این روزها انگار زمین و زمان دستبهیکی کردهاند تا آخرین قطرههای اعصاب روان آدم را هم سر بکشند. از یک طرف قیمتها طوری سر به فلک کشیدهاند که برای نفس کشیدن هم کم مانده مجبور شویم وام بگیریم، و از طرف دیگر، هوش مصنوعی چنان از در و دیوار میبارد که بعید نیست فردا صبح به جای ما از خواب بیدار شود و تصمیم بگیرد به جای ما زندگی کند. گرمای هوا هم که رسما شبیه کوره آجرپزی شده و انگار خورشید تصمیم گرفته همه ما را یکجا کباب کند.
انگار همه را در یک کارخانه کپیسازی بیکیفیت قالب زدهاند و خروجیاش شده لشکری از بردههای حلقهبهگوش ترندهای مجازی. طرف تا دهان باز میکند و ژست اندیشمندانه میگیرد، قشنگ میتوانی حدس بزنی همین چند ساعت پیش کدام ریلز اینستاگرام را بلعیده و حالا دارد کلمه به کلمه همان را به اسم تحلیل شخصی و کشف بزرگش نشخوار میکند.
همه هم که ماشاءالله شمشیر را از رو بستهاند و انگار طلبکار مادرزاد به دنیا آمدهاند؛ منتظرند سر یک نگاه چپ، مسیر وزش باد یا حتی یک کلمه حرف حساب، یقه همدیگر را بدرند و عقدههایشان را خالی کنند. این حجم از تکرارهای پلاستیکی، تنشهای بیسروته و شبیه هم بودنهای اجباری، دیگر از مرز خستگی گذشته و رسما به یک کمدی تلخ و غیرقابل تحمل تبدیل شده است که متاسفانه هیچ دکمه خروجی هم ندارد.
انگار همه را در یک کارخانه کپیسازی بیکیفیت قالب زدهاند و خروجیاش شده لشکری از بردههای حلقهبهگوش ترندهای مجازی. طرف تا دهان باز میکند و ژست اندیشمندانه میگیرد، قشنگ میتوانی حدس بزنی همین چند ساعت پیش کدام ریلز اینستاگرام را بلعیده و حالا دارد کلمه به کلمه همان را به اسم تحلیل شخصی و کشف بزرگش نشخوار میکند.
همه هم که ماشاءالله شمشیر را از رو بستهاند و انگار طلبکار مادرزاد به دنیا آمدهاند؛ منتظرند سر یک نگاه چپ، مسیر وزش باد یا حتی یک کلمه حرف حساب، یقه همدیگر را بدرند و عقدههایشان را خالی کنند. این حجم از تکرارهای پلاستیکی، تنشهای بیسروته و شبیه هم بودنهای اجباری، دیگر از مرز خستگی گذشته و رسما به یک کمدی تلخ و غیرقابل تحمل تبدیل شده است که متاسفانه هیچ دکمه خروجی هم ندارد.
3 40
بدترین و مضحکترین بروزرسانی تلگرام، آن بود که قابلیت پاک کردن دو طرفه چتهای شخصی را اضافه کرد.
بتمن 🦇
بدترین و مضحکترین بروزرسانی تلگرام، آن بود که قابلیت پاک کردن دو طرفه چتهای شخصی را اضافه کرد.
کسی که ریگی به کفش ندارد و حسابش پاک است، ترسی هم از ماندن پیامهایش ندارد که بخواهد ردپایش را از همه جا پاک کند. آن کسی که هولهولکی دکمه حذف دوطرفه را میزند، خودش بهتر از هر کسی میداند که چه دستهگلی به آب داده و دقیقا با چه موجودی طرف هستیم.
Forwarded from Enolla
میگن سر قابلمه میچرخه صاحابشو پیدا میکنه
هرکس بسته به شخصیت خودش موقعیتش رو قبول میکنه
فردی هم که عزت نفس و ... و.. نداشته باشه همچین چیزی رو قبول میکنه
هرکس بسته به شخصیت خودش موقعیتش رو قبول میکنه
فردی هم که عزت نفس و ... و.. نداشته باشه همچین چیزی رو قبول میکنه
Forwarded from MrBot - Anonymous Message
چند وقت پیش با دوست پسرم کات کردم حدودن 3 ماه پیش
بهم خیانت کرده بود و تو گوشیش دیدم چتاشو
الان 2 ماهه هی بهم پیام میده و اصرار میکنه برم حضوری باهاش صحبت کنم
قبلش 2 سال تو رابطه بودیم
بنظرت چکار کنم؟
بهم خیانت کرده بود و تو گوشیش دیدم چتاشو
الان 2 ماهه هی بهم پیام میده و اصرار میکنه برم حضوری باهاش صحبت کنم
قبلش 2 سال تو رابطه بودیم
بنظرت چکار کنم؟
MrBot - Anonymous Message
چند وقت پیش با دوست پسرم کات کردم حدودن 3 ماه پیش بهم خیانت کرده بود و تو گوشیش دیدم چتاشو الان 2 ماهه هی بهم پیام میده و اصرار میکنه برم حضوری باهاش صحبت کنم قبلش 2 سال تو رابطه بودیم بنظرت چکار کنم؟
اول از همه بگویم این نظر شخصی من است و شاید هم اشتباه کنم، اما من گارد به شدت سفتوسختی در برابر خیانت دارم.
دلیل این همه اصرار و پافشاری برای دیدار حضوری این است که طرف خیلی خوب میداند که پشت صفحه چت و با پیام نمیتواند منطقت را دور بزند؛ برای همین دنبال یک قرار رو در رو است تا با بازی احساسی، نگاه مظلومانه، غلط کردم دستم خورد، حواسم نبود، دختر خالم بود، دوست صمیمیم بود، از بچگی باهم بزرگ شده بودیم و مرور دو سال خاطره مشترک و ریختن اشک تمساح، احساست را قلقلک دهد و دوباره دامت را پهن کند.
ذات خیانتکار درستبشو نیست! کسی که یک بار پا روی خط قرمز تعهد گذاشته، با بخشش و فرصت دوباره مومن و وفادار نمیشود، فقط ترفندهایش آپدیت میشود و حرفهایتر عمل میکند! یعنی این بار یاد میگیرد چطور ماهرانهتر ردپایش را محو کند تا حتی روح پیامهای گوشیاش هم خبردار نشود. تو یک بار شجاعت به خرج دادی، برای حرمت و ارزش خودت ایستادی و این وصله ناجور را از زندگیات قیچی کردی. اجازه نده دو ماه ناله و التماس، آن تصمیم محکم و عزتنفست را به بازی بگیرد. عاقلانهترین کار این است که هرگز زیر بار این دیدار حضوری نروی؛ تو (و دیگران) لایق کسی هستی که تعهد در ذاتش ریشه داشته باشد، نه آدمی که بخواهد بعد از گند زدن، وفاداری را تمرین کند.
دلیل این همه اصرار و پافشاری برای دیدار حضوری این است که طرف خیلی خوب میداند که پشت صفحه چت و با پیام نمیتواند منطقت را دور بزند؛ برای همین دنبال یک قرار رو در رو است تا با بازی احساسی، نگاه مظلومانه، غلط کردم دستم خورد، حواسم نبود، دختر خالم بود، دوست صمیمیم بود، از بچگی باهم بزرگ شده بودیم و مرور دو سال خاطره مشترک و ریختن اشک تمساح، احساست را قلقلک دهد و دوباره دامت را پهن کند.
ذات خیانتکار درستبشو نیست! کسی که یک بار پا روی خط قرمز تعهد گذاشته، با بخشش و فرصت دوباره مومن و وفادار نمیشود، فقط ترفندهایش آپدیت میشود و حرفهایتر عمل میکند! یعنی این بار یاد میگیرد چطور ماهرانهتر ردپایش را محو کند تا حتی روح پیامهای گوشیاش هم خبردار نشود. تو یک بار شجاعت به خرج دادی، برای حرمت و ارزش خودت ایستادی و این وصله ناجور را از زندگیات قیچی کردی. اجازه نده دو ماه ناله و التماس، آن تصمیم محکم و عزتنفست را به بازی بگیرد. عاقلانهترین کار این است که هرگز زیر بار این دیدار حضوری نروی؛ تو (و دیگران) لایق کسی هستی که تعهد در ذاتش ریشه داشته باشد، نه آدمی که بخواهد بعد از گند زدن، وفاداری را تمرین کند.
MrBot - Anonymous Message
نظرت در مورد رابطه لانگ چیه؟
اگر بخواهم بدون تعارف و پردهپوشی بگویم، من کلا با مقوله «رابطه لانگ دیستنس» زاویه دارم و معتقدم در اکثر مواقع، بیشتر از اینکه مرحمی برای دل باشد، سوهان روح و فرسایش روانی است.
ارتباط انسانی با لمس، نگاه، لحن واقعی و زبان بدن جان میگیرد. پشت صفحه شیشهای گوشی، نصف مکالمات ناقص میماند، لحنها کجوکوله فهمیده میشود و سر یک ایموجی ناقابل، جنگ جهانی راه میافتد! هر چقدر هم تماس تصویری بگیری، جای یک چای دونفره یا یک در آغوش کشیدن ساده وقت خستگی را نمیگیرد.
این فاصله خوراک سناریوسازی، اضطراب و شکهای بیپایان است. وقتی طرف مقابلت در دنیای واقعی احاطه شده و تو فقط یک آیکون متحرک روی صفحهای، مغزت شروع میکند به بافتن قصههای تخیلی که «الان با چه کسی است و چرا دو دقیقه دیر جواب داد؟»؛ همین وسواسهای ریزریز، آرامش را تبدیل به دود میکند.
از راه دور، آدمها از طرف مقابلشان یک قدیس بینقص در ذهن میتراشند؛ در حالی که عیار واقعی یک رابطه در روزهای بد، بیماری، بیپولی و چالشهای واقعی زندگی سنجیده میشود، نه در دلدادنهای مجازی روی ابرها
رابطه از راه دور مثل باتریخوری است که تمام انرژی عاطفیات را میمکد بیآنکه ذرهای گرمای ملموس پس بدهد. تا وقتی تاریخ انقضای دقیقی برای این فاصله و وصال فیزیکی تعیین نشده باشد، لانگ دیستنس فقط یک برزخ طولانی و پر از بلاتکلیفی است که تهاش هم معمولا به دلسردی و بنبست ختم میشود.
ارتباط انسانی با لمس، نگاه، لحن واقعی و زبان بدن جان میگیرد. پشت صفحه شیشهای گوشی، نصف مکالمات ناقص میماند، لحنها کجوکوله فهمیده میشود و سر یک ایموجی ناقابل، جنگ جهانی راه میافتد! هر چقدر هم تماس تصویری بگیری، جای یک چای دونفره یا یک در آغوش کشیدن ساده وقت خستگی را نمیگیرد.
این فاصله خوراک سناریوسازی، اضطراب و شکهای بیپایان است. وقتی طرف مقابلت در دنیای واقعی احاطه شده و تو فقط یک آیکون متحرک روی صفحهای، مغزت شروع میکند به بافتن قصههای تخیلی که «الان با چه کسی است و چرا دو دقیقه دیر جواب داد؟»؛ همین وسواسهای ریزریز، آرامش را تبدیل به دود میکند.
از راه دور، آدمها از طرف مقابلشان یک قدیس بینقص در ذهن میتراشند؛ در حالی که عیار واقعی یک رابطه در روزهای بد، بیماری، بیپولی و چالشهای واقعی زندگی سنجیده میشود، نه در دلدادنهای مجازی روی ابرها
رابطه از راه دور مثل باتریخوری است که تمام انرژی عاطفیات را میمکد بیآنکه ذرهای گرمای ملموس پس بدهد. تا وقتی تاریخ انقضای دقیقی برای این فاصله و وصال فیزیکی تعیین نشده باشد، لانگ دیستنس فقط یک برزخ طولانی و پر از بلاتکلیفی است که تهاش هم معمولا به دلسردی و بنبست ختم میشود.
MrBot - Anonymous Message
به نظرت چقدر طبیعیه که توی رابطه طرف بیاد همش راجب بقیه دخترا باهات صحبت کنه. راجب کراشش حرف بزنه. بعد تو ک گلایه کنی بگی بسه دیگ ادامه نده الانواقعا توی مود خوبی نیستم ک بتونم همراهیتدکنم. ن تنها گوش نمیده بلکه بدتر میگ فلانی ک بهمپا نمیده و رابطه نمیخواد. ولی من از خدامه ک اون بهم پا بده
این رفتار حتی یک درصد هم طبیعی نیست؛ اسم این مسخرهبازیها نه «صمیمیت» است و نه «صداقت»، بلکه توهین آشکار و لگدمال کردن عزتنفس تو در آن رابطه است
وقتی طرف مدام جلوی چشم تو قربانصدقه کراشهایش و دخترهای دیگر میرود، دارد خیلی شیک و خودآگاه حس بیارزشی و رقابت را در تو تزریق میکند تا تو همیشه در موضع ضعف بمانی و برای دو قورت نیم توجه او دستوپا بزنی.
این جمله وقیحانه که «از خدایم است به من پا بدهد» رسما تکلیف را روشن میکند، تو در ذهن این آدم انتخاب اول و پارتنر نیستی، بلکه یک ایستگاه موقت و دمدستی هستی تا سرش گرم باشد و تنهاییاش پر شودز او در کمال پررویی دارد در چشمت نگاه میکند و میگوید اگر آن یکی چراغ سبز نشان دهد، یک ثانیه هم معطل نمیکند و تو را روی هوا میزند کنار.
وقتی میگویی بس کن و او به جای جمع کردن خودش، وقیحتر میشود و تندتر میتازد، یعنی ذرهای برای احساست حرمت قائل نیست و از بلوغ عاطفی فقط ادعایش را دارد.
ماندن در این لجنزار فقط روان و اعتمادبهنفست را پودر میکند. کسی که تو را تا حد سنگصبور حسرتهای عاشقانهاش برای دیگران پایین آورده، حتی لیاقت یک ثانیه وقت تلف کردن هم ندارد. به جای اینکه پادری آرزوهای او برای بقیه باشی، خیلی قاطع و بدون کش دادن، از این رابطه سمی بزن بیرون و آیدی کانالم را برایش بفرست.
وقتی طرف مدام جلوی چشم تو قربانصدقه کراشهایش و دخترهای دیگر میرود، دارد خیلی شیک و خودآگاه حس بیارزشی و رقابت را در تو تزریق میکند تا تو همیشه در موضع ضعف بمانی و برای دو قورت نیم توجه او دستوپا بزنی.
این جمله وقیحانه که «از خدایم است به من پا بدهد» رسما تکلیف را روشن میکند، تو در ذهن این آدم انتخاب اول و پارتنر نیستی، بلکه یک ایستگاه موقت و دمدستی هستی تا سرش گرم باشد و تنهاییاش پر شودز او در کمال پررویی دارد در چشمت نگاه میکند و میگوید اگر آن یکی چراغ سبز نشان دهد، یک ثانیه هم معطل نمیکند و تو را روی هوا میزند کنار.
وقتی میگویی بس کن و او به جای جمع کردن خودش، وقیحتر میشود و تندتر میتازد، یعنی ذرهای برای احساست حرمت قائل نیست و از بلوغ عاطفی فقط ادعایش را دارد.
ماندن در این لجنزار فقط روان و اعتمادبهنفست را پودر میکند. کسی که تو را تا حد سنگصبور حسرتهای عاشقانهاش برای دیگران پایین آورده، حتی لیاقت یک ثانیه وقت تلف کردن هم ندارد. به جای اینکه پادری آرزوهای او برای بقیه باشی، خیلی قاطع و بدون کش دادن، از این رابطه سمی بزن بیرون و آیدی کانالم را برایش بفرست.
بتمن 🦇
درباره رابطه خود سؤال کنید، اندکی جاج کنیم. https://t.me/MrBot?start=masih
انتظارم تنها چند عدد پیام بود نه دهها، سر فرصت به همه آنها (جالبها) خواهیم پرداخت. شبتان بخیر. 🌝
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from MrBot - Anonymous Message
چند وقت پیش با پارتنرم سر اینکه شب یهویی با دوستش رفت بیرون و وسط چت و حرف زدن من درباره یکی از مشکلاتم ،شبخیر گفت یکمی بحثمون شد فرداش و من ازش توقع داشتم بابت ناراحتی من و اینکه خیلی گریه کرده بودم و اینا ببخشید بگه یا کمی ناز بکشه ولی خیلی سفت و سخت برگشت گفت من بابت کاری ک نکردم ببخشید نمیگم و اگر مشکلی با این قضیه داری توی ادامه رابطه تجدید نظر کن
و حقیقتا حس میکنم ارزشی براش ندارم چون سر اینکه وقت نمیزاره و اصلا ناز نمیکشه و یهویی میزاره میره تا چندین ساعت اینا چن باری بحثمون شده و معتقده من حساسم الکی الان حس میکنم اهمیتی براش ندارم
و حقیقتا حس میکنم ارزشی براش ندارم چون سر اینکه وقت نمیزاره و اصلا ناز نمیکشه و یهویی میزاره میره تا چندین ساعت اینا چن باری بحثمون شده و معتقده من حساسم الکی الان حس میکنم اهمیتی براش ندارم