بَیان
8.47K subscribers
171 photos
112 videos
5 files
214 links
می‌خوانم. می‌نویسم.

ایکس (توییتر سابق):
https://x.com/farzad_bayan

اینستاگرام:
https://instagram.com/farzad.bayan
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ افراد از آنچه در شبکه‌های اجتماعی می‌بینید غمگین‌تر هستند

🎬 فیلم کوتاه ?What's on your mind ساخته‌ی Shaun Higton

@bayanz
Audio
2
👆 Lyrics

توحشت امي وفرشي الدافي و خويا
زين ايامي و صغر احلامي و بويا
توحشت الليل و ريحت الياسمين

زنقت داري قوايل حس و دوه
جري شوارع كبر اقواس الحومه
توحشت الليل و الكرمه كيف تميل

خزره وغمزه و عشق الطفله الآولي
وقت الكلمه عسل يدين محلوله
توحشت الليل و ريحت الياسمين

توحشت امي و خرافات الغوله
قهوة اختي و ضحكه موش مغصوره
توحشت سنين و ريحت الياسمين

توا ساكن بر الناس براسي
بري بعيد و باقي الحسره نواسي
توحشت سماك و نفني بش نلقاك
I miss my mum,
warm bed and my little brother
My young fresh days, little dreams and father
I miss the night; and the smell of the jasmin * 2

My neighborhood, zenith sun and it noise
Crossing the streets, running under the domes
I miss that night, and rising tree that bent * 2

One look, a blink of eye, the first one's love
Times when it was sweet and open arms
I miss the night; and the smell of the jasmin * 2

I miss my mum and her fairy tales
My sister's coffee and her bright smile
I miss the kindness and the smell of jasmin * 2

Now I'm taking loneliness as home Stranger, far, and mermories to comfort me I miss your sky, and I could die to see it again * 2

برگرفته از:
http://yumatheduo.blogspot.com/2016/06/blog-post_29.html

@bayanz
⁣برای آنها که می‌پندارند در زندگی خود «هیچ» نکرده‌اند

"یک نجار دوره‌گرد ضمن سفرهای خود به درخت بلوط غول‌آسای کهنسالی که در کنار یک محراب روستایی قرار داشت برخورد کرد. نجار به شاگرد خود که در حال تحسین درخت بلوط بود گفت: «درخت بی‌فایده‌یی‌ست. اگر با آن کشتی بسازیم خیلی زود می‌پوسد. اگر با آن ابزار کار درست کنیم خیلی زود می‌شکند. این درخت به درد هیچ کاری نمی‌خورد، برای همین هم کهنسال شده است.»

همان شب نجار در میهمانسرای میان را خواب درخت بلوط را دید. درخت در خواب به او گفت: «چرا تو مرا با درخت‌های دست‌پرورده‌ی خودتان مانند آلیچ، گلابی، پرتقال، سیب و سایر درختان میوه مقایسه می‌کنی؟ شاخ و برگ آنها حتی پیش از رسیدن میوه‌هایشان به‌دست مردم شکسته می‌شود. و همین ثمرشان، سبب آزارشان می‌شود و هیچکس نمی‌گذارد تا پایان عمر طبیعی خود راحت زندگی کنند. همه‌جا همینطور است و برای همین هم من مدت‌ها پیش کوشیده‌ام تا کاملاً بی‌مصرف شوم. ای موجود فانی بیچاره! آیا فکر می‌کنی اگر من مفید بودم می‌گذاشتند اینقدر تنومند شوم؟ وانگهی من و تو هر دو آفریده‌ی خداوندیم، پس به چه حقی می‌توانیم درباره‌ی یکدیگر به قضاوت بنشینیم؟ آه ای فانی بی‌فایده! تو از بی‌فایده بودن درختان چه می‌دانی؟»

[…]

نجار به‌خوبی مفهوم خواب خود را فهمیده بود و دریافته بود که به سرانجام رساندن سرنوشت، خود بزرگترین کامیابی بشر است.
[…]

هر کدام از ما به شیوه‌ا‌ی منحصربه‌فرد انکشاف می‌یابیم و بنابراین حتی نیم‌نگاهی به انکشاف دیگران هم کاملاً بیهوده است. هرچند بسیاری از مسائل انسانی مشابهند اما هرگز یکسان نیستند. همه‌ی درختان کاج شبیه یکدیگرند (زیرا اگر جز این باشد ما آنها را کاج نمی‌دانیم) اما هیچکدام عین دیگری نیست. به سبب همین شباهت و تفاوت است که دادن نظر کلی درباره‌ی گونه‌های بیشمار فرایند فردیّت دشوار می‌نماید. و درواقع هرکس کاری را به سرانجام می‌رساند که با کار فردی دیگر متفاوت است و تنها در انحصار خود اوست."

-- برگرفته از «انسان و سمبولهایش»؛ نشر جامی، ص ۲۴۶

@bayanz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه می‌شد اگر می‌توانستیم برای لحظه‌ای از زندگی روتین روزمره‌مان بگریزیم؟ یک قدم، فقط یکی، که ما را فرسنگ‌ها دور کند، در یک ثانیه، در یک چشم‌به‌هم زدن، در یک «شونپو 瞬歩»
@bayanz
«۱۰۰۰ تومان یعنی چقدر؟» — این قسمت: غلّات 🍞 👇