – حس خوبی ندارم
▪بله متاسفانه دنبال می کنم خیلی هم مریضوار! حس خراشیدن و کندن روی زخمی که تازه خشک شده!
▪احساس جان کندن.
▪دلتنگی همراه با تنفری ریز.
▪حسادت و مرور خاطرات.
▪ناراحتکننده و شاید خیلی هم باعث کنجکاوی و هیجان بشه.
▪حس بدیه دیگه، بالاخره یه تیکه از آدمه که دیگه نیست.
▪گاهی به خودم میگیرم و فکر میکنم راجع به منه. بعضی اوقات هم فکر میکنم منظورش شخص بعد از منه.
🔸 دنبال میکنم - کمکم عادی میشه
▪اگه اولای کات باشه یه حس بدی دارم و کنجکاوی شدید که الان چه گویی میخوره. یه کم که میگذره نگاه میکنم و هی میخندم بهش. بیشتر که میگذره دیگه کلن نگاه نمیکنم یادم میره :))
▪اوایل برام خیلی مهم بود که مثلا طرف چه توئیتی کرده یا چه پستی گذاشته تا حالشو بدونم (یه نوع تمایل به دونستن اینکه آیا اون هم مثل من غمگینه یا نه!) ولی الان چون از قضیه عبور کردم حقیقتا عین یه ادم معمولی شده پستاش واسم.
▪توی روزای اول بعد از تموم شدن رابطه اين كارو كردم ولی با گذشت زمان خود به خود فراموش شد.
🔸 دنبال میکنم – احساس خاصی ندارم
▪حس خاصی ندارم دیگه. چون مطمئناً علاقهای واقعا بهش ندارم. هردو تو روابط دیگهای هستیم.
▪حس خاصی نداره.
▪کاملا خنثی.
🔸 دنبال نمیکنم
▪چون خیلی احساساتیام و تموم کردن رابطه به طور توافقی مستلزم به کار انداختن منطقه. با دنبال کردنش دوباره هی احساساتم بیخودی زنده میشه.
▪چون باعث قلقلک دادن آدم میشه و حال و احوالای کوتاه مدت دوباره منجر به تکرار خاطرات میشه.
▪دنبال نمیکنم که نبینم و کلا ازش بیخبر باشم. اینطوری راحت تر بنظرم.
انیمیشن از Marc Armspach.
@bayanz
با کسی در رابطهی عاطفی هستید. رابطه بهطور توافقی تموم میشه. آیا به دنبال کردن او در شبکههای اجتماعی ادامه میدید؟ و اگه دنبالش میکنید، دیدن پستهای اون شخص – که قبلاً با شما در رابطه بوده و حالا نیست – چه حسی داره؟
بیشتر پاسخدهندهها (۸۵٪) به دنبال کردن طرف مقابل در شبکههای اجتماعی پس از پایان رابطهی عاطفی ادامه میدهند. موضوعی که توجه مرا بسیار به خودش جلب کرد این بود که تقریباً هیچکسی احساس خوبی در قبال دیدن پستها ندارد (بجز ۲ استثنا). حسهای گزارششده بیشتر شامل ناراحتی، تنفر، حسادت، کنجکاوی توام با حس بد، و بیتفاوتی میشوند. این که چرا بیشتر ما، علیرغم این احساسات منفی، همچنان به دنبال کردن شخصی که قبلاً با او در رابطه بودهایم ادامه میدهیم، احتمالاً نیازمند توضیحی چندوجهی (روانشناختی-تکنولوژیک-...) است.
گزیدهای از پاسخها را در ادامه میخوانید:
🔸دنبال میکنم – حس خوبی ندارم
▪بله متاسفانه دنبال می کنم خیلی هم مریضوار! حس خراشیدن و کندن روی زخمی که تازه خشک شده!
▪احساس جان کندن.
▪دلتنگی همراه با تنفری ریز.
▪حسادت و مرور خاطرات.
▪ناراحتکننده و شاید خیلی هم باعث کنجکاوی و هیجان بشه.
▪حس بدیه دیگه، بالاخره یه تیکه از آدمه که دیگه نیست.
▪گاهی به خودم میگیرم و فکر میکنم راجع به منه. بعضی اوقات هم فکر میکنم منظورش شخص بعد از منه.
🔸 دنبال میکنم - کمکم عادی میشه
▪اگه اولای کات باشه یه حس بدی دارم و کنجکاوی شدید که الان چه گویی میخوره. یه کم که میگذره نگاه میکنم و هی میخندم بهش. بیشتر که میگذره دیگه کلن نگاه نمیکنم یادم میره :))
▪اوایل برام خیلی مهم بود که مثلا طرف چه توئیتی کرده یا چه پستی گذاشته تا حالشو بدونم (یه نوع تمایل به دونستن اینکه آیا اون هم مثل من غمگینه یا نه!) ولی الان چون از قضیه عبور کردم حقیقتا عین یه ادم معمولی شده پستاش واسم.
▪توی روزای اول بعد از تموم شدن رابطه اين كارو كردم ولی با گذشت زمان خود به خود فراموش شد.
🔸 دنبال میکنم – احساس خاصی ندارم
▪حس خاصی ندارم دیگه. چون مطمئناً علاقهای واقعا بهش ندارم. هردو تو روابط دیگهای هستیم.
▪حس خاصی نداره.
▪کاملا خنثی.
🔸 دنبال نمیکنم
▪چون خیلی احساساتیام و تموم کردن رابطه به طور توافقی مستلزم به کار انداختن منطقه. با دنبال کردنش دوباره هی احساساتم بیخودی زنده میشه.
▪چون باعث قلقلک دادن آدم میشه و حال و احوالای کوتاه مدت دوباره منجر به تکرار خاطرات میشه.
▪دنبال نمیکنم که نبینم و کلا ازش بیخبر باشم. اینطوری راحت تر بنظرم.
انیمیشن از Marc Armspach.
@bayanz
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن «اوه گوسفند!»
دو چوپان همهی زورشان را میزنند که گوسفندهایشان با هم قاطی نشوند؛ اما گوسفندها علاقهای به تفکیک شدن ندارند.
⚠️ +۱۲ سال (حاوی صحنههای خون و خونریزی)
@bayanz
دو چوپان همهی زورشان را میزنند که گوسفندهایشان با هم قاطی نشوند؛ اما گوسفندها علاقهای به تفکیک شدن ندارند.
⚠️ +۱۲ سال (حاوی صحنههای خون و خونریزی)
@bayanz