بتمن 🦇
967 subscribers
68 photos
9 videos
22 links
باهم گفتگو کرده و یکدیگر را جاج می‌کنیم. 🙏

https://t.me/MrBot?start=masih
Download Telegram
#فوری سلام بچه ها لطفا خیلی فوری به این آگهی توجه کنید
اینجا یه کوچولوی امدادی داریم که جلوی خونه یکی از ممبرهای چنل، سرپرستش رهاش کرده به خاطر بیماریش و هزینه هاش
یه سنگ توی کلیه‌اش داره و یکی هم توی مجرای ادرارش بخاطر تغذیه نامناسب، براش تخلیه با سوند گذاری انجام می‌دن و خودش نمیتونه به خاطر مانع و سنگ، همون‌طور که می‌بینید ادرارش هم به دلیل آسیب سنگ خونی شده
تا الان سرم تراپی و تنقیه شده(مشکل گوارشی هم داره)و 3 روز هر 12 ساعت سرم داشته و تنقیه و شستشوی مثانه و... و در نهایت باید با جراحی خیلی فوری سنگ ها خارج شن
هزینه جراحی حدودا ۱۵ میلیون هست و با مراقبت های بعدش حدودا ۲۰ میلیون لازم داره
💔نینی رها شده بوده و الان فقط شما و امدادگرش رو داره که ایشون هم گربه‌های امدادی دیگه هم دارن و تنهایی نمیتونن لطفا کنارش باشید با هر مبلغی که میتونید تا زودتر جراحی شه❤️
مراحل درمان قرار می‌گیره مثل امدادهای قبلی، ستاره، نور و سایر بچه‌ها
صندوق چنل جهت کمک:
6037991934802376
یا
5894631220889992
پاژخ
با پخش این آگهی هم میتونید به نینی کمک کنید
171
1843
میشه یه سوال بپرسم اگه شد نظر بقیه دوستانم بدونم،من تو رابطه با کسی هستم که اصلا نمیخواد بقیه خبرداشته باشن که باهمیم اما اصلا حس نمیکنم بهم خیانت بکنه،ولی چندسری اومد بهم گفت که اره الان تو جمع خانوادگی بودم فلان نوتیفت اومد دیدن و گیردادن بهم بعد من ناراحت شدمو بهش گفتم که چرا مگه اینکه راجب من بدونن کجاش بده؟مثلا خجالت میکشی از بامن بودن؟گفتش که نه و اگه فامیل و رفیقام بدونن که باهمیم خیلی اذیتم میکنن و گیر میدن و اینا ولی من واقعا فکر نمیکنم دلیل اصلی نگفتنش اینا باشه😭
161
اگه هنوز کوچیک‌ترین حسی به نفر قبلی داری، تو رابطه جدید نرو.
24
رفتم که فراموش کنم و با خودم گفتم کم کم حس به نفر بعدی پیدا میکنم ولی بعد ۴ ماه همه جا به یادشم

https://t.me/BatmanSaid/409
154
بابت اشتباهات گذشتت خودت رو سرزنش نکن، به جاش ازشون درس بگیر، تو با تجربه و دانشی که اون زمان داشتی سعی کردی بهترین تصمیم رو بگیری. بعضی چیزهارو نمی‌شه زودتر فهمید، باید زندگی کرد، باید اشتباه کرد و باید تاوانشو داد.
16123
سلام آقای جلیلوند☕️
امیدوارم حالتون خوب باشه.....
چنل جالبی دارید و خواستم منم یه بهره ای ازش ببرم...چونکه زیاد اطرافم آدمای منطقی ای که بخوان توی این مورد به من کمک کنن ندارم.
من با شخصی وارد رابطه بودم که میتونم بگم از اول عمرم تا الان که بیست و خورده ای سال سن دارم کنارش بودم(روابط درون فامیلی🤓)
وقتی حدود هفده هجده سالم بود برای اولین بار با ایشون که نسبتشون میشه دوست خانوادگی نزدیک وارد رابطه شدم(مادرامون همکلاسی بودن و بعد ازدواج همسایه هم شدن) و اینکه مادربزرگ هامون فامیل بودن...
خلاصه با ایشون وارد رابطه شدم....
گذشت گذشت
رفت یه دانشگاه خوب منم کنکور دارم و یه سری مسائل دیگه.... رفتم سر کار خودم..
خلاصه این قضیه تحصیل و یک مقدار مخالفت خانواده من بابت ارتباط توی سن کم از هم مدتی دور شدیم...
حدود یک سال از دانشگاه رفتنم که گذشت دوباره برگشتیم به هم
خانواده هم دیگه مشکلی نداشت
ولی دیگه یکم همه چیز فرق می‌کرد.
آدما مسیر زندگی خودشون رو ممکنه از قبل برنامه ریزی بکنن...
ممکنه یکی توی برنامه ریزی اونا و توی آیندشون حضور داشته باشه
ممکنه کم رنگ باشه ممکنه پر رنگ باشه
خلاصه
جدا از اینکه همچنان ایشون رو بابت اخلاق و تربیت درست...شخصیت و متانت و هر چیزی دیگه ای تحسین میکنم و بهشون احترام میذارم
احساس کردم این شخص من رو اونقدر که هستم و همیشه بودم جدی نمیبینه و فکر میکنه من نمیتونم به صورت مستقل برای خودم برنامه بریزم و زندگیم رو جلو ببرم....
مثلا چطور؟
در حالی که من توی ذهنم برای آینده‌ خودم یک سری برنامه و نقشه دارم
ایشون به من پیشنهاد برنامه ای رو میده که خودش مناسب میبینه و خودش حضور کامل و پر رنگی داره
مثلا بیا به این کشور بریم برای تحصیل
به این رشته بریم
این بهتره...من این رو بهتر میبینم
شاید فکر کنید در باب پیشنهاد بوده
ولی خیر...منم دوست داشتم برای پیشنهاد می‌بود ولی انقدر پافشاری میکرد که شبیه پیشنهاد به نظر نمی‌رسید

مبحث ازدواج و تشکیل خانواده انقدر باعث اذیت من میشد که من میترسیدم بحث این قضیه رو باز کنم
من به ازدواج توی این شرایط و توی این مملکت و توی این اوضاع جامعه و حتی بیشتر توی این سن اصلا فکر نميکنم....اصلا توانش رو ندارم....اصلا بلد نیستم(حتی فکر میکنم بچه به دنیا آوردن توی این جامعه گناهه)
ولی ایشون هر بار که صحبت از آینده میشد با گفتن اینکه "اصلا من توی زندگیت در آینده جایی دارم فکر میکنی یا نه"
انقدر باعث عذاب وجدان من میشد که گاهی و حتی هنوز فکر میکنم من چه آدم مزخرف و نفرت انگیزی هستم که اصلا به مبحث تشکیل خانواده با این شخص فکر نمی‌کنم.....
یه حرف دیگه ای که می‌زد این بود
"اصلا به من علاقه داری؟ اصلا من رو دوست داری؟ من برات مهمم؟ برای من حاضری چیکار بکنی"
ما بارها صحبت میکردیم....اینکه قصد داریم چیکار کنیم
زندگیمون‌ رو چجوری پیش میبریم در آینده
ولی من همیشه احساس میکردم دارم بین حرف ها و نظرات و برنامه های اون نادیده گرفته میشم...


پس برنامه های من چی؟ پس آینده مد نظر من چی؟ میشه منم حرف بزنم؟
اینا افکار توی ذهنم بود☝️🏻

گذشت گذشت گذشت تا که بهار امسال
انگار اومده بود برای یه بار حرفش رو بزنه و بره
"من میخوام برم هلند با من میای یا نه"

گاهی با خودم فکر میکنم ما که فامیل محسوب میشیم.....تو خانواده من و من خانواده تو رو میشناسم
من باید با تو کجا بیام؟ با چه پشتوانه ای؟ آیا از شرایط من و خانواده ‌ام خبر نداری؟

این رو گفتم بهش و بهم گفت با من بیا
من همه چیز رو درست میکنم و بعدا هم با هم ازدواج میکنیم دیگه... پول من و تو نداره

همیشه اون بود ولی من نبودم....
مدام من من من من من من میکرد...

احساس کردم دارم کوچیک میشم....احساس چیه بابا خورد شدم اصلا
من چقدر براش ارزش داشتم؟ من و به چه چشمی میبینه؟ بعد این همه سال رابطه باید به من بگه من دارم میرم میای یا نه؟
آدمی نبود که دنبال دوز و کلک باشه....یا علاقه ای که بهم داشت فقط سطحی و گذری و موقت باشه
ولی چرا اینجوری شد؟

آخرش من بهش گفتم نه.......من میخوام ایران بمونم....نمیخوام الان خانواده‌م رو تنها بذارم(ما زیاد آدم های وابسته به خانواده ای نبودیم هر کدوم سر کار و شغل خودمون بودیم و خانواده هم تصمیم رو به عهده خودمون گذاشته بود در هر صورت مهاجرت یه روزی توی برنامه‌‌مون بود)

خرداد ماه تقریبا برای همیشه رفت و از اونجایی که جواب منفی من برای رفتن به خارج از کشور رو جواب منفی به خودش تلقی کرد رابطمون رو تموم کردیم و رفت

و من الان که دو سه ماهی گذشته هنوز هر شب هر صبح و هر لحظه فکر میکنم که من چیکار کردم؟
تقصیر من بود؟
باید قبول میکردم؟
اگه یه روزی پشیمون بشم؟
ممنون میشم جواب من رو هم مثل بقیه بدید و از بقیه دوستان هم ممنون میشم جوابی که دارن رو بهم بدن حتما پیام های چنلتون رو چک میکنم.
3
سوالم اینه که ..

من اصلا زیادی با آدما گرم نمیگیرم، زیادی هم که نه اصلا نمیتونم ارتباط بگیرم خصوصا با همسن و سالام این نکته مثبتیه تو دانشگاه؟چون میگن تو دانشگاه با کسی دوست نشو


و سوالی که ذهنمو خیلی درگیر کرده
چون دانشگاه شهرمون اصلا وضع و امکانات خوبی نداره میخوام برای دانشگاه برم شهر دیگه که خب با خونمون مسافت زیادی داره و مجبورم بمونم خوابگاه..
از چند نفر راجب خوابگاه اینا شنیدم که میگن توی خوابگاه این که این کفشه منه این لباس منه این شونه‌ی منه این غذای منه نداریم و یجوری مثل خانواده زندگی میکنن و توی یسری چیزا مشترکن و همینطور میگن که خوابگاه اگه زیادی وسواس و بهداشتی هستی جای مناسبی برای تو نیست درسته؟
اگه اینطوره چیکار کنم چجور رفتاری با هم‌اتاقیام داشته باشم😭(نمیدونم چجوری بگم ولی من زیادی رو وسایل و لوزام شخصیام و غیره حساسم و بهداشت خیلی برام مهمهه این شاید از دید خیلیا وسواسی باشه).
شاید یه سوال سطحی باشه ولی حقیقتا خیلی ذهنمو درگیر کرده
8
21