Forwarded from MrBot - Anonymous Message
چند وقت پیش با پارتنرم سر اینکه شب یهویی با دوستش رفت بیرون و وسط چت و حرف زدن من درباره یکی از مشکلاتم ،شبخیر گفت یکمی بحثمون شد فرداش و من ازش توقع داشتم بابت ناراحتی من و اینکه خیلی گریه کرده بودم و اینا ببخشید بگه یا کمی ناز بکشه ولی خیلی سفت و سخت برگشت گفت من بابت کاری ک نکردم ببخشید نمیگم و اگر مشکلی با این قضیه داری توی ادامه رابطه تجدید نظر کن
و حقیقتا حس میکنم ارزشی براش ندارم چون سر اینکه وقت نمیزاره و اصلا ناز نمیکشه و یهویی میزاره میره تا چندین ساعت اینا چن باری بحثمون شده و معتقده من حساسم الکی الان حس میکنم اهمیتی براش ندارم
و حقیقتا حس میکنم ارزشی براش ندارم چون سر اینکه وقت نمیزاره و اصلا ناز نمیکشه و یهویی میزاره میره تا چندین ساعت اینا چن باری بحثمون شده و معتقده من حساسم الکی الان حس میکنم اهمیتی براش ندارم
MrBot - Anonymous Message
چند وقت پیش با پارتنرم سر اینکه شب یهویی با دوستش رفت بیرون و وسط چت و حرف زدن من درباره یکی از مشکلاتم ،شبخیر گفت یکمی بحثمون شد فرداش و من ازش توقع داشتم بابت ناراحتی من و اینکه خیلی گریه کرده بودم و اینا ببخشید بگه یا کمی ناز بکشه ولی خیلی سفت و سخت برگشت…
وسط درددل و بیان ناراحتیات خیلی شیک یک «شببخیر» پرت کند و برود، [به نظر من] نوعی بیتفاوتی و نادیده گرفتن است! در یک رابطه حداقلی و سالم، وقتی طرف مقابلت دارد از غصهاش حرف میزند، کمترین کار این است که گوش شنوا باشد یا حداقل با احترام بگوید الان امکانش نیست و بعداً صحبت میکنیم؛ نه اینکه درست وسط حرفت در را ببندد و پشت سرش را هم نگاه نکند.
نواکنش شاهکار بعدی یعنی «اگر مشکلی داری تجدید نظر کن»، یک زنگ خطر و هشدار کاملاً جدی است. این رفتار رسماً باجگیری عاطفی و نشانه باد غرور ناسالم اوست؛ به جای اینکه پای حرفت بنشیند، بفهمد چقدر اشک ریختی و دلجویی کند، سریع چماقِ تهدید به جدایی را بالا میبرد تا دهانت را ببندد و عذاب وجدان را بیندازد گردن خودت! در واقع با زبان بیزبانی دارد میگوید: «من همینم که هستم و حالِ تو ذرهای برایم اولویت ندارد.»
رابطهای که در آن خبری از محبت، دلجویی، شنیده شدن و ارزش دادن به غصههایت نباشد، روح و روانت را میتراشد و فرسوده میکند. شاید باید واقعاً تجدید نظز کنی.
نواکنش شاهکار بعدی یعنی «اگر مشکلی داری تجدید نظر کن»، یک زنگ خطر و هشدار کاملاً جدی است. این رفتار رسماً باجگیری عاطفی و نشانه باد غرور ناسالم اوست؛ به جای اینکه پای حرفت بنشیند، بفهمد چقدر اشک ریختی و دلجویی کند، سریع چماقِ تهدید به جدایی را بالا میبرد تا دهانت را ببندد و عذاب وجدان را بیندازد گردن خودت! در واقع با زبان بیزبانی دارد میگوید: «من همینم که هستم و حالِ تو ذرهای برایم اولویت ندارد.»
رابطهای که در آن خبری از محبت، دلجویی، شنیده شدن و ارزش دادن به غصههایت نباشد، روح و روانت را میتراشد و فرسوده میکند. شاید باید واقعاً تجدید نظز کنی.
Forwarded from MrBot - Anonymous Message
من با یه ادمی تورابطم که ۲۹ سالشه
اما مرد نیست دوستان کاملا پسره خب
بعد این اقا پسر قصه داروساز
داروخونه داره بعد از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و منم کنکوری یعنی چند روز دیگه کنکور دارم
خیلی دوسم داره واز لحاط مالی اوکیه اجتماعی اوکیه
اما بعضی رفتاراش باعث شده از چشمم بیوفته
هم خودش هم تو این دو سه ماه مامانش و ابجیش
مثلا هرچی برای من بخره ابجیش با اینکه ۳۰سالشه اما برمیداره
یا وقتی میلن خونش(تنها زندگی میکنه)با اینکه ممکنه ما چند روز تلفنی حرف نزده باشیم و همون لحظه وقت کنیم حرف بزنیم ابجیش داد بزنه قطع کن دیگه😐
همش احساس خطر میکنن از سمت من
اما خیلی دوسم داره میدونم و قصدش خیلی زیاد جدیه بچه ها یجور ترسناک
بعضی اخلاقامونم اصلا به هم نمیخوره ولی خب اون قبول نمیکنه
حالا منو جاج کنید
اما مرد نیست دوستان کاملا پسره خب
بعد این اقا پسر قصه داروساز
داروخونه داره بعد از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و منم کنکوری یعنی چند روز دیگه کنکور دارم
خیلی دوسم داره واز لحاط مالی اوکیه اجتماعی اوکیه
اما بعضی رفتاراش باعث شده از چشمم بیوفته
هم خودش هم تو این دو سه ماه مامانش و ابجیش
مثلا هرچی برای من بخره ابجیش با اینکه ۳۰سالشه اما برمیداره
یا وقتی میلن خونش(تنها زندگی میکنه)با اینکه ممکنه ما چند روز تلفنی حرف نزده باشیم و همون لحظه وقت کنیم حرف بزنیم ابجیش داد بزنه قطع کن دیگه😐
همش احساس خطر میکنن از سمت من
اما خیلی دوسم داره میدونم و قصدش خیلی زیاد جدیه بچه ها یجور ترسناک
بعضی اخلاقامونم اصلا به هم نمیخوره ولی خب اون قبول نمیکنه
حالا منو جاج کنید
MrBot - Anonymous Message
من با یه ادمی تورابطم که ۲۹ سالشه اما مرد نیست دوستان کاملا پسره خب بعد این اقا پسر قصه داروساز داروخونه داره بعد از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و منم کنکوری یعنی چند روز دیگه کنکور دارم خیلی دوسم داره واز لحاط مالی اوکیه اجتماعی اوکیه اما بعضی رفتاراش…
وقتی یک نفر موقعیت مالی و تحصیلی دهانپرکنی دارد خیلی طبیعی است که چشمت را بگیرد و فکر کنی چه الماسی پیدا کردی مخصوصاً در این سن ای دخترک بچه سال.
وابستگی شدید به خانواده و «بچهننه» بودن مشکل اول است؛ وقتی خانوادهاش اینطور در حریم شخصیاش رژه میروند و خودش هم عرضهای برای مرزبندی ندارد، فردا پسفردا در زندگی مشترک روزگارت را سیاه میکند.
دوم، اختلاف فاحش مرحله زندگی است؛ تو تازه اول جوانی، دانشگاه و تجربه استقلالی، در حالی که او با عجله میخواهد قفل و زنجیرت کند تا جلوی بال و پر کشیدنت را بگیرد. (برداشتم از غرغرهایت بود)
الان در 18 سالگی، چند قدم مانده به کنکور، نشستی داری نقش عروس دوم خاندان یک داروساز 29 ساله وابسته به مامانش را بازی میکنی؟ خودت خندهات نمیگیرد؟ الان تمام فکر و ذکرت باید تستهای زیست و شیمی و تراز آزمونت باشد، نه اینکه زانوی غم بغل بگیری که چرا خواهرشوهر آیندهات رژلبی که برایت خریده بودند را کش رفته است.
وابستگی شدید به خانواده و «بچهننه» بودن مشکل اول است؛ وقتی خانوادهاش اینطور در حریم شخصیاش رژه میروند و خودش هم عرضهای برای مرزبندی ندارد، فردا پسفردا در زندگی مشترک روزگارت را سیاه میکند.
دوم، اختلاف فاحش مرحله زندگی است؛ تو تازه اول جوانی، دانشگاه و تجربه استقلالی، در حالی که او با عجله میخواهد قفل و زنجیرت کند تا جلوی بال و پر کشیدنت را بگیرد. (برداشتم از غرغرهایت بود)
الان در 18 سالگی، چند قدم مانده به کنکور، نشستی داری نقش عروس دوم خاندان یک داروساز 29 ساله وابسته به مامانش را بازی میکنی؟ خودت خندهات نمیگیرد؟ الان تمام فکر و ذکرت باید تستهای زیست و شیمی و تراز آزمونت باشد، نه اینکه زانوی غم بغل بگیری که چرا خواهرشوهر آیندهات رژلبی که برایت خریده بودند را کش رفته است.
Forwarded from MrBot - Anonymous Message
جلیلوند و دوستان، درود برشما
اقا ما یه سالی هست با یه پسری در گیر و دار رابطهایم
چند بار هی تا معرضش رفتیم هی دور شدیم و هزار جور ک..کلک و بلاخره الان رفتیم تو رابطه
این که انقدر اول رابطه کشش جنسی داره بهم درسته بنظرتون؟ بعضی وقتا حس میکنم بخاطر اینکه اصلا این کشش رو داشته باهام وارد رابطه شده، هی علاقه به سک..چت و ببینمت و اینا
ممنون میشم نظر منطقیتو از دید یه پسر بشنوم
اقا ما یه سالی هست با یه پسری در گیر و دار رابطهایم
چند بار هی تا معرضش رفتیم هی دور شدیم و هزار جور ک..کلک و بلاخره الان رفتیم تو رابطه
این که انقدر اول رابطه کشش جنسی داره بهم درسته بنظرتون؟ بعضی وقتا حس میکنم بخاطر اینکه اصلا این کشش رو داشته باهام وارد رابطه شده، هی علاقه به سک..چت و ببینمت و اینا
ممنون میشم نظر منطقیتو از دید یه پسر بشنوم
MrBot - Anonymous Message
جلیلوند و دوستان، درود برشما اقا ما یه سالی هست با یه پسری در گیر و دار رابطهایم چند بار هی تا معرضش رفتیم هی دور شدیم و هزار جور ک..کلک و بلاخره الان رفتیم تو رابطه این که انقدر اول رابطه کشش جنسی داره بهم درسته بنظرتون؟ بعضی وقتا حس میکنم بخاطر اینکه اصلا…
حس میکنم خودت بهتر میدانی و نیازی به نظر ما نیست.
برای امشب کافی است. شب پسرها بخیر، دخترها از پارتنرهایشان شب بخیر بخواهند، اگر ندارند مشکل آنهاست.
برای امشب کافی است. شب پسرها بخیر، دخترها از پارتنرهایشان شب بخیر بخواهند، اگر ندارند مشکل آنهاست.
بتمن 🦇
Photo
شخصاً همه استوریها را بدون داشتن هیچ نیتی به نشانه احترام لایک میکنم، چطور باید لایک کردن را نخ دادن در نظر گرفت؟
اگر چیزی را به کسی دادی که سالها آن را نداشت، بعد از مدتی میفهمی که چرا دنیا آن را به او نداده بود.
Forwarded from MrBot - Anonymous Message
سلام
امیر حسین لطفن پیاممو بین حالم خیلی بده به کمکت نیاز دارم
حدود دو سالی هست با یکی رابطه ام. یکی از قشنگ ترین عاشقانه ترین رابطه رو باهم داشتیم همچی خوب. چند بار کات کردیم به هم برگشتیم خیلی همو دوست داشتیم برام میمرد
ولی 3 روزی هست باهم بخث کردیم دعوا کردیم سر یک سوتفاهم کوچیک اما اون تموم کزد
وقتی هم تموم کرد رفت به خواهرم پیام داد منو خواهرم زیاد رابطه خوبی نداریم باهم. اون فکز میکنه خواهرم به من چیزی نمیگه به خواهرم پیشنهاد داده بود خرفای خیلی بدی زد وقتی دیدم قلیم شکست حالم خیلی بد شد ولی نمدونم از خرص من اینکارو کزده یا واقعن به خواهرم چشم داشته یا شایدحرفارو به من برسونه من دیوونه بشم
چند بار 3 نفرع بیرون رفته بودیم. ولی چیز خاصی از خودش نشون نداد خواهرم 16سالشه
من 22 اون30 سالشه
کلن نمیدونم. چزا اینکارو با من کزد
یا من چیکار کنم متوحه بشم این حقیصت داره یانه یا چحثری انتقام بگیرم
امیر حسین لطفن پیاممو بین حالم خیلی بده به کمکت نیاز دارم
حدود دو سالی هست با یکی رابطه ام. یکی از قشنگ ترین عاشقانه ترین رابطه رو باهم داشتیم همچی خوب. چند بار کات کردیم به هم برگشتیم خیلی همو دوست داشتیم برام میمرد
ولی 3 روزی هست باهم بخث کردیم دعوا کردیم سر یک سوتفاهم کوچیک اما اون تموم کزد
وقتی هم تموم کرد رفت به خواهرم پیام داد منو خواهرم زیاد رابطه خوبی نداریم باهم. اون فکز میکنه خواهرم به من چیزی نمیگه به خواهرم پیشنهاد داده بود خرفای خیلی بدی زد وقتی دیدم قلیم شکست حالم خیلی بد شد ولی نمدونم از خرص من اینکارو کزده یا واقعن به خواهرم چشم داشته یا شایدحرفارو به من برسونه من دیوونه بشم
چند بار 3 نفرع بیرون رفته بودیم. ولی چیز خاصی از خودش نشون نداد خواهرم 16سالشه
من 22 اون30 سالشه
کلن نمیدونم. چزا اینکارو با من کزد
یا من چیکار کنم متوحه بشم این حقیصت داره یانه یا چحثری انتقام بگیرم
MrBot - Anonymous Message
سلام امیر حسین لطفن پیاممو بین حالم خیلی بده به کمکت نیاز دارم حدود دو سالی هست با یکی رابطه ام. یکی از قشنگ ترین عاشقانه ترین رابطه رو باهم داشتیم همچی خوب. چند بار کات کردیم به هم برگشتیم خیلی همو دوست داشتیم برام میمرد ولی 3 روزی هست باهم بخث کردیم…
البته اسمم را عوض کردهام، ولی خب همین هم همچنان کفایت میکنذ؛ اصلاً و ابداً فرقی نمیکند که این شاهکارش را از سر سوزاندن دل تو انجام داده یا واقعاً چشم داشته است، (اگرچخ به نظر من چشم داشتن به دختر ۱۶ ساله در ۳۰ سالگی واقعاً نرمال نیست) در هر دو حالت با یک لجنزار از بیاخلاقی و یک شخصیت فوقالعاده سمی و خطرناک طرفیمی
اگر برای لجبازی و حرص دادن تو بوده آدمی که برای یک انتقام مسخره، پا روی ناموس و حریم خانوادهات میگذارد و یک دختر نوجوان ۱۶ ساله را وارد بازیهای کثیفش میکند، رسماً یک بیمار روانی و بیشرف تمامعیار است.
اگر واقعاً چشم داشته یک نرهغول ۳۰ ساله که به خواهر کوچکتر و نابالغ پارتنرش نظر دارد، دیگر اسمش آدم نیست؛ یک منحرف بیبته است که بویی از انسانیت، شرف و حرمت نبرده است.
اگر برای لجبازی و حرص دادن تو بوده آدمی که برای یک انتقام مسخره، پا روی ناموس و حریم خانوادهات میگذارد و یک دختر نوجوان ۱۶ ساله را وارد بازیهای کثیفش میکند، رسماً یک بیمار روانی و بیشرف تمامعیار است.
اگر واقعاً چشم داشته یک نرهغول ۳۰ ساله که به خواهر کوچکتر و نابالغ پارتنرش نظر دارد، دیگر اسمش آدم نیست؛ یک منحرف بیبته است که بویی از انسانیت، شرف و حرمت نبرده است.
MrBot - Anonymous Message
چیکار کنم متوحه بشم این حقیصت داره یانه یا چحثری انتقام بگیرم
کوبندهترین انتقام، قطع کامل و بیتفاوتی مطلق است، موجودی که چنین لجنبازی کثیفی راه انداخته، دقیقاً منتظر است ببیند چطور به هم میریزی، داد میزنی، فحش میدهی یا دنبال تلافی میافتی تا باد در غبغبش (قبقبش، قبغبش، غبقبش) بیندازد و حس کند تیرش به هدف خورده است.
بیشتر از ۲۰ پیام (که برای کانال کوچک ما کم نیست) شبیه این دو تا پیامی که گذاشتم دریافت کردم و دقیقا دست گذاشته روی دغدغه مشترک خیلی از شماها. بارها پیش میآید که جلو آینه میایستید، میبینید نه زشتید، نه اخلاق سگی دارید و نه لنگ میزنید؛ اما تا ۲۰ سالگی یا حتی بیشتر، هنوز وارد هیچ رابطهای نشدهاید یا هر آشنایی تا شروع شده، نصفهنیمه به فنا رفته است، بعد هم سریع صدای وسواس درونی بالا میآید که: «نکند من عیب و ایرادی دارم؟ نکند به اندازه کافی جذاب نیستم؟»
بتمن 🦇
Photo
رابطه داشتن نه مسابقه است، نه مدال افتخار، گاهی واقعاً نداشتن آن بهتر از داشتنش است، (حداقل الآن خودم به خودم این را میگویم) در فضایی زندگی میکنیم که شوآفهای مضحک و ویترینهای رنگارنگ مجازی، این حس دروغین را جا انداختهاند که اگر تا یک سنی دست کسی را نگرفته باشی، رسما بازندهای و قطار زندگیات از ریل خارج شده است. ورود به رابطه ساعت انقضا ندارد. خیلیها صرفا از ترس تنهایی یا جا نماندن از بقیه، شیرجه میزنند وسط رابطههای بیکیفیت و داغان، سینگل ماندن شما تا این سن نشاندهنده نقص نیست؛ نشاندهنده این است که برای خودتان ارزش قائلید و حاضر نشدهاید به هر تهماندهای رضایت دهید.
بتمن 🦇
رابطه داشتن نه مسابقه است، نه مدال افتخار، گاهی واقعاً نداشتن آن بهتر از داشتنش است، (حداقل الآن خودم به خودم این را میگویم) در فضایی زندگی میکنیم که شوآفهای مضحک و ویترینهای رنگارنگ مجازی، این حس دروغین را جا انداختهاند که اگر تا یک سنی دست کسی را نگرفته…
برای یک آدم درونگرا، قدم اول همیشه مثل راه رفتن روی لبه تیغ است. درونگراها زمان میخواهند تا یخشان آب شود؛ اما طرف مقابل که علم غیب ندارد پس این آرامش و تودار بودن را میگذارد پای قیافه گرفتن، غرور یا بیمیلی، و از ترس پس خوردن خودش را میکشد کنار. در واقع خیلی وقتها ارتباط تمام میشود، نه به خاطر اینکه از شما بدش آمده، بلکه به این خاطر که حس کرده دیوار بتنی کشیدهاید و چراغ سبزی ندیده اسن.
بتمن 🦇
برای یک آدم درونگرا، قدم اول همیشه مثل راه رفتن روی لبه تیغ است. درونگراها زمان میخواهند تا یخشان آب شود؛ اما طرف مقابل که علم غیب ندارد پس این آرامش و تودار بودن را میگذارد پای قیافه گرفتن، غرور یا بیمیلی، و از ترس پس خوردن خودش را میکشد کنار. در واقع…
بیست سالگی (و بیشتر) یعنی تازه اول راه، اول نفس کشیدن و اول شناخت خودتان. شأن، اصالت و زیبایی شما با تعداد پارتنر یا استاتوس رابطه تعریف نمیشود. به جای اینکه وقتتان را تلف کنید تا روی خودتان عیبهای تخیلی بگذارید، روی رشد شخصی، اهداف و حال خوبتان کنار من که وقت ارزشمند خود را برای شما تلف میکنم وقت بگذارید. آدم حسابی و هممسیر شما، دقیقا وقتی سر و کلهاش پیدا میشود که با خودتان در صلح باشید، نه وقتی که از سر هول بودن و برای پر کردن یک جای خالی، دستپاچه شدهاید. فکر کنید من با این وضعیت داغان دارم به شماها این را میگویم، دیگر شما چقدر داغانید.
بتمن 🦇
بیست سالگی (و بیشتر) یعنی تازه اول راه، اول نفس کشیدن و اول شناخت خودتان. شأن، اصالت و زیبایی شما با تعداد پارتنر یا استاتوس رابطه تعریف نمیشود. به جای اینکه وقتتان را تلف کنید تا روی خودتان عیبهای تخیلی بگذارید، روی رشد شخصی، اهداف و حال خوبتان کنار من…
جدا از تمام این بحثها و تحلیلهای کسی که خودش مثل اسب در گل مانده، واقعیت این است که رابطه عاطفی ترسناکترین ریسک زندگی است! به خودت میآیی و میبینی درست همان کسی که چشمبسته به او اعتماد داشتی و تمام روحت را پیش پایش گذاشته بودی، ولت کرده رفته، پشت سرت حرف میزند، چتها و عکسهای خصوصیات را نقل مجلس دیگران کرده، خیانت کرده یا یکشبه مثل تکه یخ، سرد و بیتفاوت شده است.
از طرف دیگر، فشار مالی!!!!!!!!!!! مخصوصا وقتی که پسری! حتی اگر پارتنرت اهل مقایسه نباشد و چیزی نخواهد، غیرت و وجدانت آرامت نمیگذارد و مدام میخواهی بهترینها را برایش فراهم کنی. کافی است یک ماشین لوکس جلویتان ترمز بزند تا درونت آتش بگیرد که «نکند حسرتش به دلش بماند؟ نکند عرضه نداشته باشم این زندگی را برایش بسازم؟» و هزار تا نشخوار فکری دیگر.
خلاصه که نصیحتِ این زخمخورده را به گوش بگیرید بتمنهای تنها، ورود به این بازی، اعصاب فولادی، دل ننرس، عقل کم و قلب مریض میخواهد.
از طرف دیگر، فشار مالی!!!!!!!!!!! مخصوصا وقتی که پسری! حتی اگر پارتنرت اهل مقایسه نباشد و چیزی نخواهد، غیرت و وجدانت آرامت نمیگذارد و مدام میخواهی بهترینها را برایش فراهم کنی. کافی است یک ماشین لوکس جلویتان ترمز بزند تا درونت آتش بگیرد که «نکند حسرتش به دلش بماند؟ نکند عرضه نداشته باشم این زندگی را برایش بسازم؟» و هزار تا نشخوار فکری دیگر.
خلاصه که نصیحتِ این زخمخورده را به گوش بگیرید بتمنهای تنها، ورود به این بازی، اعصاب فولادی، دل ننرس، عقل کم و قلب مریض میخواهد.
1 27