با جماعتی که اشتراکی بودن خود را پشت اجتماعی بودن پنهان میکنند اصلا بحث نکنید. اینها عادت دارند مال همگان باشند و نامش را بگذارند روابط عمومی بالا, بهترین کار این است که آنها را با امثال خودشان تنها بگذارید تا در همان سطح نازل، سرگرم معاشرتهای دستجمعی باشند.
نمیدانم؛ شاید حق با او باشد [1]
https://www.instagram.com/reel/DTigUpOEzTV/?igsh=MXJ5NHQ5djZuZnM2dA==
https://www.instagram.com/reel/DTigUpOEzTV/?igsh=MXJ5NHQ5djZuZnM2dA==
بتمن 🦇
SMYL | امیرحسین. – عشقمکجاست؟
قصه از آنجایی شروع میشود که راوی نصفهشب از خواب میپرد و میبیند جای یار در رختخواب خالی است. بیچاره میان خواب و بیداری هنگ کرده و با خودش میگوید یعنی کجا غیبش زد؟
کار به جایی میرسد که با لحنی ملتمسانه از در و دیوار و طبیعت سراغ عشقش را میگیرد. دلش هزار راه میرود که نکند در این تاریکی گم شده باشد یا سر از رودخانه درآورده باشد (که البته رودخانه در اینجا همان استعاره شیک غرق شدن در افسردگی و افکار تاریک است).
خلاصه که کل آهنگ، روایتگر همان سکته ناقصی است که وقتی نیمهشب بیدار میشوی و میبینی عزیزترین آدم زندگیات ناگهان آب شده و رفته توی زمین، به تو دست میدهد.
کار به جایی میرسد که با لحنی ملتمسانه از در و دیوار و طبیعت سراغ عشقش را میگیرد. دلش هزار راه میرود که نکند در این تاریکی گم شده باشد یا سر از رودخانه درآورده باشد (که البته رودخانه در اینجا همان استعاره شیک غرق شدن در افسردگی و افکار تاریک است).
خلاصه که کل آهنگ، روایتگر همان سکته ناقصی است که وقتی نیمهشب بیدار میشوی و میبینی عزیزترین آدم زندگیات ناگهان آب شده و رفته توی زمین، به تو دست میدهد.
مستأجرها تا خانه جدیدی پیدا نکنند خانه قبلیرا خالی نمیکنند؛ باز هم خودتان میدانید.
بتمن 🦇
ایزاکدنیلسون | امیرحسین. – او
این آهنگ رسما موسیقی متن یک دوره از زندگی من است؛ خط به خطش را با گوشت و استخوان زندگی کردهام و الحق که جای شکرش باقی است که از آن دوران جان سالم به در بردم. (اگرچه امیدوارم باعث و بانیاش هرجا که هست خوشحال و موفق باشد)
قصه درباره بنده خدایی است که در یک رابطه فقط حضور فیزیکی دارد، اما قلب و حواس طرف مقابلش در گرو شخص غایبی است که در آهنگ به او میگویند همان آقا (Him). راوی با چشمان خودش میبیند که تا اسم آن شخص سوم به میان میآید، چشمان یار چنان برقی میزند و خندهای روی لبش مینشیند که در تمام مدت رابطهشان برای خودِ راوی چنین اتفاقی نیفتاده است
کل داستان مرثیهای است برای کسی که میداند در بهترین حالت نقش لاستیک زاپاس را دارد و عمرا نتواند جای یار اصلی را در دل طرف بگیرد.
قصه درباره بنده خدایی است که در یک رابطه فقط حضور فیزیکی دارد، اما قلب و حواس طرف مقابلش در گرو شخص غایبی است که در آهنگ به او میگویند همان آقا (Him). راوی با چشمان خودش میبیند که تا اسم آن شخص سوم به میان میآید، چشمان یار چنان برقی میزند و خندهای روی لبش مینشیند که در تمام مدت رابطهشان برای خودِ راوی چنین اتفاقی نیفتاده است
کل داستان مرثیهای است برای کسی که میداند در بهترین حالت نقش لاستیک زاپاس را دارد و عمرا نتواند جای یار اصلی را در دل طرف بگیرد.
❤3
بتمن 🦇
اَشر آو ایدن | امیرحسین. – خدایامنوازدستخودمنجاتبده
داستان این آهنگ شرح حال کسی است که با شیاطین درونش سرشاخ شده و تازه فهمیده بزرگترین دشمنش، همان کسی است که هر روز صبح در آینه میبیند.
وی وسط خرابههای زندگیاش (که البته کلاس گذاشته و اسمش را خاکسترهای بهشت گذاشته) ایستاده و به زمین و زمان التماس میکند که یکی بیاید و او را از شر خودش و افکارش نجات دهد.
این قطعه حکایت رسیدن به آن بنبستی است که آدم میفهمد هیچکس به اندازه خودش نمیتواند اینطور تمیز تیشه به ریشهاش بزند. حالا هم ملتمسانه دنبال یک روزنه نور میگردد تا از این زندان انفرادی که با دستهای خودش ساخته فرار کند.
وی وسط خرابههای زندگیاش (که البته کلاس گذاشته و اسمش را خاکسترهای بهشت گذاشته) ایستاده و به زمین و زمان التماس میکند که یکی بیاید و او را از شر خودش و افکارش نجات دهد.
این قطعه حکایت رسیدن به آن بنبستی است که آدم میفهمد هیچکس به اندازه خودش نمیتواند اینطور تمیز تیشه به ریشهاش بزند. حالا هم ملتمسانه دنبال یک روزنه نور میگردد تا از این زندان انفرادی که با دستهای خودش ساخته فرار کند.
MrBot - Anonymous Message
حاجی میدونم بهت ربطی نداره ولی کسی دیگه اینترنت نداره انگا
بتظرت چرا دوس دخترم بعد ۱ سال یهو بی دلیل ولم کرد رفت 😐
بتظرت چرا دوس دخترم بعد ۱ سال یهو بی دلیل ولم کرد رفت 😐
بانوان معمولا مثل جن بو داده یکدفعه غیبشان نمیزند؛ پشت این رفتنها، یا یک برنامهریزی بلندمدت خوابیده، یا از قبل جانشینی برای تو (توئه؟ توعه؟ توِ؟) بیچاره پیدا کردهاند. اتفاقا خیلی وقتها قبل از بستن چمدان، با رفتارها یا سخنرانیهای مستقیم، آژیر خطر را میکشند. حالا یا شما در طول زمان چنان روی اعصابشان رژه رفتهاید که کاسه صبرشان قطرهقطره سرریز شده، یا کلا پای شخص دیگری در میان است.
درکل بهنظر بنده، پدیدهای به اسم رفتن یهویی و بیدلیل، در دایرهالمعارف آنها جایگاهی ندارد.
درکل بهنظر بنده، پدیدهای به اسم رفتن یهویی و بیدلیل، در دایرهالمعارف آنها جایگاهی ندارد.
سرزمین جالبیاست، اینترنت قطع باشد طبیعیست و اگر لحظهای وصل شود میگوییم اختلال است.